Saturday, March 31, 2007

گزارش اعدام نوجوانان در ايران به شوراى حقوق بشر

به گزارش دویچه وله، نماينده ويژه سازمان ملل در امر اعدامهاى غير قضايى، صحرايى و خودسرانه، گزارشى مبنى بر اعدام كودكان زير ۱۸ سال در ايران به شوراى حقوق بشر سازمان ملل ارائه كرده است. در اين گزارش با استناد به پذيرش كنوانسيون حقوق كودك از سوى ايران، اعدام نوجوانان در اين كشور، غير قابل قبول خوانده شده‌است
هفته گذشته اعلام شد كه نظارت ويژه بر وضعيت حقوق بشر در ايران از دستور كار شوراى حقوق بشر سازمان ملل خارج شده‌است. اما چند روزى پس از اعلام اين خبر، نماينده ويژه سازمان ملل در امور اعدامهاى غيرقضايى، صحرايى و خودسرانه، گزارشى را به شوراى حقوق بشر ارائه داد كه در آن به مسئله اعدام كودكان در ايران اشاره شده‌است
در اين گزارش كه روز ۲۷ مارس توسط فيليپ الستون منتشر شد به ۱۵ نوجوانى اشاره شده كه در طول دو سال گذشته به اعدام محكوم شده‌اند. از اين ۱۵ تن، ۹ نفر پسر و شش نفر دختر هستند كه همگى در زمان ارتكاب جرم كمتر از ۱۸ سال داشته‌اند. طبق گزارشات موجود، چهار نفر از اين نوجوانان اعدام و دو نفر تبرئه شده‌اند. حكم اعدام ۵ نفر ديگر نيز در دست بررسى است. وضعيت سه نفر باقيمانده، نامشخص گزارش شده است
انتشار اين گزارش، در زمانى كه فعالان حقوق بشر از تصميم شوراى حقوق بشر سازمان ملل در مورد عدم رسيدگى ويژه به پرونده ايران ناخشنود و گله‌مندند، مى‌تواند يك نقطه اميد براى كسانى باشد كه نگران وضعيت حقوق بشر در ايران هستند. اين رويداد نشان مى‌دهد كه نقض حقوق بشر در ايران در هر حال از چشم سازمانهاى بين‌المللى پنهان نمانده است

انتقاد شدید فعالان حقوق بشر به تصمیم شورای حقوق بشر

راديو فردا ، مريم منظوری : رسيدگی به وضعيت حقوق بشر در دو کشور ايران و ازبکستان طبق تصميم اخير شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، از دستور کار اين سازمان خارج شد. اين تصميم از سوی بسياری از افراد، نهادها و جوامع مدافع حقوق بشر مورد انتقاد شديد قرار گرفته است. بروکس آن رابينسون سخنگوی دفتر ارتباطات آمريکا در سازمان ملل متحد در ژنو در گفت و گو با راديواروپای آزاد، راديوآزادی گفت: «اين تصميم برای ايالات متحده آمريکا مايوس کننده است. در نگاه اول اين پيشنهاد به کلی خارج از دستور کار و ديدگاه مجمع عمومی سازمان ملل به نظر می رسد که تنها چند ماه پيش وضعيت نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کرد. مجمع عمومی سازمان ملل نظر مشابهی نيز به وضعيت حقوق بشر ازبکستان دارد. به نظر ما اين واقعا جای تاسف دارد که شورای حقوق بشر نمی تواند به اين موارد جدی نقض حقوق بشر رسيدگی کند.»عبدالکريم لاهيجی ميگويد شورای حقوق بشر همانند کميسيون حقوق بشرنماينده سازمان ملل است و در آنجا نيز دولت ها عضويت دارند. او می افزايد: «هشتاد درصد کشورهای عضو شورای حقوق بشر خود ناقضان حقوق بشر هستند. بنابراين مسلما به دنبال تصفيه حساب های سياسی، روابط ديپلماتيک، اقتصادی و سياسی خود با ايران و ساير کشورهای ناقض حقوق بشر هستند. مسلما سازمان ملل متحد با بحرانی در رابطه با وضعيت حقوق بشرمواجه است بخصوص در کشورهايی مثل ايران که نقض حقوق بشر درآنها فاحش است.»شورای حقوق بشر سازمان ملل در حدود يک سال پيش در سال ۲۰۰۶ جايگزين کميسيون حقوق بشر اين سازمان شد و هدف از تشکيل آن رسيدگی به وضعيت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان بود.عبدالکريم لاهيجی می گويد نهاد جديد سازمان ملل نيز مانند کميسيون حقوق بشر اين سازمان محل زدو بندهای سياسی و اقتصادی ميان کشورهای مختلف است: «متاسفانه نهاد جديد هم مثل نهاد گذشته يعنی کميسيون حقوق بشر مرکز زدو بندها و تصفيه حساب های سياسی است و نمی توان از چنين نهادی انتظار داشت که چشم بر تصفيه حساب های سياسی ببندد.» اجلاس پنجم شورای حقوق بشر در ماه ژوئن از سر گرفته خواهد شد و همزمان ماموريت شماری از اعضای شورا به پايان خواهد رسيد. عبدالکريم لاهيجی می گويد جوامع مدافع حقوق بشر از هم اکنون تلاش خود را آغاز کرده اند تا کشورهايی که علاقمندی بيشتری برای احيای حقوق بشر دارند جايگزين کشورهای ديگر شوند.او می گويد: «ما از همين الان تلاش می کنيم که شايد کشورهايی که به صورت عينی تر به وضعيت حقوق بشر علاقمندند جانشين کشورهايی چون الجزاير، تونس، عربستان سعودی و ديگر کشورهايی که خود در صدر ليست ناقضان حقوق بشر هستند شوند. رای ديروز شورای حقوق بشر دائمی نيست بلکه رايی است در ارتباط با اجلاس کنونی.»اجلاس روز گذشته شورای حقوق بشر سازمان ملل درخواست جوامع دفاع از حقوق بشر مبنی بر صدور قطعنامه عليه جمهوری اسلامی ايران و فرستادن گزارشگری ويژه به ايران را رد کرد. عبدالکريم لاهيجی نايب رييس فدراسيون جوامع جهانی حقوق بشر درگفتگوی خود با راديوفردا می گويد سياست فعلی شورای حقوق بشر درباره بسياری از کشورها از جمله ايران کارساز نيست.او افزود: «شورای حقوق بشر ۱۵ گزارشگر موضوعی را در باره وضعيت حقوق بشر تعيين کرده است که آنها بايد به وضعيت مثلا شکنجه، حقوق زن، حقوق کودک، و يا بازداشت های خودسرانه در تمام کشورهای دنيا رسيدگی کنند و اين از نظر شورا کافی است. پاسخ ما به اين وضع منفی است چرا که حکومت هايی چون جمهوری اسلامی ايران با اين گزارشگر ها همکاری نميکند. گزارشگر مربوط به شکنجه تا به حال نتوانسته به ايران برود، گزارشگر مربوط به مدافعان حقوق بشر تا به حال از ايران ويزا نگرفته، گزارشگر مربوط به حقوق زنان نيز همينطور. »ايالات متحده آمريکا از شرکت در انتخابات عضويت در شورای حقوق بشر سازمان ملل امتناع کرد و در همان زمان تشکيل اين شورا اعلام کرد اين نهاد که مقر آن در ژنو است مشروعيت ندارد.به گزارش خبرگزاری رويترز به نقل از برخی ديپلمات ها، اين شورا پيش از تصميم گيری اخيرش مبنی بر خروج ايران و ازبکستان از فهرست اولويت های دستورکارخود، از اشخاص و گروه های مدافع حقوق بشر گزارش هايی را درباره اعدام ها، نقض دستگاه قضايی، و اعمال شکنجه در زندان های ايران دريافت کرده است.

Thursday, March 29, 2007

آیرین خان و شیرین عبادی خواهان پایان دادن به تبعیض علیه زنان در ایران هستند

در نود و هشتمین جشن سالانه روز جهانی زن، ما از حكومت ایران می‌خواهیم كه قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان را به فوریت لغو كند
اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر كه حقوق انسانی را برای شخصیت و رشد هر انسانی مسئله‌ای اساسی می‌شناسد تبعیض بر مبنای جنسیت را تقبیح كرده است
در عین حال در ایران، زنان از نظر قانونی با تبعیضاتی سنگین و گسترده روبرو هستند كه زنان را از موارد حساس و تعیین‌كننده مشاركت سیاسی محروم كرده است و با آنان چنان رفتار می‌شود كه گویی شهروند درجه دو هستند. زنان ایران سزاوار آنند كه در نظام قانونی كشور از وضعیت برابر با مردان برخوردار باشند. زمان برای تحقق این امر بسیار دیر شده است
فعالان حقوق زنان در ایران «كارزار یك میلیون امضا» را به منظور جمع‌آوری حمایت وسیع از خواسته‌ خود برای تساوی در برابر قانون به راه انداخته‌اند. هنگام آن رسیده است كه حكومت ایران به این صداها توجه كند و به تبعیض قانونی علیه زنان خاتمه دهد
به عنوان دریافت‌ كنندگان جایزه صلح نوبل، ما می‌دانیم كه بین صلح، عدالت و احترام به حقوق بشر رابطه مستقیمی وجود دارد. تا هنگامی كه زنان، درهر نقطه‌ی جهان، از حقوق خود محروم بمانند عدالت یا صلح نمی‌تواند برقرار شود. بنا برا ین، پذیرش حقوق زنان نقشی اساسی در ایجاد جوامع قوی، پایدار و با ثبات ایفا می‌كند و تأمین حق برابری زنان با مردان در همه جوانب زندگی یك گام كلیدی در تحقق جهانشمولی حقوق بشر بشمار می‌رود

Thursday, March 15, 2007

در وان ترکيه چه ميگذرد .

پناهندگی يکی از معضلاتی است که پس از تثبيت پايه های حکومت استبدادی گريبان گير مردم ايران شده و يکی ديگر از رکودهای منفی را برايشان رقم زده است.اکنون می توانيم به ساده گی ادعا کنيم که کشورهای خاور ميانه بل اخص ايران و ترکيه بزرگترين صادر کننده و وارد کننده پناهنده و پناهجو هستند که در ميان اين کشورها شعب کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکيه و دولت ترکيه در بدرفتاری با پناهندگان شهرت بسزايئ دارد و از همه مشهور تر شعبه وان است .شهر وان واقع در شرق ترکيه به دليل نزديکی با مرز از عمده ترين ايستگاههای ورود پناهندگان است که از بی عدالتی حکومتهای استبدادی می گريزند.بی خبر از اينکه در چاه بزرگتری بنام بی عدالتی سازمان ملل و بی عدالتی دولت ترکيه خواهند افتاد .اکنون در شهر وان پناهجويانی وجود دارند که پس از گذشت بيش از پنج سال بدون جواب و بی بهره از حداقل حقوق و مزايای انسانی زندگی می کنند .پناهجو به محض ورود به ترکيه در صورتی که فاقد گذرنامه باشد اجبارا بايد در شهر وان خود را به کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل و نيز به شعبه اتباع خارجی اداره پليس معرفی کرده و اجازه اقامت دريافت کند .دريافت اين اقامت برای هر پناهجو برای مدت شش ماه به مبلغ ۲۳۰ ليره جديد ترک تمام ميشود .در صورتی که پناهجو دارای خانواده باشد اين مبلغ به سه برابر خواهد رسيد .پناهجو از هيچ گونه حقوق مادی و معنوی برخوردار نيست و بايد همچون يک تبعيدی زندگی کند .پناهجو حق خروج از شهر وان را ندارد و در طول هفته بايد دو بار به شعبه اتباع خارجی اداره پليس رفته و حضور خود را با امضا اعلام کند .در صورتی که يکبار برای امضا حاضر نشود بايد متحمل بازداشت تحقير توهين و گاه ضرب و شتم و در سهل ترين صورت برای مدتی نا معلوم هر روز امضا شود .پناهجو اجازه کار ندارد و در صورتی که پليس موفق به دستگيری پناهجوی شاغل شود غير از جريمه نقدی کارفرما شخص پناهجو در معرض خطر بازداشت و ديپورت به کشورش قرار می گيرد .در کشوری که داعيه تمدن اروپايی دارد و خواستار حضور در جامعه اروپايی است اگر پناهجويی دچار اختلاف با يک تبعه ترک شود حتی در صورت محق بودن حق مراجعه به پليس را ندارد و در صورت مراجعه با بی اعتنايی و گاه حق کشی مسلم روبرو ميشود .به گفته عزيز نسين طنز پرداز بزرگ ترکيه در کتاب ادمهای بی شناسنامه پناهنده از نظر دولت ترکيه در زمانی که به وجودش برای اخذ پول نيازی هست و از همه مهمتر بده بستان های سياسی با دولت هايشان ـزنده و در صورتی که احتياج به کمک داشته باشد مرده و فاقد هويت است .دولت ترکيه به پناهجو همچون يک وارد کننده ارز می نگرد اما از به رسميت شناختن حقوق انسانی او در همين حد نيز اکراه دارد .بده بستان های سياسی دولت ترکيه با دولتها مخصوصا جمهوری اسلامی در سالهای گذشته منجر به تحويل تعداد زيادی از پناهندگان سياسی به کشور ايران و در نتيجه منجر به اعدام حبس و شکنجه و بازداشت های طولانی مدت شده است .پناهجو حاضر به تحمل همه مصائب غير از باز گردانده شدن به کشورش و گرفتار شدن در ان سيستم ديکتاتوری ولايت فقيه است اما حضور مشقت بار او در ترکيه گاه برای دولت ترکيه غير قابل تحمل ميشود .و ديپورتهای دسته جمعی و انفرادی را رقم ميزند .اهالی شهر وان نيز که قريب به اتفاق انها را کردها تشکيل ميدهند در بدرفتاری دولت ترکيه با پناهجويان شرکت دارند .در حالی که اغلب همين کردها از بی اعتنايئ دولت مرکزی نسبت به اوضاع خود شکايت دارند .
پناهجوی ايرانی با اولين کسانی که برخورد ميکند صاحبان خانه های استيجاری است .بسياری از اهالی وان از کرايه دادن منازل خود به پناهجو خودداری می کنند و راه را برای سود جويان بی اخلاق باز می گذارند .پناهجو به دليل نداشتن يک در امد ثابت و گاه عدم بر خورداری از حمايت دوستان و اقوام خود با مشکل کرايه ماهيانه دست به گريبان است .از اين رو در خانه هايئ ارزان قيمت خشتی و گلی مسکن ميکند که متوسط اجاره ان ۸۰ تا ۱۰۰ ليره ترکيه است .اين خانه ها در فصل تابستان لانه عقرب و موش های خانگی و در زمستان فاقد هر گونه سيستم گرما رسانی است و نيز فاقد هر گونه امکانات بهداشتی از جمله حمام های متعارف .دوش . است .البته اين امر ريشه در معضل بزرگ دولت ترکيه در تامين انرژی برای پناهجو در فصل زمستان که در شهر وان گاه تا ۸ ماه طول ميکشد نيز دارد .اهالی وان برای به دست اوردن انرژی ذغال سنگ استفاده ميکنند که متوسط هزينه ساليانه ان ۴۵۰ دلار است و اين مبلغ به ۶۵۰ دلار به علاوه اينکه اگر ساختمان مجهز به شوفاژ باشد ماهيانه ۵۰ دلار به مخارج ان اضافه ميشود .از نظر رفت و امد داخل شهری اهالی وان و ديگر شهرهای ترکيه به ندرت وفقط در موارد ضروری ازتاکسی استفاده ميکنند .اصلی ترين وسيله حمل و نقل شهری مينی بوس هايئ هستند که حداقل سرانه کرايه ان معادل با نرخ تاکس در ديگر کشورهاست .و طبيعی است که اين معضل نيز بار مضاعفی بر دوش پناهجو می گذارد .معضل اساسی ديگر ارزاق عمومی است که با قيمت های باور نکردنی عرضه ميشود .يک قرص نان در شهر وان مساوی با سه برابر ان در تهران است . برنج روغن و کالاهای فاقد کيفيت گاه با دو سه برابر نرخ ايران و ديگر کشورها ی منطقه عرضه می شوند .اين امر زندگی را حتی برای تبعه ترک نيز سخت تر ميکند .شهر وان يکی از فقير ترين شهر های ترکيه است و هر اعياد با هجوم روستائيان بی بضاعتبه شمار انها افزوده ميشود .تمامی اين معضلات در مقايسه با رفتار و نحوه پاسخگويئ کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل کامل ميشود .اين شعبه بر خلاف بسياری از شعب مستقر در شهر های اروپايئ و حتی ديگر شهرهای ترکيه از اعطای کمک به پناهجو جويان خودداری ميکنند .در اغلب کشورهای اروپايی فرد پناهجو در طول رسيدگی به تقاضای پناهندگی از حمايت مالی پزشکی و مسکن برخوردارند اما اين شعبه از دادن کمک مالی حتی به قبول شدگان سر باز می زند .و مرحله ای به نام مصاحبه مالی را جلو پای پناهنده قرار ميدهد که نتيجه منفی ان از قبل مشخص است .پناهجو به محض مشاهده ساختمان اين شعبه که با سيستم های خاردار و دوربين های مدار بسته و ده ها پليس محافظت ميشود دچار سر خوردگی عظيمی ميشود.تمامی تقاضاها از درب کوچکی که روی درب اهنين و نفوذ ناپذيرساختمان قرار دارد شنيده ميشود و اگر بخت يار باشد به سوال کننده جوابی کوتاه و گاه نارامد به او داده ميشود .اين در به ندرت به روی پناهجو باز ميشود و اگر شخص در مراحل بررسی پرونده رای به استينتاف و رد تقاضايش داده شده باشد حتی اين جواب از او دريغ ميشود .ورور به اين ساختمان فقط با تعيين وقت قبلی و تنها برای مصاحبه اصلی يا مالی و گاه برای جلسات مشاوره بی حاصلی ممکن است .که توسط افرادی بی مسئوليت و فاقد اگاهی نسبت به وضعيت پرونده مشاوره شونده اداره ميشوند .در حال حاضر تعداد زيادی پناهنده از کشورهای مختلف مخصوصا ايران در شهر وان به سر ميبرند که نيمی از انها را جوانان بهايئ تشکيل ميدهند .سيل مهاجرت اين جوانان از چند سال قبل اغاز شده و به دليل حمايت جامعه بهايئان خارج از ايران از مهاجرت اين افراد به امريکا تنها کسانی که در طول شش ماه موفق به خروج ازبرزخ وان ميشوند فقط بهايئان هستند .
در واقع unhcr شعبه وان حکم واسطه و کار چاق کن را برای مهاجرت بهائهايئ دارد که در ايران فاقد هر گونه مشکل اجتماعی ـغير از ورود به دانشگاه و مشاغل دولتی ـ هستند را بازی می کند .اين بهائيان که از حمايت جامعه خود در ايران و خارج از ايران برخوردار هستند در طول سالهای گذشته تبديل به منبعی سرشار ارز به ترکيه و خصوصا شهر وان شده اند .وجود اين افراد که در وضعيت مالی بسيار خوبی قرار دارند باعث شده تا پليس ترکيه و نيز unhcrوان از دادن کمک و حمايت مادی به ساير پناه جويان خودداری کند .در مقايسه با بهايئان ۱۲۰۰ پناهجوی موسوم به شمال عراقی در ترکيه به سر می برند که اغلب کرد بوده و در بدترين شرايط زيستی به سر می برند .اين دو گروه در درون دارای وحدت و تشکل بوده و از اختلاط با باقی پناهندگان تقريبا گريزانند البته کردهای ديگری نيز در ميان پناهندگان وان هستند که خود را از اين دسته جدا نمی کنند .اين افراد به دليل کرد و سنی مذهب بودن در پذيرش از طرف اهالی وان دچار مشکل کمتری هستند و به سرعت در بافت اجتماعی شهر جا می افتند در کنا ر اين دو گروه عمده اقليت نا منسجم متشکل از فارسی زبانان و اذری ها وجود دارند که سکولار و لائيک بوده و اغلب به دليل کاملا مشخص سياسی و گاه اجتماعی ناگريز به فرار از ميهن خود شده اند .اين افراد در مواجهه با جامعه سنتی مذهبی وان دچار معضلات بيشتری ميشوند .و بر خلاف بهايئ ها و کردها که سخنگويئ در شعبه وان معرفی کرده ا ند فاقد نماينده برای پيگيری حقوق خود در unhcrهستند اين افراد هم در مقابل دولت هايشان و هم در مقابل دولت ترکيه بی پناه بوده و مجبور به تحمل مرارت و سختی توام با انتظار برای ديپورت شدن هستند .حال بايد ديد سازمانی که خود را مدافع حقوق بشر ميداند و حق پناهندگی را برای تمام افراد کره زمين محافظ می شمارد چرا در رسيدن به اين وضعيت و اين افراد تعلل کرده و پاسخ گويئ به تقاضای انها را ماهها و سالها به تاخير مياندازد .ايا سازمانهای دفاع از حقوق بشر چشمان خود را به روی اين بی عدالتی سازمان يافته ای بسته اند .کم نبودند کسانی که پس از سالها انتظار با جواب منفی روبرو شدند و خطر مسافرت قاچاقی به کشورهای ديگری چون يونان را به جان خريدند اين افراد که اگر به دست مرزبانان ترکيه و يونان اسير نشوند و يا توسط قاچاقچيان در ميان دريا بهحال خود رها نشوند پس از رسيدن به مقصد بايد هويت جديدی برای خود اختيار کنند چونunhcrاز پذيرش پناهجويئ که تاکنون يکبار خود را به شعبه ديگری معرفی کرده باشد خودداری ميکند .اياunhcrتاکنون به اين ماجرا فکر نکرده که اگر معيارهای شعبه ترکيه در پذيرش پناهجو با دفاتر کشورهای ديگری چون يونان در تضاد نباشد هيچ کس حاضر به پذيرش خطرات مسافرت قاچاقی مجدد به اتجا نيست .در ميان پناهجويان خانواده هايئ وجود دارند که سرپرست خانواده پس از دريافت حکم ديپورت به دليل نداشتن پول کافی برای سفر غير قانونی جمعی به يونان انها را رها و خود به تنهايئ عازم انجا شده و گاه اين سفرها به بی سرپرستی خانواده منجر ميشود .در اينجا به عنوان يک انسان نه فقط ايرانی ـتوجه تمام سازمان های حقوق بشری را به وضعيت اسفبار پناهجويان وان جلب و از انها خواستارم تا از تمامی توان خود برای تغيير رويه کميساريای عالی پناهندگان شعبه ترکيه و مخصوصا وان استفاده نمايد .اميدوارم گردانندگان اين سازمانها ما را در رسيدن به حقوق انسانی مان ياری دهند .چون پناهندگی حق است نه امتياز

در وان ترکيه چه ميگذرد

در اين فصل سرد بعضی شبها من تا دير وقت در پشت سيستم می نشينم و گاها متوجه گذشت زمان نمی شوم وقتی به خانه می روم صدای قار قار کلا غ ها وق وق سگها و .... که از سوز سرما ناله می کنند با صدای کفش خودم در فرش خيابان و کوچه های شهر تنها صدايئ است که می شنوم .صدای کفش هايم گاهی با ترس درونم در هم می اميزد ولی اهسته در گوشم زمزمه مقاومت و ايستاده گی را ميخواند و ميگويد هر چند خسته ای اما بايد رفت .سکون يعنی شکست .هر چند سرمای جانگداز تاريکی ها و نور اميد کم سو ست اما بايد حديث راه خواند و رفت .ديشب نگاهم با نگاه کودکی گره خورد که در کنار خانواده برای امرار معاش مجبور بود کار کند .دوره گردی بود که از بسته بودن مغازه ها می خواست سود ببرد و در ان سرمای که او بايد در تخت نرم و گرم خفته باشد او مجبور شده بود از همين حالا رنج نان در اوردن را تجربه نمايد .دستانش کوچک و يخ زده لپانش قرمز چشمانش بی فروغ اما پر اميد از اينکه شايد رهگذری با خريد يکی از دستمال های کاغذ يش باری از دوش او بردارد و چه بسا رهگذری دلش به رحم ايد و دو برابر قيمت را پرداخت نمايد تا شايد او را بخنداند .براستی اين طفلان معصوم به کدامين گناه بايد کودکی را با نوجوانی و نوجوانی را باجوانی اينگونه تعويض نمايند .نابسامانی در اوضاع داخلی يک شهر از همين صحنه های تکان دهنده بخوبی نمايان است .انهم در کشوری که ادعای رفتن به اتحاديه اروپا و ....دارد.من بر اين باور شدم تا گزارشی از وضعيت پناهندگان ايرانی در ترکيه بخصوص شهر وان بنويسم تا چه در نظر افتد و چه قبول ايد .وان در منتهی اليه خاک ترکيه و به عنوان شهر مرزی از فرهنگ مختلف منطقه به طور اعم متاثر گشته و مجال هم زيستی مسالمت اميز مردمان فرهنگ های گوناگون را فراهم اورده است .دو کشور ايران و ترکيه با انعقاد قراردادی موسوم به قصر شيرين در سال ۱۶۳۹ حدود مرزی خود را تعيين نموده و قريب چهار صد سال است دو ملت در نهايت مسالمت و با احترام به اين عهد نامه حريم صلح و برادری را محفوظ نگاه داشته و به گفته جغرافی دانان بهترين گزينه برای تعيين خط مرز جديد اتحاديه اروپا بشمار می رود .وان در مسير خط راه اهن اروپا به اسيای ميانه قرار دارد و نقطه اتصال دو قاره اروپا و اسيا می باشد .بدون شک نقش اين منطقه احيای مجدد جاده تاريخی ابريشم در عصر حاضر را به ارمغان می اورد .اين شهر تا به امروز اثار بسياری از تمدن ها را درون خود جای داده است .ظهور تمدن های مختلف بشری پس از عهد حجر تحقق يافته و اورارتولار ها اولين بار وان را صاحب تمدن کرده اند .پس از ان واسپوراکان و سپس سلجوقيان که باعث مهاجرت ترکها به منطقه و ظهور اثار اسلامی ترک در اين منطقه شده اند .پس از سلجوقيان ايلخانان قره قويو نولو اق قو يو نو لو صفوی و امپراطوری عثمانی حکمروايئ کرده اند.استيلای روسها در اغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴و نيز دوران تاريکی که با هجوم ارمنی ها اغاز شده در سال ۱۹۱۸خاتمه پيدا ميکند .مردمان وان از دريايئ سخن می گويند که در حال حاضر بزر گترين درياچه کشور به حساب ميايد .اين شهر در دوران جمهوريت توسعه قابل توجهی يافته و امروزه يکی از شهرهای مهم کشور بشمار می رود .اين شهر با قدمت سه هزار سال ادمی را به تماشای تاريخ وا ميدارد .خدا نکند به عنوان پناهنده بلکه به عنوان توريست به اين منطقه بياييد تا از مهمان نوازی ترکها بهره مند شويد.و از منظره های زيبای ان نيز بهره ببريد .

Tuesday, March 06, 2007

Sunday, March 04, 2007

thıs ıs our answer to our questıon ın ıran ????





































برخورد خشونت آمیز با تجمع زنان

برخورد خشونت آمیز با تجمع زنان
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
تجمع برگزار شده از سوی فعالان جنبش زنان توسط پلیس امنیت تهران به خشونت کشیده شد.
این تجمع همزمان با برگزاری دادگاه پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی، شهلا انتصاری و سوسن طهماسبی به نشانه اعتراض نسبت به افزایش فشارها و برخوردها با فعالان زن در مقابل ساختمان دادسرای انقلاب برپا شد.
گفتنی است پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی، شهلا انتصاری و سوسن طهماسبی پس از مشاهده بازداشت سایر دوستان و همراهان خود، از ساختمان دادگاه بیرون آمدند که مامورین آنان را نیز بازداشت نمودند
طبق گزارشات رسیده ماموران با توهین و استفاده از الفاظ نامناسب و نیز با اعمال خشونت اقدام به بازداشت تجمع‌کنندگان نموده‌اند
بازداشت شدگان ابتدا به به پلیس امنیت واقع در میدان سپاه انتقال یافته اند
اسامی ۳۳ تن بازداشت شده به شرح زیر است
محبوبه عباسقلی زاده، شادی صدر، آسیه امینی، جلوه جواهری، نوشین احمدی خراسانی، پرستو دوکوهکی، شهلا انتصاری، فریبا داوودی مهاجر، زینب پیفمبرزاده، پروین اردلان، نسرین افضلی، نسرین افضلی، فاطمه فرهنگ خواه، ناهید کشاورز، زارا امجدیان، مریم حسین خواه، سمیه فرید، ناهید جعفری، سوسن طهماسبی، مینو مرتاضی لنگرودی، محبوبه حسین زاده، ژیلا بنی‌یعقوب، سارا لقمانی، نیلوفر گلکار، مریم میرزا، ساغر لقایی، ساقی لقایی، مهناز محمدی، طلعت تقی نیا، فخری شادفر، مریم شادفر، فاطمه گوارایی، آزاده فرقانی و سارا ایمانیان
بر اساس آخرین اخبار افراد بازداشت شده به مرکز مبارزه با مفاسد اجتماعی در خیابان وزرا منتقل شده‌اند
شایان ذکر است که با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی و ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر تجمع مسالمت آمیز حق طبیعی افراد و گروه‌ها است و جرم محسوب نمی‌شود

بازداشت بيش از 40 تن از فعالين حقوق زنان

روزنا: بيش از 40 تن از فعالين حقوق زنان در آستانه روز جهاني زن و در مقابل دادگاه انقلاب تهران بازداشت شدند.اين تعداد از فعالان جنبش زنان كه در اعتراض به دادگاه 5 نفر از فعالان اين جنبش، ‏امروز يكشنبه، 13 اسفند از ساعت هشت ونيم صبح همزمان با برگزاري دادگاه، مقابل ‏دادگاه انقلاب تجمع مسالمت آميزي برپا كرده بودند، توسط نيروهاي نظامي – امنيتي بازداشت شدند.‏اين درحالي است كه دادگاه پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و سوسن طهماسبي ‏و شهلا انتصاري و فريبا داوودي مهاجر، 5 نفر از فعالان جنبش زنان، برگزار نشده است و اين پنج نفر به ‏هنگام خروج از دادگاه همراه بقيه بازداشت شدگان دستگير شدند .‏ در ميان بازداشت شدگان چهره هاي مختلفي از روزنامه نگاران، نويسندگان و فعالين حوزه زنان ديده مي شوند.با فرا رسيدن 8 مارس ( روز جهاني زن ) گروهي از فعالان حقوق زنان با انتشار بيانيه اي با عنوان ما چشم به آينده دوخته ايم اعلام كردند كه روز يكشنبه سيزدهم اسفند ماه ساعت 8 و نيم صبح، در برابر دادگاه انقلاب (خيابان شريعتي، ابتداي خيابان معلم) جمع مي شوند و اعتراض خود را نسبت به هرگونه برخورد امنيتي و قضايي با فعاليت‌هاي مدني و مبارزات مسالمت‌آميز زنان براي احقاق حقوق خود ابراز مي دارند.اسامي تعدادي از بازداشت شدگان به شرح زير است:آسيه اميني، ژيلا بني يعقوب،محبوبه عباسقلي زاده، محبوبه حسين زاده، سارا لقماني، زارا امجديان، مريم حسين خواه، جلوه جواهري، نيلوفر گلکار، پرستو دوکوهکي،زينب پيغمبر زاده، مريم ميرزا، ساغر لقايي خديجه مقدم، ساقي لقايي، ناهيد کشاورز، مهناز محمدي، نسرين افضلي، طلعت تقي نيا، فخري شادفر، مريم شادفر، الناز انصاري، فاطمه گوارايي، آزاده فرقاني ،سميه فريد، مينو مرتاضي، سارا ايمانيان ، ناهيد جعفري، سوسن طهماسبي، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و شهلا انتصاري.همچنين شادي صدر فعال جنبش زنان و وکيل مدافع شهلا انتصاري نيز در ميان بازداشت شدگان قرار دارد.

فرخنده باد هشتم مارس روز اتحاد و همبستگی زنان سرا سر جهان!

درهشت مارس به سياست های ضد زن و اپارتايد جنسی با تمام قوا نه بگوييم .به راندن زنان از صحنه فعاليت های سياسی و اجتماعی و اقتصادی نه بگويم .به بی دفاعی و بی حقوقی انان نه بگوييم.بايدفرياد های ازادی طلبانه و هم بستگی سر دهيم و بااين موج اعتراض به بهترين ممکن به اسارت زن نه بگويم .به قوانين دينی و ضد زن نه بگوييم.به اعدام به سنگسار به محروميت از حقوق اجتماعی سياسی اقتصادی نه بگوييم.به شکاف طبقاتی نه بگوييم.به ولايت فقيه به فرهنگ و سنت های واپس گرا و مرد ساار نه بگوييم.به زمامداران عبا پوش و عمامه بسر ايران نه بگوييم .به قوانين فسيل شده قرون وسطای ملاتاريا نه بگوييم.به بمباران های تبليغاتی مذهبی به ممنوعييت های و محد وديت های مذهبی نه بگوييم.به تحقيرها و ذلت ها واين حاکميت کثيف نه بگويم .هشت مارس روز جهانی زن روز اعلام کيفر خواست عليه ستم کشی زن و زن ستيزی است.روز انزجار از تبعيض جنسی از خشونت بر زنان از انقياد و نابرابری است .اين روز فقط روز زنان نيست اين روز روز همه فعالين اجتماعی و سباسی است که خواهان جامعه ای انسانی و برابر و امن هستند .اگر چه خواست برابری زن ومرد و توقف ستم بر زن مطالبات عمومی ای است که هميشه از طرف ما قشر مونث جامعه مطالبه شده اند ولی امروز بايد نوک پيکان حمله را به سمت سمبل تحقير زن و نقطه قوت حکومت نشان رفت .لغو اپارتايد جنس ی در حال حاضر ورد زبان هر مخالف در سر تا سر جهان است . ضديت با زنان که بيش از نيمی از نيمی از جامعه را ونيمی از جهان را تشکيل می دهند در واقع ابزاری است برای سرکوب يک جامعه .هشت مارس روز فرياد برابری طلبی زن و مرد است روزی است که به اين همه فشار و سرکوب بايد پايان داد .هشت مارس را بايد روز گرفتن اين اهرم فشار از حکومت های دينی تبديل کنيم .ضديت با زن در حکومت های دينی خود رابا احکام اعدام وسنگسار سرکوب های خيابانی و اعمال محدوديت ها نشان ميدهد اين ازارها اهرمی است برای سرکوب يک جامعه اين اهرم ها را بشکنيم .اين اهرم ها باعث سير قهقرا يی جوامع ميشوند.هشت مارس را به يک روز بزرگ تاريخی به يک روز اعتراض گسترده عليه اين سياستهای ددمنشانه تبديل کنيم .اين روز را به روز ابراز وجود جنبش برابری طلبانه عليه سياستهای ضد زن به روز اعلام نفرت عمومی عليه توحش ستيزی تبديل کنيم.روز هشت مارس با تجمعات با شکوهمان با مارش بزرگ اعتراضی با قطعنامه ها و شعارهايمان حکم ابطال همه قوانين ضد زن را اعلام کنيم .اين روز روز اعلام کيفر خواست عليه ستمکشی زن و زن ستيزی است .ازاديخواهان در سراسر جهان در اين روز انزجار خود را از تبعيض جنسی از خشونت بر زنان از انقياد و نابرابری زنان اعلام ميکنند .از زمانی که زنان روز همبستگی خود را بنيان نهادند بيش از نود سال ميگذرد در طول اين مدت انها با مبارزات خويش توانسته اند در وضع اجتماعی خويش تغييرات بسياری بوجود اورند .بشريت ازاديخواه و برابری طلب برای رهايی زن مبارزه می کنند و در اين راه دستاوردهای با ارزشی داشته است عليرغم اين مبارزات زنان در سراسر جهان از نا برابری رنج می برند .در بخش وسيعی از جهان زنان از ابتدايی ترين حقوق نيز محرومند و قوانين قرون وسطايی و ارزشها و سنن مذهبی عقب مانده و ارتجاعی بر سرنوشتشان حکمرانی می کند .بههمين خاطر مدافعين حقوق زنان در اين روز در سراسر جهان تجمع می کنند تا بر هدف و خواست خود تاييد کنند تا به جهانيان اعلام کنند تا زنان ازاد نشوند جهان ازاد نيست .