Saturday, September 30, 2006

مهرداد لهراسبی، زندانی ِ بازمانده از 18 تیر 78 را دریابیم

کیانوش سنجریksanjari@gmail.com
11 دسامبر 2005 نوشته بودم او پس از یک مرخصی کوتاه مدت به زندان اوین بازگشت و پس از بالا گرفتن جر و بحث اش با مدیر وقت زندان، بر سر لج و لج بازی آقای مدیر، به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد
و نیز 11 آوریل 2006 نوشته بودم او که به سختی بیمار است، برای بیرون آمدن از زندان و بستری شدن روی تخت بیمارستان، باید 200 میلیون تومان وثیقه به امانت بسپارد به دادگاه
از تاریخ نخست بیش از 9 ماه، و از تاریخ دوم بیش از 5 ماه گذشته است اما مهرداد، این جوان ِ براستی بی گناه هنوز لای فراموشی ِ زندان جا مانده و کسی نیست به دادش برسد
یکی دو روز پیش، او تلفن زد و خواست بروم بالای شهر، اعلامیه پخش کنم تا کسی پیدا شود و حاضر شود سندی در دادگاه به امانت بسپارد تا او بتواند از زندان بیرون بیاید و جسم ِ بیمارش را یکی دو ماه ببرد دوا و درمان کند
نیست که دل اش ساده ست، هنوز در این باور است که آن بالا بالا های شهر هستند هنوز آدم هایی که اگر بدانند جوان بی گناهی در زندان مانده، می شتابند برای کمک به او. اما به او گفتم اگر هم قرار باشد با این شیوه کسی پیدا شود برای کمک به او، بی شک خانه اش ته تهران است نه سر اش
آنطرف ها کسی برای کسی دل نمی سوزاند، بیشتر دارند باز می خواهند بیشتر داشته باشند، اینکه تو برای چه در زندان مانده ای، برای آنها پول نمی شود تا روی پول بخوابد! که اگر اینطور نبود، تو 7 سال آزگار در زندان نمی ماندی
مهرداد که به گفته ی خودش دارد در زندان پیر و فرسوده می شود، تا امروز 7 سال و سه ماه است که در زندان جمهوری اسلامی محبوس مانده اما گوش حکومت بدهکار نبوده و نیست که نیست که او به راستی بی گناه بوده و نه نتها حق اش نبوده که تا این مدت در زندان محبوس باشد بلکه ماجرای به زندان انداخته شدن اش تراژدی ِ غم باری ست که بی عدالتی و ندانم کاری دستگاه داوری مملکت را بیش از پیش نمایان می سازد
در توضیح این تراژدی همین بس که مهرداد ِ ما – که پیش از بازداشت جوان تهی دست و دست فروش کتاب بوده – در جریان اعتراضات دانشجویی تیرماه سال 1378 در گوشه ای از دانشگاه تهران، همه ی خشم اش از حکومت را جمع می کند در پاره سنگ ِ توی مشت اش، که به سمت گارد ضد شورش پلیس نشانه رفته بود. و به این ترتیب بود که او دستگیر شد و به دیوارهای سلول انفرادی بازداشتگاه امنیتی سپرده شد، و پس از ساخته و پرداخته شدن ِ پرونده اش در وزارت اطلاعات، او در دادگاه انقلاب حاضر شد تا فقط 2 دقیقه کافی باشد تا او به عنوان یکی از طراحان و عاملان اصلی آشوب های خیابانی معرفی شود
و اینچنین بود که مهرداد لهراسبی نخست به اعدام محکوم شد، که البته در پی عفو ملوکانه ی رهبری نظام، حکم اعدام با 2 درجه تخفیف به 15 سال زندان کاهش یافت
4 ماه دیگر که بگذرد، مهرداد نیمی از مدت حبس اش را پشت سر خواهد گذاشت. او 5 سال از این مدت را در زندان اوین سپری کرد، و 2 سال و سه ماه است که به تبعیدگاه رجایی شهر کرج (گوهردشت سابق) منتقل شده است
پس از سپری کردن 87 ماه زندان، حالا او قلب اش تیر می کشد، پاهاش درد می کند، بی خوابی ِ شبانه آمده به سراغ اش، قرص اعصاب می خورد، زیاد هم می خورد تا بتواند در بند (یا همان به اصطلاح اندرزگاه) 2 - که معروف است به "دارالقرآن"- در لابلای آدم هایی با جرایمی مانند قتل و غارت دوام بیاورد و دم فرو ببرد
مهرداد می گفت نمی داند چه می خواهند از جان اش، که چرا دست از سرش بر نمی دارند، که حالا که جوانی اش را لای دیوار ها له کرده اند، دیگر چه می خواهند از جان اش؟ مگر تاوان پرتاب کردن چند تا پاره سنگ به طرف پلیس چند سال زندان است؟ تا کی باید آزار ببیند و دم فرو ببرد؟
او می گفت حالا که موهای سرش ریخته و پاهاش چلاغ شده و درون جسم اش پر شده از درد و مرض، باز هم دست از سرش بر نمی دارند که نمی دارند! خب راست می گوید. رییس جمهور محترم و دولت مهرورز اش بشنوند این حرف ها را، تا بجای دل سوزاندن برای زندانیان زندان های امریکا، کمی هم به حال و روز زندانی های بیگناه کشور خودمان دل بسوزاند
مهرداد می گفت در تایید بیماری هاش و در تایید احتیاج اش به بستری شدن در بیمارستان تاحالا چهار پنج بار از طرف پزشکی قانونی نامه ارسال شده به زندان، اما با این وجود قوه قضاییه و سازمان زندان ها از دادن مرخصی برای درمان (مرخصی استعلاجی) به او سرباز زده اند که هیچ، بلکه با انتقال یا بهتر است بگوییم با تبعید او به زندان رجایی شهر کرج، شرایط طاقت فرساتری را برایش فراهم آورده اند تا او هر چه بیشتر و بیشتر آزار ببیند و زجر بکشد
شاید در اعتراض به وجود همین شرایط طاقت فرسا بود که فیض مهدوی ( که درخواست کرده بود به زندان اوین منتقل شود) وادار شد به اعتصاب غذا اقدام ورزد و همانطور که می دانیم در این راه جان اش گرفته شود
و نیز هنوز اکبر محمدی به خاطرمان مانده است. او نیز – که یکی از بازماندگان اعتراضات دانشجویی تیرماه سال 78 در زندان بود- از بیماری های متعددی در رنج بود، و چون با وجود دچار بودن به بیماری و احتیاج به درمان در بیرون از زندان، او را به زندان باز گردانده بودند، به اعتصاب غذا پناه برد و در این راه آنقدر ایستادگی کرد تا از پای درآوردنش
مهرداد لهراسبی در همان شرایطی ست که اکبر بود و مهدوی. دریابیم اش

تهدید ژاپن علیه جمهوری اسلامی

ژاپن تهدید کرده است در صورت ادامه غني‌‏سازي اورانیوم از سوي رژیم تهران، حمايت مالي خود را از ميدان نفتي‌‏آزادگان متوقف خواهد کرد
خبرگزاري"جيجي‌‏پرس" گزارش داد: ژاپن تصميم‌‏گيري كرده است كه اگر جمهوري اسلامي ايران به غني‌‏سازي اورانيوم ادامه دهد، حمايت مالي از پيشرفت ميدان نفتي آزادگان را متوقف كند
به گزارش"ايلنا", خبرگزاري جيجي‌‏پرس ژاپن به نقل از منابع دولتي آمريكا گزارش داد: اين تصميم به طور غيررسمي به آمريكا ابلاغ شده است
براساس اين گزارش، اين اقدام به معناي كناره‌‏گيري از قرارداد دو ميليارد دلاري براي بهره‌‏برداري از ميدان نفتي آزادگان در بحبوحه نگراني‌‏هاي جهاني از برنامه هسته‌‏اي ايران است
منابع مذكور گفتند: اين اقدام پيام قاطعي به جامعه بين‌‏المللي درباره عدم تحمل تحولات تسليحات هسته‌‏اي ايران ارسال مي‌‏كند
طبق اين گزارش، اگر شوراي امنيت سازمان ملل متحد، ايران را تحريم كند، دولت ژاپن وام‌‏هاي دولتي براي اين پروژه نفتي را افزايش نمي‌‏دهد و بازپرداخت بدهي‌‏ها را تضمين نمي‌‏كند
شركت"اينپكس" كه يك شركت اكتشاف نفت ژاپني است، اين قرارداد را مارس 2004 امضا كرده است. شركت اينپكس از سوي دولت حمايت مي‌‏شود، با اين حال داراي سهامداران خصوصي نيز است

Monday, September 25, 2006

زندان های جمهوری اسلامی پر شده است

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی
زندانيان سياسي دور تازه اي از اعمال فشار و محدوديت ها را در زندان ها و بازداشتگاه هاي جمهوري اسلامي ايران تجربه مي کنند: "من شبها با دستبند و پابند مي خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده است." همين دو جمله از علي اکبر موسوي خوئيني کافي است تا از عمق ماجرا سخن بگويد. اما همه چيز در اين دو جمله ختم نمي شود. حجم بالاي دستگيري و بازداشت ها، احضارها و فشارهاي روزانه بر زندانيان سياسي و عقيدتي حکايت از آغاز دوباره داستان تلخي دارد که برخي فکر مي کردند پرونده آن بسته شده است: شکنجه زندانيان سياسي براي اعتراف گيري
علي اکبر موسوي خوئيني دبير کل سازمان ادوار تحکيم، احمد باطبي دانشجوي زنداني و تعدادي ديگر از جمله رضا ملک، عضو سابق وزارت اطلاعات که به دليل افشاگري در مورد قتل هاي زنجيره اي بازداشت شده، همچنان در بند امنيتي 209 وزارت اطلاعات در داخل زندان اوين به سر مي برند، اميد عباسقلي نژاد از بند 209 به زندان شهر آمل منتقل شده، ناصر زرافشان وکيل پرونده قربانيان قتل هاي زنجيره اي و اسماعيل جمشيدي عضو کانون نويسندگاه ايران، پس از پايان مدت زمان مرخصي مجددا به زندان بازگشته اند، حسن ارک روزنامه نگار تبريزي روز ۲۹ شهريور توسط ماموران اداره اطلاعات تبريز دستگير شد، چنگيز بخت آور و غلامرضا اماني نيز توسط همين اداره اطلاعات بار ديگر به مدت دو روز تحت بازداشت و بازجويي قرار گرفته اند و کارگران معترض در بابلسر در بازداشت به سر مي برند
تهران؛ زندان اوين
علي اکبر موسوي خوييني که از سه ماه پيش در بازداشت وزارت اطلاعات است، به صورت تحت‌‏الحفظ در مراسم چهلمين روز درگذشت پدرش حاضر شد، اما به رغم هماهنگي هاي به عمل آمده، او با يک ساعت تاخير به مراسم رسيد و ماموران امنيتي نيز مانع ملاقات وي با همسرش شدند. مهندس موسوي خوئيني نيز در مقابل مسجد با اعتراض نسبت به صد روز زندان غير قانوني و نداشتن اجازه ملاقات با خانواده اش فرياد زد: "به همه اعلام کنيد که من تحت فشارم و هر روز در حدود پنج بار بازجويي مي شوم
او که آثار کبودي بر گردن و شکستي در سرش قابل مشاهده بود با بيان اينکه تحت فشار انواع شکنجه هاي روحي وجسمي قرار دارد، اظهار داشت: "من شبها با دستبند و پابند مي خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده است." موسوي خوئيني هم چنين خبر داد که ماموران امنيتي و بازجوها وي را تحت فشار قرار داده اند تا خطاب به مقامات عالي رتبه کشور توبه نامه بنويسد و از اقدامات گذشته اش اظهار پشيماني کند. پس از اين اتفاق ماموران امنيتي، او را به زور داخل اتومبيل بردند و از محل دور کردند. موسوي خوئيني به گزارش ادوار نيوز در ساعت 7:30 دقيقه شب و بدون همراهي خانواده و تحت الحفظ راهي اوين شد
عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي[ ادوار تحکيم وحدت] معتقد است: "موسوي تاوان نقد قدرت مطلقه ودفاع از حقوق زندانيان سياسي را با شکنجه وانفرادي پس مي دهد و سناريو سازان وبازجويان امنيتي در تلاش هستند تا با اعمال زور وفشار، شکنجه و تحميل محدوديتها ايشان را وادار به نوشتن توبه نامه خطاب به مقامات عالي رتبه کشور کرده واز تمام عملکرد هاي خود در گذشته ابراز پشيماني و ندامت نمايد
مومني خطاب به نيروهاي سياسي ياد آور مي شود: "خواست آزادي زندانيان سياسي توسط تحول خواهان و حقوق بشر دوستان بايد به يک خواسته ملي و فراگير تبديل شود ودر مقابل پروژه خشونت عليه زندانيان سياسي، نقض حقوق بشرو دفاع از حقوق شهروندي آنها توسط حکومت همبستگي داشته باشندقطعا نتيجه همبستگي نيروهاي تحول خواه به نفع مدافعان دموکراسي و حقوق بشر و به ضرر نيروهاي مخالف دموکراسي خواهد بود
موسوي خوئيني تنها زنداني عضو سازمان ادوار تحکيم نيست. روز سه شنبه گذشته 28 شهريور، دکتر کيوان انصاري عضو شوراي مرکزي و شوراي سياستگزاري اين سازمان نيز در مقابل منزلش توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شد. کيوان انصاري دانش آموخته دکتراي مهندسي پليمر از دانشگاه اميرکبير و نايب دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميرکبير است. دفتر اين سازمان در هفته گذشته مورد هجوم و تفتيش ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت و به اين ترتيب به نظر مي رسد امنيتی ها در صدد هستند براي عده اي از فعالان اين دفتر پرونده سازي کنند
در بند 209 زندان اوين چند زنداني ديگر حضور دارند. احمد باطبي دانشجوي زنداني که در حال مرخصي استعلاجي دستگير شد در اين بند به سر مي برد. باطبي در جريان تظاهرات 18 تيرماه 1378 دستگير و پس از چند ماه گذراندن در سلول انفرادي و شکنجه در زندان توحيد وزارت اطلاعات در شعبه 6 دادگاه انقلاب در يک محاکمه چند دقيقه اي به اعدام و سپس به 15 سال زندان محکوم شد
در حالي که احمد باطبي به دليل مشکلات جسمي و روحي ناشي از زنداني بودن در آزادي مشروط به سر مي برد روز شنبه 7 مرداد ماه امسال به صورت ناگهاني توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگير و به بند 209 متقل شد. در طي اين مدت او تنها دو بار با خانواده خود ملاقات داشته و هر بار همسر باطبي اعلام کرده است او تحت فشار قرار دارد
رضا ملک معاون سابق امنيت استان تهران، يکي ديگر از زندانيان بند 209 است که پس از افشاي اسناد مربوط به قتلهاي زنجيره اي بازداشت شد؛ اما پس از 4 سال، دوران محکوميت خود را در کريدور شماره 2 بند 209 وزارت اطلاعات سپري مي کند و اجازه ملاقات با خانواده اش را ندارد
رضا ملک در طول دوران بازداشت خود در زندان تحت شکنجه هاي جسمي و رواني شديد قرار گرفته است
ابوالفضل جهاندار عضو اسبق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي و خيرالله درخشندي دانشجوي اسبق دانشگاه يزد، نيز در زندان اوين به سر مي برند اما هنوز براي کوشندگان حقوق بشري و خانواده اين دو روشن نيست که آنها در بند 209 وزارت اطلاعات هستند يا در بند هاي ديگري که به نهادهاي امنيتي غير از وزارت اطلاعات تعلق دارند
در زندان اوين علاوه بر بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات، بازداشتگاههاي ديگري مانند 240، بند الف 2 (325) وجود دارند که در اختيار قوه قضائيه و اطلاعات سپاه هستند. در بندهاي عمومي زندان اوين نيز تعدادي زنداني سياسي وجود دارند. در حال حاضر بند 350 کارگري معروفترين بند زندان اوين است که بيشترين زنداني سياسي، عقيدتي و امنيتي را از جمله حجت بختياري، حشمت الله طبرزدي، ناصر زرافشان و... در خود جاي داده است
کرج، زندان گوهردشت
زندان گوهردشت که به نام زندان رجائي شهر کرج شناخته مي شود، و به گفته مقامات قضائي به جرايم عمدي مانند قتل و شرارت اختصاص داده شده، اما به صورت غير قانوني تعدادي از زندانيان سياسي را هم در خود جاي داده است. در همين زندان عده زيادي از زندانيان سياسي در دهه 60 و 70 شکنجه و يا اعدام شدند، به همين دليل زندان گوهر دشت، پس از زندان اوين در رتبه دوم زندان هاي مطرح ايراني است. حجت زماني سال گذشته در اين زندان به چوبه دار سپرده شد
روز چهارشنبه گذشته 29 شهريور 85، عبدالفتاح سلطاني پس از ماه ها تلاش توانست با سه تن از زندانيان سياسي، جعفر اقدامي، بهروز جاويد تهراني و عليرضا کرمي خيرآبادي در زندان گوهردشت ملاقات کند و وکالتنامه هايي را به امضاء آنها برساند. همين موضوع يکي از خواسته هاي ولي الله فيض مهدوي در اعتصاب غذا بود. اعتصاب غذايي که پس از 9 روز به مرگ نابهنگام او منتهي شد
در حال حاضر چند زنداني ديگر از جمله امير حشمت ساران و مهرداد لهراسبي هم در اين زندان به سر مي برند.زندان هايي که ظاهرا ديگر تعدادشان کافي نيست و به همين علت مقامات قضايي و امنيتي از ماهها قبل به فکر تاسيس بازداشتگاه هاي جديد افتاده اند
آذربايجان
در شهرهاي مختلف آذربايجان شرقي و غربي، زنجان و اردبيل، روز به روز شاهد برخوردهاي ماموران امنيتي با فعالان سياسي، فرهنگي و حقوق بشري هستيم. در طي چند روز گذشته تعداد زيادي از جمله حسن ارک، چنگيز بخت آور، غلامرضا اماني، فضائل عزيزي، شاپور نصرت پور، منصور جدي، علي صديق بيرق، ياشار حکاک پور مراغي٬ مجيد پژوهي فام٬ داوود عظيم زاده٬ حامد يگانه پور، مجيد نظري و محرمعلي عرفاني در اردبيل، مراغه و تبريز دستگير و تعدادي نيز به زندان و مجازات هاي جايگزين محکوم شده اند
بازداشت فضائل عزيزي اهل اردبيل مورد اعتراض زندانيان سياسي در زندان گوهر دشت کرج نيز قرار گرفت. او روز دوشنيه 27 شهريور، به همراه همسرش در برابر ساختمان فرمانداري اردبيل بازداشت شد. فضائل عزيزي روز دوشنبه همراه با همسرش با حمل پلاکارد و سر دادن شعار در مقابل ساختمان فرمانداري اردبيل به مرگ هاي مشکوک زندانيان سياسي اعتراض کرد که توسط نيروهاي انتظامي حاضر در محل مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد
همچنين در اردبيل تعدادي از بازداشت شدگان به زندان محکوم شده اند. رضا تدين، مظاهر معالي، رحيم خدادادي و جلال تقوي هرکدام به ترتيب به چهار ماه و يک روز زندان و ۴۰ ضربه شلاق، سه ماه و يک روز زندان و ۴۰ ضربه شلاق، محکوم شدند
عباس لساني زنداني سياسي ديگري است که در زندان اردبيل به سر مي برد و در ماه هاي گذشته تحت فشار و آزار و اذيت قرار گرفته است
اگر چه تعداد زيادي از جمله صالح کامراني، جواد عباسي و غلامرضا اماني از زندان ها آزاد شده اند اما به گفته اکبر اعلمي نماينده تبريز در مجلس شوراي اسلامي در ديدار با اعضاي تشکل "آرمان" دانشگاه آزاد تبريز، هنوز 14 زنداني سياسي در زندان تبريز به سر مي برند
در نقطه ديگري در شهر مياندوآب [قوشاچاي] شعبه 101 جزايي دادگستري، حکم 27 تن از بازداشت شدگان حوادث خرداد ماه آذربايجان در اين شهر را صادر کرد. بر اساس حکم دادگاه براي اين افراد جزاي نقدي در نظر گرفته شده است

نامه خانواده های سه زن محکوم به اعدام به دفتر سازمان ملل در تهران

به مسئولین محترم سازمان ملل در تهران
ما، خانواده های کبری رحمان پور، فاطمه حقیقت پژوه، نازنین فاتحی ، شهلا جاهد و ... که در این تجمع حضور داریم خواهان لغو حکم اعدام و آزادی فوری و بدون قید و شرط عزیزانمان هستیم. ما همچنین از طرف هزاران نفر که در ایران و آمریکا و اروپا و استرالیا که از ما حمایت کرده اند، از طرف صدها وبلاگ نویس و مسئولین سایت ها، مسئولین نشریات، رادیوها و رسانه های فعال در این زمینه، چندین تشکل کارگری و دانشجویی در ایران، دو اتحادیه کارگری در استرالیا و فعالین حقوق انسانی در ایران و در سراسر دنیا که از ما حمایت کرده اند از شما تقاضا می کنیم درمورد این مساله که بسیار مهم و مربوط به زندگی عزیزان ما است دخالت کنید و از مقامات جمهوری اسلامی بخواهید که حکم اعدام عزیزان ما لغو شود و عزیزان ما را آزاد کند که به آغوش خانواده های خود بازگردند
قلب مردم تهران و ایران با دختران ما کبرا و نازنین و شهلا و مادر ما فاطمه حقیقت پژوه است، اینرا با گوشت و پوست خود احساس میکنیم. همه میدانند که عزیزان ما خود قربانی فقر و محرومیت و تحقیر و تبعیض هستند. هم این عزیزان و هم عزیزانی که متاسفانه در طرف دیگر ماجرا به قتل رسیدند قربانی هستند. اگر محاکمه در کار باشد بیعدالتی و فقر و محرومیت و تبعیض باید محاکمه شوند
خانواده های کبری رحمان پور، فاطمه حقیقت پژوه، نازنین فاتحی و شهلا جاهد و حاضرین در این تجمع
www.save-kobra.blogfa.comcampagne.kobra@gmail.com
دوم مهر ١٣٨٥
جمعیت معترض در حال حاضر در مقابل دفتر UN در تهران تجمع کرده اند که با برخورد نیروهای انتظامی مواجه شده اند

حکومت نظامی در دانشگاه پلی تکنیک

tاز خبرنامه امیرکبیر
برای دومین روز پیاپی در دانشگاه امیرکبیر(پلی تکنیک تهران) نشریات دانشجویی مجوزدار و قانونی به دستور حراست و توسط نیروهای انتظامات دانشگاه جمع آوری شد. روز شنبه نشریه دچار به بهانه این که مشخص نیست نشریه مجوز داشته یا نه، جمع آوری شد و روز یکشنبه نیز نشریه واژه با همین مشکل مواجه شد. لازم به ذکر است نشریه واژه دارای سابقه بیش از ۷ سال این دانشگاه است و شناخته شده ترین نشریه برای دانشجویان، اساتید و کارمندان دانشگاه امیرکبیر می باشد
جمع آوری نشریه حدود ساعت ۱۲ ظهر توسط جمع کثیری از انتظامات دانشگاه انجام شد و برخورد ایشان با دانشجویانی که در حال توزیع نشریه بودند بسیار خشن و توهین آمیز بود و حتی به زد و خورد با دانشجویان انجامید. گفتنی است دانشجویان در صدد شکایت از نیروهای انتظامات و همچنین حراست دانشگاه که به دستور این نهاد نشریات دانشجویی از سطح دانشگاه جمع آوری می شود، هستند
در پی پیگیری های انجام گرفته از طریق مدیریت فرهنگی دانشگاه، این مقام ضمن ابراز بی اطلاعی و گلایه از این حرکت ناهماهنگ و غیرمعمول حراست، از دست اندرکاران نشریات عذرخواهی نمود و قول داد بار دیگر این گونه مسائل تکرار نشود. وی از دست اندرکاران نشریه واژه درخواست کرد امروز بار دیگر اقدام به تکثیر و توزیع این نشریه نمایند و عنوان داشت تمام خسارات وارده به این نشریه در جریان درگیری روز یکشنبه را دانشگاه پرداخت خواهد کرد
گفتنی است طی تماسی که با مسئول انتظامات دانشگاه بعدازظهر یکشنبه داشتیم وی ضمن ابراز بی اطلاعی از اظهارات مدیریت فرهنگی دانشگاه عنوان کرد چنانچه فردا هم اقدام به توزیع نشریه در سطح دانشگاه نمایید، نشریه توسط انتظامات جمع آوری خواهد شد
به نظر می رسد پس از تخریب ساختمان انجمن اسلامی دانشجویان، دانشگاه توسط حراست اداره می شود. هفته گذشته نیز فایل آموزشی ۷۴ نفر از فعالین دانشجویی مقطع کارشناسی به دستور حراست بسته شد. این عمل قانونا فقط به دستور رئیس دانشگاه امکان پذیر است، اما دکتر رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، از این امر اظهار بی اطلاعی می نماید

Sunday, September 17, 2006

سركوب وحشیانه روحانیون غیرحکومتی و هواداران آنان در ایران

رادیو آلمان: از آغاز انقلاب ايران و با ايجاد حكومت اسلامى آن گروه از روحانيان و طلاب علوم دينی كه موافق اسلام سياسى نبودند - مورد مشهور آن آيت‌الله شريعتمداری است - با فشار و پيگرد روبرو شدند. با ايجاد دادگاه ويژه روحانيت اين نهاد مسؤوليت اصلى را در اعمال فشار بر اين قشر جامعه بر عهده داشته است. هم اكنون نيز روحانيانى كه خواستار جدايى دين و دولت‌اند، و نيز شاگردان آنان، سركوب مى‌شوند. اين روزها آيت‌الله سيدحسين كاظمينى بروجردى به گفته خود و شاگردانش، به شدت زير فشار و مورد تهديد است. آقاى بروجردى از سازمانهاى مدافع حقوق بشر خواسته است كه به وضعيت اين قشر زير فشار و نقض حقوق آنان نيز توجه كنند. آقای آيت‌الله بروجردی، مطلع شديم كه چند هفته پياپی است كه فشار بر شما و شاگردان شما وارد می‌شود و شما را تهديد می‌كنند. اين فشارها از سوی چه كسانی است؟
كاظمينى بروجردی: اين فشارها مجموعا چهارده سال است ولی حدود دو ماه است كه تشديد شده و به حد غيرقابل تحمل و جنايتكارانه رسيده كه درخور شعارهايی كه وزارت اطلاعات می‌دهد نيست كه خودشان را سربازان گمنام امام زمان می‌دانند. علت اين فشارهای شديد اين بود كه آخرين جلسه‌ای كه من با يارانم داشتم، تيراژش به صدهزار نفر رسيد. اين در حالی است كه رسانه‌های جمعی داخلی مرا تحريم كرده‌اند و كلمه‌ای حق ندارند بگويند. اين بود كه مبهوت شدند و ترسيدند كه اين جمعيت زياد با دست خالی، در مركز تهران می‌تواند برايشان عواقب وخيم داشته باشد. اين جلسه در ماه قبل در بزرگترين ورزشگاه سرپوشيده كشور به نام شهيد كشوری بود. امتداد جمعيت آمده بود به سمت دو ميدان كاظمی و جوانان و قسمتی از خيابان شريعتی. مراسم كاملا مذهبی بود. چون من اصلا طرفدار اسلام منهای سياست هستم. من و پدرم، كه از بزرگان علمای ايران بود و پنج سال قبل ايشان به طور مشكوك كشته شدند، از دنيا رفتند و قبرشان در مسجد خودشان در ميدان خراسان، مسجد نور بوده است كه اين قبر هم مورد حمله قرار گرفته و تخريب شده است. زائرانش به زندان می‌روند، آنها را به بند ۲۰۹ اوين كه محل شكنجه است می‌برند و اذيت می‌كنند و آزار می‌دهند و تعهد می‌گيرند كه ديگر به مزار ايشان سر نزنند
اجتماع ما باعث شد كه چند روز پس از مراسم به منزل پدر ما بين ساعت ۶ و ۷ يك روز شنبه نزديك به دو ماه قبل حمله كردند. منزل پدرمان را خرد كردند، عكسهای ايشان را شكستند، كمدها را خرد كردند. خيلی اموال از ايشان برند، چيزهايی، آثار عتيقی كه مربوط به خودشان و پدرشان بود. آثار عتيق دينی بود، كتابهای خطی بود كه يك سری اسناد در آن مربوط به هويت اسلام واقعی بود، اسلامی كه دور از سياست است. همه را بردند. خادم ايشان را، دختر و داماد ايشان را و نيز منشی و راننده ايشان را به همان بند مخوف ۲۰۹ بردند. مورد اذيت و آزار قرار گرفتند كه البته اينها بيرون آمدند، ولی هر كدام از اينها عوارضی گرفتند. خواهر من عوارض مغزی گرفته و بقيه هم مشكلات تنفسی و فلبی پيدا كرده‌اند
يعنی در آنجا شكنجه‌شان كرده‌اند.
كاظمينى بروجردی: آن روز به خانه ما ريختند و با فرياد ما اهالی محل و همسايه‌ها جمع شدند. كم كم نزديكان ما جمع شدند و مقاومت كردند. افرادی كه با لباس شخصی بودند از وزارت اطلاعات و دادسرای ويژه روحانيت متواری شدند و بعد نيروی انتظامی وارد شد. به زور مرا وارد منزل كردند. من می‌خواستم با آنها بروم، چون مسأله بايد بالاخره به جايی می‌كشيد. با گستاخی به منزل ما از ديوار وارد شده بودند. قفل منزلمان را شكسته بودند. دختران مرا تهديد كردند. اين مسائل كه پيش آمد ما سه چهار ساعت در خيابانهای اطراف بوديم. جمعيت جمع شده بود. من می‌خواستم به زندان بروم. مردم نمی‌گذاشتند. به منزل آمدم. از آن موقع به بعد هر شب به منزل نزديكانمان می‌روند، نصفه شب می‌روند، قفل می‌شكنند، با نردبان می‌روند، در خرد می‌كنند. رعب و وحشت را بسيار كرده‌اند. من حدود ۱۰۰ تلفنچی داشتم. كسانی بودند كه با جامعه ارتباط داشتند. هر روز با هزاران نفر رابطه داشتيم. همه اينها را گرفتند يا تحت تعقيب‌اند. بسياری از آنها به منزل نمی‌روند. در ميان عزيزان من يك خانم استاد دانشگاه بود كه بچه چهار ماهه داشت. بچه را همان ساعت يك نصفه شب از آغوشش كشيدند و ايشان را به همان جايگاه مخوف بردند. شير ايشان خشك شد و بچه هنوز ناراحتی روانی دارد كه چند روز از مادر جدا بوده است. در جاهای ديگر می‌‌رفتند و می‌زدند. پای يكی از نزديكانم را كه مقاومت كرده بودند خرد كردند.
به هر حال دعوای اصلی اينها اين است كه می‌گويند چرا تو دين منهای سياست را مطرح می‌كنی. اين خواست اكثريت مردم ايران است. مردم از بس مسائل سياسی ديده‌اند سياست‌زده شده‌اند. و رسانه‌های داخلی در اين باره كلمه‌ای نمی‌نويسند
خواست من اين است كه چون اطلاع‌رسانی به مردم ناممكن است لااقل جهان بداند كه اينها با ما چه می‌كنند. ما نه تروريست هستيم، نه سياسی. من در طول چهارده سال حركت مذهبی تبليغی به كسی توهين نكرده‌ام. الان دستور تيرباران برای من و خانواده‌ام هست. ۴۵ روز است كه از اتاقم بيرون نيامده‌ام. خانه در محاصره است. به جامعه جهانی بگوييد كه وظيفه داريد در قبال عدالت از ما دفاع كنيد. اين پيام ما را به سازمانهای بين‌المللی حقوق بشر برسانيد. من برای كشته شدن آماده‌ام. چند شب پيش برق منزل را قطع كردند و گفتند كه می‌خواهيم شما را بكشيم. من كفن پوشيدم و به در منزل رفتم با شمشيری كه از آبا و اجدادم به ارث رسيده است و گفتم من برای كشته شدن آماده‌ام. شما هر گونه كه می‌توانيد پيام ما را به جامعه جهانی برسانيد
آقای بروجردی، پس به نظرتان می‌آيد كه چون بسياری از مردم هم خواستار جدايی دين و دولت هستند است كه الان شما زير فشار هستيد؟
كاظمينى بروجردی: بله، چون ما تبلور اين حركت هستيم كه از دين سياسی دور هستيم و مردم به دور ما جمع می‌شوند، اينها ناراحت‌اند. از هر قشری را توانسته‌ايم جمع كنيم و اينها از همين نگران و ناراحت‌اند
پيوندی می‌بينيد بين فشار بر خودتان و بر شاگردانتان و فشاری كه چند ماه پيش بر دراويش گنابادی قم برای مثال دوارد آوردند؟
كاظمينى بروجردی: حركت ما از آنها كاملا جداست. آنها درويش‌اند. ما در مسير امامانمان هستيم. فكر می‌كنم آنها ما را خطرناكتر بدانند. چون در مورد آنها می‌گويند درويش‌اند، تمام شد. يك كلمه می‌گويند اينها صوفی‌اند و حركتشان جداست. اما بسيار سخت می‌توانند ما را محكوم كنند. چون ما از همان پيغمبر، از همان امام و از همان قران آنها دم می‌زنيم و برای همان فاطمه و علی آنها عزاداری می‌كنيم. اين است كه اين وصله‌ها را نمی‌توانند به ما بچسبانند. حركت ما فراگيرتر است و در نتيجه فشار بر ما بيشتر است. در جلسات من غالبا سنی، مسيحی، يهودی، لات، بدحجاب هم می‌آيد. چون من سانسور نمی‌كنم و می‌گويم كه خدا مال همه است
در ميان طرفداران شما جوانان هم زياد هستند؟
كاظمينى بروجردی: بله، اكثرا قشر دانشجو و جوان هستند
آيا هيچ مرجعی وجود ندارد كه شما بتوانيد پيش آن بخاطر فشارها و تهديدها شكايت ببريد؟
كاظمينى بروجردی: من در اين دو ماه نامه نوشتم به رهبری، به رييس قوه قضاييه و به رييس جمهور. هر بار كه نامه دادم اذيتها بيشتر شد. چون اينها در همه جا دست دارند و عمدتا مسؤوليت اين جنايات را بر عهده وزارت اطلاعات می‌دانم و دادسرای ويژه روحانيت
در گذشته هم، پيش از اين دو ماه، شما زير فشار بوده‌ايد برای مثال از طرف دادگاه ويژه روحانيت؟
كاظمينى بروجردی: بله، من دو بار از ناحيه آنها به زندان افتادم. يك بار در سال ۱۳۷۴ بود كه چند ماه زندان بودم. زندان مخوف و ناشناخته‌ای بود به نام توحيد كه احتمالا زندانی بازمانده از دوره رضاشاه بود. در پشت پستخانه مركز بود. در آنجا شكنجه‌های مختلف شدم. يك بار ديگر هم در سال ۱۳۷۹ بود كه در همين بند ۲۰۹ اوين بودم كه در آنجا از بس اذيتم كردند سكته كردم. الان هم عزيزان مرا به آنجا می‌برند و مورد اذيت و آزار قرار می‌دهند سر همين كه چرا شما می‌خواهيد استقلالی در ديانت داشته باشد. شما چرا همسو با ما نيستيد؟ يعنی اولين‌ترين اصل برای آزادى انسان اين است كه دينی را كه می‌خواهد داشته باشد. ما می‌خواهيم دينی داشته باشيم كه سنتمان بوده، از آبا و اجدادمان رسيده، مورد دخالت و تصرف كسی قرار نگرفته باشد. اينها ايران را محيط بسته كرده‌اند كه هيچ صدايی بيرون نرود. ما اصلا سياسی نيستيم. در طول اين چهارده سال يك بار وارد مسائل سياسی نشديم و زنده باد مرده باد نگفتيم. فقط به دنبال اهداف و سنت اجدادمان بوديم و كسانی كه در مسير عدالت خداوند را می‌پرستند. اگر مجامع بين‌المللی می‌توانند در باره اين مسائل به دولت ايران هشداری بدهند اگر نمی‌توانند صدای ما را به سازمان ملل يا جاهای ديگر برسانند

کورسوی پدیدار شده در بن بست اتمی رژیم فریبی بیش نیست

جعفر پویه
اکنون مشخص شده است که کورسوی پدیدار شده در بن بست اتمی رژیم که باعث شد بسیاری به امید توافق به آن دل به بندند، فریبی بیش نیست. پیشنهاد توقف دو ماهه غنی سازی که از جانب لاریجانی مطرح شده بود اکنون با شرط و شروطی همراه شده است که به هیچ وجه برای طرفهای مقابل قابل پذیرش نیست
در آخرین دیدار لاریجانی و سولانا، مذاکره کننده ارشد اتحادیه اروپا، لاریجانی لیستی از شرایط را روی میز می گذارد. او این پیش شرطها را خواسته ی رژیمش برای توقف دو ماهه غنی سازی اعلام می کند: "توقف کامل روند بررسی ایران در شورای امنیت، صرف‌نظر کردن از اعمال تحریم علیه تهران و به رسمیت شناختن حق رژیم ایران برای داشتن تکنولوژی سوخت هسته‌ای در خاک خود." به ظاهر لاریجانی حداقلهایی را باید در این میان مطرح می کرد اما او مواردی را در خواست کرده که کل خواسته رژیمش از طرفهای مورد مذاکره است. با توجه به این خواسته ها مشخص می شود که رژیم جمهوری اسلامی قصد کوتاه آمدن و یا رسیدن به توافق ندارد و خواهان ادامه وضعیت موجود است. وضعیتی که در یک حالت بینابینی قرار دارد و با توجه به مواضع کشورهای عضو گروه 5+1 و آمریکا و نظریات روسیه و چین، احتمال یک تصمیم قاطع همچنان در هاله ای از مه قرار دارد
اما چرا رژیم خواهان ادامه وضعیت موجود است؟ واقعیت این است که رژیم جمهوری اسلامی بیش از طرفهای خارجی خود می داند که در بین مردم ایران پایگاهی ندارد و موقعیتش بیش از آنچه که می نماید ناپایدار است. بنابراین او سعی دارد موقعیت بدست آمده از بحران اتمی را به یک فرصت تبدیل کند و با کشاندن آن به راس مسایل مربوط به خود، همچنان به سرکوب هار در داخل ادامه دهد. مشابه استفاده ای که از موقعیت به دست آمده در جنگ عراق کرد. یعنی، در حالی که به کش و واکش در مجامع بین المللی می پردازد، در داخل جنبش مردم را سرکوب کند و سرجنبانان آن را از دم تیغ بگذراند. کاری که در این مدت به آن مشغول بوده و همچنان ادامه دارد
در حالیکه رسانه ها به کورسویی در حل مشکل اتمی مشغولند، رژیم بی مهابا در داخل به سرکوب مشغول است. زندانیان سیاسی یکی بعد از دیگری به قتل می رسند، دستگیریهای بی سند و مدرک در جریان است. روزنامه ها یکی پس از دیگری توقیف می شوند و بساط اعدام و حکمهای سنگسار همچنان قربانی می گیرد. حمله به خانه های مردم برای جمع کردن آنتن ماهوارهای آنها شدت گرفته است و سرکوب کارگران و دستگیری فعالان آنها در اخبار بی رنگ جلوه می کنند و ...
با استفاده از مشغول کردن دیگران به بحران اتمی، رژیم از فرصت بدست آمده حداکثر استفاده را می کند تا جنبش مردم را بیش از همیشه ضعیف تر کند. این در حالی است که طرفهای غربی به این امر آگاه هستند و در مذاکراتشان هیچ اشاره ای به این موارد نمی کنند. یعنی، نقض حقوق بشر و بی حقوقی مردم ایران در مقابل بحران اتمی از ارزشی برخوردار نیست که به آن اشاره کنند
با این وضعیت باید به مجامع بین المللی فشار آورد تا به این بحران که در داخل به فرصتی برای سرکوب تبدیل شده است پایان دهند و تصمیمی قاطع اتخاذ کنند و یا این که همزمان نقض حقوق بشر و پایمالی حقوق حقه مردم ایران را در شرایط حل و فصل آن بگنجانند. وگرنه کش دادن این مذاکرات توسط سولانا برای پیدا کردن را حلی که موجود نیست، همدستی در سرکوب جنبش مردم ایران و محدود کردن مطبوعات و قتل زندانیان سیاسی است

یخ ابتکار جمهوری اسلامی در بلاد شیطان بزرگ نگرفت

منصور امان
بازاریابی حُجت الاسلام خاتمی در سفر غیر رسمی خود به ایالات مُتحده با کساد روبرو شُد. وی که از دیر باز شُهرت "ویترین جمهوری اسلامی" را یدک می کشد، با عرضه ی اجناس کُهنه ای که پیشتر و در دوران ماموریتهای رسمی اش به نمایش گُذاشته بود، نتوانست مُشتریان مُفیدی را به پیاده رو بکشد
آقای خاتمی که تاکید می کُند دارای هیچ پُست دولتی نیست، در برابر رسانه های آمریکایی همچون یک کارمند روابط عمومی دولت نظامی - امنیتی ظاهر شُد تا استدلالهای آقایان لاریجانی یا احمدی نژاد در مورد اهداف برنامه هسته ای "نظام"، ادامه دادن به مُذاکرات، حمایت از حزب الله لبنان و جُز آن را گاه با همان جُملات و عبارات تکرار کُند. در حالی که روند رویدادها و فاکتهای برآمده از آن، تایید یا تکذیب ادعاهای رهبر "اصلاح طلبان" جمهوری اسلامی را به سادگی مُمکن ساخته است، می توان به خوبی تصور کرد طرح مُجدد این موارد کُمک زیادی به گُشاد شُدن دریچه ورود او (گُفتُگوی تمدنها) به بازار کاهش فشار بر حکومت و ارایه چهره مُتفاوت از آن نکرده است
دُشواری کار حُجت الاسلام خاتمی در آرایش و روتوش سیاستهای تقریبا شناخته شُده "نظام" را از آنجا می توان دریافت که تبسُمهای پُر زحمت تنها پاسُخ او به سووالهای رو در روی شنوندگان خود یا خبرنگاران بود. اُرگان ولی فقیه، روزنامه کیهان مایل است در این رابطه "هوشیاری" آقای خاتمی را در فرار از "سووال پیچ شُدن و سوواستفاده" بستاید
لغو دیدار برنامه ریزی شُده حُجت الاسلام خاتمی و آقای کارتر یعنی، یک هدف اصلی تور "گفتگوی تمدُنها" که می بایست دمُکراتها را با چهره مُذاکره پذیر و بی آزار جمهوری اسلامی آشنا کُند، به خوبی نشان می دهد که یخ ابتکار "نظام" در بلاد "شیطان بُزُرگ" نگرفته است
در شرایطی که طاس ریخته و شُمارش آغاز گذشته، نه دعوت گُماشته ولی فقیه از رییس جمهور آمریکا به "مُناظره" و نه تقاضای دیدار "تدارُکچی نظام" از اپوزوسیون وی، می تواند اعلام نتیجه را به تاخیر بیاندازد

راز داری در قراردادهای نفتی به شيوه دوره های استعماری

سایت حکومتی عارف نیوز: قرارداد کرسنت که بر اساس آن ایران، ارزانترین گاز جهان را به کشور امارات صادر می کند ، از مسئله دارترین قراردادهای صنعت نفت و گاز کشور است که هر روز ابعاد جدیدی از آن هویدا می شود
یک کارشناس مسایل نفتی در این خصوص گفت: در طول دهه اخیر، و بر خلاف سالهای پیش از انقلاب ، قرارداد های نفتی محرمانه تلقی شده و در این خصوص ماده یا مواردی در متن قراردادها ذکر می شوند . این رویه موجب می شوند قراردادهای نفتی در دایره ای بسته و با حداقل نظارتهای رسمی یا عمومی منعقد شده و امکان بروز اشتباهات فنی و حقوقی و مالی یا حتی وقوع تخلف در آنها افزایش می یابد
این رویه بسیار غلط در قرارداد کرسنت نیز اعمال شده است . اما آنچه در بند 2_15 این قرار داد آمده است ، مانند بسیاری دیگر از موارد مندرج در قرار داد کرسنت ، نسبت به بسیاری از این قراردادها جنبه استثنایی داشته و ایران را در موقعیت سخت تری قرار می دهد
وی افزود: بنا به بند 1ماده 15 طرفین قرار داد حق ندارند اشخاص ثالث را از مفاد قرارداد مطلع کنند مگر به اندازه ای که برای اجرای قرار داد ضروری باشد. در بند 2ماده 15 نیز آمده است که سازمانها ی دولتی مربوط و مقامات دولتی اشخاص ثالث محسوب نمی شوند مشروط به اینکه آنها به راز داری ملزم باشند . بدین معنا که سازمانهای دولتی یا نظارتی ایران از قبیل مجلس شورای اسلامی و نمایندگان مردم سازمانهای نظارتی از قبیل دیوان محاسبات کشور ، سازمان حسابرسی ، سازمان بازرسی کل کشور ، حتی مقامات عالیه از قبیل ریاست جمهوری و..) چنانچه از این قرار داد و اطلاعات آن آگاه شوند ، اجازه ندارند آن را آشکار کرده و یا برای اطلاع عمومی منتشر سازند
وی اضافه کرد:این مقررات که با این کیفیت و شدت ، استثنايی و کم نظیر است ، حاکی از تلاش گسترده و یا علاقه مفرطی است که برای پنهان نگه داشتن این قرارداد وجود داشته است
وی در مورد این مقررات به نکاتی اشاره کرد و گفت: اولا با این شرط باطل و بی اثر است . زیرا شرکت ملی نفت ایران واجد این اختیارات نبوده است که از طرف اجزای دولت ایران (شامل قوای مجریه و مقننه و قضایه دستگاهای مقامات وابسته به آنها ) چنین تعهدی را امضاء کنند
وی افزود:همچنین از نظر شئون سیاسی دولت و حاکمیت ملی از شرکت ملی نفت ایران چگونه قابل توجیه بود که تمام ارکان و اجزای دولتی را در مقابل شرکت خصوصی واسطه ، در یک قرارداد متعهد به چنین شرطی کرده باشد
وی اضافه کرد: با گنجاندن این شرط در قرارداد ، در کنار سایر نقایص و ایرادات بزرگ این قرارداد که در قسمتهای قبلی گزارش گفته شوند ، با توجه به انتقادات این قرارداد ، بسیار قابل تامل است
وی خاطرنشان ساخت: باید توجه داشت که این نوع قرارداد ها اصولاً در عرصه بازار بین المللی نفت گاز مطلقاً پنهان نمانده و تمامی شرکتهای فعال صنعت نفت گاز و نیز دولتها و مؤسسات تحقیقاتی معمولاً از تمام یا اغلب جزئیات آگاهی میابند .بنابراین در خصوص محرمانه تلقی کردن این قرار داد ، این استدلال که محرمانه دانستن برای جلو گیری از آگاهی شرکای احتمالی آتی و ماننده اینهاست به همین دلیل محرمانگی این قرارداد ها و تلاش برای پنهان ماندن آنها معمولاً به هدف جلو گیری از اطلاع از منابع داخلی یا رسانه ها و مردم است . چنانکه در انجام وظیفه قانونی دیوان محاسبات کشور به پرونده کرسنت یا قراردادهای مشابه به دیگر، مقامات شرکتهای نفتی کشور مکرراً به بهانه محرمانه بودن قراردادها از ارسال آن خوداری کرده وبا سرپیچی از تکلیف قانونی خود ، مانع از انجام وطایف دیوان میشود
وی افزود: به عبارت دیگر روش متحده در خصوص پنهانکاری درعرصه قراردادهای نفتی منجر به این میشود که که نظام تصمیم گیری و اجرایی قراردادهای نفتی که مدیریت اصلی عظیم ترین ثروت استراتژیک بر عهده داشته وقراردادهای طولانی مدت 20_30 ساله به ارزش صد میلیارد دلار سرنوشت چندین نسل کشور را رقم میزند از نظارت سازمانهایی رسمی ومردم کاملاً دور ماند

Thursday, September 14, 2006

تداوم فشارها بر فعالین دانشجویی

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
بنا به اخبار رسيده روز گذشته كميسيون گزينش وزارت علوم در اقدامي كم سابقه از ثبت نام سه تن از فعالين دانشجويي دانشكده ي علوم سياسي كه در آزمون كارشناسي ارشد امسال حائز رتبه هاي برتر بوده اند خودداري كرده است
محمد نامي صابر،‌ محمدرضا هدايتي و سمانه اسدخاني سه دانشجويي هستند كه كميسيون گزينش، ثبت نام آنان را منوط به كسب اجازه از وزارت اطلاعات نموده است
اين اقدام در حالي صورت مي گيرد كه سال گذشته نيز پيمان عارف دانشجوي كارشناسي ارشد اين دانشكده كه در حال نوشتن پايان نامه ي خود بوده با شكايت شخص آيت الله عميد زنجاني و به دستور وزير علوم از دانشگاه اخراج شد
لازم به يادآوري است در خرداد ماه گذشته پس از بازنشستگي اجباري تعدادي از اساتيد با سابقه ي اين دانشكده اعتراضات دانشجويي طي چند روز متوالي در اين دانشگاه جريان داشت

نامه ای از زندانی سیاسی علیرضا کرمی خیر آبادی

فعالان حقوق بشر در ایران
به نام خدای هستی آفرین
سلامتی و درمان حق مسلم ماست
ما امروزه در دنیایی زندگی می کنیم که حقوق انسان ها ، در آن کاملا تعریف شده است . حتی انسان های مانند اینجانب علیرضا کرمی خیر آبادی ، که به دلیل مخالفت با سیاست های دولت جمهوری اسلامی ایران به اعدام محکوم گشته و هم اکنون به عنوان یک زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج ( گوهر دشت سابق ) تحمل حبس می کنم و از حقوق تعریف شده در میثاق های بین المللی برخوردار می باشم ، که خوشبختانه دولت جمهوری اسلامی ایران نیز اکثر آنها را امضا نموده و متعهد به انجام آنهاست یکی از ابتدایی ترین این حقوق انسانی بنده به عنوان یک زندانی سیاسی ، حق دسترسی به مراکز درمانی ، و درمان بیماری های که به آنها مبتلایم کرده اند می باشم
اکنون حدود 8 سال است که بنده در زندان های رژیم اسیر بوده و یکبار هم برای اجرای حکم اعدام ، تا سحرگاه در سلول انفرادی به رهایی اندیشیده ام و حدود 7 سال است که از تورم حاد پروستات به شدت رنج می برم البته این تنها بیماری جسمی اینجانب نبوده و بنده در حال حاضر از آرتروز مهر های کمر و هر دو زانو ، از دست دادن شنوایی گوش راست ، تورم در شبکه چشم چپ که در زیر شکنجه اتفاق افتاده ، نارسایی در صحبت کردن و ضعف دست و پای راست و زبان در اثر سکته مغزی که به من تحمیل شد نیز معذب هستم
همه اینهائی که گفتم بیماری های جسمی اینجانب بود و خدا می داند که در این 8 سال با توجه به جنگ های روانی بسیاری که در شکنجه گاه ها با من شده ترور برادرم رضا کرمی خیر آبادی در مورخه 3 دسامبر 2003 در اسلو مرکز کشور نروژ و پسرم امید کرمی خیر آبادی که رژیم ادعا دارد که در ترکیه خودکشی کرده است چه بر سر روح و روانم آمده است ، همچنین زیر ماشین رفتن دخترم نگار کرمی خیر آبادی و شکسته شدن هر دو پای او که تا کنون چندین عمل جراحی روی پاهایش انجام شده و هنوز بهبود نیافته و از تحصیل هم عقب افتاده است . از همان روز اول در رابطه با موضوع پروستات پزشک متخصص اورولوژی در بیمارستان زندان ضمن تجویز مقداری داروی مسکن (prazosim قرص ) برای من عمل جراحی نیز تجویز نمود و تمام مراحل لازم برای جراحی پروستات از جمله رادیو لوژی ، سونوگرافی و آزمایش خون و غیره در زندان صورت پذیرفته و تقریبا تا پشت درب اتاق عمل رفتم . ولی پزشکان عضو شورای پزشکی بیمارستان زندان رجایی شهر اظهار نظر کرده و متّفق القول هستند که اینجانب می بایستی در یک بیمارستان مجهز در خارج از زندان تحت عمل جراحی قرار بگیرم
اکنون مدت 7 سال از بیماری بنده میگذرد و علی رقم آنکه تمام پزشکان زندان رجایی شهر کرج رای به بستری شدن و عمل جراحی من در بیمارستانی مجهز در خارج از زندان داده اند ، متاسفانه وزارت اطلاعات و علی ظاهر قوه قضائیه به دلیل جرم سیاسی و محکومیت اعدام که من با آن روبرو هستم اجازه خروج از زندان را به منظور عمل جراحی و معالجه در بیمارستان های داخل شهر را به من نمی دهند . و به تازگی نیز بهداری زندان همان داروهای مسکن را قطع نموده و می گویند که زندان ، دیگر بودجه ای برای تهیه داروی بنده ، در اختیار آنها نمی گذارند . این در حالی است که در زندان مزبور ، زندانیان خطرناک که هر کدام به چند فقره قتل محکوم می باشند در مواقع بیماری به تشخیص پزشکان زندان به راحتی به بیمارستان های مجهز در خارج از زندان اعزام شده و تحت مداوا قرار می گیرند
مضافاً آنکه قوه قضائیه به خاطر ترور برادرم عبدالرضا کرمی خیر آبادی و ترور پسر بزرگم امید کرمی خیر آبادی ، ازدواج دختر بزرگم و زیر ماشین رفتن دختر کوچکم حاضر نشد ولو برای 24 ساعت برای من مرخصی بدهند
در صورتی که مرخصی مزبور در ارتباط با فوت بستگان درجه یک طبق کنوانسیون ژنو حتی به اسیر جنگی نیز تعلق می گیرد این ظلم قوه قضائیه و اطلاعات علی الخصوص در رابطه با عدم شرکت من در مراسم تدفین پسرم که هنوز هم بعد قریب یکسال قبر او را زیارت نکرده ام . به شدت موجب نارضایتی من شده و این موضوع را برای من روشن کرد که رژیم به افرادی که سکوت می کنند بیشتر زور می گوید و ظلم می کند و خودش باعث می شود تا افرادی مثل من در مقابل آنها واکنش نشان بدهند
در نهایت من از تمامی فعالان مستقل و ارگان های حقوق بشری تقاضا دارم هر کاری که در مورد امراض جسمی و فشار های روحی و احقاق سایر حقوق انسانی من و سایر زندانیان سیاسی از دستشان بر می آید دریغ نورزند
با تشکر علیرضا کرمی خیر آبادی زندان رجایی شهر ( گوهر دشت ) کرج 6/6/1385زنده باد ایران

Tuesday, September 12, 2006

احضار و پرونده سازی گسترده برای دانشجويان

سایت آسمان نیوز
طي دو هفته گذشته کميسيون گزينش وزارت علوم، در اقدامي غيرقانوني تعدادي از دانشجويان دانشگاه تهران را احضار و مورد بازجويي قرارداده است. کميسيون گزينش در حالي دست به اين اقدام مي زند که عده اي ديگر از دانشجويان اين دانشگاه همچنان در مسير هاي کميته انضباطي در رفت آمد هستند و پرونده هاي ده ها دانشجوي دانشگاه امير کبير هم در دست بررسي است
کميسيون گزينش
کميسيون گزينش وزارت علوم که سال گذشته و بعد از روي کار آمدن دولت احمدي نژاد در وزارت علوم فعال شده ، بارها فعالان دانشجويي را احضار و پرونده هايي براي آنها باز کرده است. اين نهاد که به حراست وزارت علوم و وزارت اطلاعات وابسته است در دو هفته گذشته بيش از ده تن از فعالان دانشجويي جمهوريخواه دانشکده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران را که در سال جاري در کنکور کارشناسي ارشد پذيرفته شده اند، براي بازجويي به طبقه دوم سازمان سنجش آموزش کشور، محل اسقرار اين کميسيون، احضار کرده است
در بازجويي هاي طولاني از دانشجويان، نوع ارتباطاتشان با ديگر فعالان دانشجويي و دانشجويان جمهوريخواه دانشگاه تهران مطرح شده است. بازجويان مستقر در کميسيون گزينش وزارت علوم در نهايت پس از اخذ تعهد عدم فعاليت سياسي ، احضارشدگان را با وعده بررسي بيشتر بر اساس بازجويي هاي به عمل آمده و احتمال ثبت نامشان در ۲هفته آينده – زمان ثبت نام پذيرفته شدگان کنکور کارشناسي ارشد- آن هم به صورت مشروط به عدم فعاليت سياسي از مکان بازجويي آزاد کرده اند
محمد نامي صابر، محمدرضا هدايتي و سمانه اسدخاني از اعضاي جمهوريخواه دانشکده حقوق دانشگاه تهران از جمله احضار شدگان به کميسيون گزينش هستند که در سال هاي گذشته، از اعضاي نشريات دانشجويي تابوت و هوده بوده اند
گفتني است فشارها در اين دانشکده محوري دانشگاه تهران به احضارها و فشار بر دانشجويان پسر محدود نبوده و در هفته هاي اخير بيش از ۱۵ تن از فعالين دانشجويي دختر در دانشکده حقوق نيز به کميته هاي انضباطي احضار شده اند
بدين ترتيب کميسيون گزينش وزارت علوم در بين نهادهاي امنيتي قرار مي گيرد که با هماهنگي وزارت اطلاعات قصد جلوگيري از تحصيل دانشجوياني را دارد که نسبت به سياست هاي نظام انتقاد دارند
کميته هاي انضباطي
و اما کميته هاي انضباطي طبق روال هميشگي خود همچنان درگير احضار دانشجويان و برخورد با آنها هستند. هنوز پرونده احضار بيش از 25 دانشجوي دانشگاه پلي تکنيک تهران بسته نشده که طي روزهاي گذشته ده ها دانشجوي ديگر در دانشگاه تهران به کميته انضباطي احضار شده اند . اسامي بعضي از دانشجوياني که گاها چند بار به اين کميته احضار شده اند بدين شرح است
سارا سعيدي (روانشناسي )، هومن بخش علي زاده، رضا قاضي نوري، بهنام سپهرمند، عيسي عادلي، ميثم قاسمي، مصطفي کوهي ( مديريت )، فاطمه هزار خاني، مصطفي احمدزاده، فرهاد قربان زاده، احسان جوانمرد، شاهو رستگاري، سحر رضازاده، پگاه حمزه اي، زينب پيغمر زاده، مجتبي بيات، فريد هاشمي، نعيمه علي پور (علوم اجتماعي )، احسان دولتشاه، احمد خداداد ( ادبيات )، اميراحمد انواري، محسن پروند ( علوم پايه )، احمد عشقيار، کيوان اسلامي (فني)، آناهيتا حسيني، سمانه مرادياني، تهمينه مرادي، ساناز فاتح، هدي توحيدي، پريسا نصر آبادي، هستي بزرگنيا (حقوق و علوم سياسي )، خانم کبيري ، خانم ميرزايي
در همين حال براي 25 نفر از اعضاي فعلي و سابق انجمن دانشجويان دانشگاه اميركبير که به بهانه اعتراضات گسترده دانشجويان اين دانشگاه در خردادماه گذشته، در هفته هاي اخير به كميته انضباطي اين دانشگاه فراخوانده شده بودند ، حکم هاي تعليق از تحصيل صادر شده است
اسامي 25 دانشجوي دانشگاه پلي تکنيک که احضاريه به دست آنها رسيده، به اين شرح اعلام شده است: علي عزيزي، آرمين سلماسي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، احسان منصوري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي صابري، علي کميجاني، سهيل ضيائي، نسيبه حاجيلري، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي، عليرضا قره گزلو، مهدي مشايخي، متين مشکين، مصطفي غفوري، توحيد علي اشرفي، سميه ميرآشه و حامد ابراهيمي
انجمن اسلامي دانشجويان دموکراسي خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران هم دو روز پيش در بيانيه اي خبر از احضار بيش از 40 دانشجو به کميته هاي انضباطي داد: اخبار رسيده به ما حاکي از احکام شديد صادره توسط کميته انضباطي عليه فعالين دانشجويي و احضار خانواده هاي اين دانشجويان به دانشگاه براي توجيه (؟!) اين خانواده ها و به قصد تحت فشار رواني قرار دادن نيروهاي تحول طلب است و اين در خواسته مسوولين دانشگاه در حفظ آرامش کاملا مشهود مي باشد. برنامه هاي نخ نما و پوسيده اي که جز از تفکرات دگم مهرورزانه بيرون نمي آيد و ديگر اين حنا رنگ ندارد
در بخشي ديگر از بيانيه اين تشکل دانشجويي آمده است: شگفتا که مسئولان دانشگاه همواره در مصاحبه ها سعي بر آرام نشان دادن فضاي دانشگاه و احترام به حقوق دانشجويان داشته و با يادآوري وضعيت بحراني کشور در زمينه پرونده هسته اي، طيف ها و تشکل هاي تحول خواه حاضر در دانشگاه را به هم صدايي و حفظ آرامش يک طرفه فرا مي خوانند و حال آنکه احضار طيف وسيعي از نيروهاي سياسي دانشگاه تهران که حتي برخي در شرف فارغ التحصيلي قرار دارند، گوياي سخن ديگري است. سئوال ما اين است که احضار فله اي دانشجويان به کميته هاي انضباطي مخل امنيت و آرامش دانشگاه نيست؟ گذشته از اين، نحوه احضار و برخورد اعضاي کميته هاي انضباطي با دانشجويان خود گوياي مساله ي ديگر است. برخورد هاي دور از شان و منزلت دانشجو با فعالين دانشجويي توسط بازجويان (؟!) کميته انضباطي کم کم تحمل ناپذير بنظر مي رسد
انديشه حذف
نهادهاي امنيتي با احضار هاي گسترده دانشجويان در تهران و شهرستان ها به کميته هاي انظباطي و با فعال نمودن کميسيون گزينش وزارت علوم در همين راستا، دور جديدي از برخوردهاي حذفي دانشجويان را آغاز کرده اند. اين اقدامات بيش از پيش دانشجوياني را هدف قرار مي دهد که پس از اخذمدرک کارشناسي در آزمون کارشناسي ارشد نيز پذيرفته شده اند. از اين رو به نظر مي رسد نهادهاي امنيتي در جهت اجراي سياست هاي دولت جديد به منظور ايدئولوژيک کردن دانشگا هها و تصفيه آن از دانشجويان منتقد و دگرانديش به هر تلاشي دست مي زنند
رئيس جمهور، روز سه شنبه گذشته، در سخناني خواستار تغيير نظام آموزشي شده بود. احمدي نژاد در صحبت هاي خود نسبت به خطرات انديشه سکولار در بين استادان و دانشجويان هشدار داد و از دانشجويان خواست که عليه انديشه هاي ليبرال و اقتصاد ليبرالي اعتراض کنند و حتي فرياد بکشند. احمدي نژاد انديشه سکولار را استکباري ناميد و آن را محصول نظام آموزشي سکولار دانست که به قول او در ايران سابقه 150 ساله دارد و هزاران استاد و متخصص داراي درجه دکترا تربيت کرده است
آنچه احمدي نژاد مي گويد سياستي است که نهادهاي امنيتي در يک سال گذشته در پيش گرفته اند. از اخراج اساتيد و دانشجويان گرفته تا بازداشت و احضار آنها، تداوم زنداني کردن دانشجوياني چون احمد باطبي و موارد مشابه ديگر

Friday, September 08, 2006

بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان اوین

از سایت آسمان نیوز:
بي گناهي ، كم گناهي نيست در ديوان عشق ...
هنوز چندي از اعدام جوان انقلابي حجت زماني نگذشته بود كه اكبر محمدي دانشجوي به زنجير كشيده را در اوين و در برابر ديدگان ما به قتل رساندند. و هنوز ماهي از اين واقعه نگذشته بود كه شنيديم ولي الله فيض مهدوي را در زندان رجائي شهر كشتند
آه از اين همه شقاوت ... و واي از اين همه وقاحت !!
جانیان و مسولین این قتلها بدانند كه خون سرخ زماني ها ، محمدي ها و فيض مهدوي ها چون ستاره اي در آسمان ايران جاودانه بوده و راه و مسير مبارزه ما را روشنتر ، بديع تر ، و مسئولانه تر مي نمايد
ما زندانيان سياسي زندان اوين ضمن تسليت به خانواده فيض مهدوي و به مردم ايران ، از سازمان هاي حقوق بشري و نهادهاي مردمي در سراسر جهان خواستاريم كه به هر نحو ممكن مسئولين اين جنايات را به دادگاه هاي بين المللي كشانده و نگذارند كه خون پاك آنها پايمال شود
جمعي از زندانيان سياسي زندان اوين17/6/85 - تهران

خطاب به مجامع و سازمانهای مدافع حقوق بشر


کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
با گذشت قريب به يک ماه از مرگ اكبر محمدي، زندان­هاي ايران باز هم قرباني گرفت. ولي­الله فيض مهدوي پس از 9 روز اعتصاب غذا در زندان رجايي­شهر جان سپرد.
فيض مهدوي در حالي درگذشت كه عليرغم مطرح نمودن خواست خود مبني بر ديدار با وكيل مدافعش، تا لحظه­ي مرگ از ديدار وي محروم بود. خواسته ای که جزء حقوق اولیه زندانی به شمار میرود و عدم توجه مسئولین زندان به این خواسته نشان دهنده اعمال غیر قانونی است که منادیان قانون در زندانها انجام میدهند.
نكته­ي در خور تأمل اينست كه مسئولين زندان با مطرح نمودن ادعاي خودكشي فیض مهدوی سعي در وارونه جلوه دادن حقيقت دارند و در اين راستا طي روزهاي گذشته همبندان وي به سختي تحت فشار و حتي تطميع مأموران امنيتي بوده­اند تا بر خودكشي وي صحه بگذارند. عجيب آنكه حتي خبرگزاري BBC نيز در گزارش خود اظهار داشته كه: "يك عضو سازمان مجاهدين خلق در زندان خودكشي كرد". در حالي كه همگان و به ويژه همبندان فيض مهدوي قاطعانه بر اين نكته پایفشاري مي­كنند كه اعتصاب غذا و نيز سهل­انگاري مسئولين زندان منجر به مرگ وي شد.
زندانيان در ایران از حق معالجات ضروري پزشكي و مرخصي جهت مداواي خود محرومند. چه از جهت بيماري­هاي شخصي و چه ضايعاتي كه بر اثر ضرب و شتم و شكنجه در زمان بازجويي و پس از آن بدان دچار شده­اند.
اكبر محمدي در اعتراض به عدم برخورداري از مرخصي استعلاجي دست به اعتصاب غذا زد. وي در نتيجه شكنجه­هايي كه در بازداشتگاه توحيد و زندان اوين متحمل شده بود، از ناراحتي ستون فقرات رنج مي­برد و مسئولين زندان با بي­توجهي به خواست وي و كوتاهي در رسيدگي و مراقبت پزشكي مرگ وي را باعث شدند.
به رغم ممنوعيت در بكار بردن چشم­بند و نيز ضرب و شتم زندانيان برطبق قانون، علي­اكبر موسوي خوئيني­ها، نماينده­ي مجلس ششم در پي خودداري از استفاده از چشم­بند، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و هم اکنون به مدت ۸۴ روز است که در سلول انفرادی به سر میبرد.
احمد باطبی پس از سپری کردن ۶ سال حبس ، همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و مورد بازجویی قرار میگیرد. کیوان رفیعی، فعال حقوق بشر که تنها به اطلاع رسانی در مورد وضعیت زندانهای ایران میپرداخته است، هم اکنون حدود 2 ماه است که در زندان نگهداری میشود.
امید عباسقلی نژاد در حالی که قصد شرکت در مراسم گرامیداشت اکبر محمدی را داشته، بازداشت و بیش از یک ماه است در بند وزارت اطلاعات در اوین به سر میبرد. و اين­ها تنها نمونه­هايی است كوچك از نقض گسترده و مستمر حقوق زندانيان.
مرگ 2 زندانی سیاسی در فاصله یک ماه به دلیل اعتصاب غذا، این بیم را در میان خانواده ها و مجامع پیگیرحقوق بشر بوجود آورده که پس از این بازهم شاهد قربانی شدن زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی به دلیل بی توجهی مسئولین مربوطه و تشدید فشارها بر آنان، باشیم.
كميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر بار ديگر نگراني فزاينده خود را نسبت به وضعيت زندانيان سياسي در کلیه زندانهای ایران اعلام داشته و خواهان اقدامات ذيل در جهت رعايت حقوق زندانيان است :
۱. استقرار ناظر دائمي شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ایران
۲. اعزام هيأتي با اختيارات كافي به تهران جهت رسيدگي به شرايط زندانيان سياسي، دريافت ليست كامل زندانيان و بازديد از زندان­ها و بازداشتگاه­هاي سراسر كشور
در اين زمينه خواستار تلاش و اقدام مصرانه مجامع و نهادهاي اجتماعي و نيز داعيان و بانيان حقوق بشر مي­باشیم