Saturday, June 30, 2007

سایت کمپین یک میلیون امضا برای بار ششم فیلتر شد


تغییر برای برابری: سایت کمپین یک میلیون امضا ، تغییر برای برابری، پس از گذشت دوماه از آخرین فیلترینگ، برای بار ششم فیلتر شد.
اگر یکی از اهداف فیلترینگ راهی برای ریزش مخاطبان سایت کمپین فرض شده باشد باید بگوییم که چنین روشی چندان موفق نبوده است. بر اساس آمارروزانه بازدید کنندگان سایت (بیش از 1100 بازدید کننده در روز) اکثر بازدیدکنندگان همچنان از طریق نشانی های فیلتر شده از سایت دیدن می کنند و باقی بازدید کنندگان به طور متوسط از طریق 90 تا 100 سایت خبری ، سایت شخصی و وبلاگ - که یا لوگوی کمپین را در صفحه خود قرار داده اند و یا مطالبی از سایت را منتشر کرده اند - وارد سایت کمپین می شوند. جالب آنکه طی ماه های گذشته نمودار بازدید کنندگان و همچنین لینک دهندگان پس از هر فیلترینگ یک نزول کوتاه مدت و سپس صعود چشمگیرو مداوم را نشان داده است.
نشانی جدید:
www.wechange.info
نشانی فیلترشده: www.weforchange.info

Tuesday, June 26, 2007

رابطه کمپین با سایر جنبشهای اجتماعی به ویژه جنبش کارگری

کمپین یکی از نشانه های رشد جنبش اجتماعی ایران است. رشد یافتگی حرکت کمپین در وحدت طلبی، رابطه مستقیم با توده های مردم، استفاده از ابزارهای مدرن ارتباط جمعی و ایجاد اشکال نوین و خلاق سازماندهی و در اعتلای روحیه حق طلبی و اعتراضی است که تمام ویژگی ها و تجارب جنبشهای چندین ساله اخیر را در خود متبلور کرده است. گسترش کمپین در بین اقشار مختلف مردم، خود معلول رشد یافتگی جنبش های اجتماعی سالهای اخیر است. و بصورت دیالکتیکی، الهام بخش و رشد دهنده دیگر جنبش های اجتماعی شده است. ما زمزمه های تحسین و الهام پذیری را از زبان سخنگویان سایر جنبشها میشنویم. شیوه جمع آوری امضاء در سالهای گذشته توسط بخش کارگری در جریان احیای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه تجربه موفقیت آمیزی داشته است. سندیکالیستها از ابتدای مسیر تا انتهای خط، بشکل چهره به چهره امضا جمع می کردند و از آنجاییکه به آنها گفته شده بود طبق قانون در یک واحد صنفی تنها یک تشکل میتواند باشد، و در زمانی که شورا هست سندیکا غیر قانونی است آنها مطرح می کردند اولا" از سال ۱٣۴۷ سندیکای ما تشکیل شده است و ثانیا" با روش مدنی واز طریق جمع آوری امضا در طومارهایی طولانی به روشی کاملا مدنی قانونمند و مسالمت آمیز و فراگیر توده ای، نشان دادند که شورا مورد استقبال کارگران نیست و خواهان سندیکا هستند و اساسا ماهیت صنفی سندیکا با شورا که ماهیت غیرصنفی دارد متفاوت می باشد. با وجود دستگیری ۷۰۰ نفر از کارگران و اخراج بیش از ۵۰ نفر از آنان همچنان بر خواسته خود پای فشردند و همگی شاهد بودیم همسران این کارگران بودند که در غیاب آنان با جسارت و شهامت پیگیرِِِی مطالبات و مسئولیت خانواده راعهده دار بودند. وهمچنین به یاد داریم یکی از کارگران بعد از دستگیری همسر و فرزندانش خود را به پلیس معرفی مینماید همسرش به محض دیدن او در مقابل ماموران با اعتراض به همسرش می گوید چرا خودت را معرفی کردی؟ اگر تو سندیکا را رها کنی، من ادامه خواهم داد! کارگران با همدلی و همراهی صمیمانه از تجمع قانونی و مسالمت آمیز۲۲ خرداد ٨۴، ٨۵ و ٨ مارس حمایت کردند. و در تجمع قانونی ۲۲ خرداد ۱٣٨۵ چند نفر از همسران آنان دستگیر شدند. به عنوان نمونه دیگر می توان از حرکت رفراندوم نام برد که با استفاده از این جمله معروف آقای خمینی که مطرح می کردند "قانون اساسی برای نسل قدیم نوشته شده است نمی تواند برای نسلهای بعدی لزوما" مورد استفاده قرار گیرد و آنها حق دارند برای تهیه قانون اساسی جدید تلاش کنند"، رفراندوم قانون اساسی را پیش کشیدند و حدود ۴۰ هزار امضای اینترنتی جمع کردند که در نوع خود با همه کاستی هایی که داشت، کم نظیر بود. خواسته معلمان نیز اگرچه در حال حاضر صد درصد صنفی است اما از بهترین نمونه های حرکت دموکراسی خواهانه است که توانست توده وسیع معلمان را حول خواسته های ملموس و واقعی جلب نماید. معلمانی که بنیادهای شخصیت فرزندانمان توسط زحمات شبانه روزی شان شکل می گیرد. می توانیم بگوییم هر کدام از ما به نوعی تحت تاثیر معلمان و مدرسان خود بوده ایم. آنها برای تامین حداقل معیشت خود در مضیقه هستند و حرکت حق طلبانه آنها نیز سرنوشت کارگران را پیدا میکند که می بینیم چگونه ریشه های این خواسته ها که همانا خواسته های صنفی و طبقاتی است به هم گره می خورد. در مورد ارتباط جنبش دانشجویی و کمپین دوست دانشجوی ما به طور مفصل توضیح دادند، من در اینجا فقط اشاره می کنم که جنبش دانشجویی به علت ویژگیهایی که دارد بسرعت سیاسی می شود اما پایگاه طبقاتی دانشجو سیال است به دلیل همین سیال بودن است که در معرض تغییر قرار دارد و این خطر وجود دارد که در مقابل منافع توده زحمتکش قرار بگیرند، که نیاز به توضیح بیشتری دارد و شاید از حوصله جمع خارج باشد. حرکتهای برابری طلبانه زنان و سایر جنبشهای اجتماعی هرکدام یکی از اضلاع چندوجهی حرکتهای دموکراسی خواهانه هستند. که نیروهای طرفدار عدالت اجتماعی وظیفه دارند با تمام قوا و امکانات، از آنها حمایت کنند. و برای تثبیت و تعمیق آن کوشش نمایند. تثبیت و تعمیق دمکراسی عبارت است از تلاش برای گسترش آن در عرصه های مختلف رفاه اجتماعی و تامین حقوق زحمتکشان که این معنای درست رادیکالیسم است بر خلاف تعابیر نادرستی که رایج شده و برخی آن را با خشونت طلبی و افراط گرایی یکی می گیرند. تا با خلط مبحث با دمکراسی واقعی رقابت و مبارزه کنند و در چارچوب روابط ناسالم اقتصادی و رانت خواری به منافع نامشروع خود برسند. در برخی نوشته های دوستانی که خود را مدافع زحمتکشان و عدالت اجتماعی میدانند و واقعا هم هستند، شاهد دغدغه هایی هستیم مبنی بر اینکه گویا دفاع ما از کمپین باعث سردرگمی مردم و ارائه راه حل های ناکافی و ناقص می باشد و مردم را از رسیدن به سرمنزل مقصود باز می دارد. حتی برخی از این دوستان با طرح سول هایی از قبیل اگر دولتمردان با چند مورد از خواسته از قبیل برابری دیه یا شهادت برابر مرد و زن و یا قصاص موافقت کردند آنوقت شما چه خواهید کرد؟! یا اینکه می پرسند چرا شما در چارچوب حوزه علمیه و چارچوب های قانونی موحود تلاش می کنید؟ و سوآلاتی از این قبیل ... در پاسخ باید گفت نیروهای مترقی هیچ گاه به دست آوردهای کوچک دموکراتیک کم بها نمی دهند و آن را زمینه ای برای تلاش برای دستاوردهای بعدی و خواسته های مهم تر می سازند همانطوری که کارگران اگر دستمزد یا امکان رفاهی بهتری بدست بیاورند رهبران کارگری از این دستاوردها استقبال می کنند و نگران نمی شوند! ****** از بحث زنان دور نشویم! حال ببینیم شما چه جنبش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را در سراسر جهان سراغ دارید که در آن زن حضور نداشته باشد؟ پیوند جنبش زنان و سایر جنبشها از این واقعیت ساده و بدیهی ناشی می شود که زنان در تمام این جنبشها حضور فعال، پیگیر و همراه داشته اند. بنابراین تلاش برای دمکراسی زن و مرد نمی شناسد. شهلا انتصاری جمع فعالان کمپین ۶ اردیبهشت ۱٣٨۶

فعالان دانشجويي از خوابگاه اخراج مي شوند

در شاهرود - سه شنبه 5 تیر 1386 [2007.06.26]
سعيد محموديان
بر اساس دستورالعمل جديدي در دانشگاه شاهرود، فعالان صنفي و سياسي اين دانشگاه از خوابگاه اخراج مي شوند
يكي از دانشجويان اين دانشگاه ضمن اعلام اين خبر در گفت و گو با روز مي گويد: "اين دستورالعمل از سوي رئيس دانشگاه شاهرود صادر شده و براي اجرا به محمديون، معاون دانشجويي اين دانشگاه سپرده شده است". وي مي افزايد: "محمديون چند شب قبل با حضور در خوابگاه دختران دانشگاه اسامي كساني را كه مجاز به استفاده از خوابگاه هستند اعلام كرد. دانشجوياني كه اسامي آنها اعلام شد در بسيج دانشگاه شاهرود و يا در كانون قرآن اين دانشگاه عضويت دارند
اين دانشجو ادامه مي دهد: "البته اسامي كساني كه به عنوان دانشجويان مجاز در استفاده از خوابگاه اعلام شده است به گفته محمديون بر اساس قرعه كشي تعيين شده اما مايه تعجب است كه حتي در قرعه كشي هم تنها اعضاي بسيج و كانون قرآن برگزيده مي شوند". وي ادامه مي دهد: "در زمان قرعه كشي هم شايعاتي وجود داشت مبني بر اينكه احتمالا اسامي فعالان سياسي و صنفي را اصلا در ميان قرعه ها ننوشته اند تا به اين صورت بتوانند به آنچه كه مي خواهند دست يابند
اين دانشجو در ادامه به اعتراض دانشجويان ديگر اشاره مي كند و مي گويد: "آقاي محمديون در جواب اعتراض دانشجويان دختر مبني بر اخراج از خوابگاه با عصبانيت مي گويد:مي دانيد چرا شما نمي توانيد از خوابگاه استفاده كنيد؟چون حجابتان درست نبوده است
همچنين محمديون به دانشجويان فعال صنفي و سياسي اعلام كرده است: "ما پيگيري كرديم و ديديم كه شما بيش از اندازه از تلفن خوابگاه استفاده مي كنيد و مدت زمان صحبت كردن شما هم طولاني است؛ به همين علت شما را ديگر به خوابگاه راه نخواهيم داد
اين دانشجو در گفت و گو با روز مي افزايد: "محمديون به بخشي ازدختران دانشجو كه موفق نشدند در خوابگاه بمانند اعلام كرد براي آنها در داخل شهر خوابگاه خود گردان اجاره خواهد شد.اما وقتي با اعتراض دانشجويان مبني بر عدم حضور در خوابگاه خودگردان رو به رو شد، گفت: بايد از ما خيلي هم ممنون باشيد كه براي شما خوابگاه اجاره مي كنيم
مسوولين دانشگاه شاهرود از ابتداي روي كار آمدن دولت نهم، مانند ساير دانشگاه ها فشار بر دانشجويان را افزايش داده اند.در همين ارتباط در پايان سال گذشته مسئولين اين دانشگاه با صدور دستورالعملي در مورد حجاب و چگونگي برخورد دانشجويان دختر و پسر که در دو تابلوي بزرگ در اين دانشگاه نصب شده بود، اعتراض بسياري از دانشجويان را برانگيختند.در اين دانشگاه علاوه بر دختران دانشجو، نحوه لباس پوشيدن دانشجويان پسر نيز به شدت کنترل مي شود و در همين ارتباط تاکنون چند دانشجومورد بازخواست و توبيخ قرار گرفته اند

Sunday, June 17, 2007

نماینده سازمان ملل: همه شاخص های رشد سریع ایدز در ایران وجود دارد

عصرایران- یک مقام ارشد سازمان ملل نسبت به افزایش درصد مبتلایان به ایدز در ایران هشدار داد.به گزارش عصر ایران ، "کریستین سالازر"، هماهنگ کننده سازمان ملل در امور HIV در ایران به رویترز گفت: درصد ابتلا به ویروس HIV در ایران به سرعت در حال رشد است که علت آن افزایش ورود هروئین ارزان قیمت از افغانستان به ایران و انتقال بیشتر ویروس از طریق تماس های جنسی است.وی در عین حال از تلاش های "پیاپی و واقع گرایانه" ایران در مبارزه با شیوع ایدز شامل اجرای برنامه تحویل سرنگ های پاکیزه به معتادان زندانی قدردانی کرد و گفت: جمهوری اسلامی اکنون با چالش های جدی در زمینه مهار بیماری ایدز که خطر شیوع آن در میان بخشی از جمعیت 70 میلیون وجود دارد، روبروست."سالازر" که رییس دفتر صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) در ایران نیز محسوب می شود، خاطرنشان کرد: اساسا همه شاخص های رشد سریع ویروس در آنجا (ایران) وجود دارد و ما نگران این روند هستیم.وی بر لزوم افزایش اطلاع رسانی به مردم درباره بیماری ایدز با تمامی جزئیات آن تاکید کرد و افزود: آگاهی عمومی در میان مردم باید افزایش یابد حتی اگر این یک موضوع حساس در کشوری باشد که روابط جنسی خارج از ازدواج در آن ممنوع شمرده می شود.این مقام سازمان ملل تصریح کرد: هم اکنون درصد ابتلا به ایدز در ایران رقمی پایین است به نحوی که این رقم به 16صدم درصد جمعیت بزرگسال آن می رسد که در مقایسه با نقاط دیگر جهان رقم ناچیزی محسوب می شود و این در شرایطی است که مثلا این رقم در آمریکای شمالی طی سال 2006 حدود 8/0 درصده بوده است. اما میزان ابتلا به ایدز در ایران با رشد سریعی مواجه شده و در بدترین حالت ما به سمت یک درصد یا حتی 9/1-8/1 درصد جمعیت در حرکت هستیم

یک زندانی سیاسی به 10 سال حبس محکوم شد

فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده زندانی سیاسی متین ارجان از سوی دادگاه انقلاب به 10 سال حبس تعزیری محکوم گشت.زندانی سیاسی متین ارجان از اعضای حزب پ.ک.ک و تبعه کشور ترکیه که در سال 84 در شهرستان ارومیه بازداشت شده و در زیر شکنجه های مامورین رژیم جمهوری اسلامی زبانش قطع شده بود مورخ 22/3/1386 توسط دادگاه انقلاب به 10 سال حبس تعزیری محکوم گشت. وی از حق داشتن وکیل محروم بوده و با توجه به قطع زبانش قادر به دفاع از خود نبوده است

Friday, June 15, 2007

عبادی: سانسور در ایران شدت گرفته است

شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی، از تشدید سانسور و نحوه برخورد با تعدادی از پژوهشگران دارای تابعیت دوگانه بازداشت شده در ایران انتقاد کرده است
خانم عبادی، که از فعالان مدافع حقوق بشر در ایران است، در مصاحبه ای با بی بی سی دولت جمهوری اسلامی را متهم کرده که به منظور جلوگیری از انعکاس شرایط داخلی این کشور در خارج به تشدید سانسور مبادرت ورزیده است
او گفته است که بازداشت این افراد به نفع قوه قضاییه ایران نیست
شیرین عبادی وکالت هاله اسفندیاری، یکی از بازداشت شدگان دارای تابعیت دوگانه را برعهده گرفته است
خانم عبادی اظهارات مقامات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در این مورد را که خانم اسفندیاری مرتکب جاسوسی شده محکوم کرده است
به گزارش خبرنگار بی بی سی در تهران، این حقوقدان ایرانی گفته است که وزارت اطلاعات با مجرم اعلام کردن موکل او پیش از محاکمه و صدور حکم مرتکب اقدامی کاملا غیرقانونی شده است
خانم عبادی پرونده عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری را به عنوان نمونه ذکر کرده که قوه قضاییه او را جاسوس دانسته بود اما دادگاه او را از این اتهام تبرئه کرد
سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی اخیرا اظهار داشت که شیرین عبادی می تواند دفاع از خانم اسفندیاری را عهده دار شود
با اینهمه، خانم عبادی گفته که دو بار کوشیده است تا مدارک مربوطه را نزد بازجوی پرونده ثبت و با موکل خود ملاقات کند اما حتی اجازه ورود به این محل را نیز به او نداده اند
به گفته شیرین عبادی، موکل وی در بازداشت انفرادی به سر می برد
تلاش برای جلوگیری از انتشار اخبار
وکیل هاله اسفندیاری گفته است که از بی گناهی موکل خود، که به جاسوسی متهم شده، صد در صد اطمینان دارد زیرا سالهاست که او را می شناسد
عبادی نسبت به بیگناهی هاله اسفندیاری ابراز اطمینان کرده استبه اعتقاد خانم عبادی، تشکیل پرونده های جاسوسی علیه افراد دارای تابعیت دوگانه بخشی از تلاش دولت برای جلوگیری از نشر اطلاعات مربوط به ایران در خارج از کشور است
در همین مصاحبه، شیرین عبادی به ادامه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی نیز پرداخته و نحوه برخورد با زنان در خیابان های کشور در جریان مقابله با بدحجابی، بازداشت دانشجویان، کارگران و معلمان را یادآور شده است
در عین حال، او رویکرد کشورهای غربی نسبت به برنامه های هسته ای ایران را نیز مورد انتقاد قرار داده است
خانم عبادی اظهار داشت که تهدید غرب به دست زدن به عملیات نظامی علیه ایران به دولت امکان آن را می دهد تا به بهانه دفاع از استقلال کشور، مردم را سرکوب کند
در خلال ماه های اخیر، مقامات ایرانی تعقیب و بازداشت چهار پژوهشگر و فعال سیاسی دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی را تایید و آنان را به جاسوسی و تلاش برای اقدام علیه حکومت متهم کرده اند
تا کنون بازداشت هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و علی شاکری رسما تایید شده و برای پرناز عظیما، گزارشگر رادیو فردا نیز ظاهرا پرونده ای تشکیل شده یا در حال تشکیل است
مقامات آمریکایی بازداشت این افراد را محکوم کرده و خواستار آزادی آنان شده اند
در مقابل، جمهوری اسلامی دولت آمریکا را به دخالت در امور داخلی ایران و تلاش برای "براندازی نرم" متهم کرده و از راه های دیپلماتیک به این کشور اعتراض کرده است
از جمله، وزارت خارجه جمهوری اسلامی با ارسال نامه ای برای دبیرکل سازمان ملل آنچه را که اقدامات آمریکا در ایران خوانده مورد اعتراض قرار داده و ایالات متحده را به راه اندازی شبکه جاسوسی و تلاش برای ایجاد بی ثباتی و فعالیت های تروریستی متهم کرده است

Thursday, June 14, 2007

دفتر تحکیم وحدت در سالگرد 22 خرداد بررسی کرد: جنبش زنان و دموکراسی خواهی

محیا استوار
پنج شنبه 24 خرداد 1386
چهارشنبه 23 خرداد، برنامه «جنبش زنان و دموکراسی خواهی» توسط کمیسیون زنان تحکیم وحدت، در دفتر ادوار تحکیم وحدت برگزار شد
دفتر کوچک تحکیم وحدت در سالگرد 22 خرداد میزبان فعالان زنی بود که آمده بودند تا اندیشه های متفاوتی را مطرح کرده و به بحث بگذارند و به قول مینو مرتاضی دارای طرز تفکرات متفاوتی بودند. این بار صندلی ها دور تا دور اتاق چیده شده و این چیدمان عجیب به صمیمیت فضا کمک می کند انگار و این بار محبوبه حسین زاده و ناهید کشاورز هم در این جمع حضور دارند و از آن عکس که نماینگر اعتراض به بازداشت ناعادلانه آنها بود، خبری نیست
محبوبه عباسقلی زاده نخستین سخنران بود که صحبتهایش با موضوع«چشم انداز آینده جنبش زنان ایران» را با تبریک «22 خرداد، روز ملی همبستگی زنان ایران» و یادآوری «سالروز بازداشت مهندس موسوی خوئینی» آغاز کرد:«وقتی از چشم انداز اینده جنبش زنان حرف می زنیم به این معناست که این جنبش یک نهاد و سازمان مشخص است و حالا این افراد دور هم جمع شده اند و یک چشم انداز برای فعالیتهایشان تعریف کرده اند، ولی چنین چیزی در مورد این جنبش وجود ندارد پس ما فقط می توانیم برداشتها و تحلیلهای شخصی و قرائت های گروههای مختلف از چشم انداز جنبش زنان را بیان و بررسی کنیم. و در این مورد می توانیم به این دو رویکرد بپردازیم: یکی آنکه جنبش زنان به کجا می رود و دیگری انکه چشم انداز خواسته های جنبش زنان چیست.»
وی با اشاره به اینکه در رویکرد اول بدون توجه به اینکه این جنبش از کجا آمده، نمی توانیم به نتیجه برسیم، تاریخ کوتاهی در مورد جنبش زنان و چگونگی ان در دوره های مختلف را بیان کرد:«محمل اصلی خواسته ها و مطالبات زنان در دهه اول بعد از انقلاب گروهی و محفلی بوده و در یک چهارچوب بسته جریان داشته که بیشتر بر توانمندی اعضای آن گروه تکیه و تاکید داشته است. ولی به تدریج و در دهه دوم با بازتر شدن فضای مطبوعاتی و بهتر شدن وضعیت ناشرین، این محافل تبدیل به نویسندگان و روشنفکران شدند. خیلی از این گروهها در مطبوعات و NGO ها به کار خود ادامه می دهند. و در فاصله بین خرداد 84 تا 85 وقتی که جنبش زنان فهمید به صورت NGO ها نمی تواند هویت و کارکردش را حفظ کند تصمیم به تشکیل ائتلافهایی گرفت که دستور کار دارندو مثلا تبیل به کمپین یک ملیون امضا و سنگسار شد و در نهایت در نیمه دوم 86 به ابتکار منشور انجامید
او با مطرح کردن این سوال که انتهای این شبکه های ائتلافی به کجا می رسد، پاسخ داد:«ما هم نمی دانیم ولی می دانیم در کشورهای دیگر اگر این مساله خودآگاه نبوده و ارزش اصلی را روی قدرتمندی زنان نگذاشته، تنها منجر به منزلت شده است. زیرا این جنبش ها زمانی که می خواهند نهادینه شده و وارد ساختار قدرت شوند، به جای اینکه بحث قدرتمندی زنان را دنبال کنند فقط به دنبال منزلت به معنای تعداد نمایندگان یا بحث اشتغال زنان و... هستند. خیلی خوب است که ما جنبش زنان را نهادینه کرده و وارد ساختار قدرت کنیم ولی در ان زمان نباید فرموش کنیم که ساختار قدرت می تواند خواسته های ما را جذب خود کرده و تغییر دهد و ما در نهایت فقط به دنبال منزلت باشیم
عباسقلی زاده در بحث پیرامون رویکرد دوم در مورد چشم انداز خواسته های جنبش زنان، بیان کرد که با گروه بندی های رایج مثل زنان اصلاح صلب، لیبرال و... مخالف است چرا که در جامعه نمی توان ما به ازای انها را یافت:« این گروهها نباید در چهارچوب ایدئولوژی فمنیستی تعریف شوند چرا که ما به ازای حرکتی این گروهها در جنبش زنان از این ایدئولوژی تبعیت نمی کند. بلکه میزان فاصله ما برای اینکه در تغییر اصولگراتر و از موضع مردمی حرکت کنیم، رادیکال یا محافظه کار یا میانه رو بودن ما را تعیین می کند
دکتر فاطمه صادقی سخنرانی اش با عنوان «از فمنیسم سیاسی تا فمنیسم اجتماعی» را با تعریف این دو نوع فمنیسم اغاز کرد:«منظور من از فمنیسم سیاسی جنبشی است که بیشتر خواسته هایش را حول قوانین و ساختارهای سیاسی متمرکز می کند و هدفش تغییر در ساختار سیاسی و حقوقی کشور است. و فمنیسم اجتماعی رویکردی است که هدفش وسعت دادن به افق های زندگی و سرنوشت زنان در مناسبات قدرت هرروزه است
او با بین اینکه فمنیسم در ایران هنوز بیش از اندازه سیاسی است سخنانش را اینگونه ادامه داد:« یکی از دلایل من برای سیاسی بودن فمنیسم در ایران این است که همیشه در سایه احزاب سیاسی و اهداف انان قرار گرفته است. ما همیشه در مورد وجود یا عدم وجو.د جنبش زنان در ایران بحث کرده ایم اما هرگز در مورد سیاسی یا اجتماعی بودن این جنبش بحث نشده است
وی تدوین منشور و بعضی از NGO ها را مصداق فمنیسم اجتماعی دانست و سپس دلایلی را برای ضعیف بودن فمنیسم اجتماعی در ایران بیان کرد:« مساله مشروعیت حرکتهای اعتراضی در جنبش زنان. به نظر من این پرسش که آیا سیاستهای اعتراضی باید دنبال شوند یا نه، به این دلیل است که ما در جایگزین کردن یک فمنیسم اجتماعی به جای فمنیسم سیاسی ناکام مانده ایم. و دلیل دوم این ناکامی؛ فقدان گفتار درون دینی و نقد دین و آموزه های اسلامی است
دکتر صادقی با تاکید بر ضرورت حرکت از فمنیسم سیاسی به اجتماعی، به سخنانش پایان داد:« در ایران بعد از انقلاب مردم به سمت سیاستهای زندگی روزمره گرایش پیدا کرده و به دلیل سرخوردگی از سیاست از کنشهای جمعی فاصله گرفته اند.و این مساله در جنبش زنان هم وجود دارد که به دلیل کم کاری ما نیست بلکه بیش از هر چیز مربوط به ساختار نظام اجتماعی است که در آن مردم از سیاست در قالب کنشهای جمعی فاصله گرفته و به شمت کنشهای فردی تمایل پیدا می کنند
فریده ماشینی صحبتهایش پیرامون«جایگاه زنان در برنامه اصلاح طلبان» را با تایید حرفهای دکتر صادقی آغاز کرد:« یکی از دلایل اصلاح طلبی این بود که کمتر به مطالبات اجتماعی مردم توجه کردیم.» و ادامه داد:«به نظر من استفاده از ابزار سیاست برای رسیدن به اهداف جنبش زنان ضرورت دارد. و به عقیده من جنبش زنان یک شبکه است که قرار است هر بخش جنبش زنان، مسئولیت قسمتی از کارهای لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته هامان را بر عهده گیرد. و ما در این بخش دو فعالیت برای خودمان تعریف کرده ایم: یکی تلاش برای حضور بیشتر زنان در عرصه سیاست و همچنین اهمیت دادن به خواسته ها و مطالبان زنان در این عرصه . و دیگری نواندیشی دینی زنان. چون ما در یک کشور مسلمان زندگی می کنیم و در این شرایط برای تغییر قوانین و ساختارها، باید به قرائتی از اسلام برسیم که بتواند رسیدن به اهداف زنان را نتیجه دهد
وی با بیان اینکه در همه جای دنیا حضور زنان در عرصه های سیاسی کم است، به مشکلات کار در احزاب سیاسی برای زنان اشاره کرد:«کار در احزاب سیاسی برای زنان بسیار مشکل است، زیرا زنان در اقلیت هستند و همچنین خواسته ها و مطالبات انان در حاشیه است . و مردان معتقدند مساله دموکراسی بر مساله حقوق زنان اولویت دارد و تا مشکل دوموکراسی حل نشده نمی شود از حقوق زنان حرف زد
او با طرح این پرسش که ایا به این دلایل زنان باید از عرصه سیاسی کناره گیری کنند یا حضور زنان در احزاب سیاسی ضروری است، از تلاشهایی در حوزه زنان گفت که نه تنها هیچ گاه متوقف نشده بلکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری دو چندان شده:« ائتلافی از زنان اصلاح طلب شکل گرفته که این بار نه تنها از موضع ضعف در مورد مساله زنان در احزاب برخورد نکردند بلکه این بار از موضع مدعی وارد این حوزه شده و اعلام کردند که اگر مردان موقعیت زنان را درک کردند و سهمیه قابل توجهی از لحاظ کمی به زنان اختصاص دادند و از لحاظ کیفی مساله زنان در اولویت قرار گرفت، زنان در انتخابات همکاری جدی خواند کرد، در غیر اینصورت اگر همچنان بخواهند از پتانسیلهای زنان به شکل ابزاری استفاده کنند، این بار زنان در انتخابات مشارکت نخواهند کرد
پس از اتمام سخنان ماشینی حاضرین سوالها و اعتراضاتی را مطذح کردند، آسیه امینی تذکر داد:« در سخنرانی اتفاقا واژها مهم اند مخصوصا اگر پایه بحث علمی باشد، به نظر من سیاست برای جنبش زنان ابزار نیست بلکه قدرت برای ما ابزار است و در حالیکه شما دیگران را به مشارکت سیاسی دعوت می کنید یک سوال پیش می اید و ان اینکه این زنان چه سهمی از قدرت و مشروعیت دارند. این دعوت ، یک دعوت عمومی است که نه مصداق عینی دارد و نه هرگز نتیجه اش دیده شده
مینو مرتاضی اما در اغاز صحبت به شوخی گفت:« من برای جور بودن جنس اینجایم و اینکه از هر تفکری یک نفر باشد
او ادامه داد:«من اعتقاد ندارم جنبش زنان فمنیست است بلکه معتقدم برخی فمنیست ها در جنبش زنان حضور دارند و اگر ما جنبش زنان ایران را محدود به فمنیسم کنیم، آن را از سرمایه اجتماعی محروم کرده ایم
«بعد از مشروطه در فاصله 25 سال حدود یک ششم مردم جهان از یک فضای سنتی کشاورزی به فضای مدرن شهری پرتاب شدند و سپس بحثهای دمئکراسی خواهی و انسان محوری مطرح شد که ابتدا مردم در این مورد موضع گرفتند و سپس سعی کردند با ان کنار بیایند
اگر در ایران دموکراسی کمی نهادینه شده بود ما امروز دز احزاب سیاسی و حتی NGO ها و در بین فعالان جنبشها، به جای روابط مرادی و مریدی، شاهد یک رابطه دموکرتیک معطوف به نقادی و ثبات هویتی بودیم. زنان هم در حوزه های عمومی و در شتاب تغییرات و ناپایداری ارزشها، یاد گرفته اند که تنها به خودشان اعتماد کنند و به همین دلیل است که مثلا به جنبشهای اجتماعی زنان برای فعالیت راجع به حقوقشان نمی پیوندند و من شنیده ام که حتی در کمپین یک ملیون امضا، برای جمع اوری امضا سه موافه وجود دارد:1) بحث های مذهبی نشود. 2) بحثهای سیاسی نشود. 3) بحث های فمنیستی نشود. و این یه این دلیل است که اکثریت مردم روی این سه موضوع حساس اند و کمین برای اینکه بتواند پیش برود به این سه مولفه نیاز دارد
او سپس با بیان اینکه دوموکراسی تقلیدی کافی نیست و دموکراسی به چهره نیاز ندارد بلکه به نهاد و فهم نیاز دارد،با بیا دلایلی ادعا کرد که جنبش زنان در ایران نمی تواند دموکراسی خواه نباشد:«چون دموکراسی شیوه زیستن است و این شیوه ابتدا و برای اولین بار در خانواده آموزش داده می شود و زنان اولین کسانی هستند که اموزش را به کودکان و نسا آینده شروع می کنند

Wednesday, June 13, 2007

هشدار ۷۰۰ مدافع «حقوق برابر» نسبت به خشونت عليه زنان


بهروز کارونی
۷۰۰ نفر از مدافعان «حقوق برابر» با انتشار بیانیه ای تحلیلی نسبت به خشونت عليه زنان هشدار داده و اعلام کردند که ادامه اين روند و برطرف نشدن قوانين تبعیض آمیز، نه تنها زندگی زنان، که حیات اجتماعی کل جامعه را دچار بن بست های علاج ناپذیری خواهد کرد
اين بيانيه به مناسبت فرارسیدن ۲۲ خرداد، روز همبستگی زنان ایران ، انتشار يافته است. در ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان حقوق زنان با برگزاری تجمعی مسالمت آميز در ميدان هفت تير تهران، نسبت به فوانين تبعيض آميز اعتراض کردند. اما اين تجمع با مداخله گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی، برهم خورد و در جریان آن ده ها نفر بازداشت شدند
در اين بيانيه آمده است: تجمع گروه هایی از زنان در میدان هفت تیر به مناسبت سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ ، با همراهی و همت جنبش دانشجویی و دیگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سندیکایی، نه تنها بهت زدگی و انفعال موجود را شکست، ... بلکه بحث حقوق برابر زنان را به شکلی بسیار گسترده تر از پیش در سطح جامعه مطرح کرد
امضاکنندگان اين بيانيه با اعلام اینکه «این دستاوردهای مثبت،اما پیامدهای منفی نیزبرای برخی از فعالان حق طلب جنبش زنان به همراه داشت» افزوده اند که « بازداشت های گسترده زنان به بهانه مبارزه با بدحجابی، بحث بازداشت زنان را از دایره فعالان جنبش زنان به بخش عظیمی از زنان جامعه تعمیم داده است. بسیاری از زنان ایرانی صرفا به دلیل تفاوت سلیقه در نوع پوشش خود نسبت به معیارهای شخصی برخی از مسئولان، امروز مورد هجوم نیروهای انتظامی قرار می گیرند.
در ۲۲ خرداد سال گذشته، فعالان حقوق زنان با برگزاری تجمعی مسالمت آميز در ميدان هفت تير تهران، نسبت به فوانين تبعيض آميز اعتراض کردند. اما اين تجمع با مداخله گسترده نيروهای انتظامی و امنیتی، برهم خورد و در جریان آن ده ها نفر بازداشت شدند
به اعتقاد ۷۰۰ امضا کننده بيانيه مزبور، «به نظر می رسد هدف چنین برخوردهای خشونت آمیزی، نهادینه کردن تدریجی ترس دردل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعتمرزهای ايران
در اين ميان، امضاکنندگان بيانيه ۷۰۰ امضايي، به ساير جنبش هاي اجتماعي در ايران توجه کرده و به برخوردهاي امنيتي با دانشجويان و همچنين اساتيد در اکثر دانشگاه ها و معلمان و کارگران اشاره کرده اند.
امضاکنندگان بيانيه همچنين نوشته اند:«از سوي ديگر، به نظر می آید به جای برابری حقوقی، برابری در برخوردهای امنیتی بین زنان و مردان از سوی برخی مسئولان دنبال می شود. به طوری که از میان چهار نفر از کسانی که دارای تابعیت دوگانه هستند و به اتهام های مختلف بازداشت یا ممنوع الخروج شده اند، دو تن از آنان زن هستند: نازی عظیما که مدت هاست ممنوع الخروج شده است و هاله اسفندیاری که بدون دسترسی به وکیل در زندان بسر می برد
به نظر می رسد هدف برخوردهای خشونت آمیز، نهادینه کردن تدریجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، یعنی خانه نشین کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای ايران
۷۰۰ مدافع حقوق برابر
در اين بيانيه که به امضاي شخصيت های سياسی، اجتماعی، فرهنگی و مطبوعاتی رسيده است، از گسترش خشونت در جامعه ايران انتقاد شده است
اين بيانيه همچنين حاکيست:«اعمال خشونت های داخلی در شرایط کنونی ، که ایران به دلیل سیاست های تنش آفرین در بحران و زیر ذره بین جهانیان قرار گرفته و در معرض قضاوت مستقیم افکار عمومی بین المللی است، اوضاع را بغرنج تر می کند
به اعتقاد ۷۰۰ مدافع حقوق برابر، به اين ترتيب، بر خوردهای خشونت آمیز ، فقط در سطح گسترش اعتراضات داخلی باقی نمی ماند ، بلکه به سرعت ابعاد بین المللی به خود می گیرد.بنابراین مجموعه جامعه ايرانرادر معرض تنش و خشونت های بیشتری قرار می دهد
«مي خواهند توجه مردم را از مسايل ديگر منحرف کنند»
سيمين بهبهاني، شاعر، که از امضاکنندگان اين بيانيه بوده است، در گفت و گو با راديو فردا، ضمن اشاره به اينکه وضعيت زنان در يک سال گذشته، خوب نبوده است، گفت:«کتک زدن زنان، احضار فعالان حقوق زنان و اعمال خشونت عليه زنان به طور خيلي وحشتناکی صورت گرفت و درهمين حال، شاهد آن هستيم که به اسم حجاب برخوردهای بسيار بدی با زنان انجام می گيرد
وي با غير انسانی خواندن اين گونه برخوردها با زنان، ابراز اميدواری کرد که اين وضعيت هر چه زودتر پايان يابد و زنان بتوانند آزادی خود را بدست آورند و راحت زندگی کنند
«هنگامي که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادي و سياسي، بيش از پيش افزايش مي يابد، فشار بر روي زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسي زيادتر مي شود
سيمين بهبهاني
خانم بهبهاني در پاسخ به اين پرسش که دليل اين گونه برخورد با زنان و در عين حال، ساير جنبش های اجتماعی در ايران که مورد انتقاد امضاکنندگان بيانيه ۷۰۰ امضايي قرار گرفته است، چيست؟ گفت:«به نظر مي رسد هنگامی که اوضاع بغرنج است و مشکلات اقتصادی و سياسي، بيش از پيش افزايش می يابد، فشار بر روی زنان، دانشجويان، کارگران و فعالان سياسی زيادتر مي شود تا از آنان زهر چشم گرفته شود و يا اينکه توجه مردم را از مسايل ديگرمنحرف کنند
سيمين بهبهاني در عين حال، به اين موضوع اشاره کرد:«هنگامي که بر روي زنان فشار وارد شود، به دليل اينکه يکي از ارکان جامعه به حساب مي آيد، اين فشار به جامعه نيز منتقل خواهد شد. درهمين حال، خانم بهبهاني گفت:«موضوعي که مايه تاسف امضاکنندگان بيانيه بود، گرفتاری زنانی است، که از خارج به ايران آمده اند.»
اشاره وی به مشکل نازی عظيما و هاله اسفندياری، شهروندان ايرانی – آمريکایی بود، که در ايران دچار مشکل شده اند. از يکسو، خانم عظيما که گذرنامه اش توسط مقام های جمهوري اسلامی توقیف شده است، امکان خروج از ايران را نيافته است و از سوی ديگر، خانم اسفندياری، پژوهشگر، زنداني شده است
سيمين بهبهاني گفت:«خانم عظيما تنها براي ديدن مادر بيمار خود به ايران آمده بود و من به دليل شناختی که از وی دارم، مي دانم که از هر گونه تهمتی مبرا است

Tuesday, June 12, 2007

اعتراض به بازداشت های طولانی مدت

فعالان حقوق بشر در ايران : بازداشتگاهها در هر تعریفی اعم از امنیتی و غیر امنیتی طبق قانون محل نگهداری متهم تا زمان پایان تحقیقات و یا حداکثر صدور حکم می باشد از اینرو در ساختار بازداشتگاهها هیچ گونه امکانات و شرایطی برای نگهداری بلند مدت یک فرد در نظر گرفته نشده است که این عدم امکانات در بازداشتگاههای امنیتی همچون بازداشتگاه معروف و مخوف 209 اوین بیشتر به چشم می خورد.قاعدتا نگهداری بلند مدت یک فرد پس از پایان تحقیقات یا صدور حکم در این بازداشتگاه که تمامی تفکرات مدیریتی آن بر پایه امنیتی و ابزاری به صورت تضییع تمامی حقوق تعریف شده است در راستای تداوم فشار روانی که به صورت فرسایشی بر فرد تاثیر بسزا و تخریبی خواهد گذاشت می باشد.از اینرو ضمن ابراز نگرانی نسبت به سلامتی جسمی و روانی تمامی متهمان بازداشتگاههای امنیتی خواستار انتقال به زندان افرادی که تحقیقات در مورد آنها به پایان رسیده و یا حکم آنها صادر شده است می باشیم که اسامی تعدادی از افراد مذکور که علیرغم دریافت حکم خود ماهها و بعضا سالهاست در بازداشتگاه 209 و در شرایط غیر انسانی به سر می برند به شرح ذیل می باشد:1-سعید ماسوری ( محکوم به اعدام)2-مجید کاووسی فر ( محکوم به اعدام )3-احمد رشیدی نیا ( محکوم به اعدام )4-رضا ملکیان ( محکوم به 13 سال زندان )5-ابراهیم خدابنده ( محکوم به 15 سال زندان)6-محمد ابراهیمی ( محکوم به 14 سال زندان )7-جمیل بصام ( محکوم به 15 سال زندان)8-علی فرحبخش ( محکوم به 6 سال زندان )9-ابراهیم افشار ( محکوم به 5 سال زندان )10-ولید حمیدی ( محکوم به 5 سال زندان )11-عباس جبلی ( محکوم به 5/4 سال زندان)12-کیوان انصاری ( محکوم به 5/4 سال زندان )13-محمد حسن فلاحی زاده ( محکوم به 3 سال زندان )14-سعید درخشندی ( محکوم به 3 سال زندان)15-ابوالفضل جهاندار (محکوم به 5/2 سال زندان )لذا به همین جهت از تمامی سازمان های حقوق بشری می خواهیم با اعمال فشار بر رژیم جمهوری اسلامی از ادامه نگهداری این زندانیان در بند ۲۰۹ زندان اوین خودداری نماید

دستگيری فرزانه مقدم، مدير مسئول و سردبیر نشريه دانشجوئی"ندای برابری"

وبلاگ Tooszan : بعد از چند روز بيخبری از وضعيت فرزانه مقدم ، طبق آخرین اخبار رسیده خانواده فرزانه مقدم طی تماس با نیروهای انتظامی رژیم توانسته اند از مکان بازداشت فرزندشان مطلع شوند. بنا بر اظهارات آنان فرزانه هم اکنون در زندان مستقر در منطقه ویلایی گلشهر مشهد زندانی است و گفته شده که شاکی خصوصی دارد. از فرهاد جعفری یکی از سرداران نظامی وابسته به رژیم به عنوان شاکی خصوصی نام برده شده. احتمالا علت این شکایت مطلبی بوده که در نشریه "ندای برابری" منتشر شده بوده. ندای برابری به مدیر مسئولی و سردبیری فرزانه مقدم در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه فردوسی مشهد منتشر می شده که در آخرین شماره خود یعنی شماره اردیبهشت ۸۶ مقاله ای در اثبات "دخالت داشتن نظامیان در ایجاد آشوب اسفندماه ۸۵ در منطقه محروم احمد آباد مشهد" داشته

اعلام نگرانی نسبت به وضعیت عباس حکیم زاده


تاریخ : 22/3/86
شماره : 274- 86
به نام آزادی
بنا بر گزارشات رسیده آقای عباس حکیم زاده در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های روحی و جسمی مامورین وزارت اطلاعات قرار دارد
خانواده آقای حکیم زاده تا کنون موفق به ملاقات با فرزند خود نشده اند ، مسئولین دادگاه و زندان از وجود این زندانی ابراز بی اطلاعی می کنند ، عباس حکیم زاده به دلیل عمل جراحی که در ستون فقرات خود انجام داده است قادر به تحمل شرایط زندان نیست
بنا بر گزارش رسیده به فعالان حقوق بشر در ایران طی روز یک شنبه شخصی به نام عباس به بهداری زندان اوین منتقل شده و پس از معاینات پزشکی به سرعت به بیمارستان طالقانی انتقال یافته است و طی امروز مجددا به بند 209 زندان اوین منتقل شده است و این مسئله نگرانی ها را در مورد وضعیت عباس حکیم زاده افزایش داده است

فعالان حقوق بشر در ایران خواهان روش شدن وضعیت عباس حکیم زاده و آزادی بی قید و شرط او از بند 209 زندان اوین می باشد و در این راستا از سازمان عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر می خواهد جهت آزادی این زندانی اقدامات فوری به عمل آورند
Human Rights Activists in Iran

من بر نميگردم


کمپينى در دفاع از حق پناهندگى زنان گريخته از جهنم جمهورى اسلامى
بيست و پنج سال حکومت زن ستيز اسلامى، باعث فرار هزاران زن از جهنم حکومت اسلامى به خارج از مرزهاى ايران شده است. زنان در ايران بنا به تعريف نيمه انسان هستند و از حقوق اوليه فردى و مدنى و اجتماعى محروم اند. داستان زندگى هر زنى که از ايران گريخته است، ميتواند سوژه يک کتاب و يک فيلم باشد. کوله بارى از تجربه و مشکلات و درگيرى و مبارزه و بالاخره ورود به دنيايى جديد با مشکلات عديده. يکى بدليل درگيرى در محل کار با نيروهاى انتظامى و عدم رعايت " کامل" حجاب و يا زبان به اعتراض گشودن فرار کرده، ديگرى به دليل وجود اتهام در مورد رابطه خارج از ازدواج و ترس از سنکسار و سومى بدليل نداشتن حق طلاق و تکفل فرزندان، بچه ها را برداشته و با گذشتن از هفت خوان رستم خود را به يک کشور ديگر رسانده و تازه هزاران مشکل را بايد در محيط جديد حل کند. بهر حال داستان زندگى اين انسانها داستان بى حقوقى و ستم و زن ستيزى به نهايت درجه جمهورى اسلامى است
زنان فرارى از کشورهاى مختلف هم اکنون آمار بسيار بالاى پناهندگان را تشکيل ميدهند. اما اينها در کشورهاى جديد نيز کماکان محرومند و کماکان براى ساختن يک زندگى نرمال بايد با تمام وجود بجنگند. متاسفانه بسيارى در اين پروسه دچار بيماريهاى روحى و جسمى متعدد شده وبعضا قربانى ميشوند
دفاع از حق پناهندگى زنان، و به رسميت شناخته شدن حق پناهندگى فراريان بدليل ستم جنسى، يک عرصه مهم مبارزه سازمانهاى مدافع حقوق انسانى و مدافع حق پناهندگى است
ما خواهان به رسميت شناخته شدن اين حق براى همه زنانى هستيم که بدليل وجود دولتها، قوانين و سنتهاى عقب مانده و ضد زن فرار کرده و زندگى بهترى را جستجو ميکنند
ما بارها اعلام کرده ايم که زنان فرارى از دست دولتهاى تروريست اسلامى و يا احزاب و باندهاى اسلامى، زنان فرارى از حکومت اسلامى در ايران بايد بدون قيد و شرط به عنوان پناهنده سياسى به رسميت شناخته شوند
همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى در صدد سازمان دادن يک کمپين دراز مدت در دفاع از حق پناهندگى فراريان از جهنم جمهورى اسلامى است. "من بر نميگردم" اسم کمپينى است که قرار است به تدريج زندگى و عکس زنانى که متقاضى پناهندگى هستند، را چاپ کرده و با رساندن آمار اين زندگينامه ها به چند صد نفر، همه اين مجموعه را در اختيار نهادهاى بين المللى و دولتها قرار داده و خواهان به رسميت شناخته شدن پناهندگى اين زنان و حق پناهندگى زنان فرارى از ايران باشد. به اين کمپين بپيونديد. با ارسال عکس و خلاصه اى از علت فرار خودتان به ما کمک کنيد اين مجموعه مهم را تهيه کنيم

شکنجه های وحشیانه علیه هشت دانشجوی زندانی پلی تكنيک

خبر فوری : شکنجه قرون وسطایی هشت دانشجوی زندانی پلي تكنيك به منظور اعلام عاملين انتشار نشريات در مهلت مقرر قاضي حداد
خبرنامه امیرکبیر: از ساعاتی پیش چندین خبر موثق به گوش می رسد كه هشت دانشجوي پلي تكنيكي بازداشتي تحت شديدترين فشارها و شكنجه هاي روحي و جسمي قرار گرفته اند
به گزارش اين منبع خبري از روز گذشته و پس از دستگيري و انتقال عباس حكيم زاده و علي صابري به تهران ، فشارهاي شديدي روي افراد دستگير شده براي پذيرفتن نگارش، انتشار و پخش چهار نشريه جعلي كه حدود ۴۰ روز پيش در دانشگاه منتشر گرديده بود.وارد آمده است. دستگاه امنيتي كه ظاهراً تعداد نفرات لازم براي تكميل سناريوي خود را يافته است اينك به دنبال پايان دادن قضيه به غير اخلاقي ترين روش ممكن مي باشد
در حالي كه مديران مسئول و ساير افراد دستگير شده از همان روز اول هرگونه دخالت و يا حتي اطلاع از نشريات منتشر شده را تكذيب نموده بودند، اكنون در زندان تحت شكنجه هاي شديد جسمي و روحي براي پذيرفتن انتشار نشريات جعلي قرار گرفته اند
از سوي ديگر طي خبري ديگر دستگاه امنيتي شرط آزادي ۴ غير دانشجوي دستگير شده در اين پرونده كه كاركنان يكي از مراكز تايپ و تكثير بوده اند را اعتراف عليه دانشجويان بازداشتي تعيين نموده و سپس آنان را آزاد كرده است
همچنين حداد، معاون امنيتي سعيد مرتضوي، امروز طي مصاحبه اي اعلام نموده است كه تحقيقات در مورد پرونده نشريات تا آخر هفته پايان خواهد يافت و نتايج اعلام خواهد شد
اين سومين باري است كه حداد اقدام به تعيين زمان براي تكميل تحقيقات و اعلام مجرمان مي نمايد و اين بار با دستگيري دو دانشجوي ديگر وشكنجه روحي و جسمي بازداشت شدگان احتمال اعلام خبر مقصر بودن دانشجويان بي گناه در اين زمينه وجود دارد. ظاهراً ماموران امنيتي در حال حاضر تمام تلاش خود را مي كنند تا در مهلت مقرر از سوي حداد خروجي مطلوب سيستم امنيتي را توليد نموده و اعلام نمايند.قاضي حداد در هردو بار قبلي با اطمينان از مقصر بودن دانشجويان بازداشتي در اين پرونده سخن گفته بود كه اين سخن نشان مي دهد منظور وي از تحقيقات نه يافتن حقيقت كه بلكه پيشبرد سناريوي ذهني وي و همفكرانش از طريق فشار به دانشجويان بازداشتي براي پذيرفتن تقصير بوده است
از سوي ديگر ساعتي پيش عليرضا رهايي رييس دانشگاه اميركبير طي جلسه اي با سران بسيج و نيروهاي تندرو از آنان خواست تا در نامه اي به قوه قضاييه خواستار اعلام سريعتر مجرمان پرونده نشريات اميركبير شوند كه اين اقدام وي در هماهنگي كامل با موارد بالا و در راستاي حضور بيشتر نيروهاي تندرو در روزهاي جاري براي جوسازي بيشتر براي اعلام خبر اصلي ارزيابي مي شود
مجموع موارد فوق حكايت از اين دارد كه به نظر مي رسد اين بار نيز حكومت رو به ستاريوي نخ نما شده گرفتن اعترافات از طريق شكنجه روي آورده است، سناريويي كه همواره به جز ريختن آبروي نظام در عرصه داخلي و صحنه بين المللي هيچ دستاورد ديگري براي دستگاه امنيتي نداشته است

بیانيه دانشجویان امیرکبیر پيرامون شکنجه شدید دانشجويان

خبرنامه امیرکبیر: ٨ ستاره پلي تکنيک، ٨ يار دبستاني در بند ماموران امنيتي وزارت اطلاعات در زير شديدترين شکنجه هاي جسمي و روحي بيداد گاه هاي سرکوب و خفقان قرار دارند، تا اعتراف به کاري کنند که انجام نداده اند و از آن برائت جسته اند اما برائت را چه سود، که چشم ها بسته اند وگوش ها ناشنوا. جرم از پيش نگاشته شده است و همانا دانستن است که امروز سزايش بند است و شکنجه
از ديروز اخبار نگران کننده اي مبني بر شکنجه شديد و تحت فشار قرار دادن ٨ دانشجوي بازداشتي پلي تکنيک دريافت نموديم. بر اساس اين خبر که از منبع موثقي دريافت شده است، پس از دستگيري و انتقال علي صابري و عباس حکيم زاده به تهران، ماموران امنيتي در بند ۲۰۹ زندان اوين، اقدام به شکنجه ي شديد و تحت فشار قرار دادن هشت دانشجوي پلي تکنيک براي اعتراف به گناه ناکرده نموده اند. به نظر مي رسد اين اقدام نيروهاي امنيتي پس از آن صورت مي گيرد که، با طولاني شدن روند رسيدگي به پرونده و عدم حصول نتايج مطلوبشان از طريق اعمال فشارهاي روحي و جسمي به دانشجويان در بند جهت ارايه ي گزارش به افکار عمومي مبني بر بازداشت طولاني مدت دانشجويان است
و اين ادامه همان سناريوي نخ نما شده اي است که بارها به هر نحوي با شکنجه، بي گناهي را به جاي گناهکاري معرفي کرده اند و چه بسيار اعترافاتي که متهمان بعد از آزادي صحتشان را به دليل شکنجه رد کرده اند. افکار عمومي ملت ايران نيز به اين ماجرا به صورت سريالي تکراري مي نگرد
همچنين اخبار دريافتي حاکي از اعمال شرط اعتراف دروغ به گناهکار بودن دانشجويان براي چهار کارمند مراکز تکثير جهت آزادي آنها مي باشد. از طرفي قاضي حداد که در اين پرونده قاضي بودن خويش را از ياد برده، در مصاحبه اي بار ديگر ضمن مجرم دانستن مديران مسئول نشريات دانشجويي مدعي شده است که تا آخر هفته نتيجه ي تحقيقات تکميل شده اعلام خواهد شد و اين خود پيامي واضح به نيروهاي امنيتي جهت برآورد خواسته هاي قاضي حداد حتي به زور شکنجه مي باشد
عليرضا رهايي، رئيس بي کفايت پلي تکنيک تهران که همواره در جهت پرونده سازي براي دانشجويان از هيچ کوششي فروگذار نبوده ، شب گذشته طي جلسه اي که با برخي عناصر وابسته ي خود در دانشگاه داشته است جهت جوسازي و فراهم آوردن شرايط مناسب براي ادامه ي سناريوي نشريات دانشجويي و جريان سازي عليه دانشجويان در بند خواستار صدور نامه اي از سوي برخي از اعضاي وابسته ي شوراي متحصنين خطاب به رياست قوه ي قضاييه جهت معرفي و برخورد شديد و سريع با دانشجويان در بند را نموده است. و چه جالب است کساني که خود اصلي ترين مظنونان چاپ نشريات موهن مي باشند، امروز پس از همراهي نيروهاي امنيتي با خود، حقيقت طلب شده و خواستار رسوا شدن گناهکاران هستند
انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران ضمن محکوم کردن چند باره ي نشر مطالب موهن اعلام مي نمايد، شکنجه ي جسمي و اعمال فشارهاي روحي بر دانشجويان در بند به شدت محکوم بوده و نتايج وصول شده از آن، هر چه که باشد فاقد هرگونه وجاهت قانوني و اخلاقي نزد افکار عمومي دانشجويان و ملت ايران مي باشد
زندان بان کاش شکنجه ات وجدان تو را قبل از استخوان هاي ما مي شکست

Monday, June 11, 2007

از چه راههايي مي توان از حقوق زنان دفاع كرد ؟

راههاي مسالمت جويانه و كم هزينه وشيوه هاي مبتني بر آموزش و رشد افكار عمومي در لايه ها وسطوح مختلف اجتماعي به عقيده من بهترين راه حل است . البته اين شيوه كاري دراز مدت است و صبر و حوصله بسياري مي خواهد. تغيير حقوق نابرابر زنان يكي از اين راه حل هاست که بايد به آن دقت كرد چون تاثير گذارو مهم است . حقوق نابرابر كه به شكل رسمي درقوانين ايران وجود دارد علاوه بر مشكلات عادي نوعي تحقير رواني زنان است كه تاثيرات سوء آن مي تواند در محيط جامعه ، خانواده ، محل كار ، محل تحصيل و .... به شكل ناهنجاري نمايان شود . براي مثال ارث نابرابر بيش از لطمه عادي به زن مسلمان ايران ، شخصيت و حرمت او را نشانه گرفته كه بار اين تحقير رواني غير قابل جبران است و آثار خود را در همه جوانب زندگي فرد نشان مي دهد
موضوعي كه پرداختن به آن خيلي ضروري است " نگاه به خارج " در جنبش زنان است . عده اي رفت و آمدها چه با عنوان آموزش و .... را مشكوك مي دانند و اتهام دريافت كمك هاي مادي و معنوي از گروههاي ضد انقلاب و آمريكا و... را مطرح مي كنند. آيا جنبش زنان از خارج از كشور تغذيه مالي مي شود ؟ حمايت سازمان ها و نهادهاي بين المللي حقوق بشري از حركت هاي زنان نه تنها از نظر من بلامانع بلكه امري طبيعي و ضروري است . براي مثال تمام جهان حتي نهادهاي حقوق بشري آمريكا و اروپا به شكل سرسختانه از حقوق ملت فلسطين حمايت مي كند . آيا به نظر شما اين يك نقص است ؟ حركت هاي عدالت خواهانه و آزادي طلبانه درسراسر جهان مورد توجه نهادهاي حقوق بشري و با اهداف انسان گرايانه است كه در جهان كنوني و با اين سطح ارتباطات كه در واقع جهان را به دهكده اي كوچك شبيه نموده ، امري طبيعي است. بخصوص در مورد مسائل زنان بايد دقت کرد كه حركت هاي زنان در سراسر جهان خط مشي جهان گرا دارد وقصد دارد تا مشكلات و مصائب زنان جهان را در هر منطقه و در هر رده سني و با هر فرهنگ و باوري تحت عنوان" زن " مورد پيگيري قرار داده و در كانون توجه جهان قرار دهد . مسئله زنان در جهان به گونه اي است كه اين امر را به عنوان يك امر فراملي قلمداد مي نمايد . يعني زن بودن موجب مي شود كه زن از خاستگاه ايراني ، عرب ، اروپايي بودن فاصله گرفته وبا زنان جهان پيوند داده شود هر چند كه ويژگي هاي خاص تمدن و فرهنگ خود را دارا باشد. بنابراين طبيعي است كه حركت هاي زنان ايران مورد حمايت تشكلهاي زنان ساير كشورها يا نهادهاي بين المللي حقوق بشري باشد كه البته بعضي عمداً و براي مستمسك قرار دادن آن به عنوان بهانه امنيتي ، اين حمايت ها را به مراكز غير واقعي منتسب مي كنند

حقوق نابرابر، موجب تحقير رواني زن است


مصاحبه با نرگس محمدي در سالگرد 22 خرداد: - دوشنبه 21 خرداد 1386 [2007.06.11]
سيد امير موسوي
در اولين سالگرد حرکت اعتراضي زنان ايران در 22 خرداد، با نرگس محمدي، از فعالان جنبش زنان گفت و گو کرده ايم. وي بر اين باور است که زنان ايران در وضعيتي"بحراني" به سر مي برند
تعريف علمي جنبش، حركتي است با استراتژي معين و با مولفه هاي مشخص و در برگيرنده و فراگير كه بتواند مخاطبان اجتماعي را باخود همراه کند . از ديد شما آيا مي توان حركت هاي زنان در ايران را به نام جنبش زنان شناخت ؟
حركت زنان در كشور ايران بنا به دلايل مختلف متاسفانه توان و فرصت تبديل به يك جنبش اجتماعي را پيدا نكرده است . البته بخشي از دلايل متوجه حكومت ها بوده كه با خصلتي غير دموكراتيك و ساختاري متصلب ، روند شكل گيري جامعه مدني را به تعويق انداخته اند و بخشي نيزمتوجه ساخت اجتماعي و روشنفكران و فعالان اين عرصه بوده است. اما اين حركت، حركتي واقعي و دروني است كه شامل طيف هاي مختلفي از زنان و فعالان زن مي باشد
پس بگذاريد براي تسهيل در امر گفتگو از همان عنوان جنبش زنان استفاده کنم و بپرسم اين جنبش در چه وضعيتي بسر مي برد؟
متاسفانه طي سالهاي گذشته حضور زن در جامعه و رسانه ها و در انظار بين الملل، بيشتر ازمنظر تبليغات سياسي ـ ايدئولوژيك و نمايش حكومتي بوده كه طبيعتا نه تنها خواسته ها و مطالبات زنان جامعه ايران را نمايندگي نكرده ، بلكه نمودي غير واقعي از حضورزنان در عرصه اجتماع داشته است. نگاهي به آمار زنان در حوزه هاي ساختار سياسي قدرت [رهبري ، رياست جمهوري ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت ساختار اداري ، قضايي ، آموزش و حتي احزاب سياسي دولتي و غير دولتي] نشان از واقعيت دردناكي در ارتباط با حقوق پايمال شده زنان جامعه ايران دارد. هرچند طي اين دوران زنان مقاوم و فعال و مبارز و متفكر بسياري هم بوده اند كه برخي در راه آرمان و اهداف خود حتي دست از جان كشيدند و جان فدا كردند و برخي مشقات زندان و محروميت هاي اجتماعي و ... را تحمل نمودند و البته برخي نيز قرباني شرايط سخت شدند و عده اي نيز علي رغم همه مصيبت ها و دردها وايستادند كه ما شاهد تداوم منويات سياسي ـ حقوقي و اجتماعي آنان هستيم، اما با رشد ارتباطات گسترده و افزايش ميزان وسطح تحصيلات، رشد پديده شهرنشيني و بسياري مؤلفه هاي ملي و بين المللي تاثير گذار ، آرام آرام زنان جامعه دنبال تعيين جايگاهي براي خود در تحولات جاري جامعه و مناسبات و روابط پيچيده آن هستند
يعني پس از سير دوران هاي مختلف سياسي ـ اجتماعي به همراه تغيير و تحولات سريع جهاني و با استفاده از ابزار و تكنولوژي مدرن ، حركتي از سوي زنان در حال شكل گيري است كه ريشه در حيات سياسي ـ اجتماعي ملت ايران دارد . واقعيت اين است كه طرح مطالبات و خواسته هاي مساوات طلبانه زنان ايران در حركت ملت ايران به سوي دموكراسي، آزادي وعدالت اجتماعي، قابل تقدير وتعريف است. بي هيچ مبالغه و شعار و توهمي بايد گفت كه نسل جديد زنان دركنار تلاش هاي نسل پيشين ، اكنون به دنبال احقاق حقوق واقعي خود است. البته اين حركت هم مثل بسياري از حركت هاي اجتماعي ـ صنفي ـ سياسي و ... ديگر مي تواند مبتلا و دچار آفت ها و آسيب هايي گردد . اما به هر حال در اين فراز و نشيب و سعي و خطا ، در مجموع بر آيند حركت، قابل قبول و تحول آفرين و درون زا ست . مي توان گفت كه بيشتر جنبش هاي زنان در جهان که به دنبال تعيين جايگاهي براي خود در تحولات آن جامعه و ثبت در تاريخ خود بوده اند،ريشه در حيات سياسي ـ اجتماعي ملت ها داشته است و حركت زنان در ايران نيز مستثني از اين قاعده نيست و من نسبت به آينده اين حركت خوش بين و اميدوار هستم

به استقبال روز همبستگي زنان ايران

بيانيه بيش از 700 تن از مدافعان حقوق برابر - دوشنبه 21 خرداد 1386 [2007.06.11]
بيش از 700 تن از مدافعان حقوق برابر در ايران، ديروز با صدور بيانيه اي تحليلي به استقبال 22 خرداد، سلگرد روز همبستگي زنان در ايران رفتند. متن اين بيانيه را در زير مي خوانيم
22 خرداد سال 1385 در سالگرد روز همبستگي زنان ايران، جنبش زنان شاهد وقوع اتفاقي مهم و تاريخي در تاريخ يکصدساله خود بود. فضاي اجتماعي آن زمان _ که به دلايل مختلف _ دچار بهت زدگي و انفعال نسبي شده بود، فعالان جنبش زنان و در مجموع جامعه مدني را نيز از حرکت بازداشته بود و ما شاهد رکود و سردرگمي در بخش هاي بزرگي از جنبش زنان بوديم. اما تجمع گروه هايي از زنان در ميدان هفت تير به مناسبت سالگرد 22 خرداد (سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 1384)، با همراهي و همت جنبش دانشجويي و ديگر فعالان جنبش هاي مدني هم چون جنبش سنديکايي، نه تنها اين بهت زدگي و انفعال را شکست و لزوم تداوم فعاليت هاي زنان را فارغ از جناح بندي هاي سياسي يادآوري و تثبيت کرد، بلکه بحث حقوق برابر زنان را که خواسته اين تجمع بود به شکلي بسيار گسترده تر از پيش در سطح جامعه و افکار عمومي مطرح ساخت
از سوي ديگر اين حرکت به رغم تصور برخي نه تنها به ريزش نيروهاي جنبش زنان منتهي نشد بلکه به عامل موجهي براي انسجام مجدد نيروهاي مختلف درون جنبش زنان تبديل شد، و مهم تر از آن باعث شد نيروهاي جديد و تازه نفس به جنبش زنان جذب شوند و «کمپين جمع آوري يک ميليون امضاء براي تغيير قوانين تبعيض آميز» شکل بگيرد، در نتيجه با آغاز به کار اين کمپين مردمي، خواسته هاي اين جنبش را در ابعاد بسيار وسيعي، با روش هاي خلاق و نوآورانه (از جمله روش چهره به چهره / کو به کو) به ميان نيروهاي مختلف اجتماعي تعميم دهد. در واقع تجمع اعتراضي و مسالمت آميز 22 خرداد در ميدان هفت تير باعث تکثير جنبش زنان و نيز طرح گسترده تر مطالبات برابري خواهانه زنان شد

Sunday, June 10, 2007

خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

ما دو گروه فعال حقوق بشری در ایران، با ارسال این نامه قصد داریم ضمن ارائه گزارش مختصری از نقض حقوق بشر در ایران، توجه شما را به وضعیت وخامت بار حقوق بشر در این کشور جلب کنیم و در جهت بهبود آن از شما یاری بخواهیم

اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

در سالی که گذشت در کشور ایران سرکوب فعالان دانشجویی، حقوق بشری، سیاسی، اجتماعی، کارگری و زنان شدت یافت و دادگاه های انقلاب بطور روزانه احکام سنگینی علیه فعالین جنبش های آزادی خواهانه صادر می کردند. این روند سرکوبگرانه با برگزاری دادگاه های غیر قانونی ( غیر علنی، بدون حضور وکیل و هیات منصفه) همچنان ادامه دارد و در برخی موارد وکلای زندانیان نیز از بررسی پرونده منع می شوند و یا حتی شریک جرم محسوب می شوند
اعدام انسانها، به عنوان شیوه ای برای ایجاد رعب و وحشت از سوی دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی همچنان دنبال می شود. در سال گذشته دهها نفر در معابر عمومی و در زندان ها اعدام شده اند و در برخی موارد نیز حکم قطع اعضای بدن اجرا شده و احکام سنگسار زنان و مردان همچنان از سوی دادگاه ها صادر می شود
سرکوب اقلیت های مذهبی همچنان ادامه دارد، اکثر کلیساهای ایرانی تحت نظارت دستگاههای امنیتی قرار دارند و اعضای کلیسا و رهبران کلیسا به اشکال و اتهامهای مختلف تهدید، بازداشت و زندانی می شوند. زرتشتیان، کلیمیان، مسیحیان و بهائیان ایرانی اجازه ترویج دین خود را ندارند. پیروان مذاهب علوی، مسلمانان سنی مذهب، دراویش گنابادی و هواداران آیت الله بروجردی سرکوب میشوند. در سال گذشته مامورین وزارت اطلاعات حداقل سه کلیسای خانگی را در ایران تعطیل کرده و رهبران آنها را بازداشت کرده اند
سرکوب اقلیتهای ملی و زبانی و برخورد با فعالان ملی و قومی کردها، آذریها، بلوچها و عربها در مناطق مختلف از جمله در کردستان، آذربایجان، بلوچستان و خوزستان به شکل خشونت باری ادامه دارد. دهها نفر از اقلیتهای ملی زندانی و یا اعدام شده اند و فعالین این اقلیتها بطور روزانه با بازداشت و دستگیری، زندان و حبس و تبعید روبرو هستند
حذف فیزیکی، ضرب و شتم، تهدید و تطمیع، صدور احکام سنگین بر علیه زندانیان سیاسی و عقیدتی ادامه دارد
در سال 2006 دو زندانی سیاسی به نام های اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی به طرز مشکوکی در زندانهای اوین و گوهردشت جان باختند، بهروز جاوید تهرانی از فعالین دانشجویی در زندان گوهردشت بیش از 3 بار مورد به شدت مورد ضرب و شتم مامورین زندان قرار گرفته است. سعید ماسوری و محمد ابراهیمی به دلیل پافشاری بر روی عقاید خود بیش از 2 سال است در بازداشتگاه موقت وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند. در زندان های شهرستان ها از جمله در کرمانشاه، کردستان، ارومیه، اهواز و دیگر شهرستانها، گزارشهای نگران کننده ای از شکنجه زندانیان دریافت می شود
عدم برخورداری از وکیل، عدم درمان زندانیان بیمار، عدم رعایت اصل تفکیک جرایم، بازداشت های طولانی مدت در سلول های انفرادی، ممنوعیت ملاقات زندانی و تماس با خانواده، از جمله موارد دیگری است که در زندان های ایران انجام میگیرد
دخالت پلیس اسلامی در امور شخصی شهروندان تحت نام مبارزه با بد حجابی، طی سال جاری ابعاد گسترده و وخیمی را به خود گرفته است و در اغلب شهرهای ایران نیروهای انتظامی و پلیس شرع اسلامی با ضرب و شتم و توهین به زنان و جوانان ایرانی آنها را بازداشت و زندانی می کنند، مامورین انتظامی با گرداندن جوانان در سطح شهر و معابر عمومی، حیثیت و شرافت انسانی آنها را خرد و لگد مال می کنند. شهروندان ایرانی از امنیت اجتماعی و روانی برخوردار نیستند و روزانه محدودیت های اجتماعی بسیاری مواجه می شوند که اغلب از سوی حکومت بر آنها تحمیل می گردد

با توجه به مراتب فوق، از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد می خواهیم در نشست آتی خود در 12 ژوئن 2007 ضمن محکوم کردن نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، برای جلوگیری از این روند غم انگیز، راهکاری عملی ارائه داده و با نظارتی دقیق و همه جانبه بر وضعیت حقوق بشر در ایران، از ادامه نقض حقوق بشر در این کشور ممانعت به عمل آورد

امضا کنندگان :
1- فعالان حقوق بشر در ایران
2- سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

Friday, June 08, 2007

انتقال دو فعال سیاسی دربند از زندان زنجان به تهران

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
سعید متین پور و جلیل غنی‌لو که در جریان اعتراضات در استان‌های آذری زبان در زنجان بازداشت شده بودند، به تهران انتقال یافته‌اند اما محل نگهداری آنان هنوز نامعلوم است
انتقال این دو فعال هویت‌طلب ترک به تهران درشرایطی صورت می‌گیرد که دادستانی زنجان و اداره اطلاعات این شهر مدعی‌اند هیچ‌گونه دخالتی در پرونده‌ی آن‌ها نداشته و بازداشت به نیابت ازدادگاه انقلاب تهران صورت گرفته است
متین پور در 4 خرداد ماه، توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و از آن زمان تاکنون هیچ‌گونه ملاقاتی با خانواده‌اش نداشته است. به گفته همسر وی، دادستانی استان زنجان از بازداشت او اظهار بی اطلاعی کرده و از اعلام اتهامات ایشان امتناع می‌کند
جلیل غنی‌لو نیز در تاریخ6 خرداد ماه در منزلش بازداشت شد و تاکنون اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست. برادر وی پیش از این در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود" جلیل غنی لو به دلیل بازداشتش در روز جهانی زبان مادری در زنجان در دوم اسفند ۸۵ وشکنجه جسمی وروحی در جریان بازجویی‌ها در بند ۲۰۹ زندان اوین ، وضعیت روحی مساعدی ندارد
سعید متین پور و جلیل غنی‌لو پیش از این نیز در جریان اعتراضات روز جهانی زبان مادری بازداشت شده و چندین روز در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین نگهداری شدند

Thursday, June 07, 2007

یک فعال دانشجویی دیگر دستگیر و به بند 209 اوین منتقل شد


عباس حکیم زاده یکی از فعالان دانشجویی دانشگاه امیرکبیر و عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی منتخب دانشجویان این دانشگاه شب گذشته توسط ماموربازداشت شد. توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اطلاعات منتقل شد
به گزارش واحد اطلاع رسانی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، شب گذشته، تعدادی از ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات با حکم معاونت امنیت دادسرای انقلاب پس از دستگیری عباس حکیم زاده در منزل پدری اش، او را به بند 209 منتقل کردند. ماموران اطلاعات همچنین کامپیوتر و بخشی از لوازم و اسناد شخصی حکیم زاده را ضبط کردند.
عباس حکیم زاده از جمله دانشجویانی است که در دوره عضویت خود در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر فعالیت های قابل توجهی داشته و همواره به دلیل فعالیت ها و انتقادات صریح خود از نهادهای امنیتی اطلاعاتی و مدیران دانشگاه تحت فشار قرار می گرفت. اخیرا عده ای با مراجعه به منزل خواهر عباس حکیم زاده قصد بازداشت او را داشتند. حکیم زاده پیش از بازداشت توسط کمیته انضباطی دانشگاه امیر کبیر به دو ترم محرومیت تحصیلی محکوم شد
با بازداشت این فعال دانشجویی دانشگاه امیر کبیر، تعداد دانشجویان بازداشت شده در ارتباط با حوادث و وقایع اخیر این دانشگاه به 8 نفر می رسد. پیش از این احسان منصوري، احمد قصابان، مجيد شيخ پور، مجيد توکلي، مقداد خليل پور و پويان محموديان پس از سلسله اعتراضاتي در دانشگاه امير کبير و همچنين انتشار نشريات دانشجويي با لوگوهاي جعل شده در اين دانشگاه، دستگير و زنداني شدند. بابک زمانيان، مسئول روابط عمومي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه امیر کبیر نیز تنها چند روز قبل از انتشار نشریات دانشجویی موهن دستگير و زنداني شده بود. همه این دانشجویان در سلول انفرادي بند 209 وزارت اطلاعات در زندان اوين به سر می برند
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ضمن اعتراض به دستگیری عباس حکیم زاده ، خواهان آزادی او و کلیه دانشجویان زندانی می باشد
تهران، پنج شنبه 17 خرداد کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی komitedefa@gmail.com

Tuesday, June 05, 2007

خشم فعالان حقوق زنان از تایید ازدواج موقت توسط وزیر کشور

عصر ایران- خبرگزاری رویترز در گزارشی از ایران به مساله ازدواج موقت و اعتراض و انتقاد گسترده فعالان حقوق زنان از تایید این موضوع توسط وزیر کشور پرداخت .به گزارش عصر ایران ،رویترز در این گزارش می نویسد:" وزیر کشور ایران با انتقادات شدیدی از سوی فعالان حقوق زن ایرانی درباره تایید ایده ازدواج موقت برای حل نیازهای جنسی جوانان به دور از ارتباطات غیرشرعی، رو به رو شده است."در ادامه این گزارش نیز رویترز اضافه می کند که روزنامه های چاپ تهران به نقل از "مصطفی پورمحمدی" وزیر کشور نوشتند که وی از اجرای ازدواج موقت در ایران و تبلیغ با جسارت آن دفاع کرده است.پورمحمدی سخنان اخیر خود را در شهر قم مرکز دینی ایران مطرح کرده است ."این گزارش ادامه می دهد :" روزنامه های طیف اصلاح طلب علاوه بر انتشار سخنان اخیر پورمحمدی، مواضع مخالفان این ایده و موافقان آن در میان روحانیون دینی شیعه را نیز بازتاب داده اند. روزنامه شرق به نقل از پورمحمدی نوشت که: " اسلام دین کامل و همه جانبه ای است و برای همه رفتارها و احتیاجات راه حل دارد. ازدواج موقت یکی از راه حل های نیازهای جوانان است؛ باید تصمیمی گرفت که تمایلات جنسی جوانانی که امکان ازدواج ندارند؛ رفع شود."شادی صدر از فعالان حقوق زنان نیز به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته است که به رغم آنکه ازدواج موقت در قوانین کشور وجود دارد اما فرهنگ ایرانی آن را نامناسب می داند. " فاطمه صدیقی " از دیگر فعالان حقوق زنان معتقد است که شمار زیادی از زنان به دلیل مشکلات ونیازهای مالی با ازدواج موقت موافق هستند. روزنامه هم میهن هم در این باره به نقل از کارمندان یکی از هتل های تهران نوشت که این هتل با اقامت هر دختر و پسری که دارای مستنداتی درباره ازدواج موقت آنها باشد موافقت می کند وهرهفته حدود یک صد زوج موقت به این هتل مراجعه می کنند.وی اضافه می کند که اکثر آنها پسران جوانی هستند که به همراه زنانی با سن بالاتر به هتل مراجعه می کنند.فاطمه راکعی از نمایندگان مجلس ششم نیز در این باره می گوید که ورود به ازدواج موقت احتمال ازدواج دائمی آنها را بسیار کمرنگ می کند همچنین نگرانی هایی درباره کودکان این نوع از ازدواج ها وجود دارد

Monday, June 04, 2007

Tehran "Doit-on diaboliser l'Iran?"

http://www.youtube.com/watch?v=V3thHrXVmpQ

اعتصاب غذای يم زندانی در زندان رجائی شهر

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : ناصرخیراللهی زندانی سیاسی که هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر می برد چهارشنبه شب در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت پرونده اش و انتقال غیرقانونی خود از زندان اصفهان به زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زد.ناصرخیراللهی فعال سیاسی مستقل، 3 سال پیش به اتهام اقدام علیه امنیت و ارتباط با بیگانگان بازداشت و به مدت 180 روز در انفرادی زندان اوین به سر برد و پس از آن ابتدا به زندان رجایی شهر و سپس به زندان اصفهان انتقال یافت که دی ماه گذشته بار دیگر به زندان رجایی شهر بازگردانده شد.خیراللهی درحالی سومین سال بازداشت خود را در زندان پشت سر می گذارد، که هنوز از سوی دادگاه حکمی برای وی صادر نشده و همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سرمی برد.لازم به تذکر است که در طی یک سال گذشته دو زندانی سیاسی به نامهای اکبر محمدی و ولی الله فیض مهدوی در زندانهای ایران در پی اعتصاب غذا، جان باخته اند.نگهداری زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر در شرایطی صورت می گیرد، که چندی پیش نیز مسئولان دسگاه قضایی با انتقال افراد با عنوان" اراذل و اوباش" به این زندان، زندان رجایی شهر را در رده بندی سازمان زندانها محل نگهداری مجرمین خطرناک عنوان نمودند.در طی سالهای اخیر این چندمین بار است که زندانیان سیاسی در این زندان به دلیل عدم تفکیک جرایم دست به اعتصاب غذا زده اند. لازم به یادآوری است خیراللهی چندی پیش نیز پس از انتقال به زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده بود

يک مدد کار اجتماعی جوانان زیر 18 سال در زندان های تهران در خانه اش پيدا شد

بنا به اطلاعيه کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلين، "طبق اطلاعات رسیده حدود دو هفته پیش جسد تکه تکه شده خانم شکوه (خدیجه ) آریائی ، که داوطلبانه مدد کار اجتماعی جوانان زیر 18 سال در زندان های تهران بود ، در خانه ایشان پیدا شده است.مرتکبین این جنایت به جز دفتر چه تلفن و تقویم و دفتر چه یادداشت الکترونیکی ، از منزل ایشان چیز دیگری نبرده اند. مقامات امنیتی و قضائی تهران در این باره تا کنون سکوت کرده و اجازه انتشار هر گونه اطلاعی در این مورد را صادر نکرده اند."در خاتمه ايت اطلاعيه آمده است : ما از تمامی سازمانها و شخصیت های انساندوست در داخل و خارج از ایران برای روشن تر شدن همه جوانب این فاجعه تقاضای کمک و همیاری داریم

Saturday, June 02, 2007

كمپين" بزرگ ترين الگو براي جنبش دموكراسي خواهي است

http://www.persiancultures.com/iran-woman/iranian-women.htm

نامه تکاندهنده یک زندانی از زندان رجايی شهر کرج

به نام خدا
حدود 4 سال پيش توسط پليس امنيت تهران در مترو دستگير شدم در بدو دستگيری اتهام من ارتباط با بيگانگان اعلام کردند وليکن بنده را در اختيار يک تيم از پليس آگاهی اصفهان متشکل از سرگرد امين الرعايا سرگرد مختاری ستوان کرم ويسی ستوان بهرامی قرار دادند و مرا مورد اتهامات گوناگونی قرار دادند از جمله قتل منوچهر رحيمی من بيش از 2 ماه با حضور فرزند مقتول بابک رحيمی مورد حمله قرار گرفتم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتم وحشيانه ترين شکنجه ها را بر روی من پياده کردند 4000 ضربه شلاق به من زدند من 6 بار توسط اورژنس اصفهان به هوش آمدم چند تا از دنده هايم زير شکنجه شکست شکنجه های شدم که از گفتن انها شرم دارم اما هيچ يک از اين اتهامات را نپذيرفتم چرا که روحم نيز از آنها خبر نداشت تا اينکه همسرم را بازداشت کردند و در حضور من چادر و روسری وی را برداشته و سرگرد مختاری شخصاً مبادرت به اين کار نمود و تهديد کرد که اگر زير برگه را امضاء نکنم همسرم را عريان ميکند من نيز که هتک حرمت همسرم که بسيار مومن بوده و مانند خودم از خانواده شهدا و جانبازان ميباشد را نميتوانستم تحمل کنم مجبور به امضاء اعتراف نامه گرديدم و پس از آن 23 ماه در سلول انفرادی بدون ملاقات و تلفن به سر بردم سپس 25 صفحه شکايت رسمی به مقامات کشور نوشتم ولی کو گوش شنوا در مدت اخير دادگاهی در تهران برای اينجانب برگذار گرديد و طی آن من به اتهّام ارتباط با بيگانگان افشای اسرار ملی توهين به مقامات کشور به 18 سال حبس محکوم شدم بدين وسيله اينجانب از تاريخ 5/3/86 برای چندمين بار دست به اعتصاب غذا زدم تا بدين وسيله مخالفت خود را اعلام نموده تا تکليفم مشخص گردد
ناصر خيراللهي ايران – كرج - زندان رجائي شهر 11/3/86