پاسُخی برای ریشخند بالفعل خود
منصور امان
نمایندگان 5 عضو دایمی شورای امنیت و آلمان روز سه شنبه با مسوول پرونده هسته ای رژیم مُلاها دیدار کردند تا پاسُخ رسمی جمهوری اسلامی به بسته بین المللی پیشنهادی را دریافت کُنند. آنچه که آقای لاریجانی به جای پاسُخ روشن به آنها ارایه کرد، به نظر نمی رسد در پایتختهای کشورهای مزبور شگفتی زیادی را برانگیزد
با وجود آنکه هنوز محتوای چیزی که جمهوری اسلامی مایل است آن را "پاسُخ" مُعرفی کُند، اعلام نگردیده است، با این وجود و با توجه به سُخنان مقامات دو طرف می توان از هم اکنون این امر را قطعی دانست که رژیم مُلاها عامدانه از کنار کانونی ترین محور بسته پیشنهادی یعنی، تعلیق غنی سازی که هر گونه مُذاکره در باره تشویقهای اقتصادی و تکنولوژیک بدان مشروط گردیده، گُذشته است
به جای آن، رهبران و پایوران حکومت، وقت خود را ردیه نویسی گُذرانده و آنگونه که بر می آید، با یک بسته پیشنهادی مُتقابل، بهترین صحنه پردازی را برای ریشخند بالفعل خود و به تمسخر گرفته شُدن بالقوه طرفهای خارجی (در صورتی که آن را جدی بگیرند) فراهم کرده اند. فیل دیگری که جمهوری اسلامی در حضور نمایندگان 1+5 به هوا فرستاده، پیشنهاد انجام "مُذاکره جدی" است. گویا آقای لاریجانی تصور می کُند تا کنون مُذاکرات و چانه زنیهای هسته ای در قهوه خانه بارگاه ولایت جریان داشته و چیزی از مباحث آن و از جُمله ورود شورای امنیت به بُحران، احتمال تحریم اقتصادی و حتی تهدیدهای آشکار و پنهان به اقدام نظامی، نباید "جدی" انگاشته می شُده است
ترفند جمهوری اسلامی نمایش آمادگی برای "مُذاکره" و دُرست کردن محمل برای باور پذیر کردن آن است. حال این که طرح چُنین موضوعاتی تا چه اندازه از اصل موضوع فاصله داشته باشد، موضوعی نیست که رژیم مُلاها را به اندیشه وا دارد. رژیم ولایت فقیه روی ریل تصادُم رو به رو حرکت می کُند و این را خود می داند، شاید حتی بهتر از برخی شُرکای پیشین خود
وضعیت باخت - باخت برای رژیم ولایت فقیه
جعفر پویه
پاسخ رژیم جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی 5+1 در حالی ارایه گردید که به دلیل صدور قطعنامه لازم الاجرای شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد توقف غنی سازی اورانیوم، تقریبا این پاسخ چندان تاثیری در روند جریانات ندارد. هرچند لاریجانی و رژیمش خود را آماده مذاکره معرفی می کنند اما توقف غنی سازی که موضوع قطعنامه است همچنان به قوت خود باقی است
رژیم تا کنون ماجرا را به صورتی پیش می برد که امکان هر نوع مانوری را برای شانه خالی کردن از زیر بار توافقات میسر می کرد اما اکنون از سوی حریف، بازی به صورتی طراحی شده است که باند بازان عرصه سیاست به هر طرف که بپیچند، با مانعی از قبل محاسبه شده مواجه می شوند. احمدی نژاد و ولایت فقیه رژیم که سرنوشت خود را به پیشبرد پروژه ساخت بمب اتمی گره زده اند، ناتوان از مدیریت این بحران، در گردابی افتاده اند که دست و پا زدنهای بیشتر آنان به فرو رفتن هرچه عمیق تر شان خواهد انجامید. پاسخ رژیم به جز توقف بدون قید و شرط غنی سازی هرچه که باشد نمی تواند هیچگونه توقفی در ادامه کار شورای امنیت ایجاد کند
هر چند بازی با کلمات و جستن خلاء قانونی و آیین نامه ای در برخورد سازمانهای بین المللی با این موضوع می تواند بحث و کشمکش برانگیزد اما نمی تواند انحرافی در مسیر از قبل طراحی شده ایجاد کند. زیرا در صورت ناموفق شدن برنامه و پیشنهادات کشورهای 5+1، شورای امنیت در انتظار اجرای تنبیهاتی است که در ادامه قطعنامه شروع خواهد شد. شروع این مرحله می تواند کار را به جایی برساند که بعد از پذیرش همه پیشنهادات و گردن گذاری به همه خواسته های جامعه جهانی، آمریکا به عنوان یکی از کشورهایی که حق وتو و قدرت بسیار زیادی در شورای امنیت دارد، همه حسابهای کهنه را به روی میز بکشد و تسویه آنها در سر رسید باز پرداخت، رژیم ملایان را مجبور به انجام خواسته ها و پایمالی بسیاری از ارکان غیرقابل جایگزین خود بنماید
با توجه به موقعیت پیش آمده و واگذاری میدان از طرف پادوهای ولایت فقیه به طرف مقابل، به نظر می رسد که عربده کشان بحران ساز در وضعیت غیر قابل برگشتی قرار دارند. حالتی که موقعیت باخت - باخت بیشتر برازنده آنست
دست و پا زدن با خاتمی
لیلا جدیدی
چرا این روزها خاتمی رییس جمهور پیشین و بس تدارکچی "اصلاح طلبان" که در دوران ریاست خود با پس گردنیهای باند خامنه ای ساخت و دم نزد، مانند احمدی نژاد، پادوی جدید خامنه ای میل وافری به سیر و سفر پیدا کرده است؟ آیا فرا رسیدن موعد اجرای قطعنامه شورای امنیت با این سفر ها ارتباط دارد؟
خاتمی از یک سو جا پای خود را برای سفر به واشنگتن باز می کند و از سوی دیگر در سمینار سازمان ملل در ژاپن شرکت می کند تا اطمینان دهد:"ایران اشتیاق و علاقه ای به ساخت بمب اتم ندارد
جمهوری اسلامی برای فرار از فشارهای در راه، همه درهایی که باز گذاشتن شان بی خطر است را گشوده تا با حیله گری، جامعه جهانی را فریب داده و افکار عمومی را مخدوش کند
برای پیشبرد این کار چه کسی بهتر از خاتمی که در فریبکاری آزمایش خود را با موفقیت پس داده است. او نقشی که در دوران "مردمسالاری دینی" و "جامعه مدنی" بازی کرد را امروز چند پله پایین تر دوباره عهده دار شده است. خاتمی و دیگر مزدورانی که می گویند: "به فن آوری هسته ای تولید آب سنگین دست یافته ایم" (علی عسگری)، "ممکن است ملت ما از دولت بخواهند سلاح هسته ای داشته باشد" (محمدرضا باهنر) و "به پیشرفتها و دست آوردهای جدید در عرضه هسته ای دست یافته ایم (غلامحسین الهام)، سوراخها را پر می کنند
وظیفه مشترک خاتمی و باهنر، ارسال پیامهای متناقضی است که با آن جامعه جهانی و افکار عمومی گمراه و به بازی گرفته شوند. این یعنی همان تاکتیکهای گذشته که امکان هشت سال صدارت خاتمی و تحویل بی دردسر آن به احمدی نژاد را فراهم کرد
مثالی هست که می گوید، یک بار گفتی باور کردم، بار دوم گفتی شک کردم، بار سوم که گفتی فهمیدم دروغ می گویی
از معجزات رییس جمهور مکتبی: غیب کردن میلیاردها دلار و تومان
جعفر پویه
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت آن چنان از بر افتادن پرده اختلاس رییس جمهور مکتبی برآشفته است که فرمان گوشمالی افشا کنندگان را به مرتضوی می دهد. الهام و همسرش که در ذکر کرامات پادو باندهای دزد و کلاه بردار، چنان وقیحانه رفتار می کنند که صدای مداحان دست دوم و اول را نیز درآورده اند، چاره کار را تنها در بستن دهان افشاگران می بینند. زیرا مفقود شدن بیش از سیصد میلیارد تومان در شهرداری پایتخت در زمان تصدی مکتبیون ولایت مدار، تنها بخشی از کوه یخی است که کم کم به سطح آب رانده می شود
پروژه منو ریل تهران و بذل و بخشش از کیسه مردم و تقسیم قراردادهای میلیاردی گاز و نفت بین وابستگان نیز در برابر آنچه این روزها در گزارش دیوان محاسبات آمده، همچون مقایسه نخودی است با کوهی عظیم
طبق گزارشات منتشر شده در تفریق بودجه سال 83، مبلغ شش میلیارد دلار مفقود شده و برای آن سندی موجود نیست. آری، در عین غیر قابل باور بودن اتفاق افتاده است، شش میلیارد دلار از محل فروش نفت دود شده و به هوا رفته است
شاید در ظاهر بشود تصور کرد که در درگیری باندهای حکومتی هر طرف برای دیگری مایه می گیرد و سعی در بدنام کردن آن داشته باشد اما آیا می شود باور کرد که چنین مبلغی از محل درآمد عمومی کشور مفقود شود و نتوان ردی از آن پیدا کرد؟ از همه جالبتر استدلال "کاردر"، مسوول وقت امور مالی شرکت نفت ایران است. او پس از توضیح اینکه پول نفت فروخته شده در اسفندماه در ماه فروردین وصول می شود می گوید:"بنابراین باید به درآمدهای سال 83، معادل 3/2 میلیارد دلار نفت فروخته شده در اسفند 82 اضافه شود و از درآمدهای همین سال، معادل 6/2 میلیارد دلار کاسته شود زیرا این 6/2 میلیارد دلار در سال 84 وصول شده و جزء درآمدهای سال 84 بوده است که با این حساب، 300 میلیون دلار دیگر از درآمدهای سال 83 کسر می شود و بدین ترتیب رقم نهایی درآمدهای نقدی حاصل از فروش نفت در سال 83 حدود 7/28 میلیارد دلار می شود
بدون هرگونه توضیح می توان حدس زد که محصل دوره ابتدایی هم به این استدلال خواهد خندید، چون پرتقال فروش پیداست
اما عشرت شایق که از مدافعین باند مکتبی است هم استدلال خود را دارد. او می گوید:"حالا وزارت نفت یک تخلفی کرده و دیوان محاسبات آن را کشف کرده است، سوال من این است که چرا صدایی از کمیسیون برنامه و بودجه، انرژی و اقتصاد بلند نمی شود؟
عنایت دارید؟ "حالا وزارت نفت یک تخلفی کرده و دیوان محاسبات آنرا کشف کرده است" آری سالهاست که دست دزدان و دلالان این گونه در کیسه ملت است و کسی نمی تواند به آنان از گل نازکتر هم بگوید و گرنه سخنگوی دولت به دادستان دستور خواهد داد تا تکلیفشان را مشخص کند
اما همان روزهایی که احمدی نژاد به معرفی وزرایش پرداخت، مدتها وزارت نفت بی وزیر بود و در همان زمان به این موضوع که زیر این کاسه بی یقین نیم کاسه ای هست، اشاره ها رفت. اما اکنون که رییس جمهور ذاکر و صاحب کرامات که نور او را در پشت میز خطابه سازمان ملل احاطه می کند، می تواند ادعای غیب کردن میلیارها دلار و تومان به صورتی که هیچ ردی از آن باقی نماند را نیز جزو معجزات خود در کارنامه اش ثبت کند
منصور امان
نمایندگان 5 عضو دایمی شورای امنیت و آلمان روز سه شنبه با مسوول پرونده هسته ای رژیم مُلاها دیدار کردند تا پاسُخ رسمی جمهوری اسلامی به بسته بین المللی پیشنهادی را دریافت کُنند. آنچه که آقای لاریجانی به جای پاسُخ روشن به آنها ارایه کرد، به نظر نمی رسد در پایتختهای کشورهای مزبور شگفتی زیادی را برانگیزد
با وجود آنکه هنوز محتوای چیزی که جمهوری اسلامی مایل است آن را "پاسُخ" مُعرفی کُند، اعلام نگردیده است، با این وجود و با توجه به سُخنان مقامات دو طرف می توان از هم اکنون این امر را قطعی دانست که رژیم مُلاها عامدانه از کنار کانونی ترین محور بسته پیشنهادی یعنی، تعلیق غنی سازی که هر گونه مُذاکره در باره تشویقهای اقتصادی و تکنولوژیک بدان مشروط گردیده، گُذشته است
به جای آن، رهبران و پایوران حکومت، وقت خود را ردیه نویسی گُذرانده و آنگونه که بر می آید، با یک بسته پیشنهادی مُتقابل، بهترین صحنه پردازی را برای ریشخند بالفعل خود و به تمسخر گرفته شُدن بالقوه طرفهای خارجی (در صورتی که آن را جدی بگیرند) فراهم کرده اند. فیل دیگری که جمهوری اسلامی در حضور نمایندگان 1+5 به هوا فرستاده، پیشنهاد انجام "مُذاکره جدی" است. گویا آقای لاریجانی تصور می کُند تا کنون مُذاکرات و چانه زنیهای هسته ای در قهوه خانه بارگاه ولایت جریان داشته و چیزی از مباحث آن و از جُمله ورود شورای امنیت به بُحران، احتمال تحریم اقتصادی و حتی تهدیدهای آشکار و پنهان به اقدام نظامی، نباید "جدی" انگاشته می شُده است
ترفند جمهوری اسلامی نمایش آمادگی برای "مُذاکره" و دُرست کردن محمل برای باور پذیر کردن آن است. حال این که طرح چُنین موضوعاتی تا چه اندازه از اصل موضوع فاصله داشته باشد، موضوعی نیست که رژیم مُلاها را به اندیشه وا دارد. رژیم ولایت فقیه روی ریل تصادُم رو به رو حرکت می کُند و این را خود می داند، شاید حتی بهتر از برخی شُرکای پیشین خود
وضعیت باخت - باخت برای رژیم ولایت فقیه
جعفر پویه
پاسخ رژیم جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی 5+1 در حالی ارایه گردید که به دلیل صدور قطعنامه لازم الاجرای شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد توقف غنی سازی اورانیوم، تقریبا این پاسخ چندان تاثیری در روند جریانات ندارد. هرچند لاریجانی و رژیمش خود را آماده مذاکره معرفی می کنند اما توقف غنی سازی که موضوع قطعنامه است همچنان به قوت خود باقی است
رژیم تا کنون ماجرا را به صورتی پیش می برد که امکان هر نوع مانوری را برای شانه خالی کردن از زیر بار توافقات میسر می کرد اما اکنون از سوی حریف، بازی به صورتی طراحی شده است که باند بازان عرصه سیاست به هر طرف که بپیچند، با مانعی از قبل محاسبه شده مواجه می شوند. احمدی نژاد و ولایت فقیه رژیم که سرنوشت خود را به پیشبرد پروژه ساخت بمب اتمی گره زده اند، ناتوان از مدیریت این بحران، در گردابی افتاده اند که دست و پا زدنهای بیشتر آنان به فرو رفتن هرچه عمیق تر شان خواهد انجامید. پاسخ رژیم به جز توقف بدون قید و شرط غنی سازی هرچه که باشد نمی تواند هیچگونه توقفی در ادامه کار شورای امنیت ایجاد کند
هر چند بازی با کلمات و جستن خلاء قانونی و آیین نامه ای در برخورد سازمانهای بین المللی با این موضوع می تواند بحث و کشمکش برانگیزد اما نمی تواند انحرافی در مسیر از قبل طراحی شده ایجاد کند. زیرا در صورت ناموفق شدن برنامه و پیشنهادات کشورهای 5+1، شورای امنیت در انتظار اجرای تنبیهاتی است که در ادامه قطعنامه شروع خواهد شد. شروع این مرحله می تواند کار را به جایی برساند که بعد از پذیرش همه پیشنهادات و گردن گذاری به همه خواسته های جامعه جهانی، آمریکا به عنوان یکی از کشورهایی که حق وتو و قدرت بسیار زیادی در شورای امنیت دارد، همه حسابهای کهنه را به روی میز بکشد و تسویه آنها در سر رسید باز پرداخت، رژیم ملایان را مجبور به انجام خواسته ها و پایمالی بسیاری از ارکان غیرقابل جایگزین خود بنماید
با توجه به موقعیت پیش آمده و واگذاری میدان از طرف پادوهای ولایت فقیه به طرف مقابل، به نظر می رسد که عربده کشان بحران ساز در وضعیت غیر قابل برگشتی قرار دارند. حالتی که موقعیت باخت - باخت بیشتر برازنده آنست
دست و پا زدن با خاتمی
لیلا جدیدی
چرا این روزها خاتمی رییس جمهور پیشین و بس تدارکچی "اصلاح طلبان" که در دوران ریاست خود با پس گردنیهای باند خامنه ای ساخت و دم نزد، مانند احمدی نژاد، پادوی جدید خامنه ای میل وافری به سیر و سفر پیدا کرده است؟ آیا فرا رسیدن موعد اجرای قطعنامه شورای امنیت با این سفر ها ارتباط دارد؟
خاتمی از یک سو جا پای خود را برای سفر به واشنگتن باز می کند و از سوی دیگر در سمینار سازمان ملل در ژاپن شرکت می کند تا اطمینان دهد:"ایران اشتیاق و علاقه ای به ساخت بمب اتم ندارد
جمهوری اسلامی برای فرار از فشارهای در راه، همه درهایی که باز گذاشتن شان بی خطر است را گشوده تا با حیله گری، جامعه جهانی را فریب داده و افکار عمومی را مخدوش کند
برای پیشبرد این کار چه کسی بهتر از خاتمی که در فریبکاری آزمایش خود را با موفقیت پس داده است. او نقشی که در دوران "مردمسالاری دینی" و "جامعه مدنی" بازی کرد را امروز چند پله پایین تر دوباره عهده دار شده است. خاتمی و دیگر مزدورانی که می گویند: "به فن آوری هسته ای تولید آب سنگین دست یافته ایم" (علی عسگری)، "ممکن است ملت ما از دولت بخواهند سلاح هسته ای داشته باشد" (محمدرضا باهنر) و "به پیشرفتها و دست آوردهای جدید در عرضه هسته ای دست یافته ایم (غلامحسین الهام)، سوراخها را پر می کنند
وظیفه مشترک خاتمی و باهنر، ارسال پیامهای متناقضی است که با آن جامعه جهانی و افکار عمومی گمراه و به بازی گرفته شوند. این یعنی همان تاکتیکهای گذشته که امکان هشت سال صدارت خاتمی و تحویل بی دردسر آن به احمدی نژاد را فراهم کرد
مثالی هست که می گوید، یک بار گفتی باور کردم، بار دوم گفتی شک کردم، بار سوم که گفتی فهمیدم دروغ می گویی
از معجزات رییس جمهور مکتبی: غیب کردن میلیاردها دلار و تومان
جعفر پویه
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت آن چنان از بر افتادن پرده اختلاس رییس جمهور مکتبی برآشفته است که فرمان گوشمالی افشا کنندگان را به مرتضوی می دهد. الهام و همسرش که در ذکر کرامات پادو باندهای دزد و کلاه بردار، چنان وقیحانه رفتار می کنند که صدای مداحان دست دوم و اول را نیز درآورده اند، چاره کار را تنها در بستن دهان افشاگران می بینند. زیرا مفقود شدن بیش از سیصد میلیارد تومان در شهرداری پایتخت در زمان تصدی مکتبیون ولایت مدار، تنها بخشی از کوه یخی است که کم کم به سطح آب رانده می شود
پروژه منو ریل تهران و بذل و بخشش از کیسه مردم و تقسیم قراردادهای میلیاردی گاز و نفت بین وابستگان نیز در برابر آنچه این روزها در گزارش دیوان محاسبات آمده، همچون مقایسه نخودی است با کوهی عظیم
طبق گزارشات منتشر شده در تفریق بودجه سال 83، مبلغ شش میلیارد دلار مفقود شده و برای آن سندی موجود نیست. آری، در عین غیر قابل باور بودن اتفاق افتاده است، شش میلیارد دلار از محل فروش نفت دود شده و به هوا رفته است
شاید در ظاهر بشود تصور کرد که در درگیری باندهای حکومتی هر طرف برای دیگری مایه می گیرد و سعی در بدنام کردن آن داشته باشد اما آیا می شود باور کرد که چنین مبلغی از محل درآمد عمومی کشور مفقود شود و نتوان ردی از آن پیدا کرد؟ از همه جالبتر استدلال "کاردر"، مسوول وقت امور مالی شرکت نفت ایران است. او پس از توضیح اینکه پول نفت فروخته شده در اسفندماه در ماه فروردین وصول می شود می گوید:"بنابراین باید به درآمدهای سال 83، معادل 3/2 میلیارد دلار نفت فروخته شده در اسفند 82 اضافه شود و از درآمدهای همین سال، معادل 6/2 میلیارد دلار کاسته شود زیرا این 6/2 میلیارد دلار در سال 84 وصول شده و جزء درآمدهای سال 84 بوده است که با این حساب، 300 میلیون دلار دیگر از درآمدهای سال 83 کسر می شود و بدین ترتیب رقم نهایی درآمدهای نقدی حاصل از فروش نفت در سال 83 حدود 7/28 میلیارد دلار می شود
بدون هرگونه توضیح می توان حدس زد که محصل دوره ابتدایی هم به این استدلال خواهد خندید، چون پرتقال فروش پیداست
اما عشرت شایق که از مدافعین باند مکتبی است هم استدلال خود را دارد. او می گوید:"حالا وزارت نفت یک تخلفی کرده و دیوان محاسبات آن را کشف کرده است، سوال من این است که چرا صدایی از کمیسیون برنامه و بودجه، انرژی و اقتصاد بلند نمی شود؟
عنایت دارید؟ "حالا وزارت نفت یک تخلفی کرده و دیوان محاسبات آنرا کشف کرده است" آری سالهاست که دست دزدان و دلالان این گونه در کیسه ملت است و کسی نمی تواند به آنان از گل نازکتر هم بگوید و گرنه سخنگوی دولت به دادستان دستور خواهد داد تا تکلیفشان را مشخص کند
اما همان روزهایی که احمدی نژاد به معرفی وزرایش پرداخت، مدتها وزارت نفت بی وزیر بود و در همان زمان به این موضوع که زیر این کاسه بی یقین نیم کاسه ای هست، اشاره ها رفت. اما اکنون که رییس جمهور ذاکر و صاحب کرامات که نور او را در پشت میز خطابه سازمان ملل احاطه می کند، می تواند ادعای غیب کردن میلیارها دلار و تومان به صورتی که هیچ ردی از آن باقی نماند را نیز جزو معجزات خود در کارنامه اش ثبت کند
No comments:
Post a Comment