در واقع unhcr شعبه وان حکم واسطه و کار چاق کن را برای مهاجرت بهائهايئ دارد که در ايران فاقد هر گونه مشکل اجتماعی ـغير از ورود به دانشگاه و مشاغل دولتی ـ هستند را بازی می کند .اين بهائيان که از حمايت جامعه خود در ايران و خارج از ايران برخوردار هستند در طول سالهای گذشته تبديل به منبعی سرشار ارز به ترکيه و خصوصا شهر وان شده اند .وجود اين افراد که در وضعيت مالی بسيار خوبی قرار دارند باعث شده تا پليس ترکيه و نيز unhcrوان از دادن کمک و حمايت مادی به ساير پناه جويان خودداری کند .در مقايسه با بهايئان ۱۲۰۰ پناهجوی موسوم به شمال عراقی در ترکيه به سر می برند که اغلب کرد بوده و در بدترين شرايط زيستی به سر می برند .اين دو گروه در درون دارای وحدت و تشکل بوده و از اختلاط با باقی پناهندگان تقريبا گريزانند البته کردهای ديگری نيز در ميان پناهندگان وان هستند که خود را از اين دسته جدا نمی کنند .اين افراد به دليل کرد و سنی مذهب بودن در پذيرش از طرف اهالی وان دچار مشکل کمتری هستند و به سرعت در بافت اجتماعی شهر جا می افتند در کنا ر اين دو گروه عمده اقليت نا منسجم متشکل از فارسی زبانان و اذری ها وجود دارند که سکولار و لائيک بوده و اغلب به دليل کاملا مشخص سياسی و گاه اجتماعی ناگريز به فرار از ميهن خود شده اند .اين افراد در مواجهه با جامعه سنتی مذهبی وان دچار معضلات بيشتری ميشوند .و بر خلاف بهايئ ها و کردها که سخنگويئ در شعبه وان معرفی کرده ا ند فاقد نماينده برای پيگيری حقوق خود در unhcrهستند اين افراد هم در مقابل دولت هايشان و هم در مقابل دولت ترکيه بی پناه بوده و مجبور به تحمل مرارت و سختی توام با انتظار برای ديپورت شدن هستند .حال بايد ديد سازمانی که خود را مدافع حقوق بشر ميداند و حق پناهندگی را برای تمام افراد کره زمين محافظ می شمارد چرا در رسيدن به اين وضعيت و اين افراد تعلل کرده و پاسخ گويئ به تقاضای انها را ماهها و سالها به تاخير مياندازد .ايا سازمانهای دفاع از حقوق بشر چشمان خود را به روی اين بی عدالتی سازمان يافته ای بسته اند .کم نبودند کسانی که پس از سالها انتظار با جواب منفی روبرو شدند و خطر مسافرت قاچاقی به کشورهای ديگری چون يونان را به جان خريدند اين افراد که اگر به دست مرزبانان ترکيه و يونان اسير نشوند و يا توسط قاچاقچيان در ميان دريا بهحال خود رها نشوند پس از رسيدن به مقصد بايد هويت جديدی برای خود اختيار کنند چونunhcrاز پذيرش پناهجويئ که تاکنون يکبار خود را به شعبه ديگری معرفی کرده باشد خودداری ميکند .اياunhcrتاکنون به اين ماجرا فکر نکرده که اگر معيارهای شعبه ترکيه در پذيرش پناهجو با دفاتر کشورهای ديگری چون يونان در تضاد نباشد هيچ کس حاضر به پذيرش خطرات مسافرت قاچاقی مجدد به اتجا نيست .در ميان پناهجويان خانواده هايئ وجود دارند که سرپرست خانواده پس از دريافت حکم ديپورت به دليل نداشتن پول کافی برای سفر غير قانونی جمعی به يونان انها را رها و خود به تنهايئ عازم انجا شده و گاه اين سفرها به بی سرپرستی خانواده منجر ميشود .در اينجا به عنوان يک انسان نه فقط ايرانی ـتوجه تمام سازمان های حقوق بشری را به وضعيت اسفبار پناهجويان وان جلب و از انها خواستارم تا از تمامی توان خود برای تغيير رويه کميساريای عالی پناهندگان شعبه ترکيه و مخصوصا وان استفاده نمايد .اميدوارم گردانندگان اين سازمانها ما را در رسيدن به حقوق انسانی مان ياری دهند .چون پناهندگی حق است نه امتياز
Thursday, March 15, 2007
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment