تغییر برای برابری : شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی پروین اردلان را اتهام اجتماع و تبانی غیر قانوین و تمرد در مقابل پلیس به قصد برهم زدن امنیت کشور طبق ماده 610 قانون مجازات اسلامی و رعایت ماده 25 قانون مجازات اسلامی وی را به دو سال حبس تعلیقی تا سه سال – با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده است . طبق این حکم وی چنان چه در مدت ایام تعلیق مرتکب جرمی شود، این حکم قابل اجراست. لیلا علی کرمی وکیل پروین اردلان به همراه موکل خود ظرف 20 روز آینده اعتراض به این حکم را تقدیم دادگاه تجدید نظر استان خواهد کرد.پروین اردلان فعال جنبش زنان وعضو کمپین یک میلیون امضا، روز 13 اسفند 1385 به همراه 32 نفر از فعالان جنبش زنان در برابر دادگاه بازداشت شد. آن روز، زمان دادگاه او و 4 تن از فعالان جنبش زنان در شعبه ششم دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام برگزاری تجمع 22 خرداد 1385 در میدان هفتم تیر بود. پیش از تشکیل دادگاه، آنها با مشاهده برخورد خشونت آمیز پلیس با زنانی که به خاطر همبستگی و همدلی با متهمان 22 تجمع خرداد در انتظارشان بودند، از دادگاه خارج شدند تا مانع از ضرب و شتم و بازداشت زنان شوند که خودشان نیز به همراه آنان بازداشت شدند.پروین اردلان درباره نحوه ابلاغ حکم به او گفت :« برای پی گیری وضعیت ممنوع الخروجی ام به شعبه 13 دادگاه انقلاب رفته بودم که حکم مربوط به پرونده 13 اسفند نیز به من ابلاغ شد. وی درباره پرونده اخیر خود گفت این پرونده در مورد سایت های تغییربرای برابری و زنستان است و پیش از این نیز مریم حسین خواه و جلوه جواهری به این بهانه در بازداشت بودند. » اتهام او در پرونده اخیر فعالیت تبلیغی علیه نظام است.برنده جایزه اولاف پالمه در مورد وضعیت ممنوع الخروجی خود گفت: « اسفند سال گذشته قصد شرکت در مراسم اهدای جایزه بنیاد اولاف پالمه را داشتم که ممنوع الخروج شدم. به همین منظور مجددا به دادگاه احضار شدم و در مورد فعالیتم در سایت های تغییر برای برابری و زنستان مورد بازپرسی قرار گرفتم. پس از انجام بازپرسی پی گیر وضعیت ممنوع اخروجی ام شدم که بازپرس پرونده دلیل را جویا شد. اعلام کردم جهت شرکت در مراسم مختلفی دعوت شده ام که ایشان رفع ممنوع الخروجی را به رویت دعوت نامه منوط کردند. اما من دلیلی برای نشان دادن دعوت نامه به ایشان ندیدیم چون از لحاظ قانونی هم قرار نیست برای هر مسافرت اجازه دادگاه را کسب کنیم. ضمن مشورت با وکلایم در خواست دریافت گذرنامه ام را طرح کردم اما بازپرس پرونده در دادیاری ویژه امنیت اعلام کرد: " دعوت نامه را نیاوردی، ما هم کیفر خواست را صادر کردیم!" و به من گفته شد برای پی گیری آن باید به شعبه ای که پرونده ارسال شده مراجعه کنم. درشعبه 13 دادگاه به من اعلام شد که وقت رسیدگی به این پرونده 12 مرداد 1387 است و تا پیش از تشکیل دادگاه نمی تواند دستوری برای رفع ممنوع الخروجی صادر کند و قاضی شعبه 13 نیز تاکید کرد چون این دستور از سوی معاونت امنیت صادر شده آنها می توانند در این زمینه دستور رفع ممنوعیت را صادر کنند. مجددا به معاونت امنیت مراجعه کردم و بازپرس مجددا اعلام کرد که از حیطه وظایف او خارج شده و برعهده شعبه ارسال شده است. بنابر این می بینید که در این میان هیچ کس مسئول نیست و ظاهرا قانونی عمل می کنند ولی واقعیت امر این است که ممانعت از خروج فعالان زنان مدت هاست که در دستور کار قرار گرفته است، به قول دوستی "اگر اعلام می کردیم که قصد بازگشت نداریم حتما ممنو ع الخروجی مان رفع می شد!"
Wednesday, May 07, 2008
با دانشگاه به خواب رفته نوآوري محال است
دانشگاه شهيد بهشتي هفته پيش شاهد برگزاري سميناري تحت عنوان "نفت وتحولات سياسي تاريخ معاصر ايران" بود. همزمان درس گفتارهاي محمد مجتهد شبستري نيز در حسينيه ارشاد برگزار شد. اين دو سخنراني و سميناردر يک نکته اشتراک داشتند: مخاطب جوانان. با اين تفاوت که در اولي همه صندلي ها خالي بود و در حسينيه ارشاد جاي خالي وجود نداشت.چرا؟ در اين باره با دانشجويان سخن گفته ايم.
شبستري در حسينيه ارشاد موضوع قرائت نبوي از جهان را طي درس گفتارهايي هر 15 روز يكبار دنبال مي كند [خلاصه اين مباحث در آدرس www.cgie.ir وجود دارد] و همه جلسات هم پراز مخاطب جوان است. در توضيح اين دو نوع برخورد، دانشجويي به خبرنگار روز مي گويد: دانشگاه خواب است، با دانشگاه خواب هم نمي شود به سراغ توليد فكر و انديشه و مقابله با انديشه هاي ديگر رفت. من تهاجم فرهنگي را قبول ندارم، ولي با اين دانشگاهي كه تنها دانشجوي كور و كر مي خواهد چه تاج گلي مي توان به سر مملكت زد.
دانشجوي ديگري که از حاضرين پيگير جلسات مجتهد شبستري است، اضافه مي کند: نوآوري اين جا است. من نمي گويم هر چه اين جا عنوان مي شود صحيح است، ولي مگر مي شود نوآوري درمحافل مرده دانشگاهي دنبال شود. دانشجويي كه با يك سوال مي تواند به كميته انضباطي معرفي شود، چگونه مي تواند نوآورباشد ؟ يا زماني كه يك نشريه علمي بسته مي شود چگونه اين امكان وجود دارد كه شجاعت علمي به سراغ دانشجويان بيايد؟
يک دانشجوي دوره دكتراي فلسفه نيز مي گويد: آقاي لاريجاني پس از 30 سال سخنان آقاي مطهري را تكرار مي كند كه بايد يك ماركسيست مومن در دانشگاه تدريس كند، هرچند سخن امروز ايشان نيز قابل ستايش است اما چرا نمي گويد آقاي شبستري چرا نبايد مباحث اش به دانشگاه بيايد يا چرا نبايد دكتر سروش و دكتر بشيريه قادر باشند در دانشگاه هاي ايران تدريس كنند؟
اين دانشجو تشنگي دانشجويان به علم وآزاد انديشي را مهمترين عامل حضور آنان در پاي سخنان مجتهد شبستري دانست.
اما دانشجويان شركت كننده در سمينار " نفت وتحولات سياسي تاريخ معاصر ايران" چه مي گويند؟ آنها نيز مايل نيستند اسم شان مطرح شود، از احضار به كميته انضباطي وحشت دارند و مي گويند: اگر مي خواهيد حرف بزنيم، ضبط صوت را جلوي دهانمان نگيريد. اگر ما را به كميته انضباطي احضار كنند، مجبوريم بگوييم چه گفته ايم وچه نگفته ايم. و آخر هم اينکه: به اين جلسات هم بياييم نبايد منتظر ياد گرفتن چيزي باشيم.
يکي از همين دانشجويان دراين ارتباط مي افزايد: مهمترين دليل عدم استقبال دانشجويان رشته اقتصاد و يا علوم سياسي از سمينار حاضر، تكراري بودن مباحث است. البته ما نمي دانستيم كه قرار است دكتر هرميداس باوند نيز در اين سمينار سخنراني كند، با اين همه ذكر پاره اي مسايل تاريخي بدون آنكه تحليل اساسي از اوضاع ارائه شود ـ كه اين خود ناشي از امنيتي شدن دانشگاه است، ـ چه سودي مي تواند براي دانشجويان به دنبال داشته باشد؟
يکي ديگر از دانشجويان به عدم هماهنگي ميان وقت برگزاري كلاس هاو سمينار ها اشاره مي کند و مي گويد: اگر اين سمينار، سمينار مهمي است، چرا استادان كلاس خود را تعطيل نمي كنند و گزارش دانشجو از اين دست از سمينارهارا به عنوان شركت دركلاس درس و يادداشت برداري از آنها را گزارش درسي تلقي نمي كنند؟
دوست او مي افزايد: به نظرشما عجيب نيست سميناري كه دردانشگاه برگزار مي شود سازو كارش جدا از درس و زندگي ومنافع دانشجو باشد؟ دانشجويان با توجه به کدام انگيزه ها بايد از اين دست اسمينارها استقبال كنند؟
وي ادامه مي دهد: كشور به متفكر نياز ندارد، به چاپلوس و جاسوس براي كميته انضباطي نياز دارد.ضمن اينکه دلارهاي نفتي باعث شده ما هم تنبل شويم و به مهمترين مسايلمان توجه نكنيم. من خودم وقتي به دوستم گفتم بيا به سمينار برويم، در جواب به من گفت: من فقط مي خواهم نمره بگيرم و در اين شرايط جزوه نويسي بهترين كار است. ما براي اينها نه دانشجو هستيم و نه محقق، فقط يك عده الاغيم كه بايد قدم به قدم براي ما مراقب بگذارند تا دچار انواع انحرافت نشويم. اين جا دانشگاه نيست، مكتب خانه است.
دانشجوي ديگري مي گويد: ما از شنيدن حرف هاي تكراري خسته شده ايم. تا چه وقت تنها كساني بايد به سمينارها دعوت شوند كه يا فقط سخن علمي محض بگويند و يا اگر به حوزه اقتصاد سياسي وارد مي شوند، اوضاع را گل وبلبلي نشان بدهند، آيا اين روش توهين به فكر دانشجو و استادها نيست؟ بر اين اساس است که در سمينار مهم نفتف تعداد حاضرين از 60 نفر آن هم درسالن 250 تا 300 نفري فراتر نمي رود و كلاس درس گفتارهاي مجتهد شبستري درحسينيه ارشاد طوري شلوع مي شود که جا براي نشستن نيست.
دانشجو دختري حرف را خلاصه مي کند: از شرکت در سمينار هاي دولتي خسته شده ايم.
شبستري در حسينيه ارشاد موضوع قرائت نبوي از جهان را طي درس گفتارهايي هر 15 روز يكبار دنبال مي كند [خلاصه اين مباحث در آدرس www.cgie.ir وجود دارد] و همه جلسات هم پراز مخاطب جوان است. در توضيح اين دو نوع برخورد، دانشجويي به خبرنگار روز مي گويد: دانشگاه خواب است، با دانشگاه خواب هم نمي شود به سراغ توليد فكر و انديشه و مقابله با انديشه هاي ديگر رفت. من تهاجم فرهنگي را قبول ندارم، ولي با اين دانشگاهي كه تنها دانشجوي كور و كر مي خواهد چه تاج گلي مي توان به سر مملكت زد.
دانشجوي ديگري که از حاضرين پيگير جلسات مجتهد شبستري است، اضافه مي کند: نوآوري اين جا است. من نمي گويم هر چه اين جا عنوان مي شود صحيح است، ولي مگر مي شود نوآوري درمحافل مرده دانشگاهي دنبال شود. دانشجويي كه با يك سوال مي تواند به كميته انضباطي معرفي شود، چگونه مي تواند نوآورباشد ؟ يا زماني كه يك نشريه علمي بسته مي شود چگونه اين امكان وجود دارد كه شجاعت علمي به سراغ دانشجويان بيايد؟
يک دانشجوي دوره دكتراي فلسفه نيز مي گويد: آقاي لاريجاني پس از 30 سال سخنان آقاي مطهري را تكرار مي كند كه بايد يك ماركسيست مومن در دانشگاه تدريس كند، هرچند سخن امروز ايشان نيز قابل ستايش است اما چرا نمي گويد آقاي شبستري چرا نبايد مباحث اش به دانشگاه بيايد يا چرا نبايد دكتر سروش و دكتر بشيريه قادر باشند در دانشگاه هاي ايران تدريس كنند؟
اين دانشجو تشنگي دانشجويان به علم وآزاد انديشي را مهمترين عامل حضور آنان در پاي سخنان مجتهد شبستري دانست.
اما دانشجويان شركت كننده در سمينار " نفت وتحولات سياسي تاريخ معاصر ايران" چه مي گويند؟ آنها نيز مايل نيستند اسم شان مطرح شود، از احضار به كميته انضباطي وحشت دارند و مي گويند: اگر مي خواهيد حرف بزنيم، ضبط صوت را جلوي دهانمان نگيريد. اگر ما را به كميته انضباطي احضار كنند، مجبوريم بگوييم چه گفته ايم وچه نگفته ايم. و آخر هم اينکه: به اين جلسات هم بياييم نبايد منتظر ياد گرفتن چيزي باشيم.
يکي از همين دانشجويان دراين ارتباط مي افزايد: مهمترين دليل عدم استقبال دانشجويان رشته اقتصاد و يا علوم سياسي از سمينار حاضر، تكراري بودن مباحث است. البته ما نمي دانستيم كه قرار است دكتر هرميداس باوند نيز در اين سمينار سخنراني كند، با اين همه ذكر پاره اي مسايل تاريخي بدون آنكه تحليل اساسي از اوضاع ارائه شود ـ كه اين خود ناشي از امنيتي شدن دانشگاه است، ـ چه سودي مي تواند براي دانشجويان به دنبال داشته باشد؟
يکي ديگر از دانشجويان به عدم هماهنگي ميان وقت برگزاري كلاس هاو سمينار ها اشاره مي کند و مي گويد: اگر اين سمينار، سمينار مهمي است، چرا استادان كلاس خود را تعطيل نمي كنند و گزارش دانشجو از اين دست از سمينارهارا به عنوان شركت دركلاس درس و يادداشت برداري از آنها را گزارش درسي تلقي نمي كنند؟
دوست او مي افزايد: به نظرشما عجيب نيست سميناري كه دردانشگاه برگزار مي شود سازو كارش جدا از درس و زندگي ومنافع دانشجو باشد؟ دانشجويان با توجه به کدام انگيزه ها بايد از اين دست اسمينارها استقبال كنند؟
وي ادامه مي دهد: كشور به متفكر نياز ندارد، به چاپلوس و جاسوس براي كميته انضباطي نياز دارد.ضمن اينکه دلارهاي نفتي باعث شده ما هم تنبل شويم و به مهمترين مسايلمان توجه نكنيم. من خودم وقتي به دوستم گفتم بيا به سمينار برويم، در جواب به من گفت: من فقط مي خواهم نمره بگيرم و در اين شرايط جزوه نويسي بهترين كار است. ما براي اينها نه دانشجو هستيم و نه محقق، فقط يك عده الاغيم كه بايد قدم به قدم براي ما مراقب بگذارند تا دچار انواع انحرافت نشويم. اين جا دانشگاه نيست، مكتب خانه است.
دانشجوي ديگري مي گويد: ما از شنيدن حرف هاي تكراري خسته شده ايم. تا چه وقت تنها كساني بايد به سمينارها دعوت شوند كه يا فقط سخن علمي محض بگويند و يا اگر به حوزه اقتصاد سياسي وارد مي شوند، اوضاع را گل وبلبلي نشان بدهند، آيا اين روش توهين به فكر دانشجو و استادها نيست؟ بر اين اساس است که در سمينار مهم نفتف تعداد حاضرين از 60 نفر آن هم درسالن 250 تا 300 نفري فراتر نمي رود و كلاس درس گفتارهاي مجتهد شبستري درحسينيه ارشاد طوري شلوع مي شود که جا براي نشستن نيست.
دانشجو دختري حرف را خلاصه مي کند: از شرکت در سمينار هاي دولتي خسته شده ايم.
Sunday, April 20, 2008
شلاق و زندان براي نسرين افضلي

معاونت امنيت دادسراي انقلاب حکم شش ماه زندان و ده ضربه شلاق را براي نسرين افضلي، يکي از فعالان جنبش زنان صادر کرد.
اين حکم که روز گذشته به محمد مصطفايي، وکيل افضلي ابلاغ شد، از سوي شعبه 13 دادگاه انقلاب و به اتهام اخلال در نظم عمومي، با استناد به ماده 618 قانون مجازات اسلامي صادر گرديد.
نسرين افضلي در تاريخ 13 اسفند 1386 به همراه 32 تن از فعالان جنبش زنان در ايران در مقابل دادسراي انقلاب تهران دستگير شد. اتهام اوليه تفهيم شده به وي، اجتماع غيرقانوني و تباني به قصد برهم زدن امنيت کشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد از دستور پليس بود که بر همين مبنا، در نهايت معاونت امنيت دادسراي انقلاب براي وي قرار مجرميت و کيفرخواست صادر کردند.
محمد مصطفايي در اين باره خاطرنشان مي کند: پس از صدور کيفرخواست پرونده موکلم جهت رسيدگي ماهوي به شعبه 13 دادگاه انقلاب ارجاع شد. در تاريخ 22 اسفند 1386 جلسه محاکمه – البته در روندي غير قانوني و بدون حضور معاون دادستان – تشکيل و موکلم نسبت به اتهامات مندرج در کيفرخواست از خود دفاع کرد که دادگاه ايشان را به 6 ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم کرد که مجازاتهاي ياد شده به استناد ماده 25 قانون مجازات اسلامي به مدت دو سال تعليق گرديد
وي همچنين درباره صدور اين حکم مي افزايد: هيچ گونه دليل و مدرک محکمه پسندي براي انتساب اتهامات وارده به موکلم وجود نداشته و از طرفي ايشان درباره اتهامات اجتماع غيرقانوني و تباني به قصد برهم زدن امنيت کشور بي گناه شناخته شده است.
نسرين افضلي نيز درباره حکم صادر شده براي وي مي گويد: صدور اين حکم را قبل از هرچيز غير منطقي مي بينم. چطور ممکن است کسي از اتهام اجتماع غير قانوني و تمرد از دستور پليس تبرئه شده باشد، اما در اتهام اخلال در نظم عمومي در همان مکان مجرم شناخته شود؟
وکيل نسرين افضلي تاکيد دارد که چون حكم صادر شده برخلاف قانون و ناعادلانه مي باشد در مهلت مقرر قانوني اعتراض خواهد کرد.
پيش از اين مرضيه مرتاضي لنگرودي، فعال جنبش زنان نيز با همين جرم، به شش ماه زندان و ده ضربه شلاق محکوم شده بود. در تاريخ دهم فروردين 87 نيز زينب پيغمبر زاده، فعال جنبش زنان به دو ماه حبس تعليقي از سوي شعبه 16 دادگاه انقلاب محکوم شد
اين حکم که روز گذشته به محمد مصطفايي، وکيل افضلي ابلاغ شد، از سوي شعبه 13 دادگاه انقلاب و به اتهام اخلال در نظم عمومي، با استناد به ماده 618 قانون مجازات اسلامي صادر گرديد.
نسرين افضلي در تاريخ 13 اسفند 1386 به همراه 32 تن از فعالان جنبش زنان در ايران در مقابل دادسراي انقلاب تهران دستگير شد. اتهام اوليه تفهيم شده به وي، اجتماع غيرقانوني و تباني به قصد برهم زدن امنيت کشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد از دستور پليس بود که بر همين مبنا، در نهايت معاونت امنيت دادسراي انقلاب براي وي قرار مجرميت و کيفرخواست صادر کردند.
محمد مصطفايي در اين باره خاطرنشان مي کند: پس از صدور کيفرخواست پرونده موکلم جهت رسيدگي ماهوي به شعبه 13 دادگاه انقلاب ارجاع شد. در تاريخ 22 اسفند 1386 جلسه محاکمه – البته در روندي غير قانوني و بدون حضور معاون دادستان – تشکيل و موکلم نسبت به اتهامات مندرج در کيفرخواست از خود دفاع کرد که دادگاه ايشان را به 6 ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم کرد که مجازاتهاي ياد شده به استناد ماده 25 قانون مجازات اسلامي به مدت دو سال تعليق گرديد
وي همچنين درباره صدور اين حکم مي افزايد: هيچ گونه دليل و مدرک محکمه پسندي براي انتساب اتهامات وارده به موکلم وجود نداشته و از طرفي ايشان درباره اتهامات اجتماع غيرقانوني و تباني به قصد برهم زدن امنيت کشور بي گناه شناخته شده است.
نسرين افضلي نيز درباره حکم صادر شده براي وي مي گويد: صدور اين حکم را قبل از هرچيز غير منطقي مي بينم. چطور ممکن است کسي از اتهام اجتماع غير قانوني و تمرد از دستور پليس تبرئه شده باشد، اما در اتهام اخلال در نظم عمومي در همان مکان مجرم شناخته شود؟
وکيل نسرين افضلي تاکيد دارد که چون حكم صادر شده برخلاف قانون و ناعادلانه مي باشد در مهلت مقرر قانوني اعتراض خواهد کرد.
پيش از اين مرضيه مرتاضي لنگرودي، فعال جنبش زنان نيز با همين جرم، به شش ماه زندان و ده ضربه شلاق محکوم شده بود. در تاريخ دهم فروردين 87 نيز زينب پيغمبر زاده، فعال جنبش زنان به دو ماه حبس تعليقي از سوي شعبه 16 دادگاه انقلاب محکوم شد
Friday, April 11, 2008
بخش فارسی رادیو آلمان (دویچه وله) هم حمایت پنهانی خود را از تجزیه طلبان به صورت علنی درآورد
بخش فارسی رادیو آلمان (دویچه وله) هم حمایت پنهانی خود را از تجزیه طلبان به صورت علنی درآورد!این رادیو که پیش از این به صورت غیرمستقیم به حمایت از فعالیتهای جدایی طلبانه یک گروه تجزیه طلب می پرداخت اکنون به صورت آشکار و در قالب مصاحبه به حمایت از این گروه تجزیه طلب روی آورده است
در مصاحبه ای که کیواندخت قهاری خبرنگار این رادیو با شخصی به نام بابان سقزی از دانمارک انجام شده است حزب جدایی طلب پژاک به عنوان "حزبی با شرکت اکثر قشر دانشجو و قشر تحصیلکرده کردهای کردستان ایران، و البته غیر از کردها از ملیتهای مختلف مثل فارس و ملیتهای دیگر، حتا ترک هم در این حزب برای تاسیس این حزب شرکت کردهاند" یاد شده است
جالب اینجاست که در این مصاحبه میزان استقبال از این حزب بسیار زیاد عنوان شده است و از فعالیتهای تجزیه طلبانه این حزب مبنی بر رویای جداکردن بخشهای غربی ایران و کشتن سربازان ایرانی به دست اعضای پژاک سخنی به میان نیامده است
در این مصاحبه در مورد میزان محبوبیت این حزب آمده است: "واقعیت این است که در این مدت کوتاه توانسته خیلی سریع در میان قشر روشنفکر و دانشجوهای کرد و غیرکرد در ایران گسترش پیدا بکند و استقبال زیادی از طرف جوانان از این حزب شده است
و "تولد پژاک به عنوان یک ضرورت تاریخی" عنوان شده است. معلوم نیست کدام ضرورت تاریخی باعث آغاز فعالیتهای تجزیه طلبانه این گروه جدایی طلب شده است
حمایت از پژاک توسط این رادیو در حالی صورت می گیرد که بر خارجی بودن این حزب و وابسته بودن آن به یک جریان غیرایرانی (پ.ک.ک) نیز در همان مصاحبه صحه گذاشته شده است! ضمن آنکه اهداف پژاک مبنی بر تجزیه خواهی بر هیچ کسی از جمله کردهای ایرانی پوشیده نیست
پیش از این نیز رادیو زمانه حزب جدایی طلب پژاک را حزبی با مبارزات پارلمانی برای کسب حقوق کردها دانسته بود!
معلوم نیست آیا سیاست رسمی دولت آلمان حمایت از گروههای تجزیه طلب ایرانی است یا اینکه خبرنگاران بخش فارسی رادیو آلمان خواهان تجزیه ایران هستند
پژاک یا حزب حیات آزاد کردستان حزبی است که برای تجزیه بخشهای غربی ایران تلاش می کند و شاخه ای از پ.ک.ک می باشد
در مصاحبه ای که کیواندخت قهاری خبرنگار این رادیو با شخصی به نام بابان سقزی از دانمارک انجام شده است حزب جدایی طلب پژاک به عنوان "حزبی با شرکت اکثر قشر دانشجو و قشر تحصیلکرده کردهای کردستان ایران، و البته غیر از کردها از ملیتهای مختلف مثل فارس و ملیتهای دیگر، حتا ترک هم در این حزب برای تاسیس این حزب شرکت کردهاند" یاد شده است
جالب اینجاست که در این مصاحبه میزان استقبال از این حزب بسیار زیاد عنوان شده است و از فعالیتهای تجزیه طلبانه این حزب مبنی بر رویای جداکردن بخشهای غربی ایران و کشتن سربازان ایرانی به دست اعضای پژاک سخنی به میان نیامده است
در این مصاحبه در مورد میزان محبوبیت این حزب آمده است: "واقعیت این است که در این مدت کوتاه توانسته خیلی سریع در میان قشر روشنفکر و دانشجوهای کرد و غیرکرد در ایران گسترش پیدا بکند و استقبال زیادی از طرف جوانان از این حزب شده است
و "تولد پژاک به عنوان یک ضرورت تاریخی" عنوان شده است. معلوم نیست کدام ضرورت تاریخی باعث آغاز فعالیتهای تجزیه طلبانه این گروه جدایی طلب شده است
حمایت از پژاک توسط این رادیو در حالی صورت می گیرد که بر خارجی بودن این حزب و وابسته بودن آن به یک جریان غیرایرانی (پ.ک.ک) نیز در همان مصاحبه صحه گذاشته شده است! ضمن آنکه اهداف پژاک مبنی بر تجزیه خواهی بر هیچ کسی از جمله کردهای ایرانی پوشیده نیست
پیش از این نیز رادیو زمانه حزب جدایی طلب پژاک را حزبی با مبارزات پارلمانی برای کسب حقوق کردها دانسته بود!
معلوم نیست آیا سیاست رسمی دولت آلمان حمایت از گروههای تجزیه طلب ایرانی است یا اینکه خبرنگاران بخش فارسی رادیو آلمان خواهان تجزیه ایران هستند
پژاک یا حزب حیات آزاد کردستان حزبی است که برای تجزیه بخشهای غربی ایران تلاش می کند و شاخه ای از پ.ک.ک می باشد
Tuesday, April 08, 2008
Wednesday, April 02, 2008
نگاهی اجمالی به وضعیت زنان در جهان و ایران در سالی که گذشت

[تبعیض جنسیتی بعنوان پدیده ای جهانشمول و یکی از مشخصه های اصلی جهان مبتنی بر سرمایه، جهانی که بر پایه بهره کشی انسان از انسان استوار است، ادامه دارد. این پدیده با توجه به ساختار سیاسی و اقتصادی هر جامعه ای انعکاسهای متفاوتی دارد
موقعیت زنان نیز مانند هر چیز دیگری در جامعه پیچیده ما زمینه اقتصادی دارد و تا زمانیکه مناسبات اقتصادی جهان تغییر نکند، که این مهم با کمک نیروی عظیم زنان میسر نخواهد بود، تغییر نخواهد کرد. اما این مساله به معنای توقف مبارزه زنان تا آنزمان نیست. زیرا، هر چه تضاد بین زنان و مردان کمرنگتر شود به هدف اصلی، رفع تام و کمال تبعیض طبقاتی و جنسیتی نزدیکتر خواهیم شد. بی شک مبارزه علیه تبعیض جنسیتی با مبارزه علیه تبعیض طبقاتی در پیوندی تنگاتنگ قرار دارد. امروزه، انحصاری کردن فعالیتهای اجتماعی، کاهش و لغو امکانات رفاهی همگانی، تعدیل نیروی انسانی، جنگ و ... در راستای پدیده جهانی سازی سرمایه موقعیت زنان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار داده است؛ معضلات اجتماعی از جمله فقر، اعمال خشونت علیه زنان، بیکاری و ...را تشدید کرده؛ بطوریکه حضور زنان در صحنه مبارزه طبقاتی را به امری بسیار مهم جهت تغییر روابط تولیدی حاکم بر جهان و رفع کامل تبعیض جنسیتی، مبدل کرده است
نگاهی به وضعیت زنان در جهان در سالی که گذشت
هفتاد درصد از فقیرترین افراد جهان را زنان تشکیل می دهند، تنها یک دهم کل ثروت دنیا به زنان تعلق دارد
به گزارش یونیسف با وجود اینکه دو سوم کل ساعات کار جهان به زنان تعلق دارد اما در بهترین شرایط حقوق متوسط زنان سه چهارم دستمزد مردان است
بیش از نیمی از کودکانی که در جهان از تحصیل باز مانده اند دخترند.
سالانه پانصد هزار زن در دوران حاملگی و هنگام تولد فرزند می میرند
از هر شصت تولد در افغانستان یک مورد منجر به مرگ مادر می شود
بر اساس آمار رسمی دولت هند در طی بیست سال گذشته حدود ده میلیون نوزاد دختر قبل یا بلافاصله بعد از تولد توسط والدین خود در هندوستان کشته شده اند
هر ساله ده هزار زن در کشور بلغارستان قاچاق می شوند که حدود یازده و سه دهم تا هفده بیلیون دلار عاید سازمانهای مرتبط با قاچاق زنان می شو
هر ساله سه میلیون دختر در معرض عمل وحشیانه ختنه قرار می گیرند
حقوق زنان استرالیا همچنان کمتر از مردان است. آخرین تحقیقات اداره آمار استرالیا حاکی از آن است که درآمد متوسط سالیانه زنان استرالیایی تقریبا ده هزار دلار از درآمد مردان کمتر است. درآمد متوسط سالیانه در استرالیا به بیش از 55 هزار دلار رسیده است، ولی زنان هنوز با درآمد متوسط سالیانه پنجاه هزار دلار با شکاف درآمدی روبرو هستند
حقوق سالانه زنان اسپانیایی بطور متوسط 5817 یورو کمتر از مردان این کشور است، این اختلاف افزایش پیدا کرده است، میزان آن برای سال 2006، 5521 یورو بوده است
بر اساس گزارش شکاف جنسیتی جهانی فوروم اقتصادی جهان، میزان شراکت زنان در نیروی کار در کشور پاکستان پایین تر از هر کشور دیگری است
زنان در کشور فرانسه بطور متوسط 9/18 درصد کمتر از مردان دستمزد می گیرند
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، میلیونها زن آفریقایی قربانی خشونت می شوند. 50 درصد زنان تانزانیا و 71 درصد زنان روستایی در اتیوپی قربانی خشونتهای همسرانشان شده اند. در کشورهای جنوب آفریقا هر شش ماه یک زن بر اثر خشونتهای همسرش به قتل می رسد
به گزارش اسوشیتدپرس، نیمی از زنان در اتیوپی قربانی خشونت خانگی هستند
هر سه روز یک زن در فرانسه بدلیل خشونتهای خانوادگی کشته می شود
بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل، هر ساعت یک زن روسی توسط همسر و یا دوست پسر خود در روسیه به قتل می رسد
بر اساس گزارش مرکز حقوق زنان در مصر 75 درصد زنان مصری مورد آزار و اذیتهای جنسی قرار می گیرند
سالانه بیش از دویست زن در سوریه توسط همسر، پدر و یا برادر خود به قتل می رسند
هر ساعت هیجده زن هندی قربانی رفتارهای خشونت آمیز می شوند
تجاوز به زنان در کامبوج از سال 2005 تا 2006 بیست درصد افزایش داشته است
هر ماه 15 زن در بصره به بهانه مبارزه با فساد به طریق مختلف کشته می شوند
هشت میلیون زن بیوه و کودک یتیم در عراق وجود دارد
محصول جنگ و هرج و مرج: پنجاه هزار زن و دختر عراقی به تن فروشی مجبور شده اند( در رابطه با مشکلات زنان عراقی بعد از اشغال این کشور دخالتهای رژیم استبدای مذهبی ولایت فقیه بسیار بارز است)
ششصد زن در کردستان عراق خودسوزی کردند و این مساله رو به افزایش است
بر اساس گزارش سازمان دفاع از حقوق زنان در آمریکا، وضعیت زنان عراقی وخیم تر از دوران قبل از جنگ است. بر اساس یک کار مطالعاتی که بر روی 1200 زن عراقی انجام شده است، شصت و چهار درصد زنان پرسش شونده تاکید کرده اند که بعد از اشغال این کشور خشونت علیه زنان افزایش یافته است. بیش از هفتاد و شش درصد از زنان عراقی اعلام کرده اند که در بسیاری از خانواده ها دختران از حق رفتن به مدرسه محروم هستند. شصت و هشت و سه دهم درصد زنان پرسش شونده دسترسی زنان به شغل را بسیار نامطلوب توصیف کرده و هفتاد و پنج و نیم درصد اعلام کرده اند که درآمد خانواده هایشان برای تامین نیازهای دختران و زنان ناکافی می باشد
سال گذشته در عربستان صعودی قانونی تصویب شد که برای نخستین بار در تاریخ این کشور به زنان اجازه داده شد که از همسران متخلف خود شکایت کنند
وضعیت زنان در ایران
رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه در سال گذشته نیز همانند سالهای گذشته برای تامین بقا و منافع طبقاتی خود بر اساس پایه های ایدیولوژیک و عقب افتاده سعی کرد با تصویب و عنوان طرحهایی از قبیل «کاهش ساعات کار زنان»، « حمایت از خانواده »، « طرح تفکیک جنسیتی در کیوسکهای تلفن» و « طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و ادارت»، « طرح تفکیک جنسیتی در کتب درسی » و طرح امنیت ( بخوانید سرکوب) اجتماعی .... بیش از پیش جامعه را از حضور زنان خالی و تبعیض جنسیتی را هر چه بیشتر در کشور نهادینه سازد. یکی از فاکتورهای مهم سرکوب زنان چه با توسل به تصویب قوانین و یا فرستادن نیروهای سرکوبگر به خیابانها تسلط پیدا کردن به نیمی جمعیت میهن ما و جلوگیری از عدم پیوستگی آن به مبارزه عام سراسری مردم برای استقرار دموکراسی و عدالت اجتماعیست که تاثیر بسزایی در رفع تبعیض جنسیتی دارد، می باشد
سال گذشته طرح امنیت اجتماعی و حمله به زنان و همچنین مردان آنهم نه به جرم بی حجابی بلکه « بد حجابی» به یکی از مهمترین صحنه های نزاع بین زنان و در کل مردم با ماموران سرکوبگر رژیم بود. رژیم در واقع با این کار به همه مردم ایران اعلام جنگ کرد. در همین رابطه امام جمعه مشهد گفت بی حجابی و بد حجابی از سرقت و آدم کشی هم بدتر است. وی اضافه کرد که زنان بدحجاب خفاش شب و گرگان درنده روز هستند. آنها امنیت عمومی و اجتماعی مردم را مخاطره می اندازند. وی شرارتها، لاابالی گری، فسق و فجور و اکثر مشکلات جامعه را از تبعات منفی بی حجابی و بدحجابی عنوان کرد. وی از اجرای طرح امنیت اجتماعی و فعالیتهای نیروی انتظامی رژیم ستایش کرد و از مردم خواست با آنان همکاری کنند. ( انتخاب 27 آوریل 2007)
عشرت شایق، نماینده تبریز نیز با استقبال از طرح امنیت اجتماعی و برخورد با زنان و همچنین مردان بدحجاب و بی حجاب اعلان کرد که برخی از بدحجاب ها مزدبگیر هستند. وی گفت که برخی از زنان و مردان پول می گیرند تا در خیابانها بچرخند و فحشا را تبلیغ کنند. لباس آنان به قدری تنگ است که آدم فکر می کند تنگی نفس می گیرند و برخی دیگر گویی چوب به موهایشان می بندند چرا که موهایشان نیم متر آنطرف از خودشان است. وی از نیروی انتظامی رژیم ستایش کرد و گفت باید با این امر قاطعانه رفتار شود. ( انتخاب 9 می 2007)
در رابطه با تعرض و سرکوب نیروهای سرکوبگر رژیم به زنان میهن ما پس از گذشت فقط یک ماه در استانهای مختلف هزار نفر دستگیر و 67 هزار نفر تذکر گرفتند. دستگیرهای در استانهای مختلف به قرار زیر است:
استان اصفهان: 7200 تذکر و دستگیری 500 نفر
استان کردستان: دستگیری 317 نفر
اردبیل: 3 هزار نفر تذکر و دستگیری 90 نفر
مازنداران: دستگیری 8600 نفر
استان گیلان: دستگیری 800 نفر
خراسان شمالی: 13 هزار تذکر
استان سمنان: دستگیری 158 نفر
استان مرکزی: تعهد از 90 فروشنده
استان خوزستان: دستگیری 2540
استان فارس: 2 هزار تذکر
خراسان جنوبی: 9 هزار تذکر
فرودگاه و راه آهن: دستگیری 1115 نفر
وضعیت زنان ایرانی در عرصه تحصیلات و بازار کار
پنجاه هزار زن جوان به دلیل نداشتن شهریه های آموزش که بین پنچ تا ده هزار تومان است از تحصیل باز ماندند. ( خبرگزاری فارس 7 مارچ 2007)
علاوه بر این، ده هزار دانش آموز دختر در سال گذشته از تحصیل محروم گشتند. بر اساس آمار فعلي از 11 استان، بيشترين بازماندگان از تحصيل دختر به استان كهگيلويه و بويراحمد با 4 هزار و 126 نفر، استان گيلان با يك هزار و 28 نفر و استان خراسان رضوي با 796 نفر بیشترین سهم را در بازماندگی از تحصیل دانش آموزان دختر در مناطق محروم داشته اند. ( خبرگزاری فارس 8 سپتامبر 2007)
از جمعیت یازده میلیونی زنان روستایی و عشایری کشور، یک میلیون و سیصد هزار نفر زن بهره برداران کشاورز را تشکیل می دهند. ( خبرگزاری کار 7 می 2007)
95 درصد فرش صادراتی تبریز را زنان می بافند. ( خبرگزاری فارس 1 ژانویه 2008)
پنجاه و یک درصد داوطلبان آزمون سراسری غیر پزشکی، زن هستند. بيشترين تعداد شركت كنندگان زن در آزمون گروه هنر شركت كردند. در اين گروه 77 درصد داوطلبان زن و 23 درصد مرد بودند.
گروه علوم انساني تنها گروهي است كه تعداد زنان و مردان در آن تقريبا نزديك به هم است، در اين گروه 53 درصد شركت كنندگان زن و 47 درصد مرد است. در گروههاي علوم تجربي، كشاورزي و دامپزشكي و زبان خارجه نيز اختلاف بين داوطلبان زن و مرد چشمگير است. 69 درصد شركت كنندگان در گروه علوم تجربي، كشاورزي و دامپزشكي زن و 31 درصد مرد هستند. در گروه زبانهاي خارجه نيز برتري با زنان است. در اين گروه 76 درصد داوطلبان زن و 24 درصد مرد هستند. در آزمون سال گذشته زنان دوباره گوی سبقت را از مردان در ورود به دانشگاهها ربودند. ( کانون زنان ایران اول جولای 2007)
این در حالیست که نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده روند صعودی داشته است. نرخ بیکاری زنان در سال 54 برابر با 2 درصد، سال 75، 3/13 و در سال 80، 18/3 درصد افزایش پیدا کرده و رو به فزونی دارد. سهم زنان در بازار کار ایران در سال 2000 تنها 9 درصد بوده حال آنکه این رقم در کشورهای صنعتی 1/41 درصد را به خود اختصاص داده است. ( اعتماد 9 سپتامبر 2007)
نرخ بیکاری بین زنان در سال گذشته به 3/15 درصد رسید. بنا بر آخرین آمارگیری نیروی کار، نرخ بیکاری در بین مردان به 5/8 درصد و در بین زنان به 3/15 درصد رسیده است. ( ایسکانیوز، 11 اکتبر 2007)
رشد متوسط سهم کارکنان زن در بخشهای تولیدی صنعتی تنها یک درصد است که آنان در تعیین این سهم هیچ نقش تصمیم گیرنده ای ندارند . با وجود سهم ناچیز 8/8 درصدی زنان در عرصه مهندسی، بزودی این عرصه از حضور زنان خالی خواهد شد. بیشترین تعداد شاغلان زن بخش صنعت در صنایع غذایی و آشامیدنی، تولید منسوجات، تولید مواد و محصولات شیمیایی، تولید محصولات کانی، غیر فلزی، تولید ماشین آلات مولد و انتقال برق و تولید وسایل نقلیه موتوری و تریلر، تولید ماشین آلات و تجهیزات طبقه بندی شده است و در این میان بخشهای مهندسی و تولیدی تنها 5/5 درصد از کل زنان را به اشتغال گرفته است. با وجود اینکه قبولی پذیرفته شدگان دختر در رشته های صنعتی حتی بیشتر از پسران می باشد اما رژیم استبدادی مذهبی با اعمال سیاستهای سهمیه بندی جنسیتی محدودیتهایی در رابطه با پذیرش دختران در رشته های صنعتی اعمال کرده است. ( ایسنا 31 اکتبر 2007)
نرخ مدیریت زنان در ایران کمتر از سه درصد نزدیک به 7/2 درصد در مقایسه با مردان که 3/97 درصد می باشد، است. این در حالیست که با وجود تبعیض جنسیتی حاکم بر جهان این میزان مثلا برای کشوری مانند آمریکا 9/11 درصد است. ( خبرگزاری فارس 8 سپتامبر 2007)
فقر، اعتیاد، خودکشی، تن فروشی و ....
فقر، بیکاری، اعتیاد، خودکشی، تن فروشی، همسر کشی و دیگر معضلات اجتماعی و ضد ارزشهای اجتماعی تحت لوای استبداد حاکم رو به افزایش است
اعتیاد جزو معضلهای اجتماعی می باشد که روندی کاملا صعودی داشته، به گونه ای که میزان آن در یک دوره هفت ساله تقریبا دو برابر شده است. ( ایسکانیوز 22 اکتبر 2007)
بیش از شش درصد از معتادان ایرانی، زن هستند. ( ایسکانیوز،10 جولای 2007)
تعداد زنان مصرف کننده مواد مخدر نسبت به گذشته افزایش یافته است. این زنان معمولا نقش مستقیم در توزیع مواد مخدر ندارند. میزان دستگیری توزیع کنندگان مواد مخدر سی درصد افزایش یافته است. ( خبرگزاری کار 12 می 2007)
چهارده درصد مراجعین مراکز ترک اعتیاد خراسان رضوی زن هستند. ( خبرگزاری مهر 4 نوامبر 2007)
هشتاد درصد زنان تن فروش و سرگردان در خیابانها به مواد مخدر معتادند. ( ایسنا 12 دسامبر 2007)
ایران از نظر خودکشی رتبه سوم را در جهان دارد و این مساله در میان جوانان ایرانی رو به افزایش است. زنان بیش از سه برابر مردان اقدام به از بین بردن خود می کنند. افسردگی یکی از اصلی ترین علتهای خودکشی در بعضی از استانها و اما اختلافات خانوادگی مهمترین عامل عنوان شده است. طبق تحقیقات بین چهارصد و پنجاه هزار دانشجو در سال هشتاد و سه، ده درصد پسران و هفت درصد دختران انگیزه خودکشی داشته اند. استان ایلام بالاترین آمار خودکشی و استان سمنان پایین ترین شاخص خودکشی «موفق » را به خود اختصاص داده است. هم اکنون در ایران خودسوزی یکی از شایعترین روشهای خودکشی زنان است. گزارشهایی وجود دارد که نشان از روی آوری زنان زنده مانده از خودکشی به سوی اعتیاد و تن فروشی دارد چرا که اکثر این افراد پس از اقدام به خودکشی از سوی خانواده خود نیز طرد می شوند. ( خبرگزاری آلمان)
سن فرار دختران از خانه زیر چهارده سال و طبق آخرین آمار به دست رسیده، سن تن فروشی چهارده سال است. به لحاظ بهره هوشي هم 86 درصد دختران در وضعيت نرمال بوده اند و يک درصد هوش ممتاز داشته اند. ( اعتماد 12 جولای 2007)
ایران یکی از بالاترین رکوردهای زنان و دختران فراری در دنیا را دارد. هر روز به طور میانگین چهل و پنج زن و دختر از خانه هایشان برای رهایی از فقر، سوء استفاده و زندان اجتماعی فرار می کنند. نه درصد از دختران فراری در پایان به تن فروشی روی می آورند. هر شش روز یک زن جوان در تهران مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد و به قتل رسانده می شود. ( ایران پرس نیوز 22 آگوست 2007)
بر اساس آمار دو سال گذشته بیش از یک و نیم میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که درصد فقر مطلق آنها بیش از خانواده ها با سرپرست مرد است. در حالت خوشبینانه نیم میلیون از این زنان تحت پوشش هیچ نهاد حمایتی نیستند. آنان فقیرترین و 70 درصد از آنان در گروه بیسوادان کشور قرار دارند. از سال 71 قانونی تصویب شد که قرار بود حداقل تامین معاش برای این افراد در نظر گرفته شود که هرگز این مساله تحقق نیافت. ( خبرگزاری فارس 14 جولای 2007)
تنها یک درصد زنان سرپرست خانوار روستایی دارای مالکیت زمین هستند این در حالیست که یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار نفر زن سرپرست خانوار در روستاها سکنی دارند. ( ایسنا 17 اکتبر 2007)
مجلس رژیم بعد از سالها جنجال و هیاهو بر سر تصویب قانون بیمه بیکاری آن را بدلیل عدم داشتن بودجه لازم از دور تصویب خارج کرد. ( ایونا 22 اکتبر 2007)
بیش از هشتاد درصد از مراجعه کنندگان به دادگاه خانواده را زنان تشکیل می دهند. ( ایرنا 11 جولای 2007)
گزارش سال 86 سازمان دفاع از قربانيان خشونت نشان ميدهد كه 72 درصد مراجعان به اين مركز را زنان تشكيل دادهاند. گزارش سال 86 سازمان دفاع از قربانيان خشونت نشان ميدهد كه در اين سال بيش از يكهزار و 960 نفر به اين مركز مراجعه كردهاند كه 72 درصد آنها را زنان تشكيل دادهاند. همچنین فراوانی افراد مراجعه کرده به این سازمان حاکی از آن است که 46 درصد از این افراد دارای مدرک فوق دیپلم و 41 درصد دارای مدرک دیپلم و پیش دانشگاهی هستند. ضمن اینکه تنها سه درصد آنها سواد خواندن و نوشتن داشته اند. در اين ميان بيشترين مراجعان به سازمان دفاع از قربانيان خشونت را شاغلان بخش خصوصي با 21 درصد، زنان خانهدار با 21 درصد و شاغلان در بخش دولتي با 19 درصد تشكيل دادهاند و پس از آن نيز دانشجويان و دانشآموزان در مراحل بعدي قرار دارند. افراد مجرد با 54 درصد فراوانی بیشترین مراجعه را در سال 86 به سازمان دفاع از قربانیان خشونت داشته اند و در این میان تعداد افراد متاهل 45 درصد و افراد همسر فوت شده تنها یک درصد بوده است. ( ایسنا 31 آگوست 2007)
زنان 70 درصد مراجعه کنندگان مراکز مشاوره بهزیستی ایلام را تشکیل می دهند. در نیمه نخست سال هشتاد و شش بیش از شش هزار نفر به مراکز مشاوره بهزیستی ایلام مراجعه کردند که اکثر این افراد را زنان بین 18 تا 30 سال تشکیل دادند. عمده مشکلات مراجعه کنندگان به این مراکز اختلافات خانوادگی، زناشویی، مشکلات روحی- روانی، مسایل تحصیلی، ازدواج و اضطراب و افسردگی عنوان شده است. (ایسنا 22 اکتبر 2007)
ازدواج نوجوانان ایرانی با اجازه رسمی دادگاه افزایش یافته است. بر اساس آماری که از سوی سازمان ملی جوانان سال گذشته منتشر شد سی هزار نوجوان متاهل 10 تا 14 ساله وجود دارد که 24 هزار و 506 نفر از این افراد را دختران متاهل زیر 14 سال تشکیل می دهند ( اعتماد 13 نوامبر 2007). طبق قانون رژیم حداقل سن ازدواج برای دختران 13 و برای پسران 15 سال است اما با مراجعه به دادگاه و تقاضای صدور حکم رشد، قاضی چند سوال از کودک می پرسد و حکم رشید بودن را برای وی صادر می کند و بدین ترتیب اجازه ازدواج وی داده می شود
سالانه 60 تا 90 هزار طلاق در کشور رخ می دهد. ( خبرگزاری مهر 2 ژانویه 2008)
شصت و سه درصد قتل زنان ایرانی توسط محارمشان صورت می گیرد. ( 2 ژانویه 2008)
صدور احکام سنگسار، اعدام و سرکوب زنان
دستگیری چهل فعال حقوق بشر در کمپین یک میلیون امضا از سال 2006
نيروی انتظامی 117 زن را به بهانه بدحجابی در تهران دستگير کرد
خودکشی يک دختر دانشجو در اصفهان بعد از آزادی از دست ماموران مبارزه با بدحجابی
تجاوز به دختر دانشجو در کرمانشاه توسط مامور حراست
خودکشی دختر دانشجو در ملاير به دليل حکم تعليق و اتهام رابطه نامشروع
قتل دکتر زهرا بنی يعقوب در بازداشتگاه منکرات همدان
احضار 8 نفر از دختران دانشجوی پلی تکنيک به کميته انضباطی
درگيرى گشت ارشاد با يک زن که او را راهى آى سى يو کرد
دستگيری بیست و پنج زن توزيعکننده کراک در زندان اوين
صدور حکم سنگسار برای دو خواهر به نامهای زهره کبیری و آذر کبیری
معصومه به جرم قتل علی 67 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد
طیبه به جرم قتل الهه 6 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 37 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.
شهناز و دخترش زهرا 18 ساله به جرم قتل اسماعیل 40 ساله در شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان به ریاست قاضی هاشم رضایی محکوم به اعدام شدند.
صدور حکم اعدام برای شکوفه داغستانی در ارومیه به اتهام قتل همسرش که گفته می شود غیرعمدی بوده است
اجرای حکم اعدام در ملاعام برای حوریه زن 29 ساله در محله مارلان تبریز
اجرای حکم اعدام برای زهرا 42 ساله و فاخته صمدی 30 ساله به جرم قتل در زندان اوین
اجرای حکم اعدام معصومه آرمیده به جرم قاچاق مواد مخدر در زندان مشهد
اجرای حکم اعدام راحله زمانی 27 ساله در زندان اوین
صدور حکم سنگسار برای زنی در مشهد بر اساس گزارش روزنامه قدس 28 سپتامبر 2007
بسته شدن سایت زنستان به دستور دادسرای ارشاد
انتشار مجله زنان ممنوع شد
ممنوعیت حضور مربیان و مدیران مرد در تیم های ملی زنان بر اساس ضوابط جدید معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی
ممنوعیت پوشیدن چکمه و استفاده از کلاه برای زنان بر طبق انتشار بیانیه رژیم
یورش نیروهای سرکوبگر رژیم به آرایشگاهای کرج
مبارزه زنان در ایران جهت دستیابی به مطالبات خود با وجود تشدید سرکوب ساختار استبدای- مذهبی مبتنی بر ولایت فقیه متوقف نخواهد شد، بلکه ماهیت براندازی آن هر روز افزایش می یابد. بی شک همانطور که در پدیده های کهنه، جوانه پدیده های نو را می توان یافت، در جنبش زنان امروزی نیز این جوانه های نو وجود دارند. زنهایی که هر لحظه در زندگی روزمره خصوصی، اجتماعی و سیاسی خود رژیم را به چالش می گیرند، بر اندوخته تجربیات و آگاهی خود می افزایند. همی اینانند که با استفاده از درایت طبقاتی خویش، مبارزات دیگر اقشار زحمتکش جامعه را به هم متصل خواهند کرد، با ابزارهای مبارزاتی نو به میدان خواهند آمد و دربرابر سیاستها و یورش های ارتجاع سد ایجاد خواهند کرد. تضاد بین مردم که بخش عظیمی از آن را زنان تشکیل می دهند با حکومت به نقطه ای رسیده و آنچنان عمیق شده که مکانیزم عقب نشینی رژیم به عقب نشینی مبارزه زنان نمی انجامد و درست برعکس عمل می کند. در این مسیر راهی جز « سرکوب » رو در روی رژیم جهت تسلط به زنان یعنی نیمی از جمعیت کشور قرار ندارد و از دیگر سو آگاهی آنانی که عامل تعیین کننده تاریخند در ناسازگاری آشتی ناپذیر با روابط تولیدی حاکم قرار گرفته است. این مساله توان این را دارد که سیطره نظام استبدادی ولایت فقیه، به عنوان اصلی ترین و مهمترین سد در برابر تحقق خواستهای زنان ایرانی را ویران
موقعیت زنان نیز مانند هر چیز دیگری در جامعه پیچیده ما زمینه اقتصادی دارد و تا زمانیکه مناسبات اقتصادی جهان تغییر نکند، که این مهم با کمک نیروی عظیم زنان میسر نخواهد بود، تغییر نخواهد کرد. اما این مساله به معنای توقف مبارزه زنان تا آنزمان نیست. زیرا، هر چه تضاد بین زنان و مردان کمرنگتر شود به هدف اصلی، رفع تام و کمال تبعیض طبقاتی و جنسیتی نزدیکتر خواهیم شد. بی شک مبارزه علیه تبعیض جنسیتی با مبارزه علیه تبعیض طبقاتی در پیوندی تنگاتنگ قرار دارد. امروزه، انحصاری کردن فعالیتهای اجتماعی، کاهش و لغو امکانات رفاهی همگانی، تعدیل نیروی انسانی، جنگ و ... در راستای پدیده جهانی سازی سرمایه موقعیت زنان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار داده است؛ معضلات اجتماعی از جمله فقر، اعمال خشونت علیه زنان، بیکاری و ...را تشدید کرده؛ بطوریکه حضور زنان در صحنه مبارزه طبقاتی را به امری بسیار مهم جهت تغییر روابط تولیدی حاکم بر جهان و رفع کامل تبعیض جنسیتی، مبدل کرده است
نگاهی به وضعیت زنان در جهان در سالی که گذشت
هفتاد درصد از فقیرترین افراد جهان را زنان تشکیل می دهند، تنها یک دهم کل ثروت دنیا به زنان تعلق دارد
به گزارش یونیسف با وجود اینکه دو سوم کل ساعات کار جهان به زنان تعلق دارد اما در بهترین شرایط حقوق متوسط زنان سه چهارم دستمزد مردان است
بیش از نیمی از کودکانی که در جهان از تحصیل باز مانده اند دخترند.
سالانه پانصد هزار زن در دوران حاملگی و هنگام تولد فرزند می میرند
از هر شصت تولد در افغانستان یک مورد منجر به مرگ مادر می شود
بر اساس آمار رسمی دولت هند در طی بیست سال گذشته حدود ده میلیون نوزاد دختر قبل یا بلافاصله بعد از تولد توسط والدین خود در هندوستان کشته شده اند
هر ساله ده هزار زن در کشور بلغارستان قاچاق می شوند که حدود یازده و سه دهم تا هفده بیلیون دلار عاید سازمانهای مرتبط با قاچاق زنان می شو
هر ساله سه میلیون دختر در معرض عمل وحشیانه ختنه قرار می گیرند
حقوق زنان استرالیا همچنان کمتر از مردان است. آخرین تحقیقات اداره آمار استرالیا حاکی از آن است که درآمد متوسط سالیانه زنان استرالیایی تقریبا ده هزار دلار از درآمد مردان کمتر است. درآمد متوسط سالیانه در استرالیا به بیش از 55 هزار دلار رسیده است، ولی زنان هنوز با درآمد متوسط سالیانه پنجاه هزار دلار با شکاف درآمدی روبرو هستند
حقوق سالانه زنان اسپانیایی بطور متوسط 5817 یورو کمتر از مردان این کشور است، این اختلاف افزایش پیدا کرده است، میزان آن برای سال 2006، 5521 یورو بوده است
بر اساس گزارش شکاف جنسیتی جهانی فوروم اقتصادی جهان، میزان شراکت زنان در نیروی کار در کشور پاکستان پایین تر از هر کشور دیگری است
زنان در کشور فرانسه بطور متوسط 9/18 درصد کمتر از مردان دستمزد می گیرند
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، میلیونها زن آفریقایی قربانی خشونت می شوند. 50 درصد زنان تانزانیا و 71 درصد زنان روستایی در اتیوپی قربانی خشونتهای همسرانشان شده اند. در کشورهای جنوب آفریقا هر شش ماه یک زن بر اثر خشونتهای همسرش به قتل می رسد
به گزارش اسوشیتدپرس، نیمی از زنان در اتیوپی قربانی خشونت خانگی هستند
هر سه روز یک زن در فرانسه بدلیل خشونتهای خانوادگی کشته می شود
بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل، هر ساعت یک زن روسی توسط همسر و یا دوست پسر خود در روسیه به قتل می رسد
بر اساس گزارش مرکز حقوق زنان در مصر 75 درصد زنان مصری مورد آزار و اذیتهای جنسی قرار می گیرند
سالانه بیش از دویست زن در سوریه توسط همسر، پدر و یا برادر خود به قتل می رسند
هر ساعت هیجده زن هندی قربانی رفتارهای خشونت آمیز می شوند
تجاوز به زنان در کامبوج از سال 2005 تا 2006 بیست درصد افزایش داشته است
هر ماه 15 زن در بصره به بهانه مبارزه با فساد به طریق مختلف کشته می شوند
هشت میلیون زن بیوه و کودک یتیم در عراق وجود دارد
محصول جنگ و هرج و مرج: پنجاه هزار زن و دختر عراقی به تن فروشی مجبور شده اند( در رابطه با مشکلات زنان عراقی بعد از اشغال این کشور دخالتهای رژیم استبدای مذهبی ولایت فقیه بسیار بارز است)
ششصد زن در کردستان عراق خودسوزی کردند و این مساله رو به افزایش است
بر اساس گزارش سازمان دفاع از حقوق زنان در آمریکا، وضعیت زنان عراقی وخیم تر از دوران قبل از جنگ است. بر اساس یک کار مطالعاتی که بر روی 1200 زن عراقی انجام شده است، شصت و چهار درصد زنان پرسش شونده تاکید کرده اند که بعد از اشغال این کشور خشونت علیه زنان افزایش یافته است. بیش از هفتاد و شش درصد از زنان عراقی اعلام کرده اند که در بسیاری از خانواده ها دختران از حق رفتن به مدرسه محروم هستند. شصت و هشت و سه دهم درصد زنان پرسش شونده دسترسی زنان به شغل را بسیار نامطلوب توصیف کرده و هفتاد و پنج و نیم درصد اعلام کرده اند که درآمد خانواده هایشان برای تامین نیازهای دختران و زنان ناکافی می باشد
سال گذشته در عربستان صعودی قانونی تصویب شد که برای نخستین بار در تاریخ این کشور به زنان اجازه داده شد که از همسران متخلف خود شکایت کنند
وضعیت زنان در ایران
رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه در سال گذشته نیز همانند سالهای گذشته برای تامین بقا و منافع طبقاتی خود بر اساس پایه های ایدیولوژیک و عقب افتاده سعی کرد با تصویب و عنوان طرحهایی از قبیل «کاهش ساعات کار زنان»، « حمایت از خانواده »، « طرح تفکیک جنسیتی در کیوسکهای تلفن» و « طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاهها و ادارت»، « طرح تفکیک جنسیتی در کتب درسی » و طرح امنیت ( بخوانید سرکوب) اجتماعی .... بیش از پیش جامعه را از حضور زنان خالی و تبعیض جنسیتی را هر چه بیشتر در کشور نهادینه سازد. یکی از فاکتورهای مهم سرکوب زنان چه با توسل به تصویب قوانین و یا فرستادن نیروهای سرکوبگر به خیابانها تسلط پیدا کردن به نیمی جمعیت میهن ما و جلوگیری از عدم پیوستگی آن به مبارزه عام سراسری مردم برای استقرار دموکراسی و عدالت اجتماعیست که تاثیر بسزایی در رفع تبعیض جنسیتی دارد، می باشد
سال گذشته طرح امنیت اجتماعی و حمله به زنان و همچنین مردان آنهم نه به جرم بی حجابی بلکه « بد حجابی» به یکی از مهمترین صحنه های نزاع بین زنان و در کل مردم با ماموران سرکوبگر رژیم بود. رژیم در واقع با این کار به همه مردم ایران اعلام جنگ کرد. در همین رابطه امام جمعه مشهد گفت بی حجابی و بد حجابی از سرقت و آدم کشی هم بدتر است. وی اضافه کرد که زنان بدحجاب خفاش شب و گرگان درنده روز هستند. آنها امنیت عمومی و اجتماعی مردم را مخاطره می اندازند. وی شرارتها، لاابالی گری، فسق و فجور و اکثر مشکلات جامعه را از تبعات منفی بی حجابی و بدحجابی عنوان کرد. وی از اجرای طرح امنیت اجتماعی و فعالیتهای نیروی انتظامی رژیم ستایش کرد و از مردم خواست با آنان همکاری کنند. ( انتخاب 27 آوریل 2007)
عشرت شایق، نماینده تبریز نیز با استقبال از طرح امنیت اجتماعی و برخورد با زنان و همچنین مردان بدحجاب و بی حجاب اعلان کرد که برخی از بدحجاب ها مزدبگیر هستند. وی گفت که برخی از زنان و مردان پول می گیرند تا در خیابانها بچرخند و فحشا را تبلیغ کنند. لباس آنان به قدری تنگ است که آدم فکر می کند تنگی نفس می گیرند و برخی دیگر گویی چوب به موهایشان می بندند چرا که موهایشان نیم متر آنطرف از خودشان است. وی از نیروی انتظامی رژیم ستایش کرد و گفت باید با این امر قاطعانه رفتار شود. ( انتخاب 9 می 2007)
در رابطه با تعرض و سرکوب نیروهای سرکوبگر رژیم به زنان میهن ما پس از گذشت فقط یک ماه در استانهای مختلف هزار نفر دستگیر و 67 هزار نفر تذکر گرفتند. دستگیرهای در استانهای مختلف به قرار زیر است:
استان اصفهان: 7200 تذکر و دستگیری 500 نفر
استان کردستان: دستگیری 317 نفر
اردبیل: 3 هزار نفر تذکر و دستگیری 90 نفر
مازنداران: دستگیری 8600 نفر
استان گیلان: دستگیری 800 نفر
خراسان شمالی: 13 هزار تذکر
استان سمنان: دستگیری 158 نفر
استان مرکزی: تعهد از 90 فروشنده
استان خوزستان: دستگیری 2540
استان فارس: 2 هزار تذکر
خراسان جنوبی: 9 هزار تذکر
فرودگاه و راه آهن: دستگیری 1115 نفر
وضعیت زنان ایرانی در عرصه تحصیلات و بازار کار
پنجاه هزار زن جوان به دلیل نداشتن شهریه های آموزش که بین پنچ تا ده هزار تومان است از تحصیل باز ماندند. ( خبرگزاری فارس 7 مارچ 2007)
علاوه بر این، ده هزار دانش آموز دختر در سال گذشته از تحصیل محروم گشتند. بر اساس آمار فعلي از 11 استان، بيشترين بازماندگان از تحصيل دختر به استان كهگيلويه و بويراحمد با 4 هزار و 126 نفر، استان گيلان با يك هزار و 28 نفر و استان خراسان رضوي با 796 نفر بیشترین سهم را در بازماندگی از تحصیل دانش آموزان دختر در مناطق محروم داشته اند. ( خبرگزاری فارس 8 سپتامبر 2007)
از جمعیت یازده میلیونی زنان روستایی و عشایری کشور، یک میلیون و سیصد هزار نفر زن بهره برداران کشاورز را تشکیل می دهند. ( خبرگزاری کار 7 می 2007)
95 درصد فرش صادراتی تبریز را زنان می بافند. ( خبرگزاری فارس 1 ژانویه 2008)
پنجاه و یک درصد داوطلبان آزمون سراسری غیر پزشکی، زن هستند. بيشترين تعداد شركت كنندگان زن در آزمون گروه هنر شركت كردند. در اين گروه 77 درصد داوطلبان زن و 23 درصد مرد بودند.
گروه علوم انساني تنها گروهي است كه تعداد زنان و مردان در آن تقريبا نزديك به هم است، در اين گروه 53 درصد شركت كنندگان زن و 47 درصد مرد است. در گروههاي علوم تجربي، كشاورزي و دامپزشكي و زبان خارجه نيز اختلاف بين داوطلبان زن و مرد چشمگير است. 69 درصد شركت كنندگان در گروه علوم تجربي، كشاورزي و دامپزشكي زن و 31 درصد مرد هستند. در گروه زبانهاي خارجه نيز برتري با زنان است. در اين گروه 76 درصد داوطلبان زن و 24 درصد مرد هستند. در آزمون سال گذشته زنان دوباره گوی سبقت را از مردان در ورود به دانشگاهها ربودند. ( کانون زنان ایران اول جولای 2007)
این در حالیست که نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده روند صعودی داشته است. نرخ بیکاری زنان در سال 54 برابر با 2 درصد، سال 75، 3/13 و در سال 80، 18/3 درصد افزایش پیدا کرده و رو به فزونی دارد. سهم زنان در بازار کار ایران در سال 2000 تنها 9 درصد بوده حال آنکه این رقم در کشورهای صنعتی 1/41 درصد را به خود اختصاص داده است. ( اعتماد 9 سپتامبر 2007)
نرخ بیکاری بین زنان در سال گذشته به 3/15 درصد رسید. بنا بر آخرین آمارگیری نیروی کار، نرخ بیکاری در بین مردان به 5/8 درصد و در بین زنان به 3/15 درصد رسیده است. ( ایسکانیوز، 11 اکتبر 2007)
رشد متوسط سهم کارکنان زن در بخشهای تولیدی صنعتی تنها یک درصد است که آنان در تعیین این سهم هیچ نقش تصمیم گیرنده ای ندارند . با وجود سهم ناچیز 8/8 درصدی زنان در عرصه مهندسی، بزودی این عرصه از حضور زنان خالی خواهد شد. بیشترین تعداد شاغلان زن بخش صنعت در صنایع غذایی و آشامیدنی، تولید منسوجات، تولید مواد و محصولات شیمیایی، تولید محصولات کانی، غیر فلزی، تولید ماشین آلات مولد و انتقال برق و تولید وسایل نقلیه موتوری و تریلر، تولید ماشین آلات و تجهیزات طبقه بندی شده است و در این میان بخشهای مهندسی و تولیدی تنها 5/5 درصد از کل زنان را به اشتغال گرفته است. با وجود اینکه قبولی پذیرفته شدگان دختر در رشته های صنعتی حتی بیشتر از پسران می باشد اما رژیم استبدادی مذهبی با اعمال سیاستهای سهمیه بندی جنسیتی محدودیتهایی در رابطه با پذیرش دختران در رشته های صنعتی اعمال کرده است. ( ایسنا 31 اکتبر 2007)
نرخ مدیریت زنان در ایران کمتر از سه درصد نزدیک به 7/2 درصد در مقایسه با مردان که 3/97 درصد می باشد، است. این در حالیست که با وجود تبعیض جنسیتی حاکم بر جهان این میزان مثلا برای کشوری مانند آمریکا 9/11 درصد است. ( خبرگزاری فارس 8 سپتامبر 2007)
فقر، اعتیاد، خودکشی، تن فروشی و ....
فقر، بیکاری، اعتیاد، خودکشی، تن فروشی، همسر کشی و دیگر معضلات اجتماعی و ضد ارزشهای اجتماعی تحت لوای استبداد حاکم رو به افزایش است
اعتیاد جزو معضلهای اجتماعی می باشد که روندی کاملا صعودی داشته، به گونه ای که میزان آن در یک دوره هفت ساله تقریبا دو برابر شده است. ( ایسکانیوز 22 اکتبر 2007)
بیش از شش درصد از معتادان ایرانی، زن هستند. ( ایسکانیوز،10 جولای 2007)
تعداد زنان مصرف کننده مواد مخدر نسبت به گذشته افزایش یافته است. این زنان معمولا نقش مستقیم در توزیع مواد مخدر ندارند. میزان دستگیری توزیع کنندگان مواد مخدر سی درصد افزایش یافته است. ( خبرگزاری کار 12 می 2007)
چهارده درصد مراجعین مراکز ترک اعتیاد خراسان رضوی زن هستند. ( خبرگزاری مهر 4 نوامبر 2007)
هشتاد درصد زنان تن فروش و سرگردان در خیابانها به مواد مخدر معتادند. ( ایسنا 12 دسامبر 2007)
ایران از نظر خودکشی رتبه سوم را در جهان دارد و این مساله در میان جوانان ایرانی رو به افزایش است. زنان بیش از سه برابر مردان اقدام به از بین بردن خود می کنند. افسردگی یکی از اصلی ترین علتهای خودکشی در بعضی از استانها و اما اختلافات خانوادگی مهمترین عامل عنوان شده است. طبق تحقیقات بین چهارصد و پنجاه هزار دانشجو در سال هشتاد و سه، ده درصد پسران و هفت درصد دختران انگیزه خودکشی داشته اند. استان ایلام بالاترین آمار خودکشی و استان سمنان پایین ترین شاخص خودکشی «موفق » را به خود اختصاص داده است. هم اکنون در ایران خودسوزی یکی از شایعترین روشهای خودکشی زنان است. گزارشهایی وجود دارد که نشان از روی آوری زنان زنده مانده از خودکشی به سوی اعتیاد و تن فروشی دارد چرا که اکثر این افراد پس از اقدام به خودکشی از سوی خانواده خود نیز طرد می شوند. ( خبرگزاری آلمان)
سن فرار دختران از خانه زیر چهارده سال و طبق آخرین آمار به دست رسیده، سن تن فروشی چهارده سال است. به لحاظ بهره هوشي هم 86 درصد دختران در وضعيت نرمال بوده اند و يک درصد هوش ممتاز داشته اند. ( اعتماد 12 جولای 2007)
ایران یکی از بالاترین رکوردهای زنان و دختران فراری در دنیا را دارد. هر روز به طور میانگین چهل و پنج زن و دختر از خانه هایشان برای رهایی از فقر، سوء استفاده و زندان اجتماعی فرار می کنند. نه درصد از دختران فراری در پایان به تن فروشی روی می آورند. هر شش روز یک زن جوان در تهران مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد و به قتل رسانده می شود. ( ایران پرس نیوز 22 آگوست 2007)
بر اساس آمار دو سال گذشته بیش از یک و نیم میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که درصد فقر مطلق آنها بیش از خانواده ها با سرپرست مرد است. در حالت خوشبینانه نیم میلیون از این زنان تحت پوشش هیچ نهاد حمایتی نیستند. آنان فقیرترین و 70 درصد از آنان در گروه بیسوادان کشور قرار دارند. از سال 71 قانونی تصویب شد که قرار بود حداقل تامین معاش برای این افراد در نظر گرفته شود که هرگز این مساله تحقق نیافت. ( خبرگزاری فارس 14 جولای 2007)
تنها یک درصد زنان سرپرست خانوار روستایی دارای مالکیت زمین هستند این در حالیست که یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار نفر زن سرپرست خانوار در روستاها سکنی دارند. ( ایسنا 17 اکتبر 2007)
مجلس رژیم بعد از سالها جنجال و هیاهو بر سر تصویب قانون بیمه بیکاری آن را بدلیل عدم داشتن بودجه لازم از دور تصویب خارج کرد. ( ایونا 22 اکتبر 2007)
بیش از هشتاد درصد از مراجعه کنندگان به دادگاه خانواده را زنان تشکیل می دهند. ( ایرنا 11 جولای 2007)
گزارش سال 86 سازمان دفاع از قربانيان خشونت نشان ميدهد كه 72 درصد مراجعان به اين مركز را زنان تشكيل دادهاند. گزارش سال 86 سازمان دفاع از قربانيان خشونت نشان ميدهد كه در اين سال بيش از يكهزار و 960 نفر به اين مركز مراجعه كردهاند كه 72 درصد آنها را زنان تشكيل دادهاند. همچنین فراوانی افراد مراجعه کرده به این سازمان حاکی از آن است که 46 درصد از این افراد دارای مدرک فوق دیپلم و 41 درصد دارای مدرک دیپلم و پیش دانشگاهی هستند. ضمن اینکه تنها سه درصد آنها سواد خواندن و نوشتن داشته اند. در اين ميان بيشترين مراجعان به سازمان دفاع از قربانيان خشونت را شاغلان بخش خصوصي با 21 درصد، زنان خانهدار با 21 درصد و شاغلان در بخش دولتي با 19 درصد تشكيل دادهاند و پس از آن نيز دانشجويان و دانشآموزان در مراحل بعدي قرار دارند. افراد مجرد با 54 درصد فراوانی بیشترین مراجعه را در سال 86 به سازمان دفاع از قربانیان خشونت داشته اند و در این میان تعداد افراد متاهل 45 درصد و افراد همسر فوت شده تنها یک درصد بوده است. ( ایسنا 31 آگوست 2007)
زنان 70 درصد مراجعه کنندگان مراکز مشاوره بهزیستی ایلام را تشکیل می دهند. در نیمه نخست سال هشتاد و شش بیش از شش هزار نفر به مراکز مشاوره بهزیستی ایلام مراجعه کردند که اکثر این افراد را زنان بین 18 تا 30 سال تشکیل دادند. عمده مشکلات مراجعه کنندگان به این مراکز اختلافات خانوادگی، زناشویی، مشکلات روحی- روانی، مسایل تحصیلی، ازدواج و اضطراب و افسردگی عنوان شده است. (ایسنا 22 اکتبر 2007)
ازدواج نوجوانان ایرانی با اجازه رسمی دادگاه افزایش یافته است. بر اساس آماری که از سوی سازمان ملی جوانان سال گذشته منتشر شد سی هزار نوجوان متاهل 10 تا 14 ساله وجود دارد که 24 هزار و 506 نفر از این افراد را دختران متاهل زیر 14 سال تشکیل می دهند ( اعتماد 13 نوامبر 2007). طبق قانون رژیم حداقل سن ازدواج برای دختران 13 و برای پسران 15 سال است اما با مراجعه به دادگاه و تقاضای صدور حکم رشد، قاضی چند سوال از کودک می پرسد و حکم رشید بودن را برای وی صادر می کند و بدین ترتیب اجازه ازدواج وی داده می شود
سالانه 60 تا 90 هزار طلاق در کشور رخ می دهد. ( خبرگزاری مهر 2 ژانویه 2008)
شصت و سه درصد قتل زنان ایرانی توسط محارمشان صورت می گیرد. ( 2 ژانویه 2008)
صدور احکام سنگسار، اعدام و سرکوب زنان
دستگیری چهل فعال حقوق بشر در کمپین یک میلیون امضا از سال 2006
نيروی انتظامی 117 زن را به بهانه بدحجابی در تهران دستگير کرد
خودکشی يک دختر دانشجو در اصفهان بعد از آزادی از دست ماموران مبارزه با بدحجابی
تجاوز به دختر دانشجو در کرمانشاه توسط مامور حراست
خودکشی دختر دانشجو در ملاير به دليل حکم تعليق و اتهام رابطه نامشروع
قتل دکتر زهرا بنی يعقوب در بازداشتگاه منکرات همدان
احضار 8 نفر از دختران دانشجوی پلی تکنيک به کميته انضباطی
درگيرى گشت ارشاد با يک زن که او را راهى آى سى يو کرد
دستگيری بیست و پنج زن توزيعکننده کراک در زندان اوين
صدور حکم سنگسار برای دو خواهر به نامهای زهره کبیری و آذر کبیری
معصومه به جرم قتل علی 67 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قاسم حسینی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد
طیبه به جرم قتل الهه 6 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سید قاسم حسینی کوه کمره ای و با تائید شعبه 37 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.
شهناز و دخترش زهرا 18 ساله به جرم قتل اسماعیل 40 ساله در شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان به ریاست قاضی هاشم رضایی محکوم به اعدام شدند.
صدور حکم اعدام برای شکوفه داغستانی در ارومیه به اتهام قتل همسرش که گفته می شود غیرعمدی بوده است
اجرای حکم اعدام در ملاعام برای حوریه زن 29 ساله در محله مارلان تبریز
اجرای حکم اعدام برای زهرا 42 ساله و فاخته صمدی 30 ساله به جرم قتل در زندان اوین
اجرای حکم اعدام معصومه آرمیده به جرم قاچاق مواد مخدر در زندان مشهد
اجرای حکم اعدام راحله زمانی 27 ساله در زندان اوین
صدور حکم سنگسار برای زنی در مشهد بر اساس گزارش روزنامه قدس 28 سپتامبر 2007
بسته شدن سایت زنستان به دستور دادسرای ارشاد
انتشار مجله زنان ممنوع شد
ممنوعیت حضور مربیان و مدیران مرد در تیم های ملی زنان بر اساس ضوابط جدید معاونت فرهنگی سازمان تربیت بدنی
ممنوعیت پوشیدن چکمه و استفاده از کلاه برای زنان بر طبق انتشار بیانیه رژیم
یورش نیروهای سرکوبگر رژیم به آرایشگاهای کرج
مبارزه زنان در ایران جهت دستیابی به مطالبات خود با وجود تشدید سرکوب ساختار استبدای- مذهبی مبتنی بر ولایت فقیه متوقف نخواهد شد، بلکه ماهیت براندازی آن هر روز افزایش می یابد. بی شک همانطور که در پدیده های کهنه، جوانه پدیده های نو را می توان یافت، در جنبش زنان امروزی نیز این جوانه های نو وجود دارند. زنهایی که هر لحظه در زندگی روزمره خصوصی، اجتماعی و سیاسی خود رژیم را به چالش می گیرند، بر اندوخته تجربیات و آگاهی خود می افزایند. همی اینانند که با استفاده از درایت طبقاتی خویش، مبارزات دیگر اقشار زحمتکش جامعه را به هم متصل خواهند کرد، با ابزارهای مبارزاتی نو به میدان خواهند آمد و دربرابر سیاستها و یورش های ارتجاع سد ایجاد خواهند کرد. تضاد بین مردم که بخش عظیمی از آن را زنان تشکیل می دهند با حکومت به نقطه ای رسیده و آنچنان عمیق شده که مکانیزم عقب نشینی رژیم به عقب نشینی مبارزه زنان نمی انجامد و درست برعکس عمل می کند. در این مسیر راهی جز « سرکوب » رو در روی رژیم جهت تسلط به زنان یعنی نیمی از جمعیت کشور قرار ندارد و از دیگر سو آگاهی آنانی که عامل تعیین کننده تاریخند در ناسازگاری آشتی ناپذیر با روابط تولیدی حاکم قرار گرفته است. این مساله توان این را دارد که سیطره نظام استبدادی ولایت فقیه، به عنوان اصلی ترین و مهمترین سد در برابر تحقق خواستهای زنان ایرانی را ویران
منبع: سایت بحران سازد
Friday, March 28, 2008
حمایت گسترده بین المللی از زنان ایران در 8 مارس
(17 اسفند 1386) به مناسبت روز جهانی زن، 8 مارس، شش برنده جایزه صلح نوبل به همراه بیش از 280 سازمان و فعال حقوق زنان از سراسر جهان با صدور بیانیه ای حمایت گسترده خود از فعالان حقوق برابر در ایران و نگرانی های جدی خود را در زمینه بازداشت و محاکمه آنان اعلام کردند. در این بیانیه از حکومت ایران درخواست شده است به اعمال فشار و اتخاذ سیاست های خشن علیه فعالان حقوق برابر پایان دهد. شش برنده جایزه صلح نوبل وانگاری ماتائی، شیرین عبادی، جودی ویلیامز، ریگوبرتا توم، بتی ویلیامز و مایرد کوریگان و صدها تن از نمایندگان سازمان های زنان که برای شرکت در پنجاه و دومین نشست سازمان ملل در مورد "وضعیت زنان" در نیویورک حضور دارند این بیانیه را امضا کردند. به نوشته این بیانیه :"جنبش حقوق زنان در ایران با موانع و تهدیدهای بی سابقه ای روبروست. به مناسبت 8 مارس – روز جهانی زن- ما همبستگی خود را با زنان در دستیابی به حقوق برابر و پایان دادن به تبعیض قانونمند رایج علیه زنان در ایران اعلام می کنیم. " " کمپین یک میلیون امضا" که برای اصلاح قوانین تبعیض آمیز تشکیل شده است، همواره با فشارهای زیادی از سوی حکومت رو برو بوده است و فعالان آن بطور مستمر بازداشت و دادگاهی می شوند. تاکنون 43 نفر از آنان بازداشت و تعدادی تحت عنوان "اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه شده اند. هانا عبدی و روناک صفازاده، دو فعال این کمپین، بیش از 5 ماه است که در سنندج در بازداشت بسر می برند. ماموران امنیتی هفته گذشته از سفر پروین اردلان، یکی از بنیانگزاران کمپین، به سوئد برای دریافت جایزه اولاف پالمه جلوگیری کردند. در این بیانیه از حکومت ایران مصرانه درخواست شده است که: " همه محدودیت های آزادی بیان و تجمع مسالمت آمیز را مطابق با تعهدات ایران در پیمانهای بین المللی حقوق بشر که طبق قانون اساسی ایران نیز الزام آوراست، رفع کند."
متن کامل بیانیه را در سایت www.iranhumanrights.org ملاحظه کنید.
مرتبط :
به مناسبت روز جهاني زن؛ ما از حقوق بشر زنان در ايران حمايت مي کنيم
Tuesday, March 25, 2008
سال ۸۶، سال نقض گسترده حقوق بشر در ایران
دويچه وله : در روزهای پایانی سال ۱۳۸۶ و قبل و بعد از برگزاری انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، همچنان اخباری از نقض حقوق اولیه مدنی از ایران به گوش میرسد. ممنوعالخروج کردن فعالان اجتماعی، توقیف نشریات مستقل، ادامه بازداشت غیرقانونی دانشجویان و روزنامهنگاران و بسیاری خبرهای دیگر.بنا بر گزارشهای نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر، در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ما شاهد نقض گستردهتر حقوق اولیه انسانی در ایران در مقایسه با سال گذشته بودیم.اجرای صدها مورد اعدام که هنوز آمار دقیقی از آنها در دست نیست، اجرای حداقل یک مورد سنگسار، صدور و اجرای احکام غیر انسانی مثل قطع دست و پا، شلاق در ملأ عام، پرتاب از بلندی، سوار کردن متهم بر روی حیوانات و گرداندن او در شهر و نیز دهها مورد بازداشت و حبسهای طولانیمدت، از جمله موارد نقض حقوق بشر در ایران بوده است.یکی از بحثانگیزترین موارد نقض حقوق بشر در سال ۸۶، مرگهای مشکوک در دوران بازداشت بود. ابراهیم لطفاللهی، دانشجوی سنندجی و زهرا بنییعقوب، پزشک، دو نفری بودند که هردو در دوران بازداشت موقت، جان خود را از دست دادند. مسئولان بازداشتگاه در هر دو مورد، علت مرگ را خودکشی اعلام کردند.سازمان دیدهبان حقوق بشر روز ۱۸ ژانویه در بیانیهای از دولت ایران خواست تا درباره مرگ ناگهانی این دو جوان تحقیق کند.اعدام و سنگسارهرچند آمار دقیقی از تعداد اعدامشدگان در ایران در دست نیست اما به گفته سازمانهای مدافع حقوق بشر اجرای حکم اعدام و به ویژه اعدام در ملأ عام در ایران سیر صعودی داشته است.محمد سیفزاده عضو کانون مدافعان حقوق بشر در مورد احکام اعدام در سال گذشته در ایران چنین میگوید: «تا آنجایی که من در جریان قرار گرفتم و در گزارشهایی که در خارج از کشور چاپ شده است، ایران بعد از چین، بالاترین آمار اعدامها را داشته است و آمار اعدام نسبت به سال قبل نیز افزایش داشته است».وی همچنین در مورد حکم سنگسار به این نکته اشاره میکند که علیرغم دستور چهار سال پیش ریاست قوه قضائیه مبنی بر توقف صدور حکم سنگسار، این حکم همچنان صادر و اجرا میشود: «درسال ۸۶ چند نفری سنگسار شدند که آخرینش در تاکستان قزوین بود، اما همچنان حکم سنگسار صادر میشود و این فاجعهبار است که نه تنها صادر میشود، بلکه در پیشنویس قانونی که قوه قضاییه به مجلس داده، مجددا موضوع سنگسار را آورده است. بنابراین به نظر من این واجد اهمیت بسیار زیادی هست. آمار سنگسار هم نسبت به سال گذشته افزایش داشته است».البته در روزهای پایانی سال ۸۶ خبری از آزادی یک محکوم به سنگسار در رسانهها منتشر شد. به گزارش سایت میدان زنان، «مکرمه ابراهیمی» پس از ۱۱ سال، ساعت ۸ شب دوشنبه ۲۷ اسفند از زندان آزاد شد.هرچند شریک زندگی مکرمه، جعفر کیانی، در همین سال در قزوین سنگسار شد، اما خبر آزادی او در آستانه نوروز، یک عیدی برای مخالفان حکم سنگسار و نیز وکیل او «شادی صدر» به شمار میرود.مجازات کودکانمطابق کنوانسیون بینالمللی حقوق کودکان که ایران نیز آن را پذیرفته، مجازات افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است. اما حکومت ایران با زیرپا گذاشتن این قانون، همچنان مبادرت به مجازات کودکان و در بسیاری موارد صدور و اجرای حکم اعدام برای آنان میکند. به گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر در حال حاضر ۷۰ تا ۸۰ کودک مجرم در ایران، در انتظار اعدام به سر میبرند.محمد سیفزاده در اینباره چنین میگوید: «آقایان، اطفال ۱۴، ۱۵ ساله را میگیرند و به اعدام محکوم میکنند، نگه میدارند و در ۱۸ سالگی آنها را اعدام میکنند که به نظر ما این یک شکنجه و مجازات مضاعفی است بر افراد و آمار اعدامشدگان زیر ۱۸ سال هم نسبت به سال پیش افزایش داشته است».آخرین نمونه مجازات کودکان، اعدام «ماکوان مولودزاده» در آذرماه امسال بود که به جرم ارتباط با همجنس در ۱۳ سالگی، بعد از گذراندن ۷ سال در زندان، اعدام شد.زنانفعالان حقوق زنان نیز از این نقض گسترده حقوق مدنی در امان نماندند. هرچند بعد از ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۵ و دستگیری جمع کثیری از فعالان حقوق زنان دیگر هیچ تجمعی از طرف مدافعان حقوق زنان برگزار نشد، اما زنان همچنان قربانی بازداشت، ممنوعیت خروج از کشور، احضارها و بازجوییهای غیرقانونی و تهدیدهای تلفنی بودند.نسرین ستوده وکیل مدافع گروهی از فعالان زنان در اینباره چنین میگوید: «از اسفند سال ۸۵ تا اسفند سال ۸۶ جنبش زنان در ایران بیش از ۸۰ مورد بازداشت داشته و همینطور بیش از ۲۰ حکم محکومیت تا بهحال صادر شده و ممنوعالخروجی بیش از ۳ مورد داشتیم. در حال حاضر هم دو تن از فعالان جنبش زنان در منطقهی کردستان، خانم هانا عبدی و روناک صفارزاده، همچنان در زندان بهسر میبرند و امیدواریم که مقارن با سال نو، مقدمات آزادی آنها فراهم بشود».و البته باید به تنها خبر خوش سال ۸۶ برای زنان نیز اشاره کنیم: «و همینطور باید به یک تجربهی مثبت در این سال اشاره کنم که تعلق جایزهی بنیاد اولاف پالمه به خانم پروین اردلان یکی از فعالین این جنبش هست».هرچند که پروین اردلان هنگام خروج از کشور به منظور دریافت جایزهاش، در یک اقدام کاملا غیرقانونی، از سوی افراد دادستانی از هواپیما پیاده شده و گذرنامه او نیز ضبط شد
Monday, March 17, 2008
انتقال سعيد فيض الله زاده به 209 و محکوميت يک فعال سياسي کرد
دانشجوي زنداني سعيد فيض الله زاده عضو انجمن اسلامي دانشکده ادبيات دانشگاه علامه که در تاريخ 14/12/86 در مقابل درب دانشگاه بازداشت و از آن تاريخ با قرار بازداشت به سالن 1 اندرزگاه 7 زندان اوين منتقل گشته بود ساعتي پيش از سوي سازمان زندانها به وزارت اطلاعات تحويل داده شد و در همين راستا نامبرده به بازداشتگاه 209 اطلاعات منتقل گرديد.- يکي از فعالان سياسي کرد به نام "مربوط رستمي" از اهالي شهر جوانرود در روز گذشته توسط دادگاه انقلاب جوانرود به اتهام همکاري با احزاب کرد و فعاليتهاي سياسي به 15 سال زندان محکوم گرديده است ، نامبرده تحت شکنجه مجبور به اعترافاتي گرديده است که خود مدعيست صحت نداشته و تحت فشار وي را مجبور به گفتن آنها کردهاند
Wednesday, March 05, 2008
عيد زنان!

ضمن تبريک و تهنيت هشتم مارس، روز همبستگی بين المللی زنان، به همه زنان آزاديخواه، برابری طلب و سازنده ی جهان فردا، به ويژه زنان مبارز و قهرمان ميهنم که در بند و ستم تبهکاران، جنايتکاران و زن ستيزان بر خاسته از تاريکی قرون و اعصار و بر نشستگان بر تختگاه گورستان، آزادی و برابری را فرياد می زنند و در راه مبارزه برای جهانی نو گام بر می دارند! اين عيد و دگر عيد مبارک به زنان باد فرخنده و ميمون و پر از وجد و تکان باد تبعيض نگونسار و جهان پاک ز تحقير آزاد زن و فارغ و بی رنج ددان باد زنجير ستم پاره شود در همه گيتی تابنده مدام اختر زن، نور فشان باد بی مانع و بی مرز شود در همه هستی در عرصه ی توليد شتابنده روان باد سرمايه که زن را بدهد رتبه ی کالا بحران زده بی سود يکی تخته دکان باد افراشته بی همت زن کی علم داد؟ بی شرکت وی عدل و مساوات نهان باد آنجا که زنان در ستم اند، مردم آزاد هرگز نتوان ديد، مر اين نکته عيان باد از سلطه ی مردان و اسارت چه رهد زن دنيا به مثَل جلوه ای از خلد و جنان باد گيتی چو گلستان بود ار ظلم نباشد در گلشن فارغ ز خزان سرو چمان باد آن کس که گرفتاری زن، زشتی دنيا انديشه کند مرده و ببريده زبان باد هر ضد زنی خوار شود، کشته به کفگير جز شيخ تبهکار، که رأسش به سنان باد
گزارش عفو بين الملل از سرکوب زن در ايران
روشنگری.سازمان عفو بين الملل در آستانه 8 مارس روز جهانی زن، گزارشی از سرکوب زنان در ايران ارائه داده است. سرکوب حقوق زن و فعالين مدافع آن در ايران و زن ستيزی رژيم اسلامي، چنان گسترده است که به بيان نمی گنجد، به همين جهت حتی انبوه گزارشات تاکنونی خود ايرانيان که قربانی اين سياست ها هستند نيز در توصيف دردی که زنان ايران از رژيم می کشند ناتوان بوده است. سازمان عفو بين الملل به علت استقلال نسبی آن در مقايسه با بسياری از سازمان های بين المللی حقوق بشري، بويژه تحت هدايت خانم آيرنه خان، از اعتبار گسترده ای برخوردار است و تا زمانی که اين استقلال را حفظ کند، اين اعتبار نيز برجای خواهد ماند. به همين جهت گزارشات آن از اعتبار بالايی برخوردار است و حمايت آن از زنان ايران در آستانه 8 مارس را بايد ارج گذاشت. وبسايت راديو آلمان چکيده ای از گزارش عفو بين الملل در مورد سرکوب زنان در ايران را به شرح زير درج کرده است. عفو بينالملل: حکومت ايران مدافعان حقوق زنان را سرکوب ميکند با انتشار گزارشی دولت ايران را متهم کرد که جنبش زنان و فعالانی که برای برابری حقوق زنان فعاليت ميکنند، بهطور سيستماتيک سرکوب ميکند. اين سازمان حقوق بشری از مقامهای ايران خواست، به اين سرکوبها پايان داده و با بازنگری در کليهی قوانين ايران، قوانين و مقررات تبعيضآميز عليه زنان را لغو و يا اصلاح نمايند. عفو بينالملل در گزارش خود که روز پنجشنبه ۲۸ فوريه انتشار يافت، مينويسد: زنان در ايران با تبعيضات قانونی گستردهاي روبرو هستند. آنان از پستهای کليدی دولتی کنار گذاشته شدهاند. برای مثال، آنان نميتوانند قاضی باشند يا برای رياستجمهوری نامزد شوند. زنان در ازدواج، طلاق، حضانت کودک و ارث، از حقوق برابر با مردان محروماند. صدمهی جنايی به يک زن، در مقايسه با همان صدمه به يک مرد، مجازات خفيفتری دارد. شهادت زنان در دادگاه نصف شهادت يک مرد ارزش دارد. مردان حق گزينش چند همسر دارند و قانون حق بيچون و چرای آنان برای طلاق همسرشان را به رسميت ميشناسد، زنان اما چنين حقی ندارند. عفو بينالملل ميگويد، مدافعان حقوق زنان در ايران شجاعانه، برای "پايان بخشيدن به تبعيضات قانونی عليه زنان" پيکار ميکنند. اما، به گفتهی عفو بينالملل، مقامهای حکومتی ايران با بدگمانی به اين تلاشها مينگرند و به ارعاب و سرکوب آنان روی آوردهاند. به گفتهی عفو بينالملل، مدافعان حقوق زنان و بهخصوص آنان که برای جلب توجه به تبعيضهای قانونی عليه زنان در ايران از حقوق سياسی و مدنی خود استفاده ميکنند، بهصورت خودسرانه بازداشت ميشوند. آنان غالباَ در هنگام بازداشت از سوی ماموران امنيتی مورد بدرفتاری قرار ميگيرند و از دسترسی به وکيل، خانواده و روند قانوني، محروم ميمانند. اتهام مبهم مدافعان برابرحقوقی زنان عفو بينالملل با مروری به فعاليتهای سالهای اخير تلاشگران برابری حقوقی زنان، نمونههای زيادی از پيگرد، بازداشت و محاکمهی اين تلاشگران را در گزارش ۱۴ صفحهای خود گنجانده است. اين سازمان حقوقبشری نوشته است، بيشتر مدافعان حقوق زنان که تحت تعقيب قرار گرفته و دستگير شدهاند، به "جرائم امنيتی با بيانی مبهم" متهم شدهاند. اين گونه اتهامات از سوی مقامهای حکومتی برای محدود کردن حقوق شناختهشدهی "آزادی بيان و اجتماع" صورت ميگيرد. عفو بينالملل ميگويد در جريان دستگيري، با برخی از مدافعان حقوق زنان بدرفتاری شده است، ولی تلاش آنها برای دادرسي، با ممانعت مقامها روبر شده است. برخی ديگر، مدتهای طولانی بدون اتهام رسمی بازداشت شدهاند، آن هم غالباَ در سلول انفرادی و بدون دسترسی به اعضای خانواده و وکيل انتخابيشان. به گفتهی عفو بينالملل، ممنوعيت مکرر اجتماعات مسالمتآميز از سوی مقامهای ايرانی و دستگيری مدافعان حقوق بشر به وسيلهی ماموران پليس و وزارت اطلاعات، نقش اشکار حق بيان، تجمع و تشکل مسالمتآميز است. عفو بينالملل در گزارش خود مينويسد، مقررات بازداشت و محاکمه بهکار رفته عليه کسانی که مقامات ايرانی آنان را مظنونان امنيتی ميشناسند، از استانداردهای بينالمللی مربوط به محاکمات عادلانه - مانند آن چه که در ميثاق بينالمللی حقوق مدنی و سياسی وضع شده است - بهمراتب پايينتر است. اين مقررات ميتواند به زندانی کردن فعالان حقوق زنان، مدافعان حقوق بشر و ديگران بيانجامد و ميانجامد. درخواست از مقامهای ايران و جامعهی جهانی عفو بينالملل در پايان گزارش خود از مقامهای ايران ميخواهد به سرکوب مدافعان برابری حقوق زنان پايان دهد و با بازنگری در کليهی قوانين ايران، قوانين و مقررات تبعيضآميز عليه زنان را لغو و يا اصلاح نمايند. عفو بينالملل ميگويد، حکومت ايران بايد از برخورد کيفری به فعاليتهای قانونی در دفاع از حقوق بشر، از جمله حقوق زنان، دست بردارد و حاکميت قانون را در تطابق با تعهدات ايران به عنوان يک عضو امضاءکنندهی ميثاق بينالمللی حقوق مدنی و سياسی و ساير پيمانهای بينالمللی مربوط به حقوق بشر، به مرحله اجرا درآورد. عفو بينالملل جامعهی جهانی و به خصوص کشورهايی را که روابط نزديک با ايران دارند، فراميخواند که حکومت جمهوری اسلامی را ترغيب کنند به تعهداتش نسبت به قوانين بينالمللی عمل کند و به تبعيض قانونی و ديگر تبعيضها عليه زنان خاتمه دهد و از اقدامهای خلاف قانون، مانند بازداشتهای خودسرانه خودداری کند
فعالان ملی مذهبی: سال سختی بر زنان گذشت
خبرنامه امیرکبیر: شورای فعالان ملی مذهبی به مناسبت روز جهانی زن بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد:
سال ۱۳۸۶ در مقایسه با دیگر سالهای یک دهه اخیر به لحاظ حجم محدودیتها و گسترش سختگیریها علیه زنان سالی بسیار سخت و دشوار بوده است
علیرغم وعدههای مهرورزانه و شعارهای عدالتخواهانه دولت نهم، در این سال شاهد هجوم فزاینده به فعالان سیاسی و اجتماعی و صنفی و دستگیری وسیع فعالان جنبشهای اجتماعی بویژه زنان، معلمان، دانشجویان و کارگران بودهایم
تعطیلی نهادهای صنفی و مدنی و سازمانهای مردم نهاد مربوط به زنان، توقیف و به تعطیلی کشاندن نشریات از جمله تعطیلی مجله «زنان»، رفتار توهینآمیز با زنان به بهانه طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، رفتار زننده نیروی انتظامی کرمانشاه در راستای طرح امنیت اجتماعی (که به منظور تحقیر مردان مجرم، فرد متهم را لباس زنانه پوشانده و در شهر گردانده است)، رد صلاحیتهای گسترده زنان خوشنام و اصلاحطلب، رفتار خشونتبار ادارات و مراکز اماکن به بهانه امر به معروف و نهی از منکر که منجر به مرگ دردناک و مشکوک دکتر زهرا بنییعقوب در همدان گردید و…، نمونههایی از این قبیل تهاجمات است
به باور ما تشدید این قبیل برخوردها در سال ۸۶ حکایت از رسوب اندیشههای ناکارآمد و کهنه در اذهان و احساسات دولتمردان دولت نهم و فضای جدید حاکم بر کشور دارد. این روند خود را نه تنها در برخوردهای خشونتآمیز یادشده که در ارائه طرحهایی چون لایحه تبعیضآمیز به اصطلاح حمایت از خانواده و قانون مجازات اسلامی، پیشنهاد وزیرکشور در قانونی کردن صیغه دختران و رواج چندهمسری، طرح تفکیک جنسیتی کتب درسی، طرح تفکیک و سهمیهبندی جنسیتی کنکور و دیگر طرحها و برنامههای تفکیکی و تبعیضآمیز نشان میدهد
اما زنان تلاشگر ایران امروز به این باور و یقین رسیدهاند که بدون تمرکز جدی بر مطالبات خاص خود در عین همراهی با سایر اقشار تحت ستم و ضعیف نگاهداشتهشده و همپوشانی با آنها، قادر به ایجاد فرصتهای برابر برای رفع تبعیضات و نابرابریها و تغییر سرنوشت عقبمانده خویش از قافله توسعه نخواهند بود
از این رو زنان تلاشگر ایرانی سعی دارند تا این حقیقت را به زنان و مردان هموطن خویش بباورانند که بدون حضور برابر و مشارکت مؤثر و جدی اندیشه و آرای زنان در اداره اجتماع نمیتوان به تحقق دموکراسی و برقراری عدالت و توسعه درونزا در کشور دلبست و امیدوار بود. هم از این روست که زنان غیرتمند ایرانی انتظار دارند همچنانکه زنان در کلیه جنبشهای اجتماعی و صنفی پابهپای فعالان جنبش مبارزه با ستم و نابرابریهای سیاسی و طبقاتی مشارکت دارند؛ فعالان این جنبش، بخصوص مردان هموطنشان، ندای حقطلبانه آنان را نشنیده نگذارند و آنها را در تحقق مطالباتشان حمایت و یاری نمایند. تحقق آرمانهای مشترک بدون همپوشانی و وحدت و همکاری جنبشهای اجتماعی برای دستیابی به آزادی، عدالت، امنیت و رفاه غیرممکن خواهد بود
اعتراضات حقطلبانه و پیگیریهای جدی زنان تاکنون آثار و نتایج مثبتی برای جامعه و زنان در برداشته است. از جمله طرح برخی نظریات راهگشا و قابل استناد از سوی مراجع و مقامات مسئول مانند ارث بری زنان از اموال غیرمنقول (که به برابری همهجانبهتر قانون ارث و رفع نابرابری حقوقی کمک قابل توجهی خواهد نمود) و هم چنین برابری دیه زن و مرد (و مسلمان و غیرمسلمان)، تحریم تعدد زوجات در زمان کنونی و تحریم کودکآزاری؛ که امیدواریم این نظریات هر چه زودتر به قوانین اجرایی تبدیل شوند و به برقراری عدالت در حقوق و قوانین بین زن و مرد یاری نماید
ما ضمن گرامیداشت روز جهانی زن، حمایت بیدریغ خود را از تلاشها و مبارزات عدالتخواهانه زنان هموطن خویش ابراز میداریم و امیدواریم زنان هموطنمان با تکیه بر هویت انسانی و اخلاقیات و ارزشهای ملی و مذهبی خویش مصممتر از همیشه علیه تبعیضات و نابرابریها تلاش نموده و به حرکت خویش برای تحقق برابری و توسعه و دموکراسی عمیق و فراگیر در جامعه ایرانی گسترش بیشتری بخشند
شورای فعالان ملی - مذهبی
Monday, February 25, 2008
سخنان شيرين عبادی خطاب به جهانيان
آی، مردم جهان ا ينجا، زن را به زندان می برندجنازه اش را تحويل می دهند
همزمان با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی "حقوق زنان" در کانون مدافعان حقوق بشر، حکم دادگاه تجديد نظر "دلارام علی" فعال حقوق
همزمان با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی "حقوق زنان" در کانون مدافعان حقوق بشر، حکم دادگاه تجديد نظر "دلارام علی" فعال حقوق
زنان، فعال دانشجويی و عضو کمپين يک ميليون امضا نيز تاييد شد. بر اساس اين حکم، محکوميت دلارام علی به مدت دوسال و 6 ماه زندان به علت شرکت در تجمع 22 خرداد 1385 در اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانين جمهوری اسلامی در ميدان هفت تير، قطعی شد و او قرار است خودش را به دايره اجرای احکام معرفی کند.
شيرين عبادی وکيل دلارام و از بنيانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر، درکنفرانس مطبوعاتی کانون گفت:
مردان آگاه هم به اين اصل رسيدند که بايد همگام با خواهران خودشان در پی کسب حقوق برابر باشند و به همين دليل است که حقوق زن و دموکراسی دو کفه يک ترازوهستند. زنانی که محاکمه می شوند به علت اينکه خواسته های انسانی شان را مطرح می کنند در دادگاه به اقدام عليه امنيت، اخلال عليه نظام و... متهم می شوند. دادگاههای ايران حاضر نيستند، و اين شهامت را ندارند که بگويند زنی را محاکمه می کنند که می خواهد بگويد من يک انسانم ومن حق دارم. به او مارک می زنند که تو می خواهی براندازی کنی يا اقدام عليه امنيت ملی کنی.
نمونه بارزش موکل خود من است که در واقع جای دختر من است. کسی که من به او افتخار می کنم، کسی که شجاع تر از من و مبارزتر ازمن به خيابان رفته که بگويد ديه زن بايد برابرمرد باشد. که بگويد من يک نوعروس هستم که نمی خواهم شوهرم هوو سرم بياورد، دلارام علی را که محکوم کردند به دو سال و 6 ماه حبس. امروزخبردادند که حبسش قطعی شده و بايد خودش را معرفی کند و او را بايد به زندان ببرند. خودش داوطلب شده که خودش را به زندان معرفی کند. می دانيد چرا؟ به همان علتی که سقراط جام شوکران را سرکشيد.
عيبی ندارد اين زندانها تمام می شود. اما سخن من با آن دادگاهی است که شهامت نداشت بگويد اين دختر را به اين دليل محکوم کردم که فقط می گفت نمی خواهم هوو سرم بيايد.
من صحبتم با افرادی است که سر زنان بلا می آورند، که يک دختر تحصيل کرده، دکتر، به جرم اين که در خيابان راه می رفته، با همکار مردش صحبت کرده، به زندان فرستاده می شود، و رفتار توهين آميز با او در زندان می کنند. او در همدان نيم ساعت قبل با خانواده اش تلفنی صحبت کرده و روحيه خيلی خوبی داشته و بعد از نيم ساعت جسدش را تحويل می دهند که آثارکبودی بر بدنش است. شما به من بگوييد آيا اين دخترظرف نيم ساعت خودکشی کرده ؟ زهرا کاظمی شد چند تا؟ ظرف نيم ساعت؟ از همه بدتر، چرا مقامات قضايی چشم می بندند به اين قضايا، چرا مقامات قضايی شهامت ندارند بگويند وقتی زنی بگويد من نمی خواهم هوو سرم بيايد می گويند متهم به براندازی هستی ؟ تا کی پرده پوشی؟ تا کی بحث های تئوريک؟ چندين سال است که بحث تئوريک کرديم، سالها هم بحث کرديم که شريعت اسلام با حقوق زن برابر نيست. به کجا رسيديم ؟ چه کسی حرف ما را گوش کرد؟
می رويم در خيابان فقط به خاطر اينکه شادی مان رو ابراز کنيم. روز زن است. ديديد چه کردند؟همين دلارام علی که سقراط وار خودش را به زندان معرفی می کند و جام شوکران را سرمی نوشد، در هجوم پليس، روز 22 خرداد که زنان جمع شدند، دستش شکست. گواهی پزشکی قانونی برديم، عکس برديم، استشهاد برديم، من ازرئيس نيروی انتظامی در دادسرای عمومی شکايت کردم . می دانيد چه شد؟ سه بار بازپرس رئيس نيروی انتظامی را احضار کرد که بيا و توضيح بده. او فقط در پاسخ گفت اينها خلاف قانون در خيابان جمع شدند. ما هم اعلام کرديم که اولا خلاف قانون نيست زيرا که تجمع مسالمت آميز آزاد است، اما فرض کنيم استدلال پليس درست بوده باشد. اگر کسی کار غير قانونی می کند آيا پليس بايد دستش را بشکند؟ استدلال ها کارگر نشد، بلاخره آقای بازپرس با شهامت برای پليسی که دست دلارام علی را شکسته بود قرار منع تعقيب صادر کرد. و حالا به اين دختر می گويند برو زندان.
کمپين راه افتاد . در کمپين مطالباتی مطرح بود که برای صحت تک تک جملاتی که به کار رفته بود ما توضيح المسائل را برديم به دادگاه . و چون نتوانستند يک جمله خلاف شرع پيدا کنند تمام فعالين حقوق زن و کمپين يک ميليون امضا محکوم شدند به اقدام عليه امنيت ملی. وقتی زورشان نمی رسد مارک ارتداد بزنند مارک اقدام عليه امنيت می زنند. چرا شهامت ندارند که بگويند با "حقوق زن " مخالفيم؟
الان روناک، فعال کمپين يک ماه است که در زندان سنندج به سر می برد. می گويند با فلان دسته همکاری می کند-که دروغ است- تهمت زده اند که دروغ است. خانه اش را گشته اند هيچی پيدا نکرده اند. يک دختر 21 ساله را جايی برده اند که کسی سراغ ندارد. دائما پدر و مادر ها را تهديد می کنند، که اگر حرف بزنی بد تر می شود. به خانواده زهرا گفته اند که اگر شيرين عبادی را به عنوان وکيل انتخاب کنيد ديگه کارتون خراب می شود. يعنی چه . می خواهيد دومرتبه بکشيدش؟ پدر و مادر ها را تهديد می کنند.می گويند دختر ها درس بخوانند اما حق ندارند با شعور بشوند؟ اين چه شيوه برخورد با زنان مملکت است؟
من از همين تريبون به مردم جهان اعلام می کنم، احکام محکوميت زنان صرفا به خاطر حمايت از حقوق زن است . صرفا به خاطر اين است که ما با تعدد زوجات مخالفيم ! به اين خاطر است که ما ديه برابر می خواهيم! بی خود به ما برچسب ارتداد يا اقدام عليه امنيت ملی نزنيد. ما اين را به جهان اعلام می کنيم.
شيرين عبادی وکيل دلارام و از بنيانگذاران کانون مدافعان حقوق بشر، درکنفرانس مطبوعاتی کانون گفت:
مردان آگاه هم به اين اصل رسيدند که بايد همگام با خواهران خودشان در پی کسب حقوق برابر باشند و به همين دليل است که حقوق زن و دموکراسی دو کفه يک ترازوهستند. زنانی که محاکمه می شوند به علت اينکه خواسته های انسانی شان را مطرح می کنند در دادگاه به اقدام عليه امنيت، اخلال عليه نظام و... متهم می شوند. دادگاههای ايران حاضر نيستند، و اين شهامت را ندارند که بگويند زنی را محاکمه می کنند که می خواهد بگويد من يک انسانم ومن حق دارم. به او مارک می زنند که تو می خواهی براندازی کنی يا اقدام عليه امنيت ملی کنی.
نمونه بارزش موکل خود من است که در واقع جای دختر من است. کسی که من به او افتخار می کنم، کسی که شجاع تر از من و مبارزتر ازمن به خيابان رفته که بگويد ديه زن بايد برابرمرد باشد. که بگويد من يک نوعروس هستم که نمی خواهم شوهرم هوو سرم بياورد، دلارام علی را که محکوم کردند به دو سال و 6 ماه حبس. امروزخبردادند که حبسش قطعی شده و بايد خودش را معرفی کند و او را بايد به زندان ببرند. خودش داوطلب شده که خودش را به زندان معرفی کند. می دانيد چرا؟ به همان علتی که سقراط جام شوکران را سرکشيد.
عيبی ندارد اين زندانها تمام می شود. اما سخن من با آن دادگاهی است که شهامت نداشت بگويد اين دختر را به اين دليل محکوم کردم که فقط می گفت نمی خواهم هوو سرم بيايد.
من صحبتم با افرادی است که سر زنان بلا می آورند، که يک دختر تحصيل کرده، دکتر، به جرم اين که در خيابان راه می رفته، با همکار مردش صحبت کرده، به زندان فرستاده می شود، و رفتار توهين آميز با او در زندان می کنند. او در همدان نيم ساعت قبل با خانواده اش تلفنی صحبت کرده و روحيه خيلی خوبی داشته و بعد از نيم ساعت جسدش را تحويل می دهند که آثارکبودی بر بدنش است. شما به من بگوييد آيا اين دخترظرف نيم ساعت خودکشی کرده ؟ زهرا کاظمی شد چند تا؟ ظرف نيم ساعت؟ از همه بدتر، چرا مقامات قضايی چشم می بندند به اين قضايا، چرا مقامات قضايی شهامت ندارند بگويند وقتی زنی بگويد من نمی خواهم هوو سرم بيايد می گويند متهم به براندازی هستی ؟ تا کی پرده پوشی؟ تا کی بحث های تئوريک؟ چندين سال است که بحث تئوريک کرديم، سالها هم بحث کرديم که شريعت اسلام با حقوق زن برابر نيست. به کجا رسيديم ؟ چه کسی حرف ما را گوش کرد؟
می رويم در خيابان فقط به خاطر اينکه شادی مان رو ابراز کنيم. روز زن است. ديديد چه کردند؟همين دلارام علی که سقراط وار خودش را به زندان معرفی می کند و جام شوکران را سرمی نوشد، در هجوم پليس، روز 22 خرداد که زنان جمع شدند، دستش شکست. گواهی پزشکی قانونی برديم، عکس برديم، استشهاد برديم، من ازرئيس نيروی انتظامی در دادسرای عمومی شکايت کردم . می دانيد چه شد؟ سه بار بازپرس رئيس نيروی انتظامی را احضار کرد که بيا و توضيح بده. او فقط در پاسخ گفت اينها خلاف قانون در خيابان جمع شدند. ما هم اعلام کرديم که اولا خلاف قانون نيست زيرا که تجمع مسالمت آميز آزاد است، اما فرض کنيم استدلال پليس درست بوده باشد. اگر کسی کار غير قانونی می کند آيا پليس بايد دستش را بشکند؟ استدلال ها کارگر نشد، بلاخره آقای بازپرس با شهامت برای پليسی که دست دلارام علی را شکسته بود قرار منع تعقيب صادر کرد. و حالا به اين دختر می گويند برو زندان.
کمپين راه افتاد . در کمپين مطالباتی مطرح بود که برای صحت تک تک جملاتی که به کار رفته بود ما توضيح المسائل را برديم به دادگاه . و چون نتوانستند يک جمله خلاف شرع پيدا کنند تمام فعالين حقوق زن و کمپين يک ميليون امضا محکوم شدند به اقدام عليه امنيت ملی. وقتی زورشان نمی رسد مارک ارتداد بزنند مارک اقدام عليه امنيت می زنند. چرا شهامت ندارند که بگويند با "حقوق زن " مخالفيم؟
الان روناک، فعال کمپين يک ماه است که در زندان سنندج به سر می برد. می گويند با فلان دسته همکاری می کند-که دروغ است- تهمت زده اند که دروغ است. خانه اش را گشته اند هيچی پيدا نکرده اند. يک دختر 21 ساله را جايی برده اند که کسی سراغ ندارد. دائما پدر و مادر ها را تهديد می کنند، که اگر حرف بزنی بد تر می شود. به خانواده زهرا گفته اند که اگر شيرين عبادی را به عنوان وکيل انتخاب کنيد ديگه کارتون خراب می شود. يعنی چه . می خواهيد دومرتبه بکشيدش؟ پدر و مادر ها را تهديد می کنند.می گويند دختر ها درس بخوانند اما حق ندارند با شعور بشوند؟ اين چه شيوه برخورد با زنان مملکت است؟
من از همين تريبون به مردم جهان اعلام می کنم، احکام محکوميت زنان صرفا به خاطر حمايت از حقوق زن است . صرفا به خاطر اين است که ما با تعدد زوجات مخالفيم ! به اين خاطر است که ما ديه برابر می خواهيم! بی خود به ما برچسب ارتداد يا اقدام عليه امنيت ملی نزنيد. ما اين را به جهان اعلام می کنيم.
Subscribe to:
Posts (Atom)

