با دمپائی رفتن به محل کار را افتخار می دانستیم: گفته های برادر زن هاشمی رفسنجانی و بنیانگذار کارگزاران سازندگی آقای مرعشی!!
اصلا نمی خواهم پیش گوئی غیر واقعی ارائه بدهم ،چراکه همیشه اعتقاد داشته ام که در حوزه علوم نظری هیچگاه نمی توان مسئله اجتماعی را برخلاف علوم دقیقه وطبیعی بطور دقیق وحتمی پیشا پیش پیش بینی صد در صدی ارائه کرد اما کلیات جوانب را می توان رسد کرد.البته بشر در حوزه علوم طبیعی ودقیقه هم به کمال مطلوب نرسیده است و بسیاری از پیش بینی های دانشمندان با آزمایشگاههای مدرن غلط از آب در آمده است چه باشد تا در حوزه اجتماعی که پارامترها دائما در حال تغییر وتحول می باشند و جوامعی از نوع جامعه ایران که همواره تحت تاثیر عوامل پنهان و غیر پنهان می باشند و در شرایط کنونی که حاکمیت خود را در رویاروئی با امریکا قرار داده است تا مسائل اصلی جامعه را منحرف گرداند. در حال حاضر به غلط همه هوش وحواس جامعه بسوی امریکا جلب شده است. امریکا کم کم مسئولیت های اپوسیوزیون را هم به گردن گرفته است و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی همچنان در این چنبره تاریخ همچون تماشاچیان استادیم فوتبال سر گردان مانده اند که بالاخره کدامیک از طرفین پیروز میشود. این پیام تاریخی را همگان فراموش کرده اند که وظیفه تاریخی ملتها در چه زمانی آغاز می شود. در این زمینه که رژیم اسلامی امریکا را دشمن فرضی وحتمی خود قرار داده است تا جایگاه نیروهای مخالف کم رنگ گردد جای بسیار تامل می باشد چراکه رژیم هر آئینه با آشتی خود با امریکا به مثابه پایان معضلات خود وانمود خواهد کرد.زخمهائی که رژیم اسلامی بر اندام جامعه ایران وارد آورده است با آشتی با امریکا جبران پذیر نمی باشد. رژیم اسلامی بخشهائی از جامعه را شبیه خود کرده است و جامعه نیز آموخته است که برای رسیدن به هدف خود باید دروغ بگوید "تقیه" نماید و ظاهر فریب باشد از حقیقت بگریزد و هیچ مسئولیت سیاسی واجتماعی بگردن نگیرد و همچون پایوران رژیم بدنبال مال ومنال وزر اندوزی باشند و به آقازاده ها تبدیل شوند ودر روزهای سخت از پس انداز خوبی برخوردار باشد تا بتواند برای مثال خرج بیمارستان وسفر یه خارج خود وخانواده اشان را بپردازد." در این رابطه به نوشته احمد زید آبادی برابر تحقیقات علمی به آمار هفتاد درصد عدم اعتماد افراد به یک دیگر به اثبات رسیده است" در جامعه کنونی ایران تعهد ومسئولیت سیاسی واجتماعی برخلاف دوران شاه مسخ شده است اما همه اینها در حوزه انسانی هر لحظه می تواند تغییر یابد.هیچ جامعه بشری در طول تاریخ برای همیشه فلج نشده و عکس آن همیشه پیروزمند نبوده است.سیگنال انکشاف انسانی همواره در طول تاریخ به شکل زیگزاگ بوده است و هیچگاه به شکل مستقیم و عمودی وافقی نبوده است. بعضی از بانیان انقلاب اسلامی پنجاه وهفت به مردم توصیه می کنند که از اندیشه انقلاب صرف نظر نمایند چراکه انقلاب به جزء خرابی چیز دیگری به ارمغان نمی آورد اما آنها هرساله سالگرد انقلاب را مشتاقانه برگذار می نمایند. منظور آنها این هست که آنها در اریکه قدرت بمانند وتکان نخورند واصلاحات جزئی هم صورت بگیرد و آنها کماکان بعنوان آخرین ومشروعترین رژیم سیاسی ایران برای ابد در حاکمیت ایران بمانند چراکه آنها با برخورداری از سیاست منطبق بر دین اسلام و همخوانی آن با جامعه ومردم ایران این امکان تاریخی را به آنها می دهد که طلایه دار واقعی حکومت در ایران باقی بمانند.اما طرفهای مقابل استدلال هائی که می آورند کاملا خلاف نظرات آنها می باشد.مخالفین حکومت اسلامی به مخاطبین خود می گویند از آنجا ئیکه شما از اراده مردم ناشی نشده اید باید جایگاه حکومت را به منتخبین واقعی مردم واگذار نمائید و با دین خود به مساجد بروید واگر در عرصه سیاست خواستید دخالت کنید دینتان را در مساجد بگذارید و با خرد فردی وجمعی به میان سیاست ورزان رهسپار شوید.حکومت اسلامی در همه عرصه های سیاسی واجتماعی واقتصادی و فرهنگی و امنیتی ونظامی بدون پاسخ مانده است و به بهانه دست آوردن سلاح اتمی برای رسیدن به مقاصد کودکانه وابهانه خود میهن ما را بازی گرفته است که این بزرگترین جرم وخیانت یک حکومت به ساکنان یک مملکت می تواند باشد. اینکه آلترناتیوی شکل نگرفته است چیز دیگری است؟ در باره آن می توان به گفتگو نشست و مطمئا به راه حلی می توان دست یافت اما عمرحکومت ولایت فقیه دیگر رو به پایان است!! کم کم خودی ها وغیر خودی ها هم به مسئول بودن ولایت فقیه در خرابی پی برده اند ودیگر کسی خط ولایت فقیه را نمی خواند. رئیس گماشته ودست نشانده ارتش رسما به فدائی بودن ارتش برای ولی فقیه را اذان داده است و میهن را به راحتی فراموش کرده است این در حالیست که ارتش نگهبان میهن است نه پاسبان یک فرد بنام رهبر بی خرد!!هر چقدر ولی فقیه از میهن ومردم ایران مهمتر نشان داده می شود به همان اندازه از مردم دورتر می شود
اصلا نمی خواهم پیش گوئی غیر واقعی ارائه بدهم ،چراکه همیشه اعتقاد داشته ام که در حوزه علوم نظری هیچگاه نمی توان مسئله اجتماعی را برخلاف علوم دقیقه وطبیعی بطور دقیق وحتمی پیشا پیش پیش بینی صد در صدی ارائه کرد اما کلیات جوانب را می توان رسد کرد.البته بشر در حوزه علوم طبیعی ودقیقه هم به کمال مطلوب نرسیده است و بسیاری از پیش بینی های دانشمندان با آزمایشگاههای مدرن غلط از آب در آمده است چه باشد تا در حوزه اجتماعی که پارامترها دائما در حال تغییر وتحول می باشند و جوامعی از نوع جامعه ایران که همواره تحت تاثیر عوامل پنهان و غیر پنهان می باشند و در شرایط کنونی که حاکمیت خود را در رویاروئی با امریکا قرار داده است تا مسائل اصلی جامعه را منحرف گرداند. در حال حاضر به غلط همه هوش وحواس جامعه بسوی امریکا جلب شده است. امریکا کم کم مسئولیت های اپوسیوزیون را هم به گردن گرفته است و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی همچنان در این چنبره تاریخ همچون تماشاچیان استادیم فوتبال سر گردان مانده اند که بالاخره کدامیک از طرفین پیروز میشود. این پیام تاریخی را همگان فراموش کرده اند که وظیفه تاریخی ملتها در چه زمانی آغاز می شود. در این زمینه که رژیم اسلامی امریکا را دشمن فرضی وحتمی خود قرار داده است تا جایگاه نیروهای مخالف کم رنگ گردد جای بسیار تامل می باشد چراکه رژیم هر آئینه با آشتی خود با امریکا به مثابه پایان معضلات خود وانمود خواهد کرد.زخمهائی که رژیم اسلامی بر اندام جامعه ایران وارد آورده است با آشتی با امریکا جبران پذیر نمی باشد. رژیم اسلامی بخشهائی از جامعه را شبیه خود کرده است و جامعه نیز آموخته است که برای رسیدن به هدف خود باید دروغ بگوید "تقیه" نماید و ظاهر فریب باشد از حقیقت بگریزد و هیچ مسئولیت سیاسی واجتماعی بگردن نگیرد و همچون پایوران رژیم بدنبال مال ومنال وزر اندوزی باشند و به آقازاده ها تبدیل شوند ودر روزهای سخت از پس انداز خوبی برخوردار باشد تا بتواند برای مثال خرج بیمارستان وسفر یه خارج خود وخانواده اشان را بپردازد." در این رابطه به نوشته احمد زید آبادی برابر تحقیقات علمی به آمار هفتاد درصد عدم اعتماد افراد به یک دیگر به اثبات رسیده است" در جامعه کنونی ایران تعهد ومسئولیت سیاسی واجتماعی برخلاف دوران شاه مسخ شده است اما همه اینها در حوزه انسانی هر لحظه می تواند تغییر یابد.هیچ جامعه بشری در طول تاریخ برای همیشه فلج نشده و عکس آن همیشه پیروزمند نبوده است.سیگنال انکشاف انسانی همواره در طول تاریخ به شکل زیگزاگ بوده است و هیچگاه به شکل مستقیم و عمودی وافقی نبوده است. بعضی از بانیان انقلاب اسلامی پنجاه وهفت به مردم توصیه می کنند که از اندیشه انقلاب صرف نظر نمایند چراکه انقلاب به جزء خرابی چیز دیگری به ارمغان نمی آورد اما آنها هرساله سالگرد انقلاب را مشتاقانه برگذار می نمایند. منظور آنها این هست که آنها در اریکه قدرت بمانند وتکان نخورند واصلاحات جزئی هم صورت بگیرد و آنها کماکان بعنوان آخرین ومشروعترین رژیم سیاسی ایران برای ابد در حاکمیت ایران بمانند چراکه آنها با برخورداری از سیاست منطبق بر دین اسلام و همخوانی آن با جامعه ومردم ایران این امکان تاریخی را به آنها می دهد که طلایه دار واقعی حکومت در ایران باقی بمانند.اما طرفهای مقابل استدلال هائی که می آورند کاملا خلاف نظرات آنها می باشد.مخالفین حکومت اسلامی به مخاطبین خود می گویند از آنجا ئیکه شما از اراده مردم ناشی نشده اید باید جایگاه حکومت را به منتخبین واقعی مردم واگذار نمائید و با دین خود به مساجد بروید واگر در عرصه سیاست خواستید دخالت کنید دینتان را در مساجد بگذارید و با خرد فردی وجمعی به میان سیاست ورزان رهسپار شوید.حکومت اسلامی در همه عرصه های سیاسی واجتماعی واقتصادی و فرهنگی و امنیتی ونظامی بدون پاسخ مانده است و به بهانه دست آوردن سلاح اتمی برای رسیدن به مقاصد کودکانه وابهانه خود میهن ما را بازی گرفته است که این بزرگترین جرم وخیانت یک حکومت به ساکنان یک مملکت می تواند باشد. اینکه آلترناتیوی شکل نگرفته است چیز دیگری است؟ در باره آن می توان به گفتگو نشست و مطمئا به راه حلی می توان دست یافت اما عمرحکومت ولایت فقیه دیگر رو به پایان است!! کم کم خودی ها وغیر خودی ها هم به مسئول بودن ولایت فقیه در خرابی پی برده اند ودیگر کسی خط ولایت فقیه را نمی خواند. رئیس گماشته ودست نشانده ارتش رسما به فدائی بودن ارتش برای ولی فقیه را اذان داده است و میهن را به راحتی فراموش کرده است این در حالیست که ارتش نگهبان میهن است نه پاسبان یک فرد بنام رهبر بی خرد!!هر چقدر ولی فقیه از میهن ومردم ایران مهمتر نشان داده می شود به همان اندازه از مردم دورتر می شود
No comments:
Post a Comment