Friday, August 04, 2006

دادخواست اتهامی، عليه اكبر اعلمی و تابش و...، نمايندگان مجلس هفتم!

lبیانیه شماری از زندانیان سیاسی زندان رجايی شهر کرج
روز يكشنبه مورخه 8/5/85 كه اكبر محمدي واپسين ساعات و لحظات عمر29 ساله اش را ميگذراند، و در انتهاي بزرگراه زندگي پرمشقت و مبارزاتي خود قرار گرفته بود، چند نفر از فراكسيون اقليت نمايندگان مجلس اسلامي كه خط و خطوط فكري آنها برهيچكس پوشيده نيست، آنطور كه در مطبوعه اصلاح طلب شرق درج شده بود، براي بازديد از بندهاي سياسي زندان اوين قدم رنجه فرموده و به آن زندان مخوف رفته بودند
آنطوركه مطلع هستيم و طي مقالات پيشين به اطلاع رسيد، حضرات نمايندگان اصلاح طلب درمجلس اصولگرا، درست در ساعات و لحظاتي مشغول چرخيدن در صحن متعفن وهراسناك اوين بوده اند كه اكبر در حال جان دادن و احتضار قرارداشته است
مطلع باشيد كه دونفر ازهيئت بازديد كنندگان ازجمله نمايندگان بسيار پرس و صدا درمجلس ششم، اما خفقان گرفته درمجلس اصولگراي هفتم، بنام اكبراعلمي وتابش بوده اند
سئوالي كه دراينجا مطرح ميشود، و پاسخ آن را از نمايندگان بازديد كننده طلب مينمائيم، اين است كه: حضرات بايد بفرمايند كه براي ديدار با آقاي علي اكبر موسوي خوئيني دوست خود بزندان اوين رفته بودند، يا اينكه تشريف برده بودند، تا ببينند كه درزندان اوين و در بندهاي سياسي آن چه ميگذرد؟؟؟؟؟
اگر جواب مثبت است كه نيست! اين آقايان بايد توضيح بدهند كه به كدام بند سياسي رفته بودند كه حتي يك تن از زندانيان سياسي محبوس در اين بندها، آنها را نديده، و با آنها ملاقات نكرده اند؟؟؟ بند 350 كارگري كه بيشترين تعداد زندانيان سياسي را در خود جاي داده، و نام و آوازه اش چون زندان باستيل بر سر زبانهاست، چه وقت مورد بازديد اين نمايندگان بي وجدان قرا رگرفت كه حتي يك نفر از زندانيان محبوس درآن بند آقايان رانديده است؟؟؟
اگر اين نمايندگان باصطلاح اصلاح طلب، كه حالا دستشان حتي براي مردم حوزه هاي انتخابيه خودشان هم روشده و مردم دريافته اند كه آنها هم سر درآخور رژيم دارند و مشغول پركردن جيب هاي گشاد خودشان هستند، سري به بند 350 كارگري وبند 3 سياسي زده بودند، حتما "درمييافتند كه اوضاع واحوال از چه قراراست. اما دريغ و افسوس كه اين حضرات دروغ گفته و ميگويند. آنها بمنظور بازديد و بررسي از بندهاي سياسي و حال و روز زندانيان سياسي محبوس درآنها نرفته بودند! آنها رفته بودند تا وضعيت يار ديرين خود علي اكبر موسوي خوئيني را ببينند و دريابند كه در چه حاليست، و چه بكنند تا هرچه سريعتراو را بيرون بياورند
البته ما بهمان نسبتي كه از رهائي دوستانمان حمايت ميكنيم، از آزادي موسوي خوئيني هم پشتيباني مي نمائيم، باين دليل كه ما تمامي زندانيان سياسي را نقطه مقابل استبداد و خواهان حاكميت ملي ميپنداريم. اما مشاهده ميكنيم كه ديگران بگونه ديگرانديشيده وهنوز هم خود را در مرزبنديهاي نخ نما شده ((خودي وغير خودي)) محبوس نگه داشته اند. چه كه اگر غيراز اين ميبود، آقايان بظاهر نمايندگان ملت كه درآن روزشوم بزندان اوين رفته بودند، نميبايست تا چشمان خود را بر چنين فاجعه بزرگ وجنايت هولناكي مي بستند
بهمين دليل است كه ازهم اكنون بايستي متوجه باشند كه مجموعه آن گروه بازديد كننده اززندان اوين، در زمره متهمين اين جنايت، در كنار ديگر متهمين قرار دارند، و بايستي بدانند كه بالاخره يك رو بايد پاسخگوي اين رويگرداني كه مصداق مشاركت در جنايت و قتل اكبرمحمدي محسوب ميشود، باشند
ما زندانيان سياسي محبوس درزندان رجائي شهر كرج بعنوان همرزمان شهيد جاويد اكبرمحمدي، از همين حالا دادخواست اتهامي عليه بازديدكنندگان و سايرمتهمان را اعلام، واز هموطنان گرامي تقاضا داريم تا با طرح اين دادخواست در سطح جهاني و سايتهاي اينترنتي به جمع آوري امضا و تكميل اين دادخواست بكمك ما بشتابند
زندانيان سياسي: بهروزجاويد تهراني- اميرحشمت ساران- جعفراقدامي- عليرضا كرمي خيرآبادي- مهردادلهراسبيايران – تهران 12/5/85 (بيقرار)

No comments: