Wednesday, April 25, 2007

فعالان زن در راه زندان


با صدور احکام جديد؛ - چهارشنبه 5 اردیبهشت 1386 [2007.04.25]
آرش معتمد
نوشين احمدي خراساني و پروين اردلان، فعالان حقوق زنان به اتهام "تباني و اجتماع جهت برهم زدن امنيت کشور" به سه سال حبس که دو سال و نيم آن به مدت پنج سال تعليقي است، محکوم شدند. به اين ترتيب شش ماه از حبس آنها از نوع تعزيري و لازم الاجراست. حکمي که که صدور آن "خارج از انتظار" بود. آن طور که نسرين ستوده مي گويد و مي افزايد: "پيوند دادن مطالبات مدني، که بيشتر آن در چارچوب مسائل خانواده قابل بررسي است، با مسائل امنيتي سوال برانگيز است
خانم ستوده همچنين در گفت و گو با رسانه هاي مختلف خبري، تاکيد کرده است که: "يقينا لايحه تجديد نظرخواهي را به دادگاه انقلاب ارائه خواهيم کرد
به اين ترتيب، تعداد زناني که صرفا به دليل شرکت در يک تجمع مسالمت آميز، به زندان هاي طولاني محکوم شده اند به پنج نفر مي رسد. پيش از اين شبعه ششم دادگاه انقلاب تهران فريبا داوودي مهاجر، از ديگر شرکت کنندگان در تجمع اعتراضي هفت تير را به جرم "برگزاري اجتماع غيرقانوني" و "تباني جهت ارتکاب جرم" به يک سال زندان و سه سال حبس تعليقي محکوم کرده بود. جرمي مشابه در دادگاهي مشابه و با حکمي همانند براي سوسن طهماسبي و آزاده فرقاني. اين دو فعال عرصه حقوق زنان نيز، يکي به شش ماه زندان و يک سال و نيم حبس تعليقي و ديگري به دو سال حبس تعليقي محکوم شدند.
يکي از فعالان زن در ايران در اين ارتباط به روز مي گويد: "حبس تعليقي مثل شمشير بالاي سر بسياري از ما نگاه داشته شده تا خلاف ميل آقايان سخني نگوييم
او مي افزايد: "اما آقايان توجه ندارند که مقوله حقوق زنان امري همه گير است که تا خانه هاي خود مسئولين هم ادامه دارد. روزي که دختران خود اينها حق شان را بلند بخواهند با آنها چه مي کنند؟
يکي از فعالان دانشجويي نيز که خود دو سال حبس تعليقي را يدک مي کشد، مي گويد: "وقتي ما نمي توانيم حقوق ساده انساني خود را داشته باشيم، چطورمي توانيم انرژي هسته اي را حق خود بدانيم؟
خانم معلمي که دختر وي در ارتباط با جمع آوري امضا براي کمپين يک ميليون امضاء دستگير شده و مدتي را هم در زندان به سر مي برده، مي گويد:"از آن روز مانع بيرون رفتن دخترم از خانه شده ام. دلم نمي خواهد دخترم دست اينها بيفتد. اما خودم مي فهمم که شور و حرارت دخترکم چگونه تبديل به خشم و نفرت مي شود. بچه هايي مثل بچه من کم نيستند. يکي نيست بگويد وقتي نمي گذاريد آدم ها فکر کنند، پس چرا مانع کارهاي ديگري مي شويد که براي فرار از فکر نکردن به آنها پناه برده اند؟

Tuesday, April 24, 2007

صدای مردم ايران را بايد شنيد نه احمدی نژاد را


مردم ايران بايد صحبت کنند و بگويند و پيام خود را به جهان برسانند.با کشوری که رئيس جمهور ان حرف هايئ ميزند که از نظر مردم ايران و مردم دنيا ديوانگی است چگونه بايد رفتار کرد .اين دولت دارد از تمامی ظرفيت خود استفاده نادرست ميکند وحق مردم را از بين می برد .احمدی نژاد از مو قعيت خود سوئ استفاده می کند و به تاريخ شعور اگاهی مردم ايران توهين ميکند.مردم ايران بايد اين پيام را بدهند که اين دولت نماينده ما نيست .ما ملت با شعوری هستيم و فرهنگ داريم .ما به دنبال بمب اتمی و شروع جنگ اخرالزمان نيستيم و نمی خواهيم به شعور ما در سطح بين المللی توهين شود.داگلاس موری ـمحافظه کار بريتانيا

Monday, April 23, 2007

غريبه و آزادي

هوشنگ اسدي hooasadi@yahoo.fr - دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 [2007.04.23]
بازهم مي گريم. اشک ها از جائي دور مي آيد و فرو مي ريزد. قلب خسته ام با نام آزادي مي لرزد ومي گريم. نماينده بازنده فاشيست ها مي گويد آزادي. برنده ها مي گويند آزادي. يکي از چپ است. يکي از راست. دو نماينده از ميان 12 گروه که در شب انتخابات هر کدام نماينده اي دارند، در شبکه هاي اصلي تلويزيون در برابر مردم نشسته اند. يکي از چپ چپ است. نظام سرمايه داري را سرنگون مي خواهد. يکي از راست است. عکس هايش در لباس نازي ها همه جاهست. حتي يک چشمش را مثل هيتلربسته. حالا هر دوچشمش باز است. اولين بازنده اي است که تلويزيون نظرش را مي پرسد. بار اول نام اورا در تظاهرات ميليوني شنيده بودم. هنوز تبعيدي نبودم. هنوز به جرم انديشه اي که سه ماه شکنجه، حکم اعدام، 15 سال زندان که شش سالش را کشيده بودم، بار ديگر تحت تعقيب قرار نگرفته و مجبور به ترک وطنم نشده بودم. آن سال ژان ماري لوپن که به نماينده افکار نازي ها معروف است بدور دوم آمده بود. دموکراسي در خطر بود. صف هاي ميليوني از خيابانها مي گذشت و تنها دوشعار بر پرچم ها مي درخشيد و از دهان ها چون توفاني بر مي خاست
- هرکسي جز قصاب- آزادي آزادي آزادي
رودهاي انساني مي غريد و به ميدان باستيل مي رفت. همانجا که اوين وگوهر دشت وکميته مشترک فرانسه بود وانقلاب فرانسه آن رافرو ريخت. اکنون فرشته آزادي درميداني که بر جاي زندان ساخته اند به افتاب سلام مي کند و تنها چند سنگ از آن زندان مخوف بازمانده که توريست ها رابه ياد شکنجه ها مي اندازد و زندانياني که جان در راه آزادي دادند. آن روز که فردايش به ميهنم بر مي گشتم به درختي تکيه زده بودم و مي گريستم. بهار اصلاحات بود که خيلي زود خزان شد
فرانسه آن روز ژان ماري لوپن رابه خانه فرستاد. کسي دشنامش نداد. کيهاني نبود که مرگش رابجرم انديشه بخواهد. دموکراسي نگهبان او هم بود. درست مثل آنکه مراقب زني است که حزب کمونيست را اداره مي کند. حزبي که روزگاري 25 درصد آرا را داشت وحالايک درصد دارد.نتايج آراء را مي خوانند. صداي زني مي گويد:- دموکراسي. چپ. راست. وسط
در خيابان هاي پاريس غوغا است. زنان مسلمان که روسري به سر دارند و بعضي حتي مقنعه، درکنار دختراني که درگرماي تابستان پيراهن رکابي پوشيده اند، دست مي زنند. پاي مي کوبند. گل هاي سرخ را تکان مي دهند. فرياد مي زنند.- آزادي. آزادي
کسي به جمعيت حمله نمي کند. کسي مرگ بازنده را نمي خواهد. کسي ديگري را غير خودي نمي خواند. اين خانم آرلت نماينده افراطي چپ است که مي گويد به رقيب خود سگولن رويال راي داده است. اين سگولن است که مي آيد. با لبخندي گشاده. ماه ديگر مي تواند رئيس جمهور يکي از بزرگترين کشورهاي جهان باشد. زن فرانسوي مي آيد. مثل هميشه چون بانوئي. با لباس آراسته وپوشيده. داماني کلاسيک و لبخندي ابدي. و من مي گريم. زنان ميهنم رابه ياد مي آورم که گروه گروه به جوخه اعدام سپرده شدند. زن هاي وطن زخمي ام، اکنون که سگولن رويال به احساسات مردم جواب مي دهد در سلولهاي مخوف اسيرند. مي گريم. لحظه اي بر مي گردم وهمسر تبعيداي ام را مي بينم که در گرماي روز روي شاسي هاي کامپيوتر مي کوبد. شک ندارم در دلش مي گريد و مي نويسد:- آزادي...
و با او همه ميهنم مي آيد. زنان و مردان. عاشقان آزادي. زنداني و تبعيدي.انتخابات به دور دوم رفته است. نمايندگان 12 انديشه اجتماعي هنوز دارند حرف مي زنند. دموکراسي. دموکراسي. مردم درخيابان ها مي رقصند. زنان روسري بسر را هم مي بينم. آزادي. آزادي.پليس هم هست. هست و مراقب آزادي است. لباس شخصي ها را نمي شود تشخيص داد. اما حتما مراقب آزادي هستند. نيکولاسرکوزي مي آيد. 30 در صد آرا را آورده است. اول از همه از رقيبش ستايش مي کند. اورا " بانو" مي خواند. نماينده جناح راست فرانسه مي گويد:- هرکس درفرانسه هست، ازهر نژادي و مليتي بايد در رفاه وآزادي زندگي کند. فرانسه مال همه آنهائي است که در فرانسه زندگي مي کنند
مي گريم و قلب خسته ام سخت مي تپد. جناب سرهنگ صديقي که نام مستعار" برادر مهدوي" داشت، در زير زمين اداره اماکن به من و همسرم گفت:- اگر پايتان را به کارهنري و روزنامه نگاري بگذاريد قلم پايتان را خرد مي کنم.گفتيم:- ما سي سال است روزنامه نگاريم. کار ديگر بلد نيستيم. گفت:- اصلا بهتر است از اين کشور برويد. شمااينجا غريبه ايد.فرانسه، برادر مهدوي ندارد. آزادي، برادر مهدوي ندارد. هيچ فرانسوي درکشورش غريبه نيست
فرانسوا بايرو مي آيد. با نزديک 19 درصد آراء انتخابات را باخته است. حرف مي زند. دموکراسي. دموکراسي. مردم درخيابان ها مي رقصند، فرياد مي زنند آزادي و براي دور دوم انتخابات آماده مي شوند.و من تلخ مي گريم. تلخ
و روزي را انتظار مي کشم که در ميهنم گل آزادي شکوفا شود، حتي روزي که من ديگر نباشم

مشکل ايران فعلا موی مردم است نه شکم مردم


طالبانيسم
از سایت الپر
2 اردیبهشت
شايد بعضي ها بگويند اين برخوردها فصلي است، شايد بگويند دوره خاتمي هم شبيه همين رفتارها ولو در سطح و به شكلي محدودتر انجام مي شده، شايد بگويند بالاخره قانون حجاب همين است و اگر غلط است اصل آن بايد عوض شود،‌شايد بگويند ... ولي نه. نقل اين حرفها نيست. امروز برخوردهايي در همين تهران ما انجام شد كه به اعتقاد من نه قانوني بود، نه عقلاني، نه اسلامي و نه انساني. اينها چيزي نبود جز طالبانيسم.
مگر طالبان چقدر فرق با شرايط امروز ما داشت؟ فوقش ده سانت! (به قول دكتر حسين سيف زاده) آنها مي خواستند صورت را به زور بپوشانند (با ريش) اينها مي خواهند پيش و پس سرها را به زور بپوشانند (با پارچه) زور و نفرت و تحجر و خشونت هم در اين دو مشترك بود. ديگر چه فرقي مي ماند؟

درود بر کوشندگان راه ازادی

امنیتی کردن فضای دانشگاه و زندانی کردن دانشجوها توهین به شخصیت و افکار یک دانشجو است.دانشگاه محل تحصیل است نه جای رژه رفتن و قدرت نمایی نظامیان نگذاریم واقعه ۱۸ تیر باز هم تکرار گردد . کسی حق ندارد از وارد شدن دانشجو به محیط دانشگاه که در واقع بیش از هر کسی به او متعلق است جلوگیری کند.
اکنون زمان آن نیست که بنشینیم و شاهد باشیم حرکتی که به وقوع پیوسته خاموش شود بی آنکه به مطالبات به حق خود رسیده باشد وظیفه هر انسان آگاهی است که از خواسته های دانشجویان دفاع کند.از اجتماع ما در روز شنبه مقابل دانشکده فنی ساعت ۱۱.۳۰ حمایت کنید.
0- آزادی هر چه سریعتر سید ضیا نبوی
1- ۲- لغو تمام احکام کمیته انظباطی
2- ۳- بر چیده شدن کمیته انضباطی
3- ۴- آزادی بیان و لغو هر گونه محدودیت صنفی دانشجویی
4- ۵- برگزاری جلسه پرسش و پاسخ آزاد با رییس دانشگاه
شعار ما در این روز :

معلم، کارگر، دانشجو حمایت حمایت

امنیت، رفاه، برابری حق مسلم ماست

از انسانيت ما دفاع کنيد!

نامه سرگشاده دانشجويان دانشگاه بابلسر به مردم آزاديخواه جهان!

از انسانيت ما دفاع کنيد!

ما اين نامه را خطاب به شما سازمانهاى مدافع حقوق بشر٬ به سنديکاها و سازمانهاى کارگرى٬ به پارلمانها و نهادهاى دانشجوئى٬ به سازمانهاى زنان٬ و به بشريت آزاده و متمدن مينويسيم!

در چند روز اخير اعتراضات برحق ما براى حقوق مان با موج دستگيرى همکلاسيهای ما و دانشجويان مواجه شده است. بيش از بيست دانشجو توسط نيروهاى امنيتى دستگير و زندانى شدند. و اين تنها شامل حال ما نشده است. فعالين کارگرى در اين يکماه مرتب دستگير شدند. آخرين مورد آقاى محمود صالحى در سقز است که فقط از حقوق برسميت شناخته شده کارگرى در سطح جهان دفاع کرده است. تعدادى از فعالين جنبش زنان هنوز در زندان هستند و دستگيرى و احضار فعالين حقوق زنان ادامه دارد. زنان و کودکان زيادى در انتظار حکم اعدام هستند. در کنار اينها فقر و محروميت و گرانى ناشى از تحريم اقتصادى گلوى مردم را ميفشارد و زندگى را برايشان سخت تر از پيش کرده است. کابوس جنگ مردم را در بلاتکليفى و ترس نگاهداشته و دست دولت را در اعمال محدوديت مردم بازتر کرده است. فقر و بيکارى و ناامنى اقتصادى بيداد ميکند. مبارزه ما اما ادامه دارد.

حرف ما همان است که دانشجويان دانشگاههاى ايران در ۱۶ آذر روز دانشجو زدند! زنان و مردان در اجتماعات و قطعنامه هاى هشت مارس زدند! کارگران در تظاهراتها و اعتصابهايشان زدند! ما انسانيم! هويتمان جهانى و انسانى است! ما با کسى سر جنگ و خصومت نداريم! ما براى همگان خوشبختى و سلامتى و آموزش و رفاه ميخواهيم! ما ميخواهيم تبعيض جنسى خاتمه پيدا کند و برابرى زن و مرد متحقق شود! ما حق داريم حرف بزنيم٬ اعتراض کنيم٬ نقد کنيم٬ اجتماع کنيم! مگر دنيا به مدنيت و حقوق انسانى نرسيده است؟ ما ميخواهيم مثل انسان زندگى کنيم و از همنوعانمان در سراسر جهان انتظار حمايت و همبستگى داريم! متاسفانه دنياى امروز دنياى مرزها و دولتها و هويتهاى محلى و کشورى است٬ اما يادمان باشد که همه ما انسانيم و هويت جهانى و بشرى داريم! حق داريم که زندگى کنيم و حرمت انسانى داشته باشيم! ما دستمان را بسوى قلبهاى شما دراز ميکنيم! از ما حمايت کنيد!

* خواهان آزادى فورى همکلاسيهاى ما در دانشگاه بابلسر و آزادى همه دانشجويان دستگير شده شويد!
* خواهان پرداخت حقوق معوقه کارگران و برسميت شناسى حق تشکل و اعتراض و اعتصاب و قرارداد دسته جمعى آنها شويد!
* خواهان آزادى فعالين حقوق زن و برسميت شناسى آزادى پوشش و حقوق برابر زنان و مردان شويد!
* خواهان حق زندگى ايمن٬ حقوق سياسى و اجتماعى٬ حرمت و رفاه ما شويد!
* خواهان پايان دادن به تحريم اقتصادى٬ نفى جنگ و تروريسم٬ و حمايت از مردم در ايران شويد!

مردم آزاده جهان!
ما دنيائى عارى از جنگ و نفرت و بمب و فقر و اختناق و بيحرمتى انسانها را آرزو داريم! ما به همبستگى انسانى ارج ميگذاريم! همبستگى انسانى مرز نميشناسد!
مردم آزادیخواه و برابری طلب ، فعالین اجتماعی و سازمان های مدافع حقوق بشر در سراسر دنیا، با امضا این نامه از ما حمایت کنید و آن را برای آدرس های زیر ارسال کنید:
سازمان بین المللی کارگران : ilo@ilo.org
فکس و ای میل امنستی در انگلستان : +44 20 7033 1503 ،
sct@amnesty.org.uk
رئیس جمهوری ایران دکتر احمدی نژاد dr-ahmdinejad@president.ir

دانشجويان دانشگاه بابلسر- ايران
۲۸ فروردین ۸۶
http://openletterbaboluniv.blogfa.com/
http://babolsaruniv.blogfa.com/
babolsaruniv@gmail.com
امضای حمایتی خود را به آدرس ای میل وبلاگ ماهم بفرستید

Saturday, April 21, 2007

what is iranian people right?

http://www.youtube.com/watch?v=ve9vAMj-3cw&mode=related&search=

شکنجه وحشیانه سه زندانی سیاسی در کرمانشاه


تاریخ : ۱/2/85
شماره : 242 - 86
به نام آزادی

بنا بر گزارشات رسیده سه تن از فعالین کرد در بازداشت گاه اطلاعات کرمانشاه مورد شکنجه های وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند

آقای کمانگیر به همراه علی حیدریان و فرهاد وکیلی در زندان اطلاعات کرمانشاه به طرز وحشیانه ای با آب داغ و برق و با چشمان بسته مورد شکنجه قرار گرفته اند.آنها به مدت 65 روز در سلول های یک در یک محبوس بوده
اند. آقای کمانگیر اکنون به مدت 33 روز است که در اعتراض به بازداشت خود در اعتصاب غذا بسر می برد بنا بر این گزارش وضعیت جسمی آقای کمانگیر وخیم می باشد و هر لحظه احتمال مرگ وی در زندان وجود دارد دادگاه آقایان کمانگیر و حیدریان در اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد و آقای وکیلی در بلاتکلیفی بسر می برد
فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی سازمان های حقوق بشری برای نجات جان این زندانیان استمداد می طلبد و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ایشان می باشد

Human Rights Activists in Iran
Hra.Iran@Gmail.Com
www.Iran-Hra.blogfa.com
تو کز محنت ديگران بی غمی نشايد که نامت نهند ادمی چرا با تمام اين ظلم ها باز هم ساکت باشيم

!! CRIMES OF IRANS MULLAHS !! BY:MANI TURKZADEH

http://www.youtube.com/watch?v=zLf5c_smnVI&mode=related&search=

Thursday, April 19, 2007

سالی که نکوست از بهارش پيداست

نگاه هفته - پنجشنبه 30 فروردین 1386 [2007.04.19]
مهرداد شيبانيm.shaibani@roozonline.com
در آغاز هفته پاياني ماه اول سال که در ايران فصل رونق گل و بلبل است، آيت اله منتظري ـ يکي از بالاترين مقامات مذهبي ايران و از اولين رهروان انقلاب اسلامي ـ که سال هاست بعنوان "ضدانقلاب" مغضوب قدرت و خانه نشين است، سال گذشته را چنين تصوير کرد: "سال شعار، تنش جهاني، فشار اقتصادي، سکوت و سانسور
رويدادهاي ماه اول سال نشان داد که سال به سال دريغ از پارسال. حمله همه جانبه نيروهاي امنيتي ـ نظامي "طالبان ساکن ايران" براي استقرار هر چه بيشتر سکوت و سلطه هر چه وسيعتر سانسور ادامه يافت. درهمان حال که آزادي 2 سوئيسي دستگير شده نشانه نگاه صرفا "بشر دوستانه" دولت احمدي نژاد تبليغ مي شد، دستگيري معلمان ـ حتي در کلاس درس ـ يورش نظامي به کارگران، ربودن دانشجويان، احضار گسترده فعالان جنبش برابري زنان دامنه وسيعتري گرفت. به مردم خبر داده شد که ارتش بزرگي از ماموران انتظامي سوار بر بنزهاي چند ميليوني الگانس در چهار راه ها حضور خواهند يافت تا مراقب زنان و جوانان باشند. همزمان انصار حزب الله هم طي بيانيه اي اعلام کردند که براي مبارزه با بدحجابي راهپيمائي خواهند کرد
عيسي سحر خيز گفت: "نهادهاي صنفي و مطبوعات در ليست امنيتي براندازان نرم قرار داده شده اند". اين اصطلاح را محسني اژه اي بعد از سخنان رهبري در مشهد فرموله واعلام کرده بود
معصومه ابتکارهم ختم زندگي نوزاد به دنيا نيامده اي به نام "شوراها" را باطلاع همگان رساند. نوزادي که با محدودکردن اختياراتش به سراي باقي شتافت تا تنها اصل اجرا شده قانون اساسي در زمان محمد خاتمي هم به بايگاني سپرده شود
ديدار بيش از صد نماينده مجلس با محمدين- کروبي و خاتمي ـ و اعلام ديدار نزديک اين دو نفر باهاشمي رفسنجاني، آتش توپخانه ارگان امنيتي ـ نظامي که خود را روزنامه مي نامد، متوجه مهدي کروبي کرد. حملات بي سابقه روزنامه ضد ايراني کيهان به کروبي و روزنامه او اعتماد ملي، در واقع نخستين خاکريز براي فتح انتخابات آينده است
فشار اقتصادي بازهم بيشتر شد. در سراسر ايران معلمان گرسنه به خيابان آمدند و کارگران هم درچند شهر دست از کارکشيدند و همه جا باهجوم روبرو شدند. اين تازه مقدمات گراني هولناکي است که با اجراي سهميه بندي بنزين از اول خرداد از راه خواهد رسيد
سياست ماجراجوئي و تنش جهاني هم ادامه يافت. درحاليکه آمريکائي ها اسنادي رامنتشر کردند که جمهوري اسلامي سازنده بمب هاي جاده اي مرگبار بکارگرفته شده در عراق و ارسال کننده سلاح براي طالبان است، مقامات سياسي ودولتي رجز خواني راوارد فاز تازه اي کردند
پرويز داودي نژاد، معاون احمدي نژاد در مشهد گفت: "دشمن حتي به لحاظ رواني هم جرات خود را از دست داده است. ما قدم به قدم که جلو مي‌رويم، دشمن عقب نشيني مي‌کند
فرماندهان ارتشي به مناسبت روز ارتش، دست به تهديدات حيرت آوري زدند. سرتيپ"قرائي آشتياني" جانشين فرمانده كل ارتش، "ارتش را فدائي رهبر" اعلام کرد و گفت: "ارتش امروز يكي از قدرتمندترين، زبده‌ترين و كارآمدترين ارتش‌هاي دنياست و هر نوع تهديد و ماجراجويي را به شكل كوبنده جواب مي‌دهد؛ در واقع اين نظر كارشناسان نظامي خارج از كشور است
سرلشکر فيروز آبادي، رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح، بعنوان جمع بندي سخنان جنگي چند روز اخير فرماندهان ارتش که به بهانه روز ارتش طرح شده بود، در يک مصاحبه خبري گفت: "كساني كه بدون داشتن ارزيابي درست نظامي از توان دفاعي، ما را تهديد نظامي مي كردند، متوجه شده اند كه ايران كشوري قدرتمند است و نمي توانند با آن مواجهه كنند. نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تجهيزات مدرني دارند كه دشمنان، هنوز نام آنها را نشنيده اند و حتي در صورت شنيدن، باور نمي كنند و آنچه كه در رزمايش هاي گذشته به نمايش درآمد، گوشه اي از توانايي نظامي ايران به شمار مي آيد. ارتش ايران امروز از مقتدرترين ارتش هاي منطقه است
فرمانده كل ارتش، سرلشگر عطاء الله صالحي نيز گفت: "ما كاري به كسي نداريم، اما اگر يقه ما دريده شود روزگاري براي دشمن نخواهيم گذاشت و دشمن هم اين را مي داند." و سخنان خود را با تهديدي به پايان برد: "دشمنان چه حمله کنند و چه حمله نکنند نابود هستند
اين سخنان در پيوند با خبر خوش جديد هسته اي که حتي محمدالبرادعي عم در صحت آن ترديدکرده است، سبب شد تا يک کارشناس اتمي روسيه درمصاحبه بانشريه پر تيراژ فوکوس مقامات جمهوري اسلامي را "گزافه گو" بخواند
در روزهاي پاياني هفته در حاليکه همه منتظر بودند تا در رژه روز ارتش سلاح هاي مدرني که حتي دشمن اسم آنها رانشنيده به نمايش گذاشته شوند، محموداحمدي نژاد به پاسارگاد رفت تا براي نشان دادن ضد ايراني بودن خود سد سيوند را شخصا آبگيري کند و گرانبها ترين ميراث تاريخ رازير آب بفرستد. کاري حتي طالبان افغاني هم نکردند
يک ضرب المثل قديمي ايراني مي گويد: سالي که نکوست از بهارش پيداست

بانگ رفتن را ابتدا با شعورترهای حاکمیت می فهمند؟ - ناصر مستشار

با دمپائی رفتن به محل کار را افتخار می دانستیم: گفته های برادر زن هاشمی رفسنجانی و بنیانگذار کارگزاران سازندگی آقای مرعشی!!
اصلا نمی خواهم پیش گوئی غیر واقعی ارائه بدهم ،چراکه همیشه اعتقاد داشته ام که در حوزه علوم نظری هیچگاه نمی توان مسئله اجتماعی را برخلاف علوم دقیقه وطبیعی بطور دقیق وحتمی پیشا پیش پیش بینی صد در صدی ارائه کرد اما کلیات جوانب را می توان رسد کرد.البته بشر در حوزه علوم طبیعی ودقیقه هم به کمال مطلوب نرسیده است و بسیاری از پیش بینی های دانشمندان با آزمایشگاههای مدرن غلط از آب در آمده است چه باشد تا در حوزه اجتماعی که پارامترها دائما در حال تغییر وتحول می باشند و جوامعی از نوع جامعه ایران که همواره تحت تاثیر عوامل پنهان و غیر پنهان می باشند و در شرایط کنونی که حاکمیت خود را در رویاروئی با امریکا قرار داده است تا مسائل اصلی جامعه را منحرف گرداند. در حال حاضر به غلط همه هوش وحواس جامعه بسوی امریکا جلب شده است. امریکا کم کم مسئولیت های اپوسیوزیون را هم به گردن گرفته است و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی همچنان در این چنبره تاریخ همچون تماشاچیان استادیم فوتبال سر گردان مانده اند که بالاخره کدامیک از طرفین پیروز میشود. این پیام تاریخی را همگان فراموش کرده اند که وظیفه تاریخی ملتها در چه زمانی آغاز می شود. در این زمینه که رژیم اسلامی امریکا را دشمن فرضی وحتمی خود قرار داده است تا جایگاه نیروهای مخالف کم رنگ گردد جای بسیار تامل می باشد چراکه رژیم هر آئینه با آشتی خود با امریکا به مثابه پایان معضلات خود وانمود خواهد کرد.زخمهائی که رژیم اسلامی بر اندام جامعه ایران وارد آورده است با آشتی با امریکا جبران پذیر نمی باشد. رژیم اسلامی بخشهائی از جامعه را شبیه خود کرده است و جامعه نیز آموخته است که برای رسیدن به هدف خود باید دروغ بگوید "تقیه" نماید و ظاهر فریب باشد از حقیقت بگریزد و هیچ مسئولیت سیاسی واجتماعی بگردن نگیرد و همچون پایوران رژیم بدنبال مال ومنال وزر اندوزی باشند و به آقازاده ها تبدیل شوند ودر روزهای سخت از پس انداز خوبی برخوردار باشد تا بتواند برای مثال خرج بیمارستان وسفر یه خارج خود وخانواده اشان را بپردازد." در این رابطه به نوشته احمد زید آبادی برابر تحقیقات علمی به آمار هفتاد درصد عدم اعتماد افراد به یک دیگر به اثبات رسیده است" در جامعه کنونی ایران تعهد ومسئولیت سیاسی واجتماعی برخلاف دوران شاه مسخ شده است اما همه اینها در حوزه انسانی هر لحظه می تواند تغییر یابد.هیچ جامعه بشری در طول تاریخ برای همیشه فلج نشده و عکس آن همیشه پیروزمند نبوده است.سیگنال انکشاف انسانی همواره در طول تاریخ به شکل زیگزاگ بوده است و هیچگاه به شکل مستقیم و عمودی وافقی نبوده است. بعضی از بانیان انقلاب اسلامی پنجاه وهفت به مردم توصیه می کنند که از اندیشه انقلاب صرف نظر نمایند چراکه انقلاب به جزء خرابی چیز دیگری به ارمغان نمی آورد اما آنها هرساله سالگرد انقلاب را مشتاقانه برگذار می نمایند. منظور آنها این هست که آنها در اریکه قدرت بمانند وتکان نخورند واصلاحات جزئی هم صورت بگیرد و آنها کماکان بعنوان آخرین ومشروعترین رژیم سیاسی ایران برای ابد در حاکمیت ایران بمانند چراکه آنها با برخورداری از سیاست منطبق بر دین اسلام و همخوانی آن با جامعه ومردم ایران این امکان تاریخی را به آنها می دهد که طلایه دار واقعی حکومت در ایران باقی بمانند.اما طرفهای مقابل استدلال هائی که می آورند کاملا خلاف نظرات آنها می باشد.مخالفین حکومت اسلامی به مخاطبین خود می گویند از آنجا ئیکه شما از اراده مردم ناشی نشده اید باید جایگاه حکومت را به منتخبین واقعی مردم واگذار نمائید و با دین خود به مساجد بروید واگر در عرصه سیاست خواستید دخالت کنید دینتان را در مساجد بگذارید و با خرد فردی وجمعی به میان سیاست ورزان رهسپار شوید.حکومت اسلامی در همه عرصه های سیاسی واجتماعی واقتصادی و فرهنگی و امنیتی ونظامی بدون پاسخ مانده است و به بهانه دست آوردن سلاح اتمی برای رسیدن به مقاصد کودکانه وابهانه خود میهن ما را بازی گرفته است که این بزرگترین جرم وخیانت یک حکومت به ساکنان یک مملکت می تواند باشد. اینکه آلترناتیوی شکل نگرفته است چیز دیگری است؟ در باره آن می توان به گفتگو نشست و مطمئا به راه حلی می توان دست یافت اما عمرحکومت ولایت فقیه دیگر رو به پایان است!! کم کم خودی ها وغیر خودی ها هم به مسئول بودن ولایت فقیه در خرابی پی برده اند ودیگر کسی خط ولایت فقیه را نمی خواند. رئیس گماشته ودست نشانده ارتش رسما به فدائی بودن ارتش برای ولی فقیه را اذان داده است و میهن را به راحتی فراموش کرده است این در حالیست که ارتش نگهبان میهن است نه پاسبان یک فرد بنام رهبر بی خرد!!هر چقدر ولی فقیه از میهن ومردم ایران مهمتر نشان داده می شود به همان اندازه از مردم دورتر می شود

احکام سنگين براي فعالان زن

زنان زنداني مي شوند، قاتلان آزاد - پنجشنبه 30 فروردین 1386 [2007.04.19]
مريم کاشانيm.kashani@roozonline.com
درست وقتي حجت السلام محسني اژه اي وزير اطلاعات جمهوري اسلامي مي گفت:" وزارت اطلاعات با هر کسي که عليه نظام و در جهت براندازي در اشکال مختلف فعاليت مي‌کند برخورد مي‌کند و تفاوتي ندارد که با چه عنوان و چه تشکلي باشد" دو حکم در دادگاه ايران صادر شد:1 ـ ديوان عالي کشور حکم تبرئه عاملان قتل هاي محفلي کرمان را که با اعتقاد به مهدورالدم بودن، ۲ زن و سه مرد را به قتل رسانده بودند تاييد کرد، 2 ـ شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، دو فعال جنبش زنان، فريبا داودي مهاجر را به تحمل چهار سال حبس که سه سال آن به حالت تعليق درمي‌‏آيد و سوسن طهماسبي را به تحمل يک سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري محکوم کرد. دو حکمي که در حافظه دستگاه قضايي ـ امنيتي ايران باقي خواهد ماند.
بر اساس همين تعريف آقاي اژه اي از"اشکال مختلف فعاليت"است که ايران در دو هفته گذشته هيچ روزي را بدون دستگيري و مجازات زنان، معلمان، دانشجويان و کارگران پشت سر نگذاشته، که آخرين آنها، تا لحظه نگارش اين گزارش، صدور احکام سنگين براي دو فعال جنبش زنان است:
"محمد شريف‌‏، وکيل مدافع فريبا داودي مهاجر، از بازداشت‌‏شدگان تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفت‌‏تير تهران با بيان اينکه حکم صادره عليه موکلش روز سه‌‏شنبه ارايه شده و وي از روي آن رونوشت برداشته است، گفت: بر اساس حکم ابلاغي، داودي مهاجر به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامي راجع به «اجتماع و تباني جهت ارتکاب جرم» به تحمل چهار سال حبس محکوم شده است که سه سال آن به مدت پنج سال معلق شده است."
اين حکم سنگين که تاکنون در ارتباط با فعالين جنبش زنان سابقه نداشته است، هنگامي بيشتر به چشم مي آيدکه مي خوانيم: «همين دادگاه، خانم داوودي مهاجر را از اتهام "تبليغ عليه نظام" تبرئه کرد.» به عبارت ديگر حتي اگر اتهام خانم مهاجر اثبات هم شده باشد، او تنها به جرم"اجتماع" و"تباني" براي "ارتکاب جرم" و نه" انجام" جرم، به جهار سال حبس محکوم شده است. سوسن طهماسب، ديگر فعال جنبش زنان نيز با راي مشابهي روبه روست: "شش ماه زندان و يک سال و نيم حبس تعليقي محکوم".
همان طور که پيشتر، شعبه سيزدهم دادگاه انقلاب تهران "آزاده فرقاني، از ديگر شرکت کنندگان تجمع ميدان هفت تير را به دو سال حبس تعليقي محکوم کرده بود".
و اين ليست طولاني است: "جلسه بازپرسي رسيدگي به پرونده شيرين اردلان، زارا امجديان و الناز انصاري، از زنان بازداشت‌‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران در دادياري ويژه امنيت دادسراي انقلاب تهران برگزار شد". اتهام اينان نيز روشن است: "اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت ملي"و"اخلال در نظم عمومي"و " اقدام عليه امنيت ملي از طريق ايجاد هياهو"!
اتهامي که پاي زنان ديگري را نيز به دادگاه انقلاب گشوده است: ژيلا بني يعقوب، پروين اردلان، نوشين احمدي، مريم ميرزا، الناز انصاري، نسرين افضلي، زارا امجديان، بهاره هدايت، شهلا انتصاري، فريده انتصاري، ناهيد انتصاري، بهاره هدايت، مرضيه مرتاضي لنگرودي، شادي صدر، محبوبه حسين زاده، ناهيد کشاورز، مريم ميرزا......
و در اين صف، زنان ايران تنها کساني نيستند که آقاي اژه اي و همکاران شان با آنها "برخورد" مي کنند. دانشجويان ايران نيز که از اولين روزهاي برکشيدن دولت محمود احمدي نژاد، طعم"برخورد" را چشيده اند، در دو هفته گذشته، حتي يک روز بدون حکم محروميت از تحصيل، احضار به کميته هاي انضباطي، احضار، دستگيري و حتي "ربايش در روز روشن" را نگذرانده اند.آخرين مورد" ربودن 15 دانشجوي دانشگاه مازندران" توسط لباس شخصي ها، با همکاري ماموران حراست دانشگاه مازندران بود که منجر به ناارامي گسترده در اين دانشگاه شد.
و اين تنها دانشجويان دانشگاه مازندران نبودند که به اتهام "چيدن ظرف هاي غذاي خود از جلوي سلف دانشکده تا جلوي اتاق رئيس دانشگاه" ربايش، زندان و ضرب و شتم را تجربه مي کردند، ديگر دانشجويان کشور هم از اين "مهرورزي" بي نصيب نبودند و نيستند: "محمد هاشمي، عضو شوراي مرکزي و دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت از سوي دادگاهي در شهرستان سبزوار احضار شد". پيش از او "علي نيکو نسبتي نيز از سوي همين دادگاه فراخوانده شده بود" و همين طور بهاره هدايت، که جرمي دوگانه دارد: هم در جنبش زنان فعال است و هم دانشجوست.
فهرست دانشجويان و فعالان دانشجويي احضار شده طولانيست: "دادگاه انقلاب اسلامي سنندج، پيمان نعمتي دانشجوي ترم آخر رشته مديريت بازرگاني دانشگاه آزاد سنندج و عضو هيأت تحريريه نشريه تحليلي خبري هاوري را احضار کرد.نامبرده که چندي پيش در جريان مراسم ۸ مارس در سنندج دستگير و پس از چند روز بازداشت، با قرار وثيقه آزاد شده بود، بايد ۱۸ ارديبهشت ماه سال جاري در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي سنندج حاضر شود."
و: "دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بابلسر هم امروز بازداشت شد." همان طور که حامد ايرانشاهي: "بايد ۴ ارديبهشت ماه در سومين جلسه رسيدگي به اتهاماتش در دادسراي ۱۰۱ جزايي اراک حاضر "شود. جرم او هم" توهين به برخي نهادها و اقدام عليه امنيت ملي" است.همان جرمي که" دو فعال دانشجويي دانشگاه بيرجند" را" به يک ترم محروميت از تحصيل" محکوم کرده است و...
اين دانشجويان در زندان ها تنها نيستند، معلمين شان هم يک به يک در راهند. کار به جايي رسيده که معلمين را در سر کلاس هاي درس و در برابر چشمان بهت زده و هراسان دانش آموزان، به بند مي کشند: "ورود نيروي انتظامي به فضاهاي آموزشي و بازداشت معلمان سرکلاس، قطعا کار پسنديده‌اي نبود. به نظر من حتي اگر معلمي حقيقتا متخلف بود و حتي اگر حکم بازداشت وي را داشتند، بايد صبر مي‌کردند تا کلاس به اتمام برسد و بعد بازداشت مي‌کردند، نه اينکه روبروي چشم دانش‌آموزان به آنان دستبند بزنند."[شهريار مشيري، عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس]
امادر حاليکه "معلمان"، "دانشجويان"و "زنان" کشور دستگير مي شوند، عاملان قتل هاي محفلي کرمان، که خود با آب و تاب، جنايات خود را تشريح کرده اند، حکم تبرئه مي گيرند[يا آن طور که نعمت احمدي گفته حكم قصاص آنها به ديه تبديل شده است]تا معلوم شود نظام قضايي ـ امنيتي جمهوري اسلامي "با هر کسي که عليه نظام و در جهت براندازي در اشکال مختلف فعاليت مي‌کند برخورد مي‌کند و تفاوتي ندارد که با چه عنوان و چه تشکلي باشد."
بازخواني بخش کوچکي از اعترافات عاملان قتل هاي زنجيره اي کرمان، حتما نور فراوان تري بر اين عرصه مي افشاند: "عاملان قتل هاي محفلي کرمان که قتل هاي خود را از شهريورماه سال ۸۱ آغاز کرده بودند ارديبهشت ماه سال ۸۲ پس از به قتل رساندن يک زن و شوهر جوان که آخرين قربانيان اين باند بودند دستگير شدند.نخستين قرباني اين باند جوان ۱۹ساله يي به نام مصيب افشاري بود که13 شهريورماه سال ۸۱ به قتل رسيد. متهمان در اعترافات خود درباره اين جنايت گفتند؛ مصيب در ميدان امام خميني کرمان مواد مخدر مي فروخت. ما بعد از شناسايي او چندين بار به وي تذکر داديم تا دست از کارهايش بردارد اما او بي اعتنا بود تا اينکه به دستور حمزه (متهم رديف اول) يک روز او را به زور سوار ماشيني کرديم و به محله هفت باغ برديم و در آنجا حمزه ابتدا سنگي به سر مصيب کوبيد و او را داخل چاله يي استخرمانند انداخت، سپس هرکدام از ما سنگي به او کوبيديم اما مصيب نمي مرد تا اينکه حمزه گفت بهتر است او را زنده به گور کنيم. بعد چاله يي کنديم و پيکر نيمه جان مصيب را به داخل آن انداختيم و با شن و ماسه روي چاله را پوشانديم و به اين ترتيب مصيب را زنده به گور کرديم".[سايت انتخاب]
و ادامه داستان: "قتل دوم را يک هفته بعد از قتل مصيب انجام داديم. ابتدا محسن کمالي را شناسايي کرديم. او فساد اخلاقي داشت، بنابراين يک روز که در حال خروج از خانه بود، او را گرفتيم و به هفت باغ برديم و در آنجا محسن را هم خفه کرديم و جسدش را همانجا دفن کرديم، سپس به دستور حمزه، موبايل و موتور محسن را برداشتيم تا از آنها براي کارمان استفاده کنيم. قتل سوم را چند ماه بعد انجام داديم، مقتول زني به نام جميله بود که او هم خريد و فروش مواد مخدر مي کرد و فساد اخلاقي داشت. از آنجايي که اين زن ازدواج هم کرده بود، پس از ربودن وي او را خفه نکرديم بلکه چاله يي کنديم و با روش سنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اين زن را به بيابان هاي اطراف کرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود.متهمان در ادامه اعترافات گفتند؛ به ما گفته بودند که محمدرضا نژادملايري و شهره نيک پور دختر و پسر فاسدي هستند که با هم ارتباط نامشروع دارند و به همين خاطر آنها را هنگامي که سوار خودروي پژوي محمدرضا بودند شناسايي کرديم و بعد از اينکه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفت باغ برديم و هر دو را در آنجا خفه کرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم و پس از آنکه اجساد را به بيرون انداختيم ماشين پژو را به آتش کشيديم و موبايل محمدرضا را برداشتيم. ما نمي دانستيم شهره و محمدرضا زن و شوهر هستند و فکر مي کرديم با هم رابطه نامشروع دارند".
و: "ماموران در ادامه تحقيقات خود از متهمان دريافتند آنان به طرز فجيعي قربانيان را به قتل مي رساندند.آنها همچنين متوجه شدند حمزه سردسته اين باند، سرباز بوده و به اتفاق ساير اعضاي باند که عضو يک پايگاه مقاومت بوده اند خود را محق مي دانستند تا هر کسي را تصميم گرفتند به قتل برسانند."
اما فراموش نکنيم شهري که معلمان را در کلاس هاي درس اش دستگير مي کنند، عدالت را در بندهاي انفرادي به دانشجويانش مي آموزند و زنانش را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي از طريق هياهو" به زندان ها روانه مي کنند، وقتي جولانگاه "قاتلان زنجيره اي" بشود، براي هيچکس شهر امني نيست.

Wednesday, April 18, 2007

شرمتان باد ای حاکمان جهل و خون جنايت که با لاله ها اين گونه می کنيد..

دانشجويان انجمني در دانشگاه زنجان نيز در بيانيه خود آورده اند: "در شرايطي که شعارهاي مهرورزانه ي دولت حاکم گوش جهانيان را کر کرده است و دولت کريمه 15 ملوان متجاوز انگليسي را با سلام و صلوات و يک بغل سوغات روانه ي کشور – به قول خودشان – استبداد پير، مي کند، تعدادي از دانشجويان همين مرز و بوم چند روزي است که در شرايط نامعلوم نگه داري مي شوند. آقاي رييس جمهور ! ما خواستار اين نيستيم که شما با اين 15 دانشجو مانند همان 15 ملوان متجاوز عکس يادگاري بگيريد، آنها از شما چلوکباب نمي خواهند، آنها نمي خواهند با کت و شلوار در شو هاي تلويزيوني شما شرکت کنند. حق حرف زدن، حق آزادي بيان، حق داشتن حداقل هاي زندگي، اين تمام آن چيزي است که به طور مسالمت آميز از شما طلب شده است. مادران آنها چشم به راه سوغاتي هاي شما نيستند، آنها حتي ديگر ادبيات مهرورزانه ي شما را باور ندارند ، آنها فقط مي خواهند بدانند فرزندانشان به چه جرمي و در کجا نگه داري مي شوند؟

احضار سه نماينده جنبش دانشجويي

گفتگوي روز با دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت - چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18]
نادر کرمي
در حالي که در پي ورود نيروهاي امنيتي به دانشگاه مازندران و دستگيري گسترده دانشجويان متحصن در اين دانشگاه موجي از اعتراض فضاي فعاليت هاي دانشجويي در سراسر کشور را فراگرفته است به نظر مي رسد گفته هاي وزير اطلاعات که فعاليت دانشجويان را «براندازي نرم» خوانده بود، از سوي نيروهاي امنيتي به شکل برنامه اي عملياتي پي گيري مي شود. در همين راستا، ديروز سه عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت – بزرگترين تشکيلات تشکل دانشجويي کشور – به دادگاه احضار شدند.
روز گذشته در حالي که انجمن اسلامي هاي 36 دانشگاه عضو دفتر تحکيم وحدت در بيانيه اي مشترک نسبت به بازداشت فعالان دانشجويي دانشگاه مازندران اعتراض کردند، «محمد هاشمي» دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت از سوي دادگاهي در شهرستان سبزوار احضاريه دريافت که پيش از اين «علي نيکونسبتي» ديگر عضو شوراي مرکزي را نيز فراخوانده بود. در همين حال «بهاره هدايت» عضو جديد شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت که به تازگي به عنوان مسئول واحد حقوق بشر شوراي مرکزي تحکيم معرفي شده است نيز از سوي شعبه ششم دادسراي انقلاب تهران احضار شد.
محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت که عصر روز گذشته اين احضاريه دادگاه سبزوار را دريافت کرده است در گفتگو با «روز» علت اين احضار را "مشي انتقادي مجموعه تحکيم و ايستادگي جنبش دانشجويي در برابر فشارهاي حاکميت طي يک سال" مي داند.
دبير تشکيلات دفتر تحکيم در پاسخ به اين سوال که چگونه دادگاهي از سبزواراقدام به احضار دو تن از اعضاي شوراي مرکزي تحکيم کرده است مي گويد: "شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در دوره گذشته مهمترين وظيفه خود را دفاع و حمايت از انجمن هاي عضو اتحاديه تعريف کرده بود، و بارزترين نمونه اين حمايت هم دفاع از دانشجويان و اعضاي انجمن دانشگاه سبزوار در جريان قتل يک دانشجوي دانشگاه سبزوار بود و احضار دو عضو شوراي مرکزي به دادگاهي در شهرستان سبزوار از نظر من پاسخي به دفاع آن روز ما از حيثيت و حريم دانشگاه و اعتراض به تعرض به قداست اين نهاد است".
دانشجوي دانشگاه سبزوار پاييز سال گذشته در جريان تعرض يک دانشجوي بسيجي به وي در مقابل دانشگاه کشته شد، و انجمن اسلامي هاي سراسر کشور نيز اعتراض هاي گسترده اي را به اين واقعه تدارک ديدند. در همان روزها بود که دفتر تحکيم وحدت بيانيه اي را منتشر کرد که با اين جمله آغاز مي شد "عاقبت دشنه فرود آمد".
محمد هاشمي همچنين در ارتباط با احضار بهاره هدايت ديگر عضو شوراي مرکزي نيز گفت: "خانم هدايت از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به دليل شرکت در تجمع 22 خرداد سال گذشته احضار شده است، خانم هدايت از چهره هاي شاخص دفتر تحکيم وحدت است که در عين حضور در جنبش دانشجويي ارتباط موثري نيز با جنبش زنان دارد، و برخورد با ايشان با توجه به همزمان شدن با احضار گسترده فعالان جنبش زنان و اظهارات اخير وزير اطلاعات، نگران کننده به نظر مي رسد".
دبير تشکيلات دفتر تحکيم در مورد هدف از اين گونه اقدامات مي گويد: "برخورد با فعالان دانشجويي در ايران سابقه اي به قدمت دانشگاه دارد، و همين سابقه تاريخي نشان داده است که اقداماتي از اين دست نه تنها تاثيري در روند حرکت آزادي خواهانه اين جنبش ندارد، بلکه باعث جدي و عميقتر شدن مطالبات و مصمم تر شدن فعالان دانشجويي مي شود."
وي مي افزايد: "تهديد جنبش دانشجويي گرچه سابقه طولاني دارد اما اقدامات سرکوبگرايانه اخير نتيجه نگاه امنيتي دولت نهم به دانشگاه است که اصولا اين نهاد را نه منتقد قدرت که عامل فتنه مي داند."
هاشمي که به تازگي براي دومين دوره به سمت دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت انتخاب شده است در مورد همزماني اين احضارها با آغاز به کار شوراي مرکزي جديد دفتر تحکيم وحدت نيز مي گويد: "با وجود اجراي پروژه هاي امنيتي در دانشگاه و موج عظيم احضار به کميته هاي انضباطي، مراجع قضايي و حکم هاي سنگين و همچنين محروميت از تحصيل فعالان دانشجويي طي سال گذشته کمتر کسي توان ادامه فعاليت مجموعه تحکيم را پيش بيني مي کرد، اما برگزاري انتخابات در فضاي سنگين حاکم بر ما نشان از عزم جدي ما بر حضوري فعال و منتقدانه در دانشگاه داشت، که اکنون خشم نهادهاي سناريونويس امنيتي را برانگيخته است."
با جدي شدن و گسترش فشارها بر فعالان دانشجويي و احضار سه عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در کمتر از يک هفته، بسياري از دانشجويان سياسي خاطره تلخ دستگيري دسته جمعي سران جنبش دانشجويي اندکي پس از اعتراضات گسترده دانشگاه هاي کشور در خرداد 82 رابه ياد آورده و نگران تکرار چنين برخوردهاي شديدي در سطح دانشگاه از سوي برخي دستگاه ها هستند. فرايندي که با توجه به شرايط حساس جامعه نمي توان سرانجام آن را پيش بيني کرد.
بيانيه 36 تشکل دانشجويي کشور
ديروز، احضار اعضاي شوراي مرکزي تحکيم در شرايطي صورت گرفت که فعالان دانشجويي در 36 دانشگاه کشور با انتشار بيانيه اي مشترک به هجوم هجوم نيروهاي لباس شخصي به دانشگاه مازندران و دستگيري 15 دانشجوي اين دانشگاه اعتراض کردند. متن کامل اين بيانيه به اين شرح است:
"نظر به شکست برخوردهاي گسترده سال گذشته ــ احضار به کميته هاي انضباطي ستاره دار شدن فعالين دانشجويي انحلال و تعليق انجمن هاي اسلامي و شوراهاي صنفي و کانون هاي فرهنگي توقيف نشريات دانشجويي ــ اينبار در سال ۸۶ دامنه ي برخوردها در دانشگاه ها گسترش يافته و با همکاري نهادهاي امنيتي شدت بيشتري پيدا کرده است.
در ادامه ي برخوردهاي غير اصولي و اقتدارگرايانه با جنبش هاي دانشجويي، فرهنگيان، زنان و کارگران در ماههاي اخير، ناباورانه از بازداشت غيرقانوني 15 تن از دانشجويان در دانشگاه مازندران مطلع شديم. اخبار حاکي از تعرض، هتک حرمت و ورود غير قانوني خودروها و نيروهاي انتظامي و امنيتي به دانشگاه و ورود غيرقانوني به منازل دانشجويان و همچنين حمله ي عده اي از اعضاي يک نهاد شبه نظامي به دفاتر انجمن اسلامي دانشکده هاي دانشگاه مازندران است. انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي صادر کننده بيانيه حاضر اين اعمال را در راستاي تهديدات اخير مقامات ارشد امنيتي بر عليه جنبش زنان و دانشجويان ارزيابي کرده و ضمن اعلام همبستگي و پشتيباني با دوستان دربند اين اقدام را به شدت محکوم مي نمايند. همچنين از کليه ي نهادهاي مدني، سازمان ها و احزاب سياسي و حقوقي، عموم دانشجويان و ملت آزاده مي خواهيم واکنشي مناسب به اين اقدام شنيع از خود نشان دهند. بديهي است سکوت جامعه ي دانشگاهي و ملت آزاده در مقابل چنين اعمالي، حاصلي جز تنگ تر شدن طناب قدرت بر گردن جامعه ي فکري و فرهنگي ندارد.
و نيز به برخي نهادهاي اقتدارگراي حاکميت هشدار مي دهيم که اصرار بر ادامه ي اين برخوردهاي گسترده و غيرانساني که در جهت تهديد و تحديد فضاي دانشگاه ها و جامعه مي باشد، نه تنها منجر به اتحاد و انسجام ملي نخواهد شد بلکه با توجه به شرايط خطير فعلي کشور منجر به دوري بيش از پيش جامعه و حاکميت خواهد گرديد. در پايان ما نمايندگان دانشجويان دانشگاه هاي ذيل خواهان موارد ذيل مي باشند: 1- مشخص شدن وضعيت دانشجويان ربوده شده 2- آزادي فوري و بدون قيد و شرط 15 فعال دانشگاه مازندران 3- شناسايي و دستگيري و محاکمه آمران و عاملان اين واقعه بي شرمانه4- تعهد رئيس دولت مبني بر حفظ امنيت و صيانت از حريم مقدس دانشگاه"
در زير بيانيه فوق، امضاي دانشگاه هاي زير به چشم مي خورد: "آب و برق شهيد عباسپور، امور اقتصاد و دارايي، زاهدان، ايلام، اروميه، شهيد باهنر کرمان، بيرجند، تربيت معلم تهران، شيراز و علوم پزشکي، سيستان، صنعتي شاهرود، شهرکرد، علوم پزشکي شهرکرد، زنجان، لرستان، شهيد رجايي، علامه طباطبايي، تربيت معلم سبزوار، فردوسي علوم پزشکي مشهد، صنعتي اميرکبير، صنعتي شريف، کردستان، مازندران، همدان، خواجه نصير، ساري، محقق اردبيلي، سهندتبريز، علوم پزشکي ايران، علوم پزشکي کرمانشاه، صنعتي اصفهان، گرگان، سمنان، الزهرا، کاشان"
بيانيه هاي جداگانه انجمنهاي اسلامي دانشجويان
ديروز، همچنين دانشگاه هاي شريف، اميرکبير، زنجان، شيراز، علامه طباطبايي نيز با صدور بيانيه هاي جداگانه اي حوادث دانشگاه مازندران را عزم حاکميت براي برخورد با دانشجويان دانسته و خواستار آزادي سريع اين دانشجويان شدند.
در بخشي از بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه شيراز و علوم پزشكي آمده است: "متاسفانه بار ديگر نيروهاي لباس شخصي با تجاوز به حريم مقدس علم و انديشه و يورش به جمع دانشجوياني كه در اعتراض به ربودن يكي از دانشجويان در محيط دانشگاه تجمع كرده بودند، 15 تن از ديگر ياران دبستاني مان را نيز به اسارت گرفتند و به مكان نامعلومي بردند."
دانشجويان انجمني در دانشگاه زنجان نيز در بيانيه خود آورده اند: "در شرايطي که شعارهاي مهرورزانه ي دولت حاکم گوش جهانيان را کر کرده است و دولت کريمه 15 ملوان متجاوز انگليسي را با سلام و صلوات و يک بغل سوغات روانه ي کشور – به قول خودشان – استبداد پير، مي کند، تعدادي از دانشجويان همين مرز و بوم چند روزي است که در شرايط نامعلوم نگه داري مي شوند. آقاي رييس جمهور ! ما خواستار اين نيستيم که شما با اين 15 دانشجو مانند همان 15 ملوان متجاوز عکس يادگاري بگيريد، آنها از شما چلوکباب نمي خواهند، آنها نمي خواهند با کت و شلوار در شو هاي تلويزيوني شما شرکت کنند. حق حرف زدن، حق آزادي بيان، حق داشتن حداقل هاي زندگي، اين تمام آن چيزي است که به طور مسالمت آميز از شما طلب شده است. مادران آنها چشم به راه سوغاتي هاي شما نيستند، آنها حتي ديگر ادبيات مهرورزانه ي شما را باور ندارند ، آنها فقط مي خواهند بدانند فرزندانشان به چه جرمي و در کجا نگه داري مي شوند؟

احضار زنان ابعاد وسيع تري مي يابد


فعالان جنيش زنان از خوددفاع مي کنند: - چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18
وحيد ثابتيان
با احضارمداوم فعالان حوزه زنان به دادگاه ودادسرا، فشاردستگاه هاي امنيتي وقضايي برروي جنبش زنان همچنان ادامه دارد. در آخرين موج احضار مجدد به شعبه امنيت دادسراي انقلاب، شش تن از کساني که اسفند ماه گذشته درجلوي دادگاه انقلاب دستگير شدند، بايد به اتهامات مطرح شده پاسخگو باشند. بدين وسيله از زمان پايان تعطيلات نوروزي تا کنون، فعالان جنبش زنان همچنان روزهاي خود ميان دفاترکارودادگاه ودادسرا سپري مي کنند
نسرين ستوده، وکيل مدافع زندانيان سياسي وبرخي اززنان فعالان حقوق زنان گفته است پروين اردلان، نوشين احمدي، مريم ميرزا، الناز انصاري، نسرين افضلي و زارا امجديان كه پيش از اين در تجمع فعالان زن مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند، بايد راهي شعبه امنيت دادسراي انقلاب شوند و درخصوص اتهاماتي که عليه آنها اقامه شده پاسخگو باشند. بهاره هدايت، يکي ازحاضران درتجمع 22 خرداد سال گذشته نيز به شعبه ششم دادگاه انقلاب احضار شده است
افراد ياد شده به وسيله احضاريه نسبت به لزوم حضور خود دردادسراويا دادگاه خبردار شده اند. طي ماه هاي گذشته، بسياري ازاحضارها به صورت تماس تلفني انجام شده که پس ازامتناع بسياري از احضارشدگان براي حضور به وسيله تلفن، ماموران قضايي ازاحضاريه هاي کتبي استفاده مي کنند
علاوه برافراد ياد شده، شهلا انتصاري، فريده انتصاري و ناهيد انتصاري به شعبه‌ي ويژه امنيت دادسراي انقلاب و مرضيه مرتاضي لنگرودي نيزبه دادسراي انقلاب احضارشد. شهلا انتصاري ازجمله دستگير شدگان اسفند ماه گذشته است که دراعتراض به وضعيت خود در زندان دست به اعتصاب غذا زده بود
روزدوشنبه همچنين سوسن طهماسبي، نوشين احمدي خراساني، ژيلا بني يعقوب، جلوه جواهري و سارا لقماني در دادگاه انقلاب شعبه امنيت حاضر و بازپرسي شدند ودفاع آخر خود را درخصوص اتهاماتي که به آنها وارد شده است، انجام دادند. به نوشته سايت "زنستان" ازجمله اتهاماتي که به اين افراد وارد شده "اقدام عليه امنيت ملي، تمرد از دستور پليس و برهم زدن نظم عمومي از اتهامات وارد شده بر آنها بوده است. اتهام سارا لقماني تنها تمرد از دستور پليس شناخته شد
ازسوي ديگر کانون مدافعان حقوق بشر با انتشار گزارش زمستان خود، موضوع نقض حقوق زنان را مورد توجه قرار داده و دستگيري تعدادي از زنان فعال در زمينه حقوق بشر و حقوق زنان که در يک تجمع اعتراض‌‏آميز و مسالمت‌‏جويانه مقابل دادگاه انقلاب اسلامي تهران گردهم آمده بودند، احضار ۲۱ نفر از دختران دانشجوي دانشگاه تهران به کميته انضباطي و محروم کردن موقت تعدادي از آنان از تحصيل و تهيه طرح سهميه‌‏بندي جنسيتي در پذيرش دانشجويان توسط عده‌‏اي از نمايندگان را که مي‌‏تواند مانع حضور زنان در برخي از رشته‌‏ها شود، از اين جمله موارد نقض حقوق ذکر کرده است
مقامات امنيتي طي ماه هاي گذشته حساسيت ويژه اي را نسبت به کمپين هاي اجتماعي حوزه زنان ازجمله کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان وکمپين مبارزه با قانون سنگسار به عمل آورده اند. ازجمله آخرين واکنش ها نسبت به فعاليت هاي زنان اظهارات غلامحسين محسني اژه اي بود که درسخناني که طي روزهاي گذشته درروزنامه اعتماد منتشر شد، جنبش زنان ودانشجويان را توطئه جديد دشمن و"برنامه ريزي براي براندازي نرم" ناميد که از خارج هدايت مي شوند

Tuesday, April 17, 2007

بیانیه دانشجویان پلی تکنیک تهران در محکومیت حوادث دانشگاه مازندران

در روزهای اخیر فضای دانشگاه ها باز دستخوش ماجراجویی های حاکمیت گردید . در شرایطی که دانشجویی به دلیل دفاع از بدیهی ترین حق خود که همانا حضور در دانشگاه است محکوم به لمس میله های سرد زندان می گردد و دانشجویان دیگر که به این عمل مذبوحانه اعتراض می کنند در یورش شبانه ی مشتی کوته فکر به حریم دانشگاه ربوده می شوند. وقتی دانشجویان دیگر هم شماره پلاک خودرو ربایندگان را برای شکایت به مراجع قضایی می برند آنها هم بازداشت می شوند !تا این سوال مهم پیش بیاید که به چه کسی می بایست داد برد و چه کسی می خواهد داد دانشجو را بستاند؟
و این چنین عطوفت اسلامی و رافت مسلمانی را نشان می دهند و اتحاد ملی و انسجام اسلامی این گونه تعبیر می گردد که حق نداری سخنی بر خلاف خواست آنان که مدعیند از تو برترند بگویی
15 دانشجوی دانشگاه مازندران در روزهای اخیر ربوده و بازداشت شده اند. و البته مانند همیشه بدون هیچ دلیل موجهی. این برخورد ها و بازداشت های عیر قانونی را می توان پیامد سخنان چندی پیش محسنی اژه ای دانست. سخنانی که جنبش دانشجویی را براندازی نرم نظام خوانده بود. البته این سخن نیز با کمترین مستند لازم و در حقیقت تکرار اتهامات اثبات نشده گذشته به شکلی جدید و تازه بود
دولت در شرایطی که اولتیماتوم 48 ساعته از سوی انگلیس ها به ایران داده شده بود، به یاد رافت اسلامی و رحمت اسلامی افتاد و 15 ملوان و تفنگدار انگلیسی را آزاد نمود.این عطوفت اسلامی در حالی بود که معلمان هنوز در بازداشت بودند، در حالیکه چندی پیش تر با اعتراضات کارکنان شرکت اتوبوسرانی شدیدترین برخوردها و بازداشت ها صورت گرفت. در حالیکه هنوز دانشجویان زندانی به دانشگاه ها بازنگشته اند، احمدی نژاد به یاد رافت اسلامی می افتد و ملوانان انگلیسی را بدرقه می کند. آن 15 ملوان بیگانه متجاوز به حریم کشورمان چه برتری نسبت به آن 15 دانشجوی بازداشت شده دارند که آنها را بدرقه گرم می کنند و اینها را در سلول سرد زندان، زندانی می کنند؟ معلم های بازداشتی برتر بودند و یا آن متجاوزین ؟ کارگران زحمتکشی که تنها حقوق از دست رفته خود را می خواستند چه تفاوتی با آن بیگانگان داشتند؟ ...
احمدی نژاد در تعریف مهرورزی گفته بود : مهرورزی یعنی اینکه احمدی نژاد همه دانشجویان را از ته دل دوست دارد! اگر این علاقه و مهرورزی اینگونه است آن را نمی خواهیم، لطف کنید و این قدر به دانشجویان مهرورزی نکنید. نوازش های شما بر پیکر دانشجویان جز زخم و درد چیز دیگری باقی نمی گذارد
مهرورزی که فقط برای ما اخراج، تعلیق، ممنوع الورود، زندان و ستاره دارد را نمی خواهیم . وه که حکومت مدعی اسلام چقدر در عمل به آیه ” محمد رسول ا... والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم ” کوشا می باشد
این گونه که روند برخورد با دانشجویان پیش می رود باید چشم انتظار یک کوی دانشگاه دیگر باشیم. وقتی نظامیان با یورش شبانه به دانشگاه مازندران دانشجویان را به ناکجاآباد های حکومت می برند-که کم هم نیستند- باید کم کم منتظر آن باشیم که نیروهای انصار حزب الله را بار دیگر بر ترک موتور نشسته روبروی دانشگاه ببینیم. سیه فکرانی که تا دیروز مجبور بودند پشت هزار نقاب چهره کریه خود را پنهان کنند امروز با حمایت های دولت مهرورز توهم جان گرفتن دوباره دارند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران)

اعتصاب موفق آموزگاران

منصور امان
با پیوستن شُمار بیشتری از آموزگاران در نُقاط گوناگون کشور، اعتصاب سراسری زحمتکشان فرهنگی در دومین روز خود ابعاد گُسترده تری یافت. در همان حال که رسانه های حکومتی با بایکوت خبری این اعتصاب دست در دست اُرگانهای امنیتی به رویارویی با آن رفته اند، گُزارشهای مُنتشر شُده توسط منابع مُستقل خبری، بیانگر موفقیت کامل مُعلمان در این صحنه از جدال برای صراحت بخشیدن به خواسته های خود می باشد
اعتصاب کُنندگان، در بُزُرگتری اُستانهای کشور مانند تهران، مرکزی، آذربایجان، کُردستان، خُراسان، کرمان، همدان، اصفهان، زنجان و قزوین مدارس را به حالت تعطیل درآوردند تا بدین گونه بُزُرگترین حرکت اعتراضی صنفی طی دو دهه گُذشته را سازمان داده باشند
برای دریافت ابعاد گُسترده این اعتصاب تنها نگاهی به دامنه ی شرکت در آن در شهر 12 میلیونی تهران کافی به نظر می رسد. بیش از 90 درصد آموزگاران دبیرستانها و فراتر از 70 درصد مُعلمان مدارس راهنمایی و ابتدایی، با وجود تهدیدهای مسوولان امنیتی و وحشت پراکنی عوامل آنها از طریق دستگیریهای شبانه و یورش به خانه کوشندگان این قشر، به طور مُتحد کلاسهای درس را خالی گُذاشتند
با آن که نشانه های مُعینی از عقب نشینی ظاهری حکومت در برابر خواسته های آموزگاران به چشم می خورد اما بی گُمان آثار این اعتصاب تنها با چگونگی بیلان آن در دستیابی به مُطالبات مُشخص خود، مُتمایز نمی شود. اعتصاب هماهنگ و سراسری روزهای یکشنبه و دوشنبه، تقویت پروسه سازمانیابی آموزگاران، اثبات ضرورت آن و نزدیکی بیشتر تشکُلهای موجود یا آن دسته که شکل خواهد گرفت را با خود به همراه آورده است
در مرتبه بعد، تجربه به مادیت گراییدن اعتصاب مُعلمان در سراسر کشور، دیگر کارورزان چه در بخش خصوصی و چه دولتی را نیز به سوی اشکال مُشابه تشکُل یابی و سازماندهی اعتراضات و خواسته های خود در ابعاد وسیع تر، هدایت خواهد کرد؛ همانگونه که اعتصاب کارگران شرکت واحد، زمینه مادی و روانی مُبارزه جویی جامعه ی کارورزان را فراهم آورد

انتقاد گزارشگران بدون مرز از موج سرکوب مطبوعات و خبرنگاران در ايران

7 آوریل 2007
سازمان گزارشگران بدون مرز، با انتقاد از تشديد موج سرکوب مطبوعات توسط دولت جمهوری اسلامی، خواستار پايان دادن مقام های مسئول ايرانی به آزار و اذيت امنيتی – قضايی عليه روزنامه نگاران شد.اين سازمان با محکوم کردن بازداشت دو هفته ای محبوبه حسين زاده و ناهيد کشاورز، دو روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، احضار پنج زن روزنامه نگار به دادگاه انقلاب را مورد انتقاد قرار داد.گزارشگران بدون مرز، همچنين با اشاره به ممانعت جمهوری اسلامی از خروج نازی عظيما، خبرنگار راديو فردا، از ايران گفت: اين خبرنگار ،که دارای تابعيت دوگانه ايرانی و امريکايی است، در بدو ورود، گذرنامه اش توسط مسئولان امنيتی، ضبط و تا امروز، موفق به بازپس گرفتن آن نشده است

کانون مدافعان حقوق بشر ازوضعيت ايران انتقاد کرد

17 آوریل 2007
کانون مدافعان حقوق بشر، با انتشار گزارشی، از وضعيت حقوق بشر در ايران انتقاد کرد.به گزارش خبرگزاری کار(ايلنا)، در اين گزارش، پيگرد فعالان سياسی، معلمان، دانشجويی، زنان، کارگری و حقوق بشر، تشکيل دادگاه‏ها و محاکمه منتقدين و فعالان سياسی پشت درهای بسته و بدون رعايت ضوابط دادرسی منصفانه و عادلانه و تشديد سانسور از موارد نقض حقوق بشر در ايران دانسته شده است.کانون مدافعان حقوق بشر همچنين با اشاره به فوت ولی‏الله فيض مهدوی، و اکبر محمدی در زندان، از عدم تحقيق و تفحص جدی در مورد فوت اين دو زندانی انتقاد کرد.کانون مدافعان حقوق بشر همچنين با اشاره به وضعيت رفاهی مردم نوشته است: علی‏رغم افزايش قابل توجه درآمدهای نفتی، نه تنها، اقدام قابل توجهی به منظور کاهش فقر و نابرابری و بهبود رفاه اجتماعی مردم ايران نشد، بلکه سياست‏های اقتصادی غير کارشناسانه دولت، وضعيت معشيتی مردم را در شرايط دشوارتری قرار داد

Monday, April 16, 2007

جنبش هاي زنان و دانشجويان، عاملان "براندازي نرم"

با متهم کردن جنبش زنان ودانشجويي به "براندازي نرم" توسط وزيراطلاعات، برخورد با فعلان حوزه زنان و دانشجويي وارد مرحله تازه اي شد. محسني اژه اي گفته است که توطئه جديد دشمن برنامه ريزي براي براندازي نرم توسط جنبش هاي گوناگون تحت عنوان "جنبش زنان" و "جنبش دانشجويان" است. او همچنين از "آموزش رسمي" چند گروه در اين زمينه سخن گفت: "چند گروه را رسماً براي آموزش هاي براندازي نرم به کشورهاي ديگر بردند و با پشتيباني مالي و برنامه تبليغاتي سنگين و فشارهاي اقتصادي خواستند توده مردم را از دولت جدا کنند، دولت را ناکارآمد جلوه دهند و توده مردم را نااميد کنند

نمي توانم 5 سال زير تيغ زندگي کنم

دانا شهسواري dana.shahsavari@gmail.com آزاده فرقاني، دانشجوي دانشگاه تهران و از جمله فعالان حقوق زن و عضو كمپين يك ميليون امضاء، پس از محکوميت به دو سال حبس تعليقي از سوي دادگاه انقلاب، با پرونده جديدي مواجه شده است. او در گفت و گو با "روز" در خصوص اين پرونده جديد گفت: "در حاليكه همواره اعلام مي شود پرونده زنان و حركت هاي آنان بسيار امنيتي و سري است اما هفته گذشته احضاريه اي را به تاريخ 20 فروردين در صندوق پستي خانه مان انداختند که من پس از چند روز از وجود آن با خبر شدم با اين حال طبق احضاريهريال به دادياري ويژه امنيت دادگاه انقلاب تهران مراجعه كردم". دانا شهسواري dana.shahsavari@gmail.com آزاده فرقاني، دانشجوي دانشگاه تهران و از جمله فعالان حقوق زن و عضو كمپين يك ميليون امضاء، پس از محکوميت به دو سال حبس تعليقي از سوي دادگاه انقلاب، با پرونده جديدي مواجه شده است. او در گفت و گو با "روز" در خصوص اين پرونده جديد گفت: "در حاليكه همواره اعلام مي شود پرونده زنان و حركت هاي آنان بسيار امنيتي و سري است اما هفته گذشته احضاريه اي را به تاريخ 20 فروردين در صندوق پستي خانه مان انداختند که من پس از چند روز از وجود آن با خبر شدم با اين حال طبق احضاريهريال به دادياري ويژه امنيت دادگاه انقلاب تهران مراجعه كردم". وي افزود: "در اين شعبه از من بازجويي شد. تمام سئوال ها به شدت توهين آميز بود و به نظر من هيچ تفاوتي با نوع بازجويي هاي ماموران امنيتي در مدتي كه در اوين بوديم نداشت". اين دانشجوي دانشگاه تهران افزود: "در خلال اين بازجويي ها به من گفتند اتهام جديد من اقدام عليه امنيت ملي با شركت در تجمع غير قانوني با اعلام قبلي است كه منظور آنها تجمع 13 اسفند بود". وي در ادامه گفت: "همچنين يكشنبه گذشته نيز در تماسي تلفني از من خواستند به دادگاه انقلاب بروم كه وكيلم اين كار را انجام داد و حكم دو سال حبس من بطور شفاهي به ايشان ابلاغ شد اما هنوز هيچ حكم رسمي و كتبي نه به من و نه به وكيل من ابلاغ نشده است". آزاده فرقاني در ادامه با انتقاد از برخود با اين پرونده ها گفت: "آنها هميشه مي گويند بحث امنيتي است. پرونده فعالان حقوق زن را امنيتي ارزيابي مي كنند و حتي عدم ابلاغ حكم كتبي را هم در همين راستاي امنيتي بودن توجيه مي كنند". وي در ادامه در ارزيابي خود براي احضار مجدد به دادگاه گفت: "دو سال حكم زندان من تعليقي است و شايد هدف آنها از تشكيل پرونده ديگر در اين راستا باشد كه بخواهند به هر صورت آزاد نباشم.از سوي ديگر به گمان من آنها خواستند با تهديد و ارعاب به خيال خودشان كاري كنند كه در كارهايمان تجديد نظر كرده و دختر خوبي شويم". اين فعال حقوق زنان در ادامه گفت: "نمي توان آرام و ساكت نشست.من مواضع ام را قبلا مشخص كرده ام و عدول از آنها برايم مقدور نيست.مشخص است كه من نمي توانم براي 5 سال زير تيغ زندگي كنم.دو سال زندان هم چيزي نيست كه من به خاطر آن تواب شوم.نمي توان بي حركت ماند اما آنها مي خواهند مانع ادامه حركت ها شوند". آزاده فرقاني در خصوص اين اتهام كه جنبش زنان به دنبال براندازي نرم است، گفت: "اين اتهام بسيار خنده داري است كه آقايان اخيرا مطرح كرده اند.من در بازجويي هاي خود نيز گفته ام كه حتي اقدام عليه امنيت ملي توهين به زنان و نيز به جنبش زنان است.ما همه ايراني هستيم. زنان كاري به امنيت ملي ندارند.جنبش زنان حتي خود را از هر نوع بحث اجتماعي عميق دور نگاه مي دارد تا به بحث سياسي برنخورد".

زنان آزاد شدند، معلمان و کارگران دستگير

ناناز اويسي ناهيد کشاورز و محبوبه حسين‌زاده دو تن از کوشندگان حقوق زنان، ساعت پنج بعد از ظهر روز گذشته با قرار کفالت آزاد شدند. همزمان 4 معلم به نام هاي مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري در شاهين شهردستگير شدند. ناهيد کشاورز و محبوبه حسين‌زاده روز سيزدهم فروردين امسال در حالي که به همراه دو فعال ديگر حقوق زنان، سارا ايمانيان و همسرش، و سعيده امين مشغول جمع آوري امضا براي کمپين يک ميليون امضا در پارک لاله تهران بودند، دستگير شدند.

Saturday, April 14, 2007

تداوم احضار غير قانونی فعالان جنبش زنان به دادگاه

کانون زنان ایرانی:"تعدادی از فعالان جنبش زنان که در چند روز گذشته به صورت تلفنی به دادگاه انقلاب احضار شدند اعلام می کنند که این شیوه غیر قانونی است و آنها د ر دادگاه حاضر نمی شوند." زینب پیغمبرزاده یکی از دستگیر شدگان 13 اسفندماه مقابل دادگاه انقلاب که چهار شنبه گذشته به صورت تلفنی احضار شده بود؛می گوید:"احضار تلفنی غیر قانونی است و نباید به این رویه احضار تن دهیم." اودرباره شیوه احضارش می گوید:"با تلفن همراهم تماس گرفتند و گفتند از دایره ویژه امنیت زنگ می زنند؛و من باید صبح یکشنبه به دادگاه بروم." او از رفتن به دادگاه خودداری کرد اما پس از چند روز دوباره با پدر او تماس گرفتند و نماینده دادگاه انقلاب اعلام کرد که اگر صبح دوشنبه او در دادگاه حاضر نشود بازداشت خواهد شد. ناهید جعفری یکی دیگر از فعالان امور زنان با زینب پیغمبر زاده هم عقیده است:"تاز مان دریافت احضاریه کتبی به دادگاه مراجعه نخواهم کرد." به گفته او نماینده دادگاه انقلاب در پاسخ به این اظهار نظر گفته است که درصورت عدم حضور جلب خواهد شد و از احضاریه کتبی هم خبری نیست." فرناز سیفی دیگر فعال جنبش زنان نیز که سخنان مشابهی از نمایندگان دادگاه انقلاب شنیده است می گوید:"به من هم گفتند اگر نیایید با حکم جلب به سراغت خواهیم آمد." سارا لقمانی ،جلوه جواهری و ژیلا بنی یعقوب نیز به همین شیوه به دادگاه احضار شده اند.که هیچیک به دادگاه مراجعه نکرده و تا دریافت احضاریه کتبی نیز از حاضر شدن در دادگاه خودداری خواهند كرد. وکلاي مدافع تاکید می کنند:احضار تلفنی غیر قانونی است فریده غیرت ،وکیل دادگستری می‌گوید:"احضار تلفنی اشخاص به دادگاه غیر قانونی است اما چون در این مرحله دادگاه انقلاب روشی را پیش گرفته که استدلال ما را نمی پذیرد،شايد بد نباشد كه احضار شدگان به دادگاه مراجعه کنند.اما آنجا اعلام کنند که ما برای اثبات حسن نیت خود و تعیین تکلیف پرونده امان به دادگاه آمده ایم.اما می دانیم این شیوه احضارمان غیر قانونی است." او در پاسخ به این سوال که در صورت خودداري احضارشدگان از حضور دردادگاه ،آياامکان جلب و زنداني كردنشان وجود دارد،می گوید:" بله می توانند .وقتی دو نفر را در سیزده بدر به خاطر جمع آوری امضا جلب می کنند ؛این کار ارا نیز لابد قادرند انجام دهند."اما او بارها در صحبت هایش از این شیوه احضار انتقاد كرد. نسرین ستوده ،وكيل نیز معتقد است:"احضار هر فرد به عنوان متهم فقط با ابلاغ کتبی به عمل می آید.بنابر این احضار افراد به صورت تلفنی یا شفاهی غیر قانونی است." او همچنین درباره تهدید تلفنی احضار شدگان توسط نمایندگان دادگاه انقلاب توضیح می دهد:" بدیهی است که تهدید افراد بر مبنای تماس تلفنی نیز توحیه قانونی ندارد و نمی توان هیچ کس را در چنین شرایطی به دلیل عدم حضور در دادگاه بازداشت کرد.زیرا جلب افراد نیز طبق اصل 32 اساسی تنها به حکم و ترتیبی است که قانون معین می کند." او در پاسخ به این سوال که شنيده شده که قانوني در حال تصويب است كه به موجب آن دادگاه انقلاب قادر است افراد را تلفنی و یا از طریق ایمیل به دادگاه احضار کند، یاد آور می شود:"دراین طرح احضار از طریق پست الکترونیکی مطرح شده اما هنوز به تصویب نرسیده است بدیهی است که اگر این قانون تصویب شود افراد ملزم هستند که در صورت احضار به دادگاه مراجعه کنند." زهره ارزنی هم فصل چهارم قانون آیین دادرسی را شاهد می آورد :"طبق آیین دادرسی کیفری ماده 112،احضار متهم به وسیله احضارنامه به عمل می آید؛که در این حال احضاريه در دو نسخه فرستاده می شود یک نسخه در دست متهم باقي مي ماند و نسخه دیگر توسط متهم امضاء و به مامور احضار تحویل داده می شود."

فرياد زنان در ايران و سکوت زنان در خارج از کشور

شهرزاد نيوز: زمانی، خارج از کشور مرکز فعالیت‌های عملی و نظری در حیطه مسائل زنان و مبارزات آنهابود.جدل‌ها و دیالوگ‌ها از یک سو و نمایش‌های خیابانی در میادین شهرهای اروپائی از سوی دیگر ، وضعیت زنان در ایران را به افکار عمومی جهان معرفی می‌کرد. این در حالی بود که مبارزه زنان در ایران بی سر و صدا و "زیر پوست شب و شهر " در جریان بود. در ایران، ماه‌هاست فریاد فعالین زن طنین افکن شده است. در مقابل این فریاد، کوکتیل سرکوب، فشار، زندان، ضرب و شتم، خانه گردی و اتهام، تحقیر و توهین به آنان خورانده می‌شود تا بدین وسیله دایره تاثیرگذاری‌شان را محدود کنند و قدرت مانورشان را کاهش دهند. در خارج از ایران، هرساله، خصوصا چند هفته ای قبل از 8 مارس، دهها سازمان و گروه زنان با انتشار اطلاعیه‌های شماره گذاری شده، خبر از برگزاری مراسم و جشن و راه پیمایی های کوتاه و بلند خود می دهند. در ایران، فریاد فعالین زن از خیابان و دانشگاه و بند 209 اوین بلند شده است. اما درخارج از ایران،شاهد سکوت گروه های زنان ایرانی هستیم. می‌توان با اهداف این یا آن سازمان و گروه و کمپین موافق بود یا مخالف. اما بحث بر سر این نیست. بحث بر سر سکوت در مقابل سرکوب است. چرا سکوت؟

شیرکو جهانی از حقوق اجتماعی محروم شد

خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کرستان(HCMMK): یکی از اعضای سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به‌ نام شیرکو جهانی اصل که‌ در اواخر پاییز سال گذشته‌ به‌ اتهاماتی از قبیل "مصاحبه‌ با رسانه‌های خارجی" و " حمایت از سروه‌ کامکار" و دعوت از زنان به تجمع خیابانی، دستگیر و زندانی شده و پس از سه ماه با تامین قرار وثیقه‌ از زندان آزاد شده‌ بود، اکنون بیش از دو ماه است‌ جهت انتخاب یک شغل آزاد اجتماعی مجبور به اخذ مجوز از دادگاه شده است، اما دادگاه انقلاب اسلامی به بهانه داشتن سابقه زندان، با تصدی شغل آزاد نامبرده، مخالفت کرده است. جهانی گفته‌ است که‌ معاون دادستان به‌ نام "شیخ لو" به وی اعلام کرده‌ است؛ به‌ دلیل داشتن سه‌ بار سابقه‌ زندان سیاسی، جهت اشتغال در بازار کار، گواهی عدم سوءپیشینه‌ برای وی صادر نخواهد کرد، این در حالیست که‌ سوابق زندان مربوط به‌ سالهای 1379 و 1382 بوده‌ و شیرکو جهانی طی این سالها بعد از دستگیری، در دادگاه محکوم نگردیده‌ است و در رابطه با داشتن پرونده‌ جدید، هنوز دادگاهی برگزار نشده است، اما دادگاه وی را حتی برای تصدی مشاغل آزاد از حقوق اجتماعی و کار محروم نموده‌ است.

وزارت اطلاعات فشارهای روحی بر زندانيان بند 209 را شديدتر کرده است

فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده زندانیان بند 209 زندان اوین تحت فشارهای طاقت فرسای وزارت اطلاعات دچار بیماری های روحی شده اند.آقایان دکتر کیوان انصاری ، دکتر سعید ماسوری ، کیوان رفیعی ، ابوالفضل جهاندار ، سعید درخشندی ، محمد ابراهیمی که ماه های متمادی در بند 209 زندان اوین و تحت فشار های روز افزون وزارت اطلاعات قرار دارند بارها نسبت به وضعیت خود در شرایط بلاتکلیفی اعتراض کرده اند. اما مسئولین زندان با بی تفاوتی و در برخی موارد با استفاده از داروهای آرام بخش و یا ضرب و شتم زندانی این اعتراضات را فرومی نشانند.حتی در مواردی ، برخی از زندانیان به دلیل فشارهای عصبی با خودزنی و یا فریادهای بلند ، سعی در تخلیه خود بر می آیند. آقای سعید درخشندی در هفته دوم تعطیلات نوروزی که نسبت به نگهداری خود در این بند اعتراض کرده بود با حجوم وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است . وی در اثر ضربات وارده دچار کمر درد شدید و دست چپش بی حس شده است.

يك فعال جنبش زنان تفهيم اتهام و يك بازداشت‌‏شده تجمع هشتم مارس احضار شد

جلسه بازپرسي رسيدگي به پرونده مارال فرخي، از بازداشت‌‏شدگان تجمع هشتم مارس مقابل مجلس شوراي اسلامي در بازپرسي ويژه امنيت دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري كار ايران، "ايلنا"، اين فعال جنبش زنان روز چهارشنبه به همراه وكيل مدافع خود در بازپرسي ويژه امنيت دادگاه انقلاب حاضر و ضمن تفهيم اتهام، به سوالات بازپرس پرونده پاسخ داد. در اين جلسه آخرين دفاع از فرخي اخذ شد و قرار است بازپرس پرونده قرار خود را در خصوص اين پرونده صادر كند. اين فعال جنبش زنان پيش از اين در تجمع هشتم‌‏ مارس سال گذشته بازداشت و با قرار كفالت آزاد شد. بر اساس اين گزارش، رضوان مقدم، از بازداشت‌‏شدگان تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران نيز با دريافت احضاريه، صبح فردا در دادياري ويژه امنيت دادگاه انقلاب حاضر و ضمن تفهيم اتهام، به سوالات بازپرس پرونده پاسخ خواهد داد. اين فعال جنبش زنان نيز پيش از اين در تجمع زنان مقابل دادگاه انقلاب تهران بازداشت و با قرار كفالت آزاد شد.

يكي از زنان بازداشت‌‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب به دادسرا احضار شد

آزاده فرقاني، از زنان بازداشت‌‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران به شعبه 14 بازپرسي دادسراي كاركنان دولت احضار شد. محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع فرقاني در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، علت احضار موكلش را مربوط به تجمع زنان مقابل دادگاه انقلاب تهران عنوان كرد و گفت: بر اساس احضاريه‌‏اي كه براي موكلم ارسال شده است، وي بايد ظرف مهلت قانوني در شعبه بازپرسي حاضر شود. وي افزود: فرقاني با دريافت اين احضاريه، فردا در بازپرسي حاضر و ضمن تفهيم اتهام، به سوالات بازپرس پرونده پاسخ مي‌‏دهد.دادخواه تصريح كرد: موكلم ظرف روزهاي گذشته از سوي دادگاه انقلاب به خاطر شركت در تجمع ميدان هفت‌‏ ‌‏تير تهران و به اتهام اقدام عليه امنيت ملي از طريق شركت در اين تجمع، به تحمل دو سال حبس كه به مدت پنج سال به حالت تعليق در‌‏مي‌‏آيد، محكوم شده بود

Saturday, April 07, 2007

بند یک زندان اوین آخر دنیاست، باور کنید!

مریم حسین خواهاز سایت زنستان
«آنجا آخر دنیا است»، این جمله ناهید کشاورز را به خوبی درک می کنم. از وقتی شنیدم ناهید و محبوبه را به بند 1 (بند تنبیهی) برده اند، مدام آن راهروی تنگ و شلوغ جلوی چشمم مجسم می شود و تصویر زن در مانده ای که تمام دستش پر از زخم تیغ و چاقو بود و وسط راهروی بند فریاد می کشید.
من این بند را دیده ام و برای همین وقتی دیروز این خبر را شنیدم هنوز تمام بدنم می لرزد. زندانی ها به آن «بند قدیم» می گویند و گاه «بند تنبیهی». مسئولان زندان آن را «بند بازسازی نشده» می نامند. معمولا همه بازدیدها از بند 3 که بازسازی شده و مخصوص متهمان مالی است انجام می شود و آنطور
که خود زندانی ها می گفتند کمتر خبرنگار و مسئولی است که بند 1 را دیده باشد.
چند سال پیش وقتی برای تهیه گزارش به اوین رفته بودم تمایل داشتم بند بازسازی نشده را ببنیم، اصرار کردم تا بالاخره اجازه دادند یک نگاه کوتاه به آن بند بیاندازم ، به شرطی که «با هیچ کس صحبت نکنم».
نیازی به شرط و شروط نبود. فضای آنجا آنقدر سنگین بود که چند دقیقه بیشتر دوام نیاوردم. جلوي همان سلول اول بی اختیار ميخكوب شدم، پايم جلو نمي‌رفت، وقتي افسر نگهبان زندان دستم را گرفت و گفت:" بيا برويم، از دود سيگارشان خفه مي شوي. "هيچ نگفتم و ازبند خارج شدم. اعتراف می کنم که ترسیده بودم. نمی دانم از چه اما جرات داخل شدن به بند را نداشتم.
هنوز هم خوب آنجا را به خاطر دارم. یک راهرو تنگ و مخوف، که یک طرفش دیوار بود و طرف دیگر سلول هایی با درهای میله میله آهنی. دود سيگارهمه بند را در مه غليظي فرو برده بود، فضای بند از همه چیز تهی بود، پر از کمبود: کمبود هوا، کمبود تغذیه، کمبود اعتماد، کمبود محبت، کمبود نگاهی آرام، کمبود همه چیز... و راهرو كوچك و سلول‌هايش پر از زناني بود با جرم های: قتل، مواد مخدر و منكرات و....
بندي كه ديوارهايش رنگ نشده بود. شلوغ بود و پر از همهمه‌اي كه ترسناك مي‌نمود. پنجره‌هايش انگار كوچك‌تر بودند، و زندانيانش به آرامي و مطيعي بندهای دیگر نبودند.آن جا شبيه همان زنداني بود كه هميشه وصفش را شنيده بودم.
مهوش شيخ‌الاسلامي، كارگرداني كه در جريان ساخت دو فيلم مربوط به زنان زنداني، رابطه صميمانه‌اي با آنها داشت از قول آنها مي‌گفت:"بندي كه بازديد‌ها معمولا از آنجا صورت می گیرد با بندي كه محكومين به سرقت و قتل و مسائل ناموسي (منظورش بند یک است) در آن زندانی هستند از زمين تا آسمان فرق دارد.بند خلافكاران بسيار شلوغ و كثيف، و زندانيان ياغي براي ساير زنداني‌ها مشكلات زيادي درست مي‌كنند. در آن بند زنداني‌ها داراي مشكلات روحي و رواني وحشتناكي هستند و روزانه چند قرص مصرف مي‌كنند. متاسفانه كودكانشان با آنها در سلول‌ها هستند ومواد مخدر به وفور در بين‌‌شان رد و بدل مي‌شود."
در بخش سانسور شده فيلم"ماده 61" ساخته مهوش شيخ‌الاسلامي نيز زني مي‌گويد: "زن‌هاي درشت هيكل با تيپ‌هاي مردانه در سلول‌ها هستند كه دو يا سه زن دارند. اين زن‌ها با تيغ و چاقو مي‌آيند بالاي سر طعمه‌هايشان و آنها را تهديد به تيغ زدن و حتا مرگ مي‌كنند تا همراهشان بيايند و تن به خواسته‌هاي جنسی شان بدهند."
شاید برای همین ها بود که به شدت ترسیده بودم. برای همین ها و تصویر زنده ای که جلوی چشمانم فریز شده بود و این گفته ها را تایید می کرد.
بعدها همیشه خودم را ملامت می کردم که چرا آن روز ترسیدم و نتوانستم بروم و «زندان واقعی» را ببنیم. بار دومی که به عنوان زندانی (در 13 اسفند 85 از مقابل دادگاه انقلاب به همراه 32 نفر از فعالان جنبش زنان) به بند 209 و پس از اعتصاب غذا به بند عمومی زندان اوین منتقل شدم، وسوسه شدم از زندانبان ها بخواهم سری به بند 1 بزنم. چون این بار نه فقط از آن زن ها نمی ترسیدم بلکه احساسی مشترک یافته بودم، حسی که شاید نتوانم توضیح اش بدهم، درد مشترکی که میان من با آن ها ایجاد شده بود، درد بی پناهی و تک افتادگی در فضای متصلب بی کسی، درد بی حقوقی در فضایی که انگار با همه ی زوایای زندگی خواهرانه مان بیگانه است، درد لمس این همه بی عدالتی و حقارت شاید،...
چند لحظه ای که در بند باز شد و چند زن زندانی بیرون آمدند اما، با دیدن چهره ی بی رنگ و چشمان مضطرب و لبریز از نفرت آنان وسوسه پنهان دیدن آنجا را فراموش کردم. ناهید کشاورز حق دارد که می گوید: «آنجا آخر دنیا است». اشک های محبوبه حسین زاده را خیلی خوب می فهمم. جلوی اتاق رئیس زندان که به اعتراض نشسته بودیم، یکی از داخل همین بند یک تنبیهی ها چنان عربده می کشید که زندانبان ها هم حساب کار دستشان آمده بود.
... جوان بود. سی وچند ساله. دستش پر بود از خالکوبی و آثار خودزنی های متعدد. معتاد بود و مثل مردهایی که بارها کنار خیابان دیده ایم روی زمین چمباتمه زده بود. تسبیحش را دور دست می چرخاند و برای خواسته ای که داشت به اجبار فریاد می زد. فریادی چنان از ته دل که به ضجه می مانست، طوری که هم من و زارا و نسرین سه تایی به هم چسبیده بودیم و هم مسئولان زندان ساکت شده بودند.
آن چند تایی که من جلوی در بند 1 دیدم همه چادرها را به کمر بسته بودند و برای کوچکترین چیزی که بر وفق مرادشان نبود ضجه می زدند. یکی با عربده، سفید آب می خواست که برود حمام. دیگری زار می زد و با صدای بلند گریه می کرد، زن دیگری مچ دزد وسائلش را گرفته بود و می گفت پدرت را درمی آورم. آن یکی خمار خمار بود...تا جایی که من می دانم در بند 1 بیشتر اوقات قفل است و زندانیان آنجا نمی توانند مانند سایر زندانی ها هر وقت که می خواستند به هواخوری بروند یا از کتابخانه و کلاس های فرهنگی استفاده کنند. باز شدن در هم چندان راحت نیست.
در سایر بندها البته اوضاع بهتر است چون امکان ارتباط با زندانبان ها و مسئولان زندان لااقل تا حدودی وجود دارد. بند عمومی مناسبات خودش را دارد و تا کار به جاهای وخیم و خیلی خطرناک نرسد مسئولان زندان در کار زندانی ها دخالت نمی کنند. ماموران پاس شب ها و مسئولان بندها و اتاق ها از خود زندانی ها هستند و برای دیدن زندانبان ها ومسئولان زندان باید از هفت خوان رستم رد شد. شب ها هم که در بند قفل می شود و طبیعتا هیچ کسی پاسخگو نیست.
همه اینها به اضافه بی خبری و بلاتکلیفی، آدم را کلافه و درمانده می کند. اگر هم به هزار زحمت و بدبختی و التماس و با کمک مددکاری زندان یا به خاطر گرفتن قرصهایی که از بند 209 می اید بتوانی با رئیس زندان صحبت کنی و اعتراض خود را نسبت به این وضعیت هولناک به گوشش برسانی، باید تحمل داد و بیداد و توهین های زندانیانی که مسئول بند هستند را نیز داشته باشی. تحملش اما چندان آسان نیست.
ما سه نفر بودیم. در بند 3 (که بهترین بند عمومی اوین است) و بقیه دوستان مان (یعنی 30 نفر دیگر) یا در انفرادی های همان ساختمان بودند یا در بند 209. اما وقتی مسئول بند، به خاطر رفتن به طبقه پایین و تقاضای صحبت با رئیس زندان سرمان فریاد می کشید که :«من قتلی هستم، حواستون را جمع کنید.» گوشه ای کز کرده بودیم کنج سلول و نمی دانستیم باید چه جوابی به زنی که در زندان هیچ چیز برای از دست دادن ندارد بدهیم. (آیا بیرون از زندان چیزی برای از دست دادن داشت؟ آیا مثلا سهمی هر چند کوچک از درآمد عظیم نفت داشت؟ و آیا حتا فردی که به او فکر کند؟) وقتی توهین ها که سه بار دیگر نیز تکرار شد و درماندگی ما که هیچ امکانی برای رساندن صدای اعتراضمان به آن وضعیت نامناسب نداشتیم را به خاطر می آورم، به فکر بی پناهی ناهید و محبوبه می افتم که در این روزها و ساعت ها آن هم در بند یک تنبیهی که آخر دنیاست چقدر تنهایی کشیده اند.
بند عمومی وقتی که تکلیفت مشخص نباشد مثل یک دالان تاریک و بی انتها است. دالانی که نمی دانی آیا می توانی خودت را از آن رها کنی یا نه؟ در آن مغاک هولناک فراوانند زنانی که ماه ها و گاه سال ها است بلاتکلیفند و حتی حکمی هم برایشان صادر نشده و حالا عادت کرده اند به زندگی در حصار دیوارهای بلند زندان. و تو با مشاهده ی این وضعیت دردناک؛ دیگر به فکر خودت و این چند روز بازداشت مسخره نیستی، گرچه حتا اگر برای خودت هم که نگران نباشی و دلت به تلاش دوستانت قرص باشد، وضعیت آنها و تماشای آن دالان تاریک بی انتها تو را منتقلب می کند.
رفتن به بند عمومی با همه سختی هایی که دارد اما انگیزه ای دو چندان ایجاد می کند تا ناامید نشوی، خسته نشوی و تا تغییر این قوانین تبعیض آمیز از پا ننشینی. وضعیت اسف بار و تحقیرآمیز زنان زندانی (همجنسان و هموطن تو) بهترین گواه ات برای ظالمانه بودن این قوانین نابرابر و زن ستیز است.
می دانم که ناهید و محبوبه عزیز ما روزهای سختی را می گذرانند. اما مطمئنم که وقتی آزاد شوند به انگیزه های انسانی شان، تجربه های جدیدشان با زنان در آخر دنیا را نیز خواهند افزود و به این که این دنیای ظالمانه و زن ستیز باید تغییراتی بکند شک نخواهند کرد. آن هم به خاطر خودشان، به خاطر خواهرانشان، و به خاطر زنان زندانی که در رویارویی با این قوانین زن ستیز و ظالمانه، همه زندگی شان را باخته اند و به حقارت افتاده اند.
ناهید کشاورز که آزاد شود حتما یک دنیا مثال زنده و ملموس دارد برای آن نظریه ی همیشگی اش که می گفت:« زنان طبقه فرودست بیشترین قربانیان قوانین تبعیض آمیزند.»

Thursday, April 05, 2007

NO MORE HEJAB IRAN

http://www.dailymotion.com/video/x1mp8p_no-more-hejab-iran

ـ سرود کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز

ای زن تو ای همراهم آزادگی رویایم با تو کنار تو چو دریای خروشانم
رو در کوی و برزن آگاهی پراکن گو از حق انسان ها گو از حق انسان ها
چون مادری پر طاقت با شور و با شهامت پی افکنیم زیباترین دنیای فردا را
رو در کوی و برزن آگاهی پراکن گو از حق انسان ها گو از حق انسان ها
ای زن بپاخیز از نوآزادی آید از تواز همت و همبستگی آید جهانی نو
رو در کوی و برزن آگاهی پراکن گو از حق انسان ها گو از حق انسان ها

Wednesday, April 04, 2007

there is no end to truth

در راستی و درستی پايانی نيست

Truth Lies in the Village

http://www.youtube.com/watch?v=1-KdFMuo3vo

Monday, April 02, 2007

اعتصاب غذای یک زندانی سیاسی

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
هاشم شاهین‌نیا زندانی سیاسی مجاهد، در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم و انتقال غیرموجه خود به بند اشرار( اندرزگاه 7) دست به اعتصاب غذا زده است
به گفته‌ی منابع خبری در زندان اوین، شاهین‌نیا که در جریان اعتراض به عملکرد بهداری زندان اوین به دلیل عدم رسیدگی به شرایط نامناسب احمد باطبی، به همراه 3 تن دیگر از زندانیان از بند 350 به اندرزگاه 7 انتقال یافته بود، پس از رد درخواستهای مکررش جهت بازگشت به بند 350، اعلام اعتصاب غذا نمود
گفتنی است شاهین‌نیا پیش از این در سال 78 به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به 2 سال و نیم زندان محکوم شد که پس از سپری نمودن دوران محکومیتش در سال 81 از زندان آزاد شد. وی سپس درجریان برگزاری تجمع در برابر زندان اوین در سال 84 مجددا بازداشت و به 5 سال حبس در تبعید محکوم شد

چهار تن از فعالان جنبش زنان بازداشت شدند

چهار تن از فعالان جنبش زنان ظهر امروز در پارك لاله تهران بازداشت شدند .
به گزارش ايلنا ، سارا امينيان و همسرش ، ناهيد كشاورز ، محبوبه حسين زاده و سعيده امين كه ظهر امروز بريا جمع اوري امضا كمپينگ يك ميليون امضا در جهت مقابله با قوانين تبعيض آميز عليه زنان در پارك لاله حضور يافته بودند توسط ماموران بازداشت و به اداره اماكن ناجا منتقل شدند.

Sunday, April 01, 2007