محیا استوار
پنج شنبه 24 خرداد 1386
چهارشنبه 23 خرداد، برنامه «جنبش زنان و دموکراسی خواهی» توسط کمیسیون زنان تحکیم وحدت، در دفتر ادوار تحکیم وحدت برگزار شد
دفتر کوچک تحکیم وحدت در سالگرد 22 خرداد میزبان فعالان زنی بود که آمده بودند تا اندیشه های متفاوتی را مطرح کرده و به بحث بگذارند و به قول مینو مرتاضی دارای طرز تفکرات متفاوتی بودند. این بار صندلی ها دور تا دور اتاق چیده شده و این چیدمان عجیب به صمیمیت فضا کمک می کند انگار و این بار محبوبه حسین زاده و ناهید کشاورز هم در این جمع حضور دارند و از آن عکس که نماینگر اعتراض به بازداشت ناعادلانه آنها بود، خبری نیست
محبوبه عباسقلی زاده نخستین سخنران بود که صحبتهایش با موضوع«چشم انداز آینده جنبش زنان ایران» را با تبریک «22 خرداد، روز ملی همبستگی زنان ایران» و یادآوری «سالروز بازداشت مهندس موسوی خوئینی» آغاز کرد:«وقتی از چشم انداز اینده جنبش زنان حرف می زنیم به این معناست که این جنبش یک نهاد و سازمان مشخص است و حالا این افراد دور هم جمع شده اند و یک چشم انداز برای فعالیتهایشان تعریف کرده اند، ولی چنین چیزی در مورد این جنبش وجود ندارد پس ما فقط می توانیم برداشتها و تحلیلهای شخصی و قرائت های گروههای مختلف از چشم انداز جنبش زنان را بیان و بررسی کنیم. و در این مورد می توانیم به این دو رویکرد بپردازیم: یکی آنکه جنبش زنان به کجا می رود و دیگری انکه چشم انداز خواسته های جنبش زنان چیست.»
وی با اشاره به اینکه در رویکرد اول بدون توجه به اینکه این جنبش از کجا آمده، نمی توانیم به نتیجه برسیم، تاریخ کوتاهی در مورد جنبش زنان و چگونگی ان در دوره های مختلف را بیان کرد:«محمل اصلی خواسته ها و مطالبات زنان در دهه اول بعد از انقلاب گروهی و محفلی بوده و در یک چهارچوب بسته جریان داشته که بیشتر بر توانمندی اعضای آن گروه تکیه و تاکید داشته است. ولی به تدریج و در دهه دوم با بازتر شدن فضای مطبوعاتی و بهتر شدن وضعیت ناشرین، این محافل تبدیل به نویسندگان و روشنفکران شدند. خیلی از این گروهها در مطبوعات و NGO ها به کار خود ادامه می دهند. و در فاصله بین خرداد 84 تا 85 وقتی که جنبش زنان فهمید به صورت NGO ها نمی تواند هویت و کارکردش را حفظ کند تصمیم به تشکیل ائتلافهایی گرفت که دستور کار دارندو مثلا تبیل به کمپین یک ملیون امضا و سنگسار شد و در نهایت در نیمه دوم 86 به ابتکار منشور انجامید
او با مطرح کردن این سوال که انتهای این شبکه های ائتلافی به کجا می رسد، پاسخ داد:«ما هم نمی دانیم ولی می دانیم در کشورهای دیگر اگر این مساله خودآگاه نبوده و ارزش اصلی را روی قدرتمندی زنان نگذاشته، تنها منجر به منزلت شده است. زیرا این جنبش ها زمانی که می خواهند نهادینه شده و وارد ساختار قدرت شوند، به جای اینکه بحث قدرتمندی زنان را دنبال کنند فقط به دنبال منزلت به معنای تعداد نمایندگان یا بحث اشتغال زنان و... هستند. خیلی خوب است که ما جنبش زنان را نهادینه کرده و وارد ساختار قدرت کنیم ولی در ان زمان نباید فرموش کنیم که ساختار قدرت می تواند خواسته های ما را جذب خود کرده و تغییر دهد و ما در نهایت فقط به دنبال منزلت باشیم
عباسقلی زاده در بحث پیرامون رویکرد دوم در مورد چشم انداز خواسته های جنبش زنان، بیان کرد که با گروه بندی های رایج مثل زنان اصلاح صلب، لیبرال و... مخالف است چرا که در جامعه نمی توان ما به ازای انها را یافت:« این گروهها نباید در چهارچوب ایدئولوژی فمنیستی تعریف شوند چرا که ما به ازای حرکتی این گروهها در جنبش زنان از این ایدئولوژی تبعیت نمی کند. بلکه میزان فاصله ما برای اینکه در تغییر اصولگراتر و از موضع مردمی حرکت کنیم، رادیکال یا محافظه کار یا میانه رو بودن ما را تعیین می کند
دکتر فاطمه صادقی سخنرانی اش با عنوان «از فمنیسم سیاسی تا فمنیسم اجتماعی» را با تعریف این دو نوع فمنیسم اغاز کرد:«منظور من از فمنیسم سیاسی جنبشی است که بیشتر خواسته هایش را حول قوانین و ساختارهای سیاسی متمرکز می کند و هدفش تغییر در ساختار سیاسی و حقوقی کشور است. و فمنیسم اجتماعی رویکردی است که هدفش وسعت دادن به افق های زندگی و سرنوشت زنان در مناسبات قدرت هرروزه است
او با بین اینکه فمنیسم در ایران هنوز بیش از اندازه سیاسی است سخنانش را اینگونه ادامه داد:« یکی از دلایل من برای سیاسی بودن فمنیسم در ایران این است که همیشه در سایه احزاب سیاسی و اهداف انان قرار گرفته است. ما همیشه در مورد وجود یا عدم وجو.د جنبش زنان در ایران بحث کرده ایم اما هرگز در مورد سیاسی یا اجتماعی بودن این جنبش بحث نشده است
وی تدوین منشور و بعضی از NGO ها را مصداق فمنیسم اجتماعی دانست و سپس دلایلی را برای ضعیف بودن فمنیسم اجتماعی در ایران بیان کرد:« مساله مشروعیت حرکتهای اعتراضی در جنبش زنان. به نظر من این پرسش که آیا سیاستهای اعتراضی باید دنبال شوند یا نه، به این دلیل است که ما در جایگزین کردن یک فمنیسم اجتماعی به جای فمنیسم سیاسی ناکام مانده ایم. و دلیل دوم این ناکامی؛ فقدان گفتار درون دینی و نقد دین و آموزه های اسلامی است
دکتر صادقی با تاکید بر ضرورت حرکت از فمنیسم سیاسی به اجتماعی، به سخنانش پایان داد:« در ایران بعد از انقلاب مردم به سمت سیاستهای زندگی روزمره گرایش پیدا کرده و به دلیل سرخوردگی از سیاست از کنشهای جمعی فاصله گرفته اند.و این مساله در جنبش زنان هم وجود دارد که به دلیل کم کاری ما نیست بلکه بیش از هر چیز مربوط به ساختار نظام اجتماعی است که در آن مردم از سیاست در قالب کنشهای جمعی فاصله گرفته و به شمت کنشهای فردی تمایل پیدا می کنند
فریده ماشینی صحبتهایش پیرامون«جایگاه زنان در برنامه اصلاح طلبان» را با تایید حرفهای دکتر صادقی آغاز کرد:« یکی از دلایل اصلاح طلبی این بود که کمتر به مطالبات اجتماعی مردم توجه کردیم.» و ادامه داد:«به نظر من استفاده از ابزار سیاست برای رسیدن به اهداف جنبش زنان ضرورت دارد. و به عقیده من جنبش زنان یک شبکه است که قرار است هر بخش جنبش زنان، مسئولیت قسمتی از کارهای لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته هامان را بر عهده گیرد. و ما در این بخش دو فعالیت برای خودمان تعریف کرده ایم: یکی تلاش برای حضور بیشتر زنان در عرصه سیاست و همچنین اهمیت دادن به خواسته ها و مطالبان زنان در این عرصه . و دیگری نواندیشی دینی زنان. چون ما در یک کشور مسلمان زندگی می کنیم و در این شرایط برای تغییر قوانین و ساختارها، باید به قرائتی از اسلام برسیم که بتواند رسیدن به اهداف زنان را نتیجه دهد
وی با بیان اینکه در همه جای دنیا حضور زنان در عرصه های سیاسی کم است، به مشکلات کار در احزاب سیاسی برای زنان اشاره کرد:«کار در احزاب سیاسی برای زنان بسیار مشکل است، زیرا زنان در اقلیت هستند و همچنین خواسته ها و مطالبات انان در حاشیه است . و مردان معتقدند مساله دموکراسی بر مساله حقوق زنان اولویت دارد و تا مشکل دوموکراسی حل نشده نمی شود از حقوق زنان حرف زد
او با طرح این پرسش که ایا به این دلایل زنان باید از عرصه سیاسی کناره گیری کنند یا حضور زنان در احزاب سیاسی ضروری است، از تلاشهایی در حوزه زنان گفت که نه تنها هیچ گاه متوقف نشده بلکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری دو چندان شده:« ائتلافی از زنان اصلاح طلب شکل گرفته که این بار نه تنها از موضع ضعف در مورد مساله زنان در احزاب برخورد نکردند بلکه این بار از موضع مدعی وارد این حوزه شده و اعلام کردند که اگر مردان موقعیت زنان را درک کردند و سهمیه قابل توجهی از لحاظ کمی به زنان اختصاص دادند و از لحاظ کیفی مساله زنان در اولویت قرار گرفت، زنان در انتخابات همکاری جدی خواند کرد، در غیر اینصورت اگر همچنان بخواهند از پتانسیلهای زنان به شکل ابزاری استفاده کنند، این بار زنان در انتخابات مشارکت نخواهند کرد
پس از اتمام سخنان ماشینی حاضرین سوالها و اعتراضاتی را مطذح کردند، آسیه امینی تذکر داد:« در سخنرانی اتفاقا واژها مهم اند مخصوصا اگر پایه بحث علمی باشد، به نظر من سیاست برای جنبش زنان ابزار نیست بلکه قدرت برای ما ابزار است و در حالیکه شما دیگران را به مشارکت سیاسی دعوت می کنید یک سوال پیش می اید و ان اینکه این زنان چه سهمی از قدرت و مشروعیت دارند. این دعوت ، یک دعوت عمومی است که نه مصداق عینی دارد و نه هرگز نتیجه اش دیده شده
مینو مرتاضی اما در اغاز صحبت به شوخی گفت:« من برای جور بودن جنس اینجایم و اینکه از هر تفکری یک نفر باشد
او ادامه داد:«من اعتقاد ندارم جنبش زنان فمنیست است بلکه معتقدم برخی فمنیست ها در جنبش زنان حضور دارند و اگر ما جنبش زنان ایران را محدود به فمنیسم کنیم، آن را از سرمایه اجتماعی محروم کرده ایم
«بعد از مشروطه در فاصله 25 سال حدود یک ششم مردم جهان از یک فضای سنتی کشاورزی به فضای مدرن شهری پرتاب شدند و سپس بحثهای دمئکراسی خواهی و انسان محوری مطرح شد که ابتدا مردم در این مورد موضع گرفتند و سپس سعی کردند با ان کنار بیایند
اگر در ایران دموکراسی کمی نهادینه شده بود ما امروز دز احزاب سیاسی و حتی NGO ها و در بین فعالان جنبشها، به جای روابط مرادی و مریدی، شاهد یک رابطه دموکرتیک معطوف به نقادی و ثبات هویتی بودیم. زنان هم در حوزه های عمومی و در شتاب تغییرات و ناپایداری ارزشها، یاد گرفته اند که تنها به خودشان اعتماد کنند و به همین دلیل است که مثلا به جنبشهای اجتماعی زنان برای فعالیت راجع به حقوقشان نمی پیوندند و من شنیده ام که حتی در کمپین یک ملیون امضا، برای جمع اوری امضا سه موافه وجود دارد:1) بحث های مذهبی نشود. 2) بحثهای سیاسی نشود. 3) بحث های فمنیستی نشود. و این یه این دلیل است که اکثریت مردم روی این سه موضوع حساس اند و کمین برای اینکه بتواند پیش برود به این سه مولفه نیاز دارد
او سپس با بیان اینکه دوموکراسی تقلیدی کافی نیست و دموکراسی به چهره نیاز ندارد بلکه به نهاد و فهم نیاز دارد،با بیا دلایلی ادعا کرد که جنبش زنان در ایران نمی تواند دموکراسی خواه نباشد:«چون دموکراسی شیوه زیستن است و این شیوه ابتدا و برای اولین بار در خانواده آموزش داده می شود و زنان اولین کسانی هستند که اموزش را به کودکان و نسا آینده شروع می کنند
پنج شنبه 24 خرداد 1386
چهارشنبه 23 خرداد، برنامه «جنبش زنان و دموکراسی خواهی» توسط کمیسیون زنان تحکیم وحدت، در دفتر ادوار تحکیم وحدت برگزار شد
دفتر کوچک تحکیم وحدت در سالگرد 22 خرداد میزبان فعالان زنی بود که آمده بودند تا اندیشه های متفاوتی را مطرح کرده و به بحث بگذارند و به قول مینو مرتاضی دارای طرز تفکرات متفاوتی بودند. این بار صندلی ها دور تا دور اتاق چیده شده و این چیدمان عجیب به صمیمیت فضا کمک می کند انگار و این بار محبوبه حسین زاده و ناهید کشاورز هم در این جمع حضور دارند و از آن عکس که نماینگر اعتراض به بازداشت ناعادلانه آنها بود، خبری نیست
محبوبه عباسقلی زاده نخستین سخنران بود که صحبتهایش با موضوع«چشم انداز آینده جنبش زنان ایران» را با تبریک «22 خرداد، روز ملی همبستگی زنان ایران» و یادآوری «سالروز بازداشت مهندس موسوی خوئینی» آغاز کرد:«وقتی از چشم انداز اینده جنبش زنان حرف می زنیم به این معناست که این جنبش یک نهاد و سازمان مشخص است و حالا این افراد دور هم جمع شده اند و یک چشم انداز برای فعالیتهایشان تعریف کرده اند، ولی چنین چیزی در مورد این جنبش وجود ندارد پس ما فقط می توانیم برداشتها و تحلیلهای شخصی و قرائت های گروههای مختلف از چشم انداز جنبش زنان را بیان و بررسی کنیم. و در این مورد می توانیم به این دو رویکرد بپردازیم: یکی آنکه جنبش زنان به کجا می رود و دیگری انکه چشم انداز خواسته های جنبش زنان چیست.»
وی با اشاره به اینکه در رویکرد اول بدون توجه به اینکه این جنبش از کجا آمده، نمی توانیم به نتیجه برسیم، تاریخ کوتاهی در مورد جنبش زنان و چگونگی ان در دوره های مختلف را بیان کرد:«محمل اصلی خواسته ها و مطالبات زنان در دهه اول بعد از انقلاب گروهی و محفلی بوده و در یک چهارچوب بسته جریان داشته که بیشتر بر توانمندی اعضای آن گروه تکیه و تاکید داشته است. ولی به تدریج و در دهه دوم با بازتر شدن فضای مطبوعاتی و بهتر شدن وضعیت ناشرین، این محافل تبدیل به نویسندگان و روشنفکران شدند. خیلی از این گروهها در مطبوعات و NGO ها به کار خود ادامه می دهند. و در فاصله بین خرداد 84 تا 85 وقتی که جنبش زنان فهمید به صورت NGO ها نمی تواند هویت و کارکردش را حفظ کند تصمیم به تشکیل ائتلافهایی گرفت که دستور کار دارندو مثلا تبیل به کمپین یک ملیون امضا و سنگسار شد و در نهایت در نیمه دوم 86 به ابتکار منشور انجامید
او با مطرح کردن این سوال که انتهای این شبکه های ائتلافی به کجا می رسد، پاسخ داد:«ما هم نمی دانیم ولی می دانیم در کشورهای دیگر اگر این مساله خودآگاه نبوده و ارزش اصلی را روی قدرتمندی زنان نگذاشته، تنها منجر به منزلت شده است. زیرا این جنبش ها زمانی که می خواهند نهادینه شده و وارد ساختار قدرت شوند، به جای اینکه بحث قدرتمندی زنان را دنبال کنند فقط به دنبال منزلت به معنای تعداد نمایندگان یا بحث اشتغال زنان و... هستند. خیلی خوب است که ما جنبش زنان را نهادینه کرده و وارد ساختار قدرت کنیم ولی در ان زمان نباید فرموش کنیم که ساختار قدرت می تواند خواسته های ما را جذب خود کرده و تغییر دهد و ما در نهایت فقط به دنبال منزلت باشیم
عباسقلی زاده در بحث پیرامون رویکرد دوم در مورد چشم انداز خواسته های جنبش زنان، بیان کرد که با گروه بندی های رایج مثل زنان اصلاح صلب، لیبرال و... مخالف است چرا که در جامعه نمی توان ما به ازای انها را یافت:« این گروهها نباید در چهارچوب ایدئولوژی فمنیستی تعریف شوند چرا که ما به ازای حرکتی این گروهها در جنبش زنان از این ایدئولوژی تبعیت نمی کند. بلکه میزان فاصله ما برای اینکه در تغییر اصولگراتر و از موضع مردمی حرکت کنیم، رادیکال یا محافظه کار یا میانه رو بودن ما را تعیین می کند
دکتر فاطمه صادقی سخنرانی اش با عنوان «از فمنیسم سیاسی تا فمنیسم اجتماعی» را با تعریف این دو نوع فمنیسم اغاز کرد:«منظور من از فمنیسم سیاسی جنبشی است که بیشتر خواسته هایش را حول قوانین و ساختارهای سیاسی متمرکز می کند و هدفش تغییر در ساختار سیاسی و حقوقی کشور است. و فمنیسم اجتماعی رویکردی است که هدفش وسعت دادن به افق های زندگی و سرنوشت زنان در مناسبات قدرت هرروزه است
او با بین اینکه فمنیسم در ایران هنوز بیش از اندازه سیاسی است سخنانش را اینگونه ادامه داد:« یکی از دلایل من برای سیاسی بودن فمنیسم در ایران این است که همیشه در سایه احزاب سیاسی و اهداف انان قرار گرفته است. ما همیشه در مورد وجود یا عدم وجو.د جنبش زنان در ایران بحث کرده ایم اما هرگز در مورد سیاسی یا اجتماعی بودن این جنبش بحث نشده است
وی تدوین منشور و بعضی از NGO ها را مصداق فمنیسم اجتماعی دانست و سپس دلایلی را برای ضعیف بودن فمنیسم اجتماعی در ایران بیان کرد:« مساله مشروعیت حرکتهای اعتراضی در جنبش زنان. به نظر من این پرسش که آیا سیاستهای اعتراضی باید دنبال شوند یا نه، به این دلیل است که ما در جایگزین کردن یک فمنیسم اجتماعی به جای فمنیسم سیاسی ناکام مانده ایم. و دلیل دوم این ناکامی؛ فقدان گفتار درون دینی و نقد دین و آموزه های اسلامی است
دکتر صادقی با تاکید بر ضرورت حرکت از فمنیسم سیاسی به اجتماعی، به سخنانش پایان داد:« در ایران بعد از انقلاب مردم به سمت سیاستهای زندگی روزمره گرایش پیدا کرده و به دلیل سرخوردگی از سیاست از کنشهای جمعی فاصله گرفته اند.و این مساله در جنبش زنان هم وجود دارد که به دلیل کم کاری ما نیست بلکه بیش از هر چیز مربوط به ساختار نظام اجتماعی است که در آن مردم از سیاست در قالب کنشهای جمعی فاصله گرفته و به شمت کنشهای فردی تمایل پیدا می کنند
فریده ماشینی صحبتهایش پیرامون«جایگاه زنان در برنامه اصلاح طلبان» را با تایید حرفهای دکتر صادقی آغاز کرد:« یکی از دلایل اصلاح طلبی این بود که کمتر به مطالبات اجتماعی مردم توجه کردیم.» و ادامه داد:«به نظر من استفاده از ابزار سیاست برای رسیدن به اهداف جنبش زنان ضرورت دارد. و به عقیده من جنبش زنان یک شبکه است که قرار است هر بخش جنبش زنان، مسئولیت قسمتی از کارهای لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته هامان را بر عهده گیرد. و ما در این بخش دو فعالیت برای خودمان تعریف کرده ایم: یکی تلاش برای حضور بیشتر زنان در عرصه سیاست و همچنین اهمیت دادن به خواسته ها و مطالبان زنان در این عرصه . و دیگری نواندیشی دینی زنان. چون ما در یک کشور مسلمان زندگی می کنیم و در این شرایط برای تغییر قوانین و ساختارها، باید به قرائتی از اسلام برسیم که بتواند رسیدن به اهداف زنان را نتیجه دهد
وی با بیان اینکه در همه جای دنیا حضور زنان در عرصه های سیاسی کم است، به مشکلات کار در احزاب سیاسی برای زنان اشاره کرد:«کار در احزاب سیاسی برای زنان بسیار مشکل است، زیرا زنان در اقلیت هستند و همچنین خواسته ها و مطالبات انان در حاشیه است . و مردان معتقدند مساله دموکراسی بر مساله حقوق زنان اولویت دارد و تا مشکل دوموکراسی حل نشده نمی شود از حقوق زنان حرف زد
او با طرح این پرسش که ایا به این دلایل زنان باید از عرصه سیاسی کناره گیری کنند یا حضور زنان در احزاب سیاسی ضروری است، از تلاشهایی در حوزه زنان گفت که نه تنها هیچ گاه متوقف نشده بلکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری دو چندان شده:« ائتلافی از زنان اصلاح طلب شکل گرفته که این بار نه تنها از موضع ضعف در مورد مساله زنان در احزاب برخورد نکردند بلکه این بار از موضع مدعی وارد این حوزه شده و اعلام کردند که اگر مردان موقعیت زنان را درک کردند و سهمیه قابل توجهی از لحاظ کمی به زنان اختصاص دادند و از لحاظ کیفی مساله زنان در اولویت قرار گرفت، زنان در انتخابات همکاری جدی خواند کرد، در غیر اینصورت اگر همچنان بخواهند از پتانسیلهای زنان به شکل ابزاری استفاده کنند، این بار زنان در انتخابات مشارکت نخواهند کرد
پس از اتمام سخنان ماشینی حاضرین سوالها و اعتراضاتی را مطذح کردند، آسیه امینی تذکر داد:« در سخنرانی اتفاقا واژها مهم اند مخصوصا اگر پایه بحث علمی باشد، به نظر من سیاست برای جنبش زنان ابزار نیست بلکه قدرت برای ما ابزار است و در حالیکه شما دیگران را به مشارکت سیاسی دعوت می کنید یک سوال پیش می اید و ان اینکه این زنان چه سهمی از قدرت و مشروعیت دارند. این دعوت ، یک دعوت عمومی است که نه مصداق عینی دارد و نه هرگز نتیجه اش دیده شده
مینو مرتاضی اما در اغاز صحبت به شوخی گفت:« من برای جور بودن جنس اینجایم و اینکه از هر تفکری یک نفر باشد
او ادامه داد:«من اعتقاد ندارم جنبش زنان فمنیست است بلکه معتقدم برخی فمنیست ها در جنبش زنان حضور دارند و اگر ما جنبش زنان ایران را محدود به فمنیسم کنیم، آن را از سرمایه اجتماعی محروم کرده ایم
«بعد از مشروطه در فاصله 25 سال حدود یک ششم مردم جهان از یک فضای سنتی کشاورزی به فضای مدرن شهری پرتاب شدند و سپس بحثهای دمئکراسی خواهی و انسان محوری مطرح شد که ابتدا مردم در این مورد موضع گرفتند و سپس سعی کردند با ان کنار بیایند
اگر در ایران دموکراسی کمی نهادینه شده بود ما امروز دز احزاب سیاسی و حتی NGO ها و در بین فعالان جنبشها، به جای روابط مرادی و مریدی، شاهد یک رابطه دموکرتیک معطوف به نقادی و ثبات هویتی بودیم. زنان هم در حوزه های عمومی و در شتاب تغییرات و ناپایداری ارزشها، یاد گرفته اند که تنها به خودشان اعتماد کنند و به همین دلیل است که مثلا به جنبشهای اجتماعی زنان برای فعالیت راجع به حقوقشان نمی پیوندند و من شنیده ام که حتی در کمپین یک ملیون امضا، برای جمع اوری امضا سه موافه وجود دارد:1) بحث های مذهبی نشود. 2) بحثهای سیاسی نشود. 3) بحث های فمنیستی نشود. و این یه این دلیل است که اکثریت مردم روی این سه موضوع حساس اند و کمین برای اینکه بتواند پیش برود به این سه مولفه نیاز دارد
او سپس با بیان اینکه دوموکراسی تقلیدی کافی نیست و دموکراسی به چهره نیاز ندارد بلکه به نهاد و فهم نیاز دارد،با بیا دلایلی ادعا کرد که جنبش زنان در ایران نمی تواند دموکراسی خواه نباشد:«چون دموکراسی شیوه زیستن است و این شیوه ابتدا و برای اولین بار در خانواده آموزش داده می شود و زنان اولین کسانی هستند که اموزش را به کودکان و نسا آینده شروع می کنند
No comments:
Post a Comment