Tuesday, July 31, 2007
Sunday, July 29, 2007
پرونده پنج فعال زن در وقت رسيدگي
پرونده پنج تن از فعالان جنبش زنان ايران پايان شهريور ماه امسال و در شعبه 21 تجديد نظر استان تهران رسيدگي مي شود
شادي صدر وکيل شهلا انتصاري با بيان اين خبر درباره پرونده موکلش گفت: براي خبرگيري از جريان پرونده موكلم به دادسرا مراجعه کردم و با خبر شدم که پرونده خانم انتصاري به شعبه 21 دادگاه تجديد نظر مستقر در دادگاه انقلاب ارجاع شده است
شهلا انتصاري يکي از پنج زني بود که در روز 13 اسفند سال 85 دادگاهشان برگزار و اتهام آنها اجتماع و تباني به قصد ارتکاب جرم اقدام عليه امنيت ملي در تجمع 22 خرداد سال 1385عنوان شد
ديگر متهمان اين پرونده فريبا داودي مهاجر پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي بودند که از ايشان، داوودي مهاجر به چهار سال چهار سال حبس محکوم شد که سه سال آن تعليق پنج ساله بود، احمدي خراساني ، اردلان و انتصاري دوسال و نيم حبس تعليقي و شش ماه تعزيري (زندان) و طهماسبي به يک سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري محکوم شدند
وکلاي اين پنج زن فعال در جنبش زنان، پس از دفاع از موکلانشان درخواست تجديد نظر در حکم صادر شده در شعبه ششم دادگاه انقلاب را در فرصت قانوني ارائه کردند
در روز دادگاه اين پنج زن، گروهي از فعالان جنبش زنان براي همدلي با آنها، ايشان را تا مقابل دادگاه انقلاب همراهي کردند و در حالي که در فضاي عمومي بيرون دادگاه منتظر بودند، پيش از شروع دادگاه بازداشت شدند
پنج زني که با اتهام تباني به قصد ارتکاب جرم عليه امنيت ملي دادگاهي شدند، از جمله کنشگران حقوق زنان هستند که در روز 22 خرداد 1385و با استناد به اصل 27 قانون اساسي که تجمع افراد را به شرطي که مسلحانه نباشد مجاز دانسته، در ميدان هفت تير تهران، تجمع مسالمت جويانه اي را برگزار کردند. اين تجمع با دخالت نيروهاي انتظامي، به خشونت کشيده شد و پس از برخي از شرکت کنندگان اين تجمع با اتهامهايي نظير اخلال در نظم عمومي، اقدام عليه امنيت ملي از طريق ايجاد هياهو و اجتماع و تباني به قصد ارتکاب جرم دادگاهي شدند
Thursday, July 19, 2007
اعتراض جمعی از پزوهشگران و اساتید به موج اخیر دانشجویان ایران
ما امضا کنندگان زیر تهاجم اخیر نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به ساحت دانشگاه ها و بازداشت خودسرانۀ اعضاء شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار دفتر تحکیم وحدت) را که، برای بزرگداشت حرکت اعتراضی دانشجویان در 18 تیر ماه سال 1378، به تحصّنی مسالمت آمیز دست زده بودند به شدّت محکوم می کنیم. هدف این تحصن آرام بزرگداشت و ادای احترام به دانشجویانی بود که با تحمل خطر و پرداختن بهائی سنگین به بهره جوئی از حق انسانی و مشروع خود در دفاع از آزادی ها و حقوق اساسی همۀ شهروندان ایران پرداخته بودند. از آن جا که برهم زدن خشونت بار این تحصن و بازداشت دانشجویان و رهبران آنان آشکارا ناقض حقوق و آزادی های مسلم و اساسی شهروندان ایران، از جمله حق تجمع آزادانه و گردهمایی مسالمت آمیز آنان است، ما، به ویژه نگران از سلامت رهبران و فعالان دانشجویی بازداشت شده، آزادی سریع و بی قید و شرط آنان را خواستاریم و رهبر و رئیس جمهوری اسلامی را مسئول هر گونه رفتار غیرقانونی می دانیم که در دوران توقیف نسبت به دستگیرشدگان اِعمال شود.ما در عین حال جامعه بین المللی، و به ویژه نهادها و سازمان های مدافع و مروّج حقوق بشر را فرا می خوانیم که:- اعزام گزارشگر ویژه سازمان ملل به ایران و نظارت - موج تازۀ خشونت های دولتی در ایران را به شدّت محکوم کنند؛- خواستار آزادی سریع و بدون قید و شرط همه زندانیانی شوند که اتهامی جز فعالیت درراه تحقق و تأمین موازین حقوق بشر نداشته اند؛ و- از جمهوری اسلامی دعوت کنند که حق و آزادی مردم ایران، به ویژه دانشجویان ایران را، به فعالیت های صنفی و سیاسی مسالمت آمیز، بدون بیم از تهدید و حبس و شکنجه و خشونت، به رسمیت شناسند
درود بر کوشندگان و قربانيان راه ازادی
در گوشه ای از کافی نت در غربت ترسان ولرزان نشسته ام .اين بی امنيتی =اين ترس مدت هاست که همراه من است گويی با خونم عجين شده و هر لحظه بيم ان دارم که تنها سرمايه وجودم را نيز از دست بدهم .ولی مايلم قبل از مرگم شاهد در اغوش گرفتن ازادی باشم .برای ما زنان ايرانی واژهای پر ابهام تر از ازادی نيست.انجا که حتی عطر گلها و بنفشه هايش را حتی نميشود به راحتی استشمام نمود تا چه رسد به تنفس در هوای جويبارها و دشتهايش را.ولی به راحتی ميشود غبار خفقان انديشه ها را ديد و حصارهای سر به فلک کشيده را در عمق و جان انسانها رويت کرد .بچه که بودم وقتی از کنار زندان های شهر می گذشتم به فکر فرو می رفتم براستی چه کسانی هم اکنون در ان سوی اين ديوارهای بلند به اسارت گرفته شده اند ؟چرازندان بانها اين چنين مراقبند تا کسی از درون به بيرون نگريزد و يا کسی از بيرون درون را در نيابد.؟افکار کودکانه و پرسش هايی که هر روز وشب ازارم ميداد.عجبا که ميديدم هر روز ظاهر اين زندان ها زيباتر و بر وسعت و تعدادشان افزوده ميشد.دهه اول زندگيم بود که خبر شنيدن يک انقلاب و زيرورو شدن رژيم پادشاهی به رژيم اسلامی را می شنيدم .ديگر از ازان ربان زيبايی که مادرم هر روز صبح بعد از شانه کردن موهايم بر سرم گيره می کرد خبری نبود .ديگر از ان بازيها و جست وخيزهای کودکانه در ميان کوچه ها و قهقه زدن ها خبری نبود همه جا خون بود وقيام .شليک گلوله بود و ديدن سرباز وطن که هم وطن خود را هدف می گرفت .دريغا !!! کاش زاييده اين عصر نبودم.اگر چه تاريخ ايران جز سرسپردگی شاهان به غرب و شرق چيزی ديگر در ندارد ولی ای ای کاش و ای کاش .......شايد هم سالان من شاهد بدترين نوع تحجر وتعصب در تاريخ ايران شدند .تعصب وتحجری که با نوعی رياکاری مذهبی صيقل يافت .و مردم را به نوعی زندگی اطاعت منشانه از حکومت وقناعت پيشه از دين سوق داد .تا سردمداران حکومت با اين ترفند راحت تر به غارت اموال ملی مشغول شوند ومردم عامه را به اميد اخرتی پر ارج تشويق به کناره گيری از زندگی دنيا نمايند .و دريغا که من نيز بودم يکی از همين مردم و بدتر از ان من بودم يکی از جامعه نسوان که نوک پيکان حکومت در هر حال مرا نشانه ميگرفت.از زينت برونی ام که همان لباس پوشيدن من بود تا زينت درونی ام که همان تبلور انديشه و تفکرم بود همه تحت لوای يک برنامه مزين شده به ايدئولوژی اسلامی قرارکرفت و من شدم يک رباط بدون داشتن اختياری حتی در زندگی فردی .ديگر ديدن حصار زندان ازارم نميداد .چرا که همه چيز در اسارت بود يکی در اسارت تن يکی در اسارت فکر ان ديگری در اسارت شکم (فقر)ان يکی در اسارت بندگی وبردگی(اعتياد)ان روزها دخترکی کنجکاو بودم همسايه ما فخرالدين حجازی بود .(اخيرا به رحمت ايزدی پيوست.)گاهی اوقات مرا به کتاب خانه خانه اش راه ميداد .و من در انبوهی از کتاب غوطه ور ميشدم. گنجه های زيبای چوبی مبلمان قديمی کتابهای ........مرا به وجد مياورد.انقدر که متوجه گذشت زمان نمی شدم .ان روز ها با حزب توده وفدائيان خلق اشنا شدم .و واژه های احزاب .سياست .تشکيلات به مغزم راه يافت.بعدها متوجه فعاليت های يکی از پسر خاله هايم شدم نامش مهدی بود.دانشجوی سال اخر برق دانشگاه علم وصنعت تهران بود.اتاق او نيز پر از کتابهايی بود که توجه مرا به خود جلب ميکرد .در ان حياط قديمی وزيبا اتاقش در جايی بود که کسی متوجه ان نميشد .ان چنان زيبا برق کاری و اراسته شده بود که خود حکايت از زيبايی فکر و انديشه و نبوغ و خلاقيت اين جوان را فرياد ميزد.من در انجا با واژه هايی چون سازمان مجاهد خلق مبارزه تشکيلاتی اشنا شدم .ان روزها خاله ام سخت بيمار بود ومادرم هر روز ساعاتی را در کنار او ميگذراند .من نيز اين ساعات را در کتابخانه مهدی بودم .دائما ميگفت با کسی در اين موارد حرفی نزنی .دريغا دريغا .!!!مهدی توسط ايادی رژيم دستگير شد و پس از مدتی به اعدام محکوم گشت. حال کاملا ميدانستم و می فهميدم پشت ان حصارها چه می گذرد
هرگز فراموش نمی کنم ان روز شوم را .روز اعدام مهدی را .ان زمان دهه ۶۰ بود و من ۱۳ ساله بودم .عليرغم کنترل خانواده ام از خانه فرارکردم .و تمام مدت ناظر و شاهد مهدی شدم .ان جوان برومند زنجير در پا .پاها برهنه .اثار شکنجه بر سر و صورت .اما راسخ و با هيبتی تمام بر سنگفرش خيابانها پياده راه بردند .صدای زنجيرهايی که بر دست و پا ها بسته شده بود ازارم ميداد .ننگ باد بر شما حکومت کثيف که با جوانان اين ملت اين گونه رفتار کرديد .درست الله اکبر ظهر طناب دار بر گردنش اويختند و بی رحمانه جانش را گرفتند .شنيدم در اخرين لحظات از او پرسيدند حرفی داری برای گفتن .گفت :ازادی ميهنم ورفاه مردمم .درود بر تو مهدی جان اگرچه توسط داس خمينی جلاد درو شدی ملی هرگز در اسارت نزيستی و تن به خفقان ندادی .و درود بی بايان بر تمامی قربانيان را ازادی در سالگرد پروازت قسم ياد ميکنيم که راهت را ادامه خواهيم داد
اعدام زير 18 ساله ها قانوني نيست
پسري كه روز 27 شهريور85 جان از گرو طناب دار، به در برد، دوشنبه گذشته براي دومين بار در دو قدمي چوبه دار ايستاد تا در آخرين لحظه هاي پر اضطراب بين مرگ و زندگي، با مهلتي ده روزه، براي بار ديگر فرصت رضايت گرفتن از خانواده مقتول را بيابد. سينا پايمرد، 16 ساله و متهم به قتل مردي به نام سيروس و 38 ساله است. او در نزاعي در پارك بهجت آباد ، طرف دعوايش را به قتل رساند و در حالي كه در زمان ارتكاب قتل16 ساله بود، حكم اعدام دريافت كرد. اين حكم بعد از تاييد در ديوان عالي كشور لازم الاجرا شد و تنها راه نجات خانواده پايمرد از بند مرگ، اخذ رضايت از خانواده اولياءدم
دوشنبه شب گذشته بعد از اينكه خانواده پايمرد نتوانست به خواسته اولياء دم، مبني بر تهيه 150 ميليون تومان بابت اخذ رضايت از ايشان عمل كند، شبي سخت را پشت درهاي بسته اوين به انتظار نشستند. در كنار آنها برخي از فعالان حقوق بشر، وكلا و خويشان سينا نيز حضور داشتند. زمان كشدار و كشنده پيش مي رفت و هر از گاهي صداي ناله يا فريادي، سكوت شبانه اوين را مي شكست. چندي بعد از اذان صبح و در حالي كه مادر سينا از شدت نگراني و اضطراب، نااميدانه بر خاك اوين چنگ مي زد، خبر آوردند كه ده روز ديگر مهلت دارند تا رضايت خانواده مقتول را جلب كنند
بسياري از افراد خير در سه روز گذشته، براي كمك به اين خانواده پيش قدم شده اند و شايد بتوان جان يك محكوم به اعدام جوان را با اين كمكهاي مالي خريد. اما آيا سينا پايمرد تنها محكوم به اعدامي است كه جرم را در زير 18 سالگي مرتكب شده است؟ آيا تهيه اين پول سنگين، تنها راهي است كه جان او را نجات مي دهد؟ و در اين ميان تكليف تعهدات بين المللي كه با امضاي آن، ايران ملزم به رعايت حقوق كودكان است چه مي شود؟ باور نسرين ستوده، وكيل سينا اين است كه دولت موظف به دخالت كردن در پرونده هايي است كه در آن حقوق كودك نقض مي شود
دوشنبه شب گذشته بعد از اينكه خانواده پايمرد نتوانست به خواسته اولياء دم، مبني بر تهيه 150 ميليون تومان بابت اخذ رضايت از ايشان عمل كند، شبي سخت را پشت درهاي بسته اوين به انتظار نشستند. در كنار آنها برخي از فعالان حقوق بشر، وكلا و خويشان سينا نيز حضور داشتند. زمان كشدار و كشنده پيش مي رفت و هر از گاهي صداي ناله يا فريادي، سكوت شبانه اوين را مي شكست. چندي بعد از اذان صبح و در حالي كه مادر سينا از شدت نگراني و اضطراب، نااميدانه بر خاك اوين چنگ مي زد، خبر آوردند كه ده روز ديگر مهلت دارند تا رضايت خانواده مقتول را جلب كنند
بسياري از افراد خير در سه روز گذشته، براي كمك به اين خانواده پيش قدم شده اند و شايد بتوان جان يك محكوم به اعدام جوان را با اين كمكهاي مالي خريد. اما آيا سينا پايمرد تنها محكوم به اعدامي است كه جرم را در زير 18 سالگي مرتكب شده است؟ آيا تهيه اين پول سنگين، تنها راهي است كه جان او را نجات مي دهد؟ و در اين ميان تكليف تعهدات بين المللي كه با امضاي آن، ايران ملزم به رعايت حقوق كودكان است چه مي شود؟ باور نسرين ستوده، وكيل سينا اين است كه دولت موظف به دخالت كردن در پرونده هايي است كه در آن حقوق كودك نقض مي شود
Wednesday, July 18, 2007
تخلفات ايران در زمينه حقوق بشر
گزارش لوموند از: - یکشنبه 24 تیر 1386 [2007.07.15] روز : گروه مدافعين حقوق بشر شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل، روز شنبه گزارش و ليستي از تخلفات ايران در زمينه حقوق بشر، به ويژه حقوق دانشجويي و اتحاديه هاي کارگري را منتشر کرد.مرکز مدافعين حقوق بشر، به مديريت شيرين عبادي، در متن اين گزارش که توسط فرانس پرس نيز دريافت شده نوشته است: "متأسفانه اين تخلفات صرفاً در زمينه سياست نيستند، بلکه ديگر جنبه هاي زندگي را نيز دربرمي گيرند."به گفته اين مرکز، "فعالين کارگر از سوي دادگاه ها احضار شده اند و مورد بازجويي و تهديد قرار گرفته اند." 7 راننده اتوبوس نيز پس از اعتصاب از کار خود اخراج شده اند.در گزارش مرکز مدافعين حقوق بشر به مسأله منصور اصانلو، رييس اتحاديه رانندگان اتوبوس که به 5 سال زندان محکوم شده نيز اشاره شده است. رانندگان در ماه ژانويه 2006 به اعتصاب پرداختند تا نسبت به شرايط کاري خود اعتراض کنند. در اول ماه مي 2007، در زمان جشن کار و کارگر13 کارگر در سنندج دستگير و دو کارگر ديگر به نام هاي جلال حسيني و محمود صالحي به ترتيب به 4 سال حبس تعليقي و يک سال حبس تعزيري محکوم شدند. مرکز مدافعين حقوق بشر همچنين خاطرنشان مي سازد که ميزان اخراج از محل کار بين کارگران ايراني افزايش يافته. براساس تحقيقات اين مرکز، حقوق بيش از 30 هزار نفر از آنها نيز حداقل به مدت 5 ماه به تعويق افتاده است.ازطرف ديگر، اين سازمان در گزارش خود مراتب نگراني خود را نسبت به "سرکوب روزافزون دانشجويان" که به صورت بازداشت، حبس و اخراج هاي موقت انجام مي شود اعلام کرده است. به گفته اين مرکز، در سه ماهه اول سال، تعداد 143 دانشجو از دانشگاه ها اخراج شده اند. در اين گزارش همچنين به ممنوع کردن تدريس براي دو استاد به نام هاي نورالدين زرين کلک، استاد دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و جواد کاوسيان، استاد دانشگاه تربيت معلم تهران، اشاره شده.همچنين قابل ذکر است که روز دوشنبه گذشته به مناسبت هشتمين سالگرد جنبش دانشجويي، 16 نفر از اعضاي يک سازمان دانشجويي اصلاح طلب دستگير و بازداشت شدند.در اين گزارش همچنين به تخلفاتي که در زمينه آزادي عقيده و مذهب وجود دارد اشاره شده و آمده است که تعداد 94 دانشجوي بهايي، پس از اينکه دانشگاه از مذهب آنها مطلع شده از دانشگاه ها اخراج شده اند. ايران معتقدين به دين بهاييت را که تمامي اديان را نيز به رسميت مي شناسند، به عنوان مرتد معرفي مي کند و هرگونه اعمال و مراسم مذهبي را براي آنها ممنوع اعلام کرده.مرکز مدافعين حقوق بشر همچنين يادآوري مي کند که "وضعيت زنان در ماه هاي اخير بسيار نگران کننده شده و در اين مورد به فعالين حقوق زني که به دادگاه ها فراخوانده شده اند اشاره کرده است.در پايان، اين مرکز در زمينه آزادي مطبوعات به ذکر دستورالعمل هايي پرداخته که توسط برخي نهادها به مطبوعات و رسانه ها ديکته و براساس آنها مشخص شده که چه بايد بنويسند و چه نبايد بنويسند. در ميان موضوعات ممنوعه مي توان به مسأله گفتگو با ايالات متحده، انرژي هسته اي، کارگران، اساتيد و زنان اشاره کرد. منبع: لوموند، 14 ژوئيه 2007مترجم: علي جواهريalijava_rooz@yahoo.es
Monday, July 16, 2007
اصولا این همه فشار روی دانشجویان، زنان، کارگران و... ناشی از چیست؟
دولت جمهوری اسلامی، رژیمی است که از قدرتمند شدن جامعه به شدت می هراسد. یک نظام استبدادی را وقتی می توان تداوم بخشید که جامعه ضعیف باشد. لذا هر جا که می بینند جریاناتی به نام زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان و غیره در حال شکل گیری است که می تواند علایق، منافع و ترجیحات مختلف اجتماعی را متشکل و به این ترتیب جامعه را قدرتمند سازد، همه نیروی خود را معطوف به سرکوب آن گروه ها می کنند. رژیم جمهوری اسلامی به خوبی واقف است که جامعه قدرتمند، راهگشای دموکراسی و جامعه ضعیف، متناسب با دیکتاتوری و خودکامگی است. از همین روست که نیروهای خود را به تمامی متوجه سرکوب سازمان یابی جامعه کرده است
در چنین شرایطی چه باید کرد؟سردرگمی عجیبی ما را گرفتار کرده است. یا از طریق انقلاب و جنگ مسلحانه به دنبال تسخیر دولت هستیم و یا هیچ کاری جز شرکت در انتخابات نمی کنیم. در هر دو حال "لنینیست" هستیم. یعنی تنها راه تحول را تسخیر دولت می دانیم. در حالیکه تنها راه درست رسیدن به دموکراسی، متشکل کردن جامعه است؛ متشکل کردن علایق مختلف، منافع و ترجیحات مختلف و همچنین هویت های گوناگون. اینها باید بتوانند متشکل شوند تا جامعه قوی شود. تا زمانی که جامعه قدرتمند نشود، دموکراسی پدید نخواهد آمد. به همین دلیل امروزه هر گونه پروژه دموکراسی خواهی در ایران باید معطوف به حمایت از جریان هایی باشد که در جهت متشکل کردن علایق و ترجیحات مختلف اجتماعی حرکت می کنند. فراموش نکنیم که دانشجویان در این سال ها زحمات زیادی در این زمینه کشیده و بیش از هر گروه اجتماعی دیگر، از آغاز انقلاب تا به امروز، در این راه هزینه داده اند. دوستان ما در دفتر تحکیم وحدت و خصوصا ادوار تحکیم ، در سالهای اخیربه طور همه جانبه از آزادی و حقوق بشر دفاع کرده اند. هر گاه گروه های مختلف مورد ظلم قرار گرفته اند، این تحکیمی ها و ادواری ها بوده اند که در دفاع از آنان پیشقدم شده و برایشان جلسه گذاشته اند. به همین خاطر معلوم بود که حکومت در یک جایی با اینها برخورد می کند. افرادی که امروز در ایران دستگیر شده اند، به یک معنا تنها صداهای دموکراسی خواهی و آزادی طلبی در ایران هستند. اما متاسفانه ما گرفتار وضعیتی شده ایم که نه تنها برای آزادی و دموکراسی کاری انجام نمی دهیم، بلکه از کسانی هم که در این راه مبارزه می کنند، حمایتی به عمل نمی آوریم و از کنار آنهابی تفاوت می گذریم
منظور در داخل و خارج است؟خارج و داخل دو بحث متفاوت دارد؛اپوزیسیون خارج از کشور، با اینکه در اطلاع رسانی واقعیات داخل کشور، از طریق چند سایت، خوب عمل می کند، اما در انجام اقداماتی که حکایتگر یک اپوزیسیون باشد، تاکنون ناتوان بوده است. به صرف صدور بیانیه نمی توان اپوزیسیون ایجاد کرد. عمل جمعی، تشکل ساز است. اگر گروه های خارج از کشور نتوانند روزنامه راه بیندازند، اگر نتوانند یک تلویزیون ملی برای ایران راه بیندازند، اگر نتوانند گردهمایی های اعتراضی به سرکوب گسترده رژیم داشته باشند، ادعای هژمونی و وجود اپوزیسیون را کسی جدی نخواهد گرفت. جمعیت میلیونی ایرانیان خارج از کشور، برای گذار ایران به دموکراسی و زندگی صلح آمیز، بسیار کارها می تواند انجام دهد. در جهان غرب، گردهمایی برای ایرانیان هیچ هزینه ای جز صرف چند ساعت وقت ندارد. اما مسأله آنست که همه ما از گفتمان آرمان خواهانه و ایثارگرانه دهه چهل و پنجاه به گفتمان بی آرمان وکاسب کارانه عبور کرده ایم. گفتمانی که فقط به دنبال فایده است ، اما حاضر به پرداخت هیچ نوع هزینه ای نیست. حداقل کاری که اینک ایرانیان خارج از کشور برای دفاع از پیکارگران آزادی و حقوق بشر داخل می توانند انجام دهند، برگزاری سراسری و گسترده و همزمان" روز اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران" در کلیه کشور های جهان است. غیر از این یعنی دچار انفعال شده ایم و انفعال یعنی بی برنامه گی و پذیرش آنچه پیش می آید. همه ما گرفتار انفعال غیر قابل توجیه ایم. هر کس در برابر نقض حقوق بشر سکوت نماید، اخلاقاً در نقض حقوق بشر و سرکوب مشارکت دارد. جوانانی چون عبدالله مومنی که شبانه روز برای آزادی فعالیت می کنند و تنها چیزی که به دست می آورند، زندان است ، باید ما را به فکر وادارند. روشنفکری ایران، همیشه از مردم اسطوره سازی کرده است. هیچ کس نمی پرسد جمعیت میلیونی ایرانی خارج از کشور، که فرهیخته و بسیار ثروتمند است، برای گذار ایران به دموکراسی چه کرده است یا چه می کند؟ اگر در جامعه جهانی خجالت می کشد بگوید رئیس جمهور کشورش، احمدی نژاد است، برای آنکه او رئیس جمهورش نباشد، چه کرده است؟ آیا اگر کسی بگوید با مجموعه فعالیت هایی که شما داشته اید نشان داده اید که صلاحیت بیش از احمدی نژاد را ندارید، سخنی گزاف گفته و ما حق داریم دلخور شویم؟نباید از مردم اسطوره ساخت؛ آن هم مردمی که در طول تاریخ بلند خود فقط نظام های خود کامه ساخته اند. نظام سیاسی هر کشوری لباسی در حد قد و قامت مردم آن کشور است. اگر آن لباس کوچکتر از آنها باشد، لباس دریده خواهد شد. اگر مدعی هستیم، رژیم سلطانی ولایت مطلقه فقیه حق ما نیست، که نیست، باید آن را در عمل نشان دهیم
البته بعضی ها اعلامیه داده اند...مسئله ما با صدور اطلاعیه حل نمی شود. تغییر گفتمان غیر دموکراتیک دهه های 40 و 50 به گفتمان دموکراتیک امروز، بسیار مثبت است. آن گفتمان به دموکراسی ختم نمی شد. در مقاله یوتوپیای لنینیستی شریعتی به بخشی از مشکل اشاره کردم. آن بحث را همچنان پیش خواهم برد تا دریافت خود را از مسأله بیان نمایم. اما آن گفتمان اگر چه بهداشتی نبود و نمی توانست به دموکراسی ختم شود، ولی در عین حال نکات مثبتی هم داشت. یکی از ویژگی های آن گفتمان این بود که به هر حال آرمانی وجود داشت و افراد برای آرمان هایشان مبارزه می کردند؛ اما ما نه تنها ایدئولوژی های توتالیتر را کنار نهادیم، بلکه آرمان خواهی را هم رها کرده ایم. مبارزه را هم تعطیل کرده ایم و اندکی نمی اندیشیم که اگر تا ابد در باره مفهوم آب بحث و گفت و گو کنیم، از دل مفهوم آب ، آب بیرون نمی آید. اگر تا ابد در باره مفهوم آزادی و دموکراسی گفت و گو کنیم، از دل این مفاهیم آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد. نسل دهه چهل و پنجاه، فلسفه و تئوری را مسخره می کرد ، آن را بورژوایی می خواند و فقط به پراتیک می اندیشید. نسل امروز به درستی به دنبال نظریه و تئوری است، اما عمل را به فراموشی سپرده و دموکراسی را به " روش" و " داور حل منازعه" تقلیل داده است. دموکراسی " ارزش " و " آرمان" تلقی نمی شود و تصور می شود که مفت به چنگ می آید. از این رو، " فایده گرایان بدون هزینه" یعنی کسانی که بدون پرداخت هزینه لازم برای رسیدن مقصد، می خواهند دولت را در چنگ بگیرند، کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و دیگر مبارزان آزادی را تنها گذاشته اند. ما نه تنها هیچ کاری برای اینان انجام نمی دهیم، بلکه در حد رساندن صدای آنان به گوش جهانیان نیز کاری نمی کنیم. به فکر زندانیان باشیم، آنها را تنها نگذاریم، همه ما در زندانی شدن آنها اخلاقاً مسئول هستیم. شجاعانه با وجدان خود روبرو شویم
در چنین شرایطی چه باید کرد؟سردرگمی عجیبی ما را گرفتار کرده است. یا از طریق انقلاب و جنگ مسلحانه به دنبال تسخیر دولت هستیم و یا هیچ کاری جز شرکت در انتخابات نمی کنیم. در هر دو حال "لنینیست" هستیم. یعنی تنها راه تحول را تسخیر دولت می دانیم. در حالیکه تنها راه درست رسیدن به دموکراسی، متشکل کردن جامعه است؛ متشکل کردن علایق مختلف، منافع و ترجیحات مختلف و همچنین هویت های گوناگون. اینها باید بتوانند متشکل شوند تا جامعه قوی شود. تا زمانی که جامعه قدرتمند نشود، دموکراسی پدید نخواهد آمد. به همین دلیل امروزه هر گونه پروژه دموکراسی خواهی در ایران باید معطوف به حمایت از جریان هایی باشد که در جهت متشکل کردن علایق و ترجیحات مختلف اجتماعی حرکت می کنند. فراموش نکنیم که دانشجویان در این سال ها زحمات زیادی در این زمینه کشیده و بیش از هر گروه اجتماعی دیگر، از آغاز انقلاب تا به امروز، در این راه هزینه داده اند. دوستان ما در دفتر تحکیم وحدت و خصوصا ادوار تحکیم ، در سالهای اخیربه طور همه جانبه از آزادی و حقوق بشر دفاع کرده اند. هر گاه گروه های مختلف مورد ظلم قرار گرفته اند، این تحکیمی ها و ادواری ها بوده اند که در دفاع از آنان پیشقدم شده و برایشان جلسه گذاشته اند. به همین خاطر معلوم بود که حکومت در یک جایی با اینها برخورد می کند. افرادی که امروز در ایران دستگیر شده اند، به یک معنا تنها صداهای دموکراسی خواهی و آزادی طلبی در ایران هستند. اما متاسفانه ما گرفتار وضعیتی شده ایم که نه تنها برای آزادی و دموکراسی کاری انجام نمی دهیم، بلکه از کسانی هم که در این راه مبارزه می کنند، حمایتی به عمل نمی آوریم و از کنار آنهابی تفاوت می گذریم
منظور در داخل و خارج است؟خارج و داخل دو بحث متفاوت دارد؛اپوزیسیون خارج از کشور، با اینکه در اطلاع رسانی واقعیات داخل کشور، از طریق چند سایت، خوب عمل می کند، اما در انجام اقداماتی که حکایتگر یک اپوزیسیون باشد، تاکنون ناتوان بوده است. به صرف صدور بیانیه نمی توان اپوزیسیون ایجاد کرد. عمل جمعی، تشکل ساز است. اگر گروه های خارج از کشور نتوانند روزنامه راه بیندازند، اگر نتوانند یک تلویزیون ملی برای ایران راه بیندازند، اگر نتوانند گردهمایی های اعتراضی به سرکوب گسترده رژیم داشته باشند، ادعای هژمونی و وجود اپوزیسیون را کسی جدی نخواهد گرفت. جمعیت میلیونی ایرانیان خارج از کشور، برای گذار ایران به دموکراسی و زندگی صلح آمیز، بسیار کارها می تواند انجام دهد. در جهان غرب، گردهمایی برای ایرانیان هیچ هزینه ای جز صرف چند ساعت وقت ندارد. اما مسأله آنست که همه ما از گفتمان آرمان خواهانه و ایثارگرانه دهه چهل و پنجاه به گفتمان بی آرمان وکاسب کارانه عبور کرده ایم. گفتمانی که فقط به دنبال فایده است ، اما حاضر به پرداخت هیچ نوع هزینه ای نیست. حداقل کاری که اینک ایرانیان خارج از کشور برای دفاع از پیکارگران آزادی و حقوق بشر داخل می توانند انجام دهند، برگزاری سراسری و گسترده و همزمان" روز اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران" در کلیه کشور های جهان است. غیر از این یعنی دچار انفعال شده ایم و انفعال یعنی بی برنامه گی و پذیرش آنچه پیش می آید. همه ما گرفتار انفعال غیر قابل توجیه ایم. هر کس در برابر نقض حقوق بشر سکوت نماید، اخلاقاً در نقض حقوق بشر و سرکوب مشارکت دارد. جوانانی چون عبدالله مومنی که شبانه روز برای آزادی فعالیت می کنند و تنها چیزی که به دست می آورند، زندان است ، باید ما را به فکر وادارند. روشنفکری ایران، همیشه از مردم اسطوره سازی کرده است. هیچ کس نمی پرسد جمعیت میلیونی ایرانی خارج از کشور، که فرهیخته و بسیار ثروتمند است، برای گذار ایران به دموکراسی چه کرده است یا چه می کند؟ اگر در جامعه جهانی خجالت می کشد بگوید رئیس جمهور کشورش، احمدی نژاد است، برای آنکه او رئیس جمهورش نباشد، چه کرده است؟ آیا اگر کسی بگوید با مجموعه فعالیت هایی که شما داشته اید نشان داده اید که صلاحیت بیش از احمدی نژاد را ندارید، سخنی گزاف گفته و ما حق داریم دلخور شویم؟نباید از مردم اسطوره ساخت؛ آن هم مردمی که در طول تاریخ بلند خود فقط نظام های خود کامه ساخته اند. نظام سیاسی هر کشوری لباسی در حد قد و قامت مردم آن کشور است. اگر آن لباس کوچکتر از آنها باشد، لباس دریده خواهد شد. اگر مدعی هستیم، رژیم سلطانی ولایت مطلقه فقیه حق ما نیست، که نیست، باید آن را در عمل نشان دهیم
البته بعضی ها اعلامیه داده اند...مسئله ما با صدور اطلاعیه حل نمی شود. تغییر گفتمان غیر دموکراتیک دهه های 40 و 50 به گفتمان دموکراتیک امروز، بسیار مثبت است. آن گفتمان به دموکراسی ختم نمی شد. در مقاله یوتوپیای لنینیستی شریعتی به بخشی از مشکل اشاره کردم. آن بحث را همچنان پیش خواهم برد تا دریافت خود را از مسأله بیان نمایم. اما آن گفتمان اگر چه بهداشتی نبود و نمی توانست به دموکراسی ختم شود، ولی در عین حال نکات مثبتی هم داشت. یکی از ویژگی های آن گفتمان این بود که به هر حال آرمانی وجود داشت و افراد برای آرمان هایشان مبارزه می کردند؛ اما ما نه تنها ایدئولوژی های توتالیتر را کنار نهادیم، بلکه آرمان خواهی را هم رها کرده ایم. مبارزه را هم تعطیل کرده ایم و اندکی نمی اندیشیم که اگر تا ابد در باره مفهوم آب بحث و گفت و گو کنیم، از دل مفهوم آب ، آب بیرون نمی آید. اگر تا ابد در باره مفهوم آزادی و دموکراسی گفت و گو کنیم، از دل این مفاهیم آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد. نسل دهه چهل و پنجاه، فلسفه و تئوری را مسخره می کرد ، آن را بورژوایی می خواند و فقط به پراتیک می اندیشید. نسل امروز به درستی به دنبال نظریه و تئوری است، اما عمل را به فراموشی سپرده و دموکراسی را به " روش" و " داور حل منازعه" تقلیل داده است. دموکراسی " ارزش " و " آرمان" تلقی نمی شود و تصور می شود که مفت به چنگ می آید. از این رو، " فایده گرایان بدون هزینه" یعنی کسانی که بدون پرداخت هزینه لازم برای رسیدن مقصد، می خواهند دولت را در چنگ بگیرند، کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و دیگر مبارزان آزادی را تنها گذاشته اند. ما نه تنها هیچ کاری برای اینان انجام نمی دهیم، بلکه در حد رساندن صدای آنان به گوش جهانیان نیز کاری نمی کنیم. به فکر زندانیان باشیم، آنها را تنها نگذاریم، همه ما در زندانی شدن آنها اخلاقاً مسئول هستیم. شجاعانه با وجدان خود روبرو شویم
اکبر گنجی،
Sunday, July 15, 2007
دستگیری دانشجویان در سالگرد ۱۸ تیر
عفو بین الملل همچنین در مورد دستگیری ۱۶ نفر در روز ۱۸ تیر که مصادف بود با هشتمین سالگرد سرکوب نهضت دانشجویان گزارشی تهیه کرده است
عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت شدند و ماموران امنیتی در زمان دستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردن
به نوشته این نهاد، بهاره هدایت، سرپرست «کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت» به همراه پنج نفر دیگر از اعضای کمیته مرکزی این سازمان به نام های محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفاقی در روبه روی دانشگاه امیرکبیر در تهران دستگیر شدند
عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت شدند و ماموران امنیتی در زمان دستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردند
به نوشته این سازمان، علیرضلا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، دستگیری این ۱۶ نفر را تایید کرده و گفت که تحقیق در مورد شرکت این افراد در گردهم آیی های غیر قانونی در جریان است
تحت فشار قرار دادن اتحادیه های کارگری
عفو بین الملل در بخش دیگری از خود گزارش خود، از بازداشت اخیر منصور اسانلو، رييس هئيت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران خبر می دهد
عفو بین الملل: آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است
به نوشته این سازمان، آقای اسانلو روز ۱۰ ژوئیه توسط افرادی ناشناس مورد حمله قرار گرفت و آنها او را با زور به داخل خورویی کشاندند
به گزارش عفو بین الملل، آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است
شلاق و زندان برای فعالان حقوق زنان
عفو بین الملل در مورد ادامه سرکوب فعالان برابری حقوق زنان گزارش می دهد که دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند
در گزارش این سازمان از دل آرام علی نام برده شده که متهم به شرکت در تظاهرات غیر قانونی و تبلیغات علیه نظام شده و دادگاه او را به ۳۴ ماه زندان و ده ضربه شلاق محکوم کرده است
دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند
به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، عالیه اقدم دوست به سه سال و چهار ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق و نسیم سلطان بیقی نیز به دو سال زندان محکوم شده است
سازمان عفو بین الملل می گوید این سه نفر در حال حاضر آزاد هستند و در انتظار حکم دادگاه در مورد تقاضای فرجام خود هستند. عفو بین الملل می گوید در صورت زندانی شدن این سه نفر این سازمان آزادی بی قید و شرط آنها را درخواست کرده و این سه فعال حقوق زنان را به عنوان زندانی عقیدتی خواهد شناخت
عفو بین الملل تنبیه بدنی مانند شلاق زدن را امری غیر انسانی، بی رحمانه و تحقیرکننده و در حد شکنجه می داند
اعدام ها
به نوشته عفو بین الملل ایران یکی از کشورهایی در جهان است که بیشترین حکم اعدام را اجرا می کند و از ابتدای سال ۲۰۰۷ دستکم ۱۲۰ نفر در این کشور اعدام شدند و تا پایان امسال این تعداد می تواند شامل ۱۷۷ نفر شود
سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند
عفو بین الملل گزارش می دهد که در سال ۲۰۰۷ که هم اکنون در ميانه آن به سر می بريم، ايران تاکنون تنها کشوری در جهان به شمار می رود که حکم اعدام برای نوجوانان را صادر و اجرا کرده است:«طی اين سال، ما دست کم دو مورد از اعدام نوجوانان در ايران را ثبت کرده ايم: محمد موسوی که در هنگام ارتکاب جرم ۱۶ سال و در هنگام جاری شدن حکم اعدام در ماه آوريل ۱۹ سال داشت؛ و کودکی بلوچ به نام سعيد قنبر زهی که در ماه مه امسال در زاهدان اعدام شد و در هنگام ارتکاب جرم تنها ۱۷ سال داشت.»
در پایان عفو بین الملل در مورد سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین گزارش می دهد و نگرانی خود را از سنگسار شدن مکرمه ابراهیمی ابراز داشته است
سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند
عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت شدند و ماموران امنیتی در زمان دستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردن
به نوشته این نهاد، بهاره هدایت، سرپرست «کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت» به همراه پنج نفر دیگر از اعضای کمیته مرکزی این سازمان به نام های محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفاقی در روبه روی دانشگاه امیرکبیر در تهران دستگیر شدند
عفو بین الملل می افزاید که ده نفر دیگر در دفاتر سازمان« دانش آموختگان ایران اسلامی» بازداشت شدند و ماموران امنیتی در زمان دستگیری آنها تیر هوایی شلیک کرده، کامپیوتر و مدارک موجود در این دفاتر را ضبط کردند
به نوشته این سازمان، علیرضلا جمشیدی، سخنگوی قوه قضاییه، دستگیری این ۱۶ نفر را تایید کرده و گفت که تحقیق در مورد شرکت این افراد در گردهم آیی های غیر قانونی در جریان است
تحت فشار قرار دادن اتحادیه های کارگری
عفو بین الملل در بخش دیگری از خود گزارش خود، از بازداشت اخیر منصور اسانلو، رييس هئيت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران خبر می دهد
عفو بین الملل: آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است
به نوشته این سازمان، آقای اسانلو روز ۱۰ ژوئیه توسط افرادی ناشناس مورد حمله قرار گرفت و آنها او را با زور به داخل خورویی کشاندند
به گزارش عفو بین الملل، آقای اسانلو هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است و وی پیشتر به مدت هشت ماه بین دسامبر ۲۰۰۵ و اوت ۲۰۰۶ و به مدت یک ماه نیز بین نوامبر و دسامبر ۲۰۰۶ در زندان بسر برده است
شلاق و زندان برای فعالان حقوق زنان
عفو بین الملل در مورد ادامه سرکوب فعالان برابری حقوق زنان گزارش می دهد که دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند
در گزارش این سازمان از دل آرام علی نام برده شده که متهم به شرکت در تظاهرات غیر قانونی و تبلیغات علیه نظام شده و دادگاه او را به ۳۴ ماه زندان و ده ضربه شلاق محکوم کرده است
دست کم سه نفر از فعالان زن به دلیل شرکت در تظاهراتی در سال ۲۰۰۶ که خواهان اصلاحات در قوانین تبعیض آمیز کشور شده بودند، به زندان محکوم شدند
به گفته این سازمان مدافع حقوق بشر، عالیه اقدم دوست به سه سال و چهار ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق و نسیم سلطان بیقی نیز به دو سال زندان محکوم شده است
سازمان عفو بین الملل می گوید این سه نفر در حال حاضر آزاد هستند و در انتظار حکم دادگاه در مورد تقاضای فرجام خود هستند. عفو بین الملل می گوید در صورت زندانی شدن این سه نفر این سازمان آزادی بی قید و شرط آنها را درخواست کرده و این سه فعال حقوق زنان را به عنوان زندانی عقیدتی خواهد شناخت
عفو بین الملل تنبیه بدنی مانند شلاق زدن را امری غیر انسانی، بی رحمانه و تحقیرکننده و در حد شکنجه می داند
اعدام ها
به نوشته عفو بین الملل ایران یکی از کشورهایی در جهان است که بیشترین حکم اعدام را اجرا می کند و از ابتدای سال ۲۰۰۷ دستکم ۱۲۰ نفر در این کشور اعدام شدند و تا پایان امسال این تعداد می تواند شامل ۱۷۷ نفر شود
سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند
عفو بین الملل گزارش می دهد که در سال ۲۰۰۷ که هم اکنون در ميانه آن به سر می بريم، ايران تاکنون تنها کشوری در جهان به شمار می رود که حکم اعدام برای نوجوانان را صادر و اجرا کرده است:«طی اين سال، ما دست کم دو مورد از اعدام نوجوانان در ايران را ثبت کرده ايم: محمد موسوی که در هنگام ارتکاب جرم ۱۶ سال و در هنگام جاری شدن حکم اعدام در ماه آوريل ۱۹ سال داشت؛ و کودکی بلوچ به نام سعيد قنبر زهی که در ماه مه امسال در زاهدان اعدام شد و در هنگام ارتکاب جرم تنها ۱۷ سال داشت.»
در پایان عفو بین الملل در مورد سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین گزارش می دهد و نگرانی خود را از سنگسار شدن مکرمه ابراهیمی ابراز داشته است
سازمان عفو بین الملل از مقامات ایرانی می خواهد تا روابط جنسی بین افراد بالغ را که با رضایت دو طرف بر قرار می شود، جرم تلقی نکند و به طور کلی حکم اعدام را لغو کند
گزارش تشریحی عفو بین الملل از «نقض حقوق بشر در ایران»

سازمان عفو بین الملل که مقر آن در لندن است، روز جمعه ۱۳ ژوئیه در گزارشی ، نگرانی شدید خود را از نقض حقوق بشر در ایران به ویژه از آنچه «دستگیری مدافعان حقوق بشر، احکام روزافزون اعدام و سنگسار» نامید، اعلام کرده است
عفو بین الملل در این گزارش از مقامات ایرانی می خواهد تا به قوانین بین المللی احترام بگذارند و کسی را به دلیل اظهار عقیده و یا تجمع صلح آمیز دستگیر نکنند
سازمان عفو بین الملل نگرانی خود را از سنگسار افراد در ایران ابراز داشته و خواستار تعلیق تمامی احکام اعدام و حذف آن از قوانین ایران در آینده شده است
این سازمان با جزییات به موارد اخیر نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است
دستگیری مدافعان حقوق بشر
به گزارش عفو بین الملل محمد صادق کبودوند، مدیر سازمان حقوق بشر کردستان و جلال قوامی از اعضای هیات مدیره این سازمان در اوایل ماه ژوئیه دستگیر شدند
عفو بین الملل می گوید که محمد صادق کبودوند که توسط لباس شخصی ها در روز اول ژوئیه دستگیر شد به دلیل مقاله هایش در نشریه توقیف شده «پیام مردم کردستان» به یک سال زندان محکوم شده است
این سازمان گزارش می دهد که جلال قویمی از خبرنگاران «پیام مردم کردستان» و از اعضای سردبیری مجله «دیدگاه» در نهم ژوئیه زمانی که به دادگاه انقلاب اسلامی در سنندج احضار شده بود، دستگیر شد
به نوشته سازمان عفوبین الملل آقای قویمی به دلیل سازماندهی تظاهراتی آرام به منظور اعتراض به کشته شدن شوان قادری، جوان مهابادی، به دست ماموران امنیتی به سه سال زندان محکوم شد و درخواست وی برای تجدید نظر در حکم صادر شده رد شده است
عفو بین الملل می افزاید این امکان وجود دارد که سعید ساعدی، روزنامه نگار دیگر کرد که به همین اتهام به دو سال ونیم زندان محکوم شده بود ، به زودی دستگیر شود
Thursday, July 12, 2007
واکنش های بين المللی به اجرای حکم سنگسار در ايران

وييز آربور کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، سنگسار جعفر کيانی را محکوم کرد و از مسوولان جمهوری اسلامی خواست مجازات سنگسار درباره شريک جرم او، مکرمه ابراهيمی، را اجرا نکند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اجرای حکم سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین را محکوم کرد
در بيانيه ای که توسط دفتر کميسريای عالی حقوق بشر منتشر شده، آمده است: «نهايت نگرانی خود را از حکم سنگسار که علی رغم به تعويق افتادن از سوی مسئولان اجرا شد، اعلام می کنم».
به گفته لوييز آربور سنگسار نقض آشکار حقوق بينالمللی است و حقوق بينالمللی مجازات اعدام را فقط محدود به جنايات بسيار خشونتآميز و خطرناک کرده است.
لوييز آربور افزود: «از مقام های ايران می خواهم نسبت به اجرای حکم سنگسار گزارششده توضيح دهند و از اجرای حکم مکرمه ابراهيمی و اشخاص ديگری که به اين مجازات محکوم شدهاند خودداری کند».
مکرمه ابراهيمی و جعفر کيانی به جرم زنای محصنه و بنابر «علم قاضی» به سنگسار محکوم شده بودند.
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اجرای حکم سنگسار جعفر کیانی در تاکستان قزوین را محکوم کرد
در بيانيه ای که توسط دفتر کميسريای عالی حقوق بشر منتشر شده، آمده است: «نهايت نگرانی خود را از حکم سنگسار که علی رغم به تعويق افتادن از سوی مسئولان اجرا شد، اعلام می کنم».
به گفته لوييز آربور سنگسار نقض آشکار حقوق بينالمللی است و حقوق بينالمللی مجازات اعدام را فقط محدود به جنايات بسيار خشونتآميز و خطرناک کرده است.
لوييز آربور افزود: «از مقام های ايران می خواهم نسبت به اجرای حکم سنگسار گزارششده توضيح دهند و از اجرای حکم مکرمه ابراهيمی و اشخاص ديگری که به اين مجازات محکوم شدهاند خودداری کند».
مکرمه ابراهيمی و جعفر کيانی به جرم زنای محصنه و بنابر «علم قاضی» به سنگسار محکوم شده بودند.
ديدبان حقوق بشر خواهان لغو سنگسار ابراهيمی شد

سازمان ديده بان حقوق بشر چهارشنبه ۲۰ تير ماه طی بيانيه ای خطاب به رييس قوه قضاييه ايران اعلام کرد بايد هرچه سريعتر از اجرای حکم سنگسار مکرمه ابراهيمی، مادر چهل وسه ساله سه فرزند، جلوگيری شود.
ديده بان حقوق بشر در نامه رسمی خطاب به آيت الله محمود شاهرودی، رييس قوه قضاييه جمهوری اسلامی، از وی خواسته است که اقدام عاجل برای جلوگيری از سنگسار به عمل آورد و از مقامات ايرانی خواست تا مقرراتی که تحت آن اعدام ازطريق سنگسار را تحت قوانين جزايی اسلامی مجاز می شمرد، لغو کنند.
به رغم دستور توقف اعدام، مقامات محلی جعفرکيانی پدر دو فرزند خانم مکرمه ابراهيمی را چهاردهم تیرماه تا حد مرگ، سنگسار کردند.
جواستورک، معاون بخش خاورميانه وشمال آفريقای سازمان ديده بان حقوق بشر دراين زمينه گفت: «مقامات دولتی جعفرکيانی را علی رغم فرمان توقف حکم از سوی رييس قوه قضاييه ايران سنگسارکردند. آيت الله شاهرودی بايد مطمئن شوند که مکرمه ابراهيمی دچار سرنوشت مشابهی نمی شود».
مکرمه ابراهيمی يازده سال قبل به زنای محصنه محکوم و توسط شعبه يک دادگاه جنايی تاکستان شهری درشمال مرکزی استان قزوين، به سنگسار محکوم شد.
در تاريخ بيستم ژوئن ۲۰۰۷، آيت الله شاهرودی دستوری صادر کرد که به موجب آن حکم اعدام متوقف شود. حکمی که برای اجرا در روز بعد ازآن برنامه ريزی شده بود. پيش ازآن درسال ۲۰۰۲، وی دستوراستمهال درخصوص اعدام از طريق سنگسار را به قضات ايرانی داده بود.
مادامی که ايران از سنگسار به عنوان مجازات استفاده می کند، مقامات (قضایی) احساس راحتی خواهند تا چنين احکامی راصادر وپس ازآن اجرا کنند
جواستورک، معاون بخش خاورميانه وشمال آفريقای سازمان ديده بان حقوق بشر
هرچند قوه قضائيه جمهوری اسلامی، پنج سال پيش، اجرای احکام سنگسار در ايران را با صدور دستورالعملی معوق کرد، اما مجازات «زنای محصنه» در ايران همچنان سنگسار است.
استورک گفت:«مادامی که ايران از سنگسار به عنوان مجازات استفاده می کند، مقامات (قضایی) احساس راحتی خواهند تا چنين احکامی راصادر وپس ازآن اجرا کنند.»
سازمان ديده بان حقوق بشر در اين بيانيه تاکيد دارد که «مخالف مجازات مرگ به دليل طبيعت بی رحمانه و غيرانسانی اش درهرشرايطی است».
بنابر اعلام اين سازمان بين المللی دفاع از حقوق بشر «ايران يکی ازاعضای کنوانسيون بين المللی حقوق سياسی ومدنی است که بند ششم آن تصريح می کند «درکشورهايی که مجازات اعدام منسوخ نشده است، حکم مرگ بايد بايد تنها درمورد جدی ترين جنايت ها به کارگرفته شود».
براساس ماده هفتم اين پيمان«هيچ کس نبايد مورد مجازات ورفتارهايی که شکنجه يا اعمال بيرحمانه، غيرانسانی و پست کننده است قراربگيرد».
احتمال تعقيب قضايی قاضی اجرا کننده حکم سنگسار
يک مقام مسوول قوه قضاييه ايران روز چهارشنبه به خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، گفته است دادستانی انتظامی قضات به اقدام قاضی صادر کننده اجرای حکم سنگسار، که خلاف دستور رييس قوه قضاييه بوده است، رسيدگی میکند.
فعالان حقوق بشر هشدار می دهند که امکان سنگسار مکرمه ابراهيمی که يازده سال است در زندان قزوين به سر می برد نيز وجود دارد.
سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران، روز سه شنبه ۱۹ تير، خبر سنگسار شدن جعفر کيانی در روستای قراچه کند، از توابع تاکستان، را تاييد کرد.
اجرای حکم سنگسار جعفر کيانی که متهم به زنا محصنه شده بود، روز پنجشنبه ۱۴ تير، به اجرا در آمد.
Monday, July 09, 2007
Friday, July 06, 2007
Thursday, July 05, 2007
بیانیه کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر در مورد نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب جامعه مدنی
بعدازظهر یکشنبه ۱۰ تیرماه مأموران وزارت اطلاعات با مراجعه به محل کار محمد صدیق کبودوند، وی را بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کردند. بازداشت این فعال حقوق بشر در حالی صورت میگیرد که در طی ماههای گذشته فشار بر نهادهای مستقل حقوق بشری بطور محسوسی افزایش یافته است و دستگاه امنیتی با احضار و تهدید فعالان حقوق بشر، تلاش دارد اطلاع رسانی آنان را به کنترل خود درآورد.محمد صدیق کبودوند در فروردین ماه ۱۳۸۴ با بنا نهادن سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان گام موثری را در جهت بازتاب شرایط ناگوار و نقض حقوق بشر در کردستان برداشت.بازداشت کبودوند در شرایطی انجام می شود که وی پیش از این از سوی دادگاهی در سنندج به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و به نظر می رسد بازداشت مجدد ایشان در راستای پرونده سازی جدید برای او صورت گرفته است. از سوی دیگر پس از صدور احکام سنگین برای فعالان جنبش زنان و اعمال فشارهای قضایی در جهت جلوگیری از اشاعه خواستههای زنان در سطح جامعه، قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در حکمی سنگین و غیرمنتظره دلارام علی، فعال جنبش زنان و دانشجوی دانشگاه تهران را به ۲ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری و ۱۰ ضربه شلاق محکوم کرد. این فعال زن که در جریان تجمع ۲۲ خرداد ماه سال گذشته از سوی نیروهای انتظامی حاضر در محل مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بود، پس از آزادی شکایتی را علیه برخورد خشن نیروهای انتظامی که منجر به شکستن دست وی شده بود مطرح کرد، اما تاكنون نه تنها به شکایت او پاسخی داده نشده بلکه يكي از سنگینترین احکام در طی سالهای اخیر برای وی صادر گشت.دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با اتمام دوره امتحانات دانشگاهها، همچنان در بازداشت به سر میبرند و خانوادهها و وکلای آنان تاکنون امکان تماس با آنها را بدست نیاوردهاند. این در حالی است که از روزهای نخستین بازداشت، دستگاه قضایی از پیگیری پرونده این دانشجویان در روزهای آتی خبر داده بود، اما به نظر می رسد با فروکش کردن دامنه اعتراضات در مورد دانشجویان بازداشت شده و سكوت گروهها و جريانهاي سياسي، وزارت اطلاعات قصدی بر آزادی آنان ندارد.روزنامه هم میهن به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی و سردبيري محمد قوچاني روز گذشته در حالي از سوی دادستانی توقیف شد كه تنها دو ماه از بازگشايي مجدد آن ميگذشت.در طی سالهای گذشته، دهها روزنامه، هفته نامه و مطبوعات ديگر در سراسر ایران با شکایات واهی توقیف شده و صدها خبرنگار و روزنامهنگار، شاغل در این مجموعهها، بیکار شدهاند. برخورد يكسويه بدين نحو با اصحاب قلم نه تنها امرار معاش اين گروه را با مشكلات عديده مواجه ساخته كه از ديگر سو با مسدون ساختن راههاي منتهي به يك جامعه چند صدايي به تخريب هرچه بيشتر بستر آزادي بيان در ايران منجر شده است.کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، سرکوب جامعه مدنی و افزایش فشار بر فعالان این حوزه را محکوم نموده و تمامی سازمانهای مدافع حقوق بشر را در این راستا به عكسالعمل جدی فرا میخواند.بدیهی است که با شدت گرفتن روند سرکوب و انسداد فضای سیاسی، در آینده پيش رو شاهد برخوردهای گستردهتری با فعالان جامعه مدنی خواهیم بود.------------------------------------------------------------
Monday, July 02, 2007
گزارشی از دستگيری های گسترده چند روز اخير
فعالان حقوق بشر در ایران : تا کنون 255 نفر از بازداشت شدگان حوادث اخیر تهران به زندان اوین منتقل شده اند که از این تعداد 100 نفر در اندرزگاه یک { قرنطینه } و 40 نفر به سالنهای 7 و 8 و 10 اندرزگاه 8 و 25 نفر به سالنهای 1و2و4 اندرزگاه 7 و 6 نفر به بازداشتگاه مخوف 209 اطلاعات و 84 نفر به بند 241 حفاظت قوه قضاییه منتقل شده اند.90 نفر آخر که شب گذشته از سوی پلیس امنیت تحویل زندان اوین گشته اند در آمار ثبت نشده اند. { اصطلاحا کارتکس نشده اند. } به همین دلیل متاسفانه خانواده های این افراد برای پیگیری وضعیت این بازداشت شدگان با مشکل روبرو خواهند شد.لازم به توضیح است 84 نفر مستقر در بند 241 زندان به صورت 3 تا 4 نفری در یک سلول کوچک قرار داده شده اند و هنوز آثار شدید ضرب و شتم بر روی بدن این افراد به شدت خودنمایی می کند.در میان بازداشت شدگان 6 زن نیز به چشم می خورند و اتهامات این افراد اخلال در نظم عمومی و تعداد زیادی نیز به اتهام توهین به رهبری و ریاست جمهوری و همچنین یک نفر به اتهام حمل سلاح کمری در بازداشت به سر می برند.مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران خواهان رسیدگی به پرونده این افراد بر اساس موازین انسانی و قانونی می باشد و نسبت به هرگونه برخورد خارج از اصول تعریف شده ابراز نگرانی می نماید
Subscribe to:
Posts (Atom)