محمد رضا تاجيك يكي از چهره هاي شاخص اطلاعاتي – امنيتي و درعين حال يك اصلاح طلب حكومتي در گستره رژيم جمهوري اسلامي كه در طي دوران سياه اصلاح طلبي از جمله چهرهاي آشكار و پنهان بودند، اخيرا طي مقاله اي كه نسخه اي از آن در روزنامه اعتماد ملي شماره 208 بچاپ رسيده بود، خطاب به ياران وهمراهان وهمفكران خود در قبيله اصلاح طلبان، از آنها خواسته است تا جمع شوند و چاره اي بيانديشند
تاجيك دراين مقاله كه عينا" و ذيلا" ملاحظه ميكنيد، حالا بياد آورده كه بايد كاري بكنند وچاره اي بيانديشند
ايشان دراين مقال گزينه هائي پرسشي را با عنوان چگونه بيانديشيم مطرح نموده وطي آن ازياران وسردمداران اصلاح طلبي درقامت جمهوري اسلامي خواسته است تا ازميان سئوالات مطروحه گزينه اي را انتخاب تا در صورت امكان بارديگراجماعي برحول انديشه اصلاح طلبي پي ريزي نمايند
نگارنده بعنوان يك ايراني به اقاي محمد رضا تاجيك توصيه ميكنم تا ازحقه بازيهاي اصلاح طلبي دست بردارند وگوش فرابدهند كه مردم ايران چه ميگويند وتوجه داشته باشند كه چه ميخواهند
آقاي تاجيك، شما ويارانتان يكبار وبمدت هشت سال آمال وآرزوهاي يك ملت را به سخره گرفتيد . شما وياران اصلاح طلبتانيكباروبمدت هشت سال به آراء واعتماد صادقانه مردم ايران خيانت كرديد ومطالبات بحق مردم را قرباني اميال پليد خود كرديد تا جمهوري اسلامي را حفظ كنيد وجيب هايتان را پر و پرترنمائيد .حالا بايد بدايند ودريافته باشيد كه مردم ايران جمهوري اسلامي را درهيچ شكل وشمايلي نميخواهند وبراي رفتن وپيوستن آن به تاريخ لحظه شماري ميكنند
اگر براستي برآنچه كه گفته ايد معتقديد و در گفتارتان صادقيد، بهترين انتخاب درانبوه سئوالات انديشه اي كه پيش روي ياران خود قرارداده ايد، اين است كه به ازادي ايرانيان ازچنگال اهريمنان واشغالگران بيانديشيد كه 27 سال است خون يك ملت را مكيده وآنرا به شيشه گرفته اند . همه چيزاين ملت را به نابودي كشانده وزيربنا وشالوده هاي اين سرزمين را به انحطاط كامل سوق داده اند
بهترين وزيباترين انديشه اين است كه ايراني باشيد و به ايران بيانديشيد . ايران - .... الف – بيقرار 28/7/85
مرحله عمل سيامحمد رضا تاجيك
نيروهاي اصلاح طلب اكنون دركدامين مرحله عمل سياسي قراردارند ؟ اقتضاي نظري وعملي اين مرحله چيست ؟ دراين شرايط كدامين استراتژي وتاكتيك ميتواند اصلاح طلبان را يگ گام به اهداف وآمال خود نزديك ترگرداند ؟ بي ترديد پاسخ به اين پرسشها، گام نخست براي ورود به بحث پيرامون تئوري وعمل، گفتمان وپادگفتمان، استراتژي وتاكتيك، گسست وپيوست، بايد ونبايد وقدرت ومقاومت درچهارچوب جنبش اصلاحي درشرايط كنوني است . بي ترديد پس ازتعريف وتعيين مرحله عمل سياسي است كه نيروهاي اصلاح طلب ميتوانند درپرتو((تحليلي مشخص ازشرايط مشخص ذهني وعيني، داخلي وخارجي )) به پيرايش وآرايش خودهمت گمارند وگامي به پيش درجهت تحقق اهداف وآرمانهاي اصلاحي خود بردارند . مفهوم مرحله عمل سياسي، يكي ازمفاهيم حاشيه نشين درمتن گفتماني اصلاح طلبان درساليان اخير بوده است . به بيان ديگردرطول اين دوران، اصلاح طلبان تصويرشفاف وعميقي ازمراحلي كه جنبش اصلاحات بايد ازآنان عبوركند تا به سرمنزل مقصود برسد، نداشته اند . ازاين رو، درمعرض آفت ((ازمرحله پرت بودگي )) قرارگرفتند ودر((شرايط خاص )) آن كردند كه نمي بايد ميكردند وآن نكردند كه مي بايد ميكردند ونيزبه همين سبب بود كه گاه درمسير((سكتاريسم )) قرارگرفتند وگاه ديگر، ره ((ولونتاريسم )) پيمودند، گاه مردم گرا شدند، گاه نخبه گرا، گاه خودي ساز شدند وگاه دگر ساز. عبورازسربي مهري وبي اعتنائي از ((مرحله عمل سياسي )) اولا ريشه دراين انگاره دارد كه ((سياست وكنش هاي سياسي بر يك الگوي ازپيش حاضروآماده تحويل بنا شده اند )) . و((پيروي ازمشي ومنش مشخص و ثابت سياسي – حزبي، رمز موفقيت يك حزب است )) . ثانيا برنوعي فقدان ((تحليل مشخص ازشرايط مشخص )) استواراست وثالثا نشان ازنوعي ((عمل زدگي )) و((روتين زدگي )) دارد . امروز تنها ازرهگذرارائه تصويري مشخص از((مرحله عمل سياسي )) است كه ميتوانيم از((شرايط فقدان تصميم وتدبير)) خارج شويم واراده كنيم كه به نقش آفريني درقالب هويت مقاومت ((اپوزيسيونيستي )) بپردازيم يا هويت قدرت ((پوزيسيونيستي))، به ساماندهي پيرامون يك نخبه، يك حزب ويك جبهه بيانديشيم يا يك برنامه ؟ ، به تجميع وساماندهي نيروهاي مختلف اجتماعي – سياسي پيرامون يك نقطه گره اي يا كانوني منفي ((سلبي )) بپردازيم يا يك نقطه گره اي مثبت ((ايجابي )) ؟ ، به هژموني بيانديشيم يا ضدهژموني ؟ به مفصل بندي يگ گفتمان بيانديشيم يا يك پادگفتمان ؟، به برقراري راديكال گفتمان مسلط ورسمي بيانديشيم ويا به واسازي آن ؟ به جنبش بيانديشيم يا به سازمان ؟ به رقابت بيانديشيم يا به ضديت ؟، به جنگ متواضع بيانديشيم يا به جنگ منافع ؟ به ايجاد يك زنجيره هم ارزي بپردازيم يا يك زنجيره تفاوتها ؟، به ساماندهي يك نهضت بدون تشكل، بدون پروژه وبدون برنامه بيانديشيم كه به مثابه يك تصادف نيكو جلوه كند، يا به ساماندهي يك بلوك تاريخي متشكل ؟ به فراهم آوردن شرايطي كه درآن ((گفتن )) از(( گفته )) مهم ترجلوه كند، يا بالعكس ؟ به بهره وري از تكنيكهاي سياسي نوين كه به ما مجال وامكان متكثر وپخش عمل نمودن وگسترش دامنه عملكرد خود تا بيخ وبن ذهن وروان افراد جامعه را ميدهد بينديشيم يا با تكنيكهاي سنتي سياسي؟ به سياست به مثابه يك حساسيت فرهنگي بيانديشيم يا به مثابه يك فعاليت نهادمند؟، به قدرت خوددرظرف كاربردها وتاثيراتش درعرصه يك بازي وتسا بق خاص بيانديشيم يا درظرف توانائي آن درتسخيردژباستيل ؟ به تغييرذائقه سياسي مردم بيانديشيم يا تقويت ذائقه سياسي آنان ؟ به بازتوليد انديشه وشرايط دوم خرداد بيانديشيم يا به عبوراز آن ؟ به هويت جمعي وفردي ديني بيانديشيم ، يا به هويت سكولار؟ به شعار(هدف هيچ وجنبش همه چيز است )) . بيانديشيم، يا بالعكس ؟ ، به وارد كردن عنصري بلانكيستي (( باور به انقلاب فراگير ونقش سازنده خشونت سياسي درنيل به اهداف )) بيانديشيم ، يا به فراموشي مطلق انقلاب وخشونت ؟ به دموكراسي صرفا بمثابه سلاحي درمبارزه سياسي بيانديشيم، يا به مثابه هدف وشكلي كه درآن گفتمان ما واقعيت پيدا ميكند ؟ به هنر بودن درزمان ومكان مناسب بيانديشيم ، يا به بودن درهرمكان وزمان ؟ به شمايل سازي شي ء پرستانه ازشخصيتها وتقدسي آنان بپردازيم ، يا به شخصيت زدائي؟ به بسط اقتدارعامه به مثابه عنصرضد سلسله حاكميت بيانديشيم، يا به بسط اقتدارخاصه ؟ درواقع مرحله عمل سياسي به ما مي گويد كه امروز كجاي اين جغرافياي متنوع وچهل تيكه نظري وعملي ايستاده ايم ؟ به كدامين راه بايد گام بگذاريم ؟ به كدامين مسير بايد روانه شويم ؟ به كدامين افق بايد خيره شويم ؟ با كدامين مردمان بايد همراه وهمراه شويم ؟ چگونه گامهاي خود را دراين مسير برداريم ؟ چگونه با ديو وددان خفته درراه مواجهه ومقابله داشته باشيم ؟ با كدامين كليد، قفلهاي روبه روي خود را بگشاييم ؟ با كدامين كارت دردست بازي كنيم ؟ بي ترديد من هم با اين گفته مارتين وبوليوارموافقم كه درهر شرايطي بايد كاري را انجام داد كه بايد ازجهت شان انساني خود بعنوان مردان وزنان آزاد انجام دهيم، نه انسانهايي كه وارد عالم سياست ميشوند . اما پذيرش اين اصل اصيل، به معناي فرازمان وفراامكان وفراشرايط فرض كردن اين ((كار)) نيست . به بيان ديگر، شان انساني ما به ما حكم ميكند كه براي اينكه جزئي ازراه حل مشكلات زمانه ، مردمان وجامعه خود باشيم، نخست بايد فرزندان زمانه خود باشيم . بااين تمهيد نظري، ميخواهم بگويم كه اين موقعيت است ونه فقط يك هسته كوچك كه درلحظه اي معين قيام ميكندو وضع موجود را با چالش مواجه ميكند . بنابراين دراين شرايط كنش سياسي اصلاح طلبان بايد با نوعي ((خلق موقعيت ))همراه باشد : موقعيتي كه اولا ازاستعداد بازآفرينش وبازشكوفائي اصلاحات ((براساس مقتضيات نوين مرحله عمل سياسي كنوني )) برخوردار باشد . ثانيا، استعداد به چالش كشيدن قانوني رقيب راداشته باشد وثالثا" ، از استعداد توليد وتزريق وانگيزه ها وانگيخته هاي لازم براي ((حضور)) دربزنگاههاي تاريخي خود، لحظه هاي انتخاب وهنگامه هاي رقابت راداشته باشد . اميد دارم با ياري اصحاب قلم وقدم ، سطور بعدي اين نوشتار ((نوشتاري كه بصورت سلسله مباحث ارائه خواهد شد )) ، به ارائه تصويري روشن ازمرحله عمل سياسي اي كه درآن قرارداريم ومقتضيات راهبردي آن اختصاص يابند
تاجيك دراين مقاله كه عينا" و ذيلا" ملاحظه ميكنيد، حالا بياد آورده كه بايد كاري بكنند وچاره اي بيانديشند
ايشان دراين مقال گزينه هائي پرسشي را با عنوان چگونه بيانديشيم مطرح نموده وطي آن ازياران وسردمداران اصلاح طلبي درقامت جمهوري اسلامي خواسته است تا ازميان سئوالات مطروحه گزينه اي را انتخاب تا در صورت امكان بارديگراجماعي برحول انديشه اصلاح طلبي پي ريزي نمايند
نگارنده بعنوان يك ايراني به اقاي محمد رضا تاجيك توصيه ميكنم تا ازحقه بازيهاي اصلاح طلبي دست بردارند وگوش فرابدهند كه مردم ايران چه ميگويند وتوجه داشته باشند كه چه ميخواهند
آقاي تاجيك، شما ويارانتان يكبار وبمدت هشت سال آمال وآرزوهاي يك ملت را به سخره گرفتيد . شما وياران اصلاح طلبتانيكباروبمدت هشت سال به آراء واعتماد صادقانه مردم ايران خيانت كرديد ومطالبات بحق مردم را قرباني اميال پليد خود كرديد تا جمهوري اسلامي را حفظ كنيد وجيب هايتان را پر و پرترنمائيد .حالا بايد بدايند ودريافته باشيد كه مردم ايران جمهوري اسلامي را درهيچ شكل وشمايلي نميخواهند وبراي رفتن وپيوستن آن به تاريخ لحظه شماري ميكنند
اگر براستي برآنچه كه گفته ايد معتقديد و در گفتارتان صادقيد، بهترين انتخاب درانبوه سئوالات انديشه اي كه پيش روي ياران خود قرارداده ايد، اين است كه به ازادي ايرانيان ازچنگال اهريمنان واشغالگران بيانديشيد كه 27 سال است خون يك ملت را مكيده وآنرا به شيشه گرفته اند . همه چيزاين ملت را به نابودي كشانده وزيربنا وشالوده هاي اين سرزمين را به انحطاط كامل سوق داده اند
بهترين وزيباترين انديشه اين است كه ايراني باشيد و به ايران بيانديشيد . ايران - .... الف – بيقرار 28/7/85
مرحله عمل سيامحمد رضا تاجيك
نيروهاي اصلاح طلب اكنون دركدامين مرحله عمل سياسي قراردارند ؟ اقتضاي نظري وعملي اين مرحله چيست ؟ دراين شرايط كدامين استراتژي وتاكتيك ميتواند اصلاح طلبان را يگ گام به اهداف وآمال خود نزديك ترگرداند ؟ بي ترديد پاسخ به اين پرسشها، گام نخست براي ورود به بحث پيرامون تئوري وعمل، گفتمان وپادگفتمان، استراتژي وتاكتيك، گسست وپيوست، بايد ونبايد وقدرت ومقاومت درچهارچوب جنبش اصلاحي درشرايط كنوني است . بي ترديد پس ازتعريف وتعيين مرحله عمل سياسي است كه نيروهاي اصلاح طلب ميتوانند درپرتو((تحليلي مشخص ازشرايط مشخص ذهني وعيني، داخلي وخارجي )) به پيرايش وآرايش خودهمت گمارند وگامي به پيش درجهت تحقق اهداف وآرمانهاي اصلاحي خود بردارند . مفهوم مرحله عمل سياسي، يكي ازمفاهيم حاشيه نشين درمتن گفتماني اصلاح طلبان درساليان اخير بوده است . به بيان ديگردرطول اين دوران، اصلاح طلبان تصويرشفاف وعميقي ازمراحلي كه جنبش اصلاحات بايد ازآنان عبوركند تا به سرمنزل مقصود برسد، نداشته اند . ازاين رو، درمعرض آفت ((ازمرحله پرت بودگي )) قرارگرفتند ودر((شرايط خاص )) آن كردند كه نمي بايد ميكردند وآن نكردند كه مي بايد ميكردند ونيزبه همين سبب بود كه گاه درمسير((سكتاريسم )) قرارگرفتند وگاه ديگر، ره ((ولونتاريسم )) پيمودند، گاه مردم گرا شدند، گاه نخبه گرا، گاه خودي ساز شدند وگاه دگر ساز. عبورازسربي مهري وبي اعتنائي از ((مرحله عمل سياسي )) اولا ريشه دراين انگاره دارد كه ((سياست وكنش هاي سياسي بر يك الگوي ازپيش حاضروآماده تحويل بنا شده اند )) . و((پيروي ازمشي ومنش مشخص و ثابت سياسي – حزبي، رمز موفقيت يك حزب است )) . ثانيا برنوعي فقدان ((تحليل مشخص ازشرايط مشخص )) استواراست وثالثا نشان ازنوعي ((عمل زدگي )) و((روتين زدگي )) دارد . امروز تنها ازرهگذرارائه تصويري مشخص از((مرحله عمل سياسي )) است كه ميتوانيم از((شرايط فقدان تصميم وتدبير)) خارج شويم واراده كنيم كه به نقش آفريني درقالب هويت مقاومت ((اپوزيسيونيستي )) بپردازيم يا هويت قدرت ((پوزيسيونيستي))، به ساماندهي پيرامون يك نخبه، يك حزب ويك جبهه بيانديشيم يا يك برنامه ؟ ، به تجميع وساماندهي نيروهاي مختلف اجتماعي – سياسي پيرامون يك نقطه گره اي يا كانوني منفي ((سلبي )) بپردازيم يا يك نقطه گره اي مثبت ((ايجابي )) ؟ ، به هژموني بيانديشيم يا ضدهژموني ؟ به مفصل بندي يگ گفتمان بيانديشيم يا يك پادگفتمان ؟، به برقراري راديكال گفتمان مسلط ورسمي بيانديشيم ويا به واسازي آن ؟ به جنبش بيانديشيم يا به سازمان ؟ به رقابت بيانديشيم يا به ضديت ؟، به جنگ متواضع بيانديشيم يا به جنگ منافع ؟ به ايجاد يك زنجيره هم ارزي بپردازيم يا يك زنجيره تفاوتها ؟، به ساماندهي يك نهضت بدون تشكل، بدون پروژه وبدون برنامه بيانديشيم كه به مثابه يك تصادف نيكو جلوه كند، يا به ساماندهي يك بلوك تاريخي متشكل ؟ به فراهم آوردن شرايطي كه درآن ((گفتن )) از(( گفته )) مهم ترجلوه كند، يا بالعكس ؟ به بهره وري از تكنيكهاي سياسي نوين كه به ما مجال وامكان متكثر وپخش عمل نمودن وگسترش دامنه عملكرد خود تا بيخ وبن ذهن وروان افراد جامعه را ميدهد بينديشيم يا با تكنيكهاي سنتي سياسي؟ به سياست به مثابه يك حساسيت فرهنگي بيانديشيم يا به مثابه يك فعاليت نهادمند؟، به قدرت خوددرظرف كاربردها وتاثيراتش درعرصه يك بازي وتسا بق خاص بيانديشيم يا درظرف توانائي آن درتسخيردژباستيل ؟ به تغييرذائقه سياسي مردم بيانديشيم يا تقويت ذائقه سياسي آنان ؟ به بازتوليد انديشه وشرايط دوم خرداد بيانديشيم يا به عبوراز آن ؟ به هويت جمعي وفردي ديني بيانديشيم ، يا به هويت سكولار؟ به شعار(هدف هيچ وجنبش همه چيز است )) . بيانديشيم، يا بالعكس ؟ ، به وارد كردن عنصري بلانكيستي (( باور به انقلاب فراگير ونقش سازنده خشونت سياسي درنيل به اهداف )) بيانديشيم ، يا به فراموشي مطلق انقلاب وخشونت ؟ به دموكراسي صرفا بمثابه سلاحي درمبارزه سياسي بيانديشيم، يا به مثابه هدف وشكلي كه درآن گفتمان ما واقعيت پيدا ميكند ؟ به هنر بودن درزمان ومكان مناسب بيانديشيم ، يا به بودن درهرمكان وزمان ؟ به شمايل سازي شي ء پرستانه ازشخصيتها وتقدسي آنان بپردازيم ، يا به شخصيت زدائي؟ به بسط اقتدارعامه به مثابه عنصرضد سلسله حاكميت بيانديشيم، يا به بسط اقتدارخاصه ؟ درواقع مرحله عمل سياسي به ما مي گويد كه امروز كجاي اين جغرافياي متنوع وچهل تيكه نظري وعملي ايستاده ايم ؟ به كدامين راه بايد گام بگذاريم ؟ به كدامين مسير بايد روانه شويم ؟ به كدامين افق بايد خيره شويم ؟ با كدامين مردمان بايد همراه وهمراه شويم ؟ چگونه گامهاي خود را دراين مسير برداريم ؟ چگونه با ديو وددان خفته درراه مواجهه ومقابله داشته باشيم ؟ با كدامين كليد، قفلهاي روبه روي خود را بگشاييم ؟ با كدامين كارت دردست بازي كنيم ؟ بي ترديد من هم با اين گفته مارتين وبوليوارموافقم كه درهر شرايطي بايد كاري را انجام داد كه بايد ازجهت شان انساني خود بعنوان مردان وزنان آزاد انجام دهيم، نه انسانهايي كه وارد عالم سياست ميشوند . اما پذيرش اين اصل اصيل، به معناي فرازمان وفراامكان وفراشرايط فرض كردن اين ((كار)) نيست . به بيان ديگر، شان انساني ما به ما حكم ميكند كه براي اينكه جزئي ازراه حل مشكلات زمانه ، مردمان وجامعه خود باشيم، نخست بايد فرزندان زمانه خود باشيم . بااين تمهيد نظري، ميخواهم بگويم كه اين موقعيت است ونه فقط يك هسته كوچك كه درلحظه اي معين قيام ميكندو وضع موجود را با چالش مواجه ميكند . بنابراين دراين شرايط كنش سياسي اصلاح طلبان بايد با نوعي ((خلق موقعيت ))همراه باشد : موقعيتي كه اولا ازاستعداد بازآفرينش وبازشكوفائي اصلاحات ((براساس مقتضيات نوين مرحله عمل سياسي كنوني )) برخوردار باشد . ثانيا، استعداد به چالش كشيدن قانوني رقيب راداشته باشد وثالثا" ، از استعداد توليد وتزريق وانگيزه ها وانگيخته هاي لازم براي ((حضور)) دربزنگاههاي تاريخي خود، لحظه هاي انتخاب وهنگامه هاي رقابت راداشته باشد . اميد دارم با ياري اصحاب قلم وقدم ، سطور بعدي اين نوشتار ((نوشتاري كه بصورت سلسله مباحث ارائه خواهد شد )) ، به ارائه تصويري روشن ازمرحله عمل سياسي اي كه درآن قرارداريم ومقتضيات راهبردي آن اختصاص يابند
No comments:
Post a Comment