Wednesday, May 07, 2008

با دانشگاه به خواب رفته نوآوري محال است

دانشگاه شهيد بهشتي هفته پيش شاهد برگزاري سميناري تحت عنوان "نفت وتحولات سياسي تاريخ معاصر ‏ايران" بود. همزمان درس گفتارهاي محمد مجتهد شبستري نيز در حسينيه ارشاد برگزار شد. اين دو سخنراني ‏و سميناردر يک نکته اشتراک داشتند: مخاطب جوانان. با اين تفاوت که در اولي همه صندلي ها خالي بود و ‏در حسينيه ارشاد جاي خالي وجود نداشت.چرا؟ در اين باره با دانشجويان سخن گفته ايم. ‏
شبستري در حسينيه ارشاد موضوع قرائت نبوي از جهان را طي درس گفتارهايي هر 15 روز يكبار دنبال ‏مي كند [خلاصه اين مباحث در آدرس ‏www.cgie.ir‏ وجود دارد] و همه جلسات هم پراز مخاطب جوان ‏است. در توضيح اين دو نوع برخورد، دانشجويي به خبرنگار روز مي گويد: دانشگاه خواب است، با دانشگاه ‏خواب هم نمي شود به سراغ توليد فكر و انديشه و مقابله با انديشه هاي ديگر رفت. من تهاجم فرهنگي را قبول ‏ندارم، ‌ولي با اين دانشگاهي كه تنها دانشجوي كور و كر مي خواهد چه تاج گلي مي توان به سر مملكت زد. ‏
دانشجوي ديگري که از حاضرين پيگير جلسات مجتهد شبستري است، اضافه مي کند: نوآوري اين جا است. ‏من نمي گويم هر چه اين جا عنوان مي شود صحيح است، ولي مگر مي شود نوآوري درمحافل مرده ‏دانشگاهي دنبال شود. دانشجويي كه با يك سوال مي تواند به كميته انضباطي معرفي شود، چگونه مي تواند ‏نوآورباشد ؟ يا زماني كه يك نشريه علمي بسته مي شود چگونه اين امكان وجود دارد كه شجاعت علمي به ‏سراغ دانشجويان بيايد؟
يک دانشجوي دوره دكتراي فلسفه نيز مي گويد: آقاي لاريجاني پس از 30 سال سخنان آقاي مطهري را تكرار ‏مي كند كه بايد يك ماركسيست مومن در دانشگاه تدريس كند، هرچند سخن امروز ايشان نيز قابل ستايش است ‏اما چرا نمي گويد آقاي شبستري چرا نبايد مباحث اش به دانشگاه بيايد يا چرا نبايد دكتر سروش و دكتر بشيريه ‏قادر باشند در دانشگاه هاي ايران تدريس كنند؟
اين دانشجو تشنگي دانشجويان به علم وآزاد انديشي را مهمترين عامل حضور آنان در پاي سخنان مجتهد ‏شبستري دانست. ‏
اما دانشجويان شركت كننده در سمينار " نفت وتحولات سياسي تاريخ معاصر ايران" چه مي گويند؟ آنها نيز ‏مايل نيستند اسم شان مطرح شود، از احضار به كميته انضباطي وحشت دارند و مي گويند: اگر مي خواهيد ‏حرف بزنيم، ضبط صوت را جلوي دهانمان نگيريد. اگر ما را به كميته انضباطي احضار كنند، مجبوريم ‏بگوييم چه گفته ايم وچه نگفته ايم. و آخر هم اينکه: به اين جلسات هم بياييم نبايد منتظر ياد گرفتن چيزي باشيم.‏
يکي از همين دانشجويان دراين ارتباط مي افزايد: مهمترين دليل عدم استقبال دانشجويان رشته اقتصاد و يا ‏علوم سياسي از سمينار حاضر، تكراري بودن مباحث است. البته ما نمي دانستيم كه قرار است دكتر هرميداس ‏باوند نيز در اين سمينار سخنراني كند، با اين همه ذكر پاره اي مسايل تاريخي بدون آنكه تحليل اساسي از ‏اوضاع ارائه شود ـ كه اين خود ناشي از امنيتي شدن دانشگاه است، ـ چه سودي مي تواند براي دانشجويان به ‏دنبال داشته باشد؟
يکي ديگر از دانشجويان به عدم هماهنگي ميان وقت برگزاري كلاس هاو سمينار ها اشاره مي کند و مي ‏گويد: اگر اين سمينار، سمينار مهمي است، چرا استادان كلاس خود را تعطيل نمي كنند و گزارش دانشجو از ‏اين دست از سمينارهارا به عنوان شركت دركلاس درس و يادداشت برداري از آنها را گزارش درسي تلقي ‏نمي كنند؟
دوست او مي افزايد: به نظرشما عجيب نيست سميناري كه دردانشگاه برگزار مي شود سازو كارش جدا از ‏درس و زندگي ومنافع دانشجو باشد؟ دانشجويان با توجه به کدام انگيزه ها بايد از اين دست اسمينارها استقبال ‏كنند؟
وي ادامه مي دهد: كشور به متفكر نياز ندارد، به چاپلوس و جاسوس براي كميته انضباطي نياز دارد.ضمن ‏اينکه دلارهاي نفتي باعث شده ما هم تنبل شويم و به مهمترين مسايلمان توجه نكنيم. من خودم وقتي به دوستم ‏گفتم بيا به سمينار برويم، در جواب به من گفت: من فقط مي خواهم نمره بگيرم و در اين شرايط جزوه نويسي ‏بهترين كار است. ما براي اينها نه دانشجو هستيم و نه محقق، فقط يك عده الاغيم كه بايد قدم به قدم براي ما ‏مراقب بگذارند تا دچار انواع انحرافت نشويم. اين جا دانشگاه نيست، مكتب خانه است.‏
دانشجوي ديگري مي گويد: ما از شنيدن حرف هاي تكراري خسته شده ايم. تا چه وقت تنها كساني بايد به ‏سمينارها دعوت شوند كه يا فقط سخن علمي محض بگويند و يا اگر به حوزه اقتصاد سياسي وارد مي شوند، ‏اوضاع را گل وبلبلي نشان بدهند، آيا اين روش توهين به فكر دانشجو و استادها نيست؟ ‏‏ ‏بر اين اساس است که در سمينار مهم نفتف تعداد حاضرين از 60 نفر آن هم درسالن 250 تا 300 نفري فراتر ‏نمي رود و كلاس درس گفتارهاي مجتهد شبستري درحسينيه ارشاد طوري شلوع مي شود که جا براي نشستن ‏نيست.‏
دانشجو دختري حرف را خلاصه مي کند: از شرکت در سمينار هاي دولتي خسته شده ايم
. ‏

No comments: