Sunday, August 27, 2006

وضعیت باخت - باخت برای رژیم ولایت فقیه

پاسُخی برای ریشخند بالفعل خود
منصور امان
نمایندگان 5 عضو دایمی شورای امنیت و آلمان روز سه شنبه با مسوول پرونده هسته ای رژیم مُلاها دیدار کردند تا پاسُخ رسمی جمهوری اسلامی به بسته بین المللی پیشنهادی را دریافت کُنند. آنچه که آقای لاریجانی به جای پاسُخ روشن به آنها ارایه کرد، به نظر نمی رسد در پایتختهای کشورهای مزبور شگفتی زیادی را برانگیزد
با وجود آنکه هنوز محتوای چیزی که جمهوری اسلامی مایل است آن را "پاسُخ" مُعرفی کُند، اعلام نگردیده است، با این وجود و با توجه به سُخنان مقامات دو طرف می توان از هم اکنون این امر را قطعی دانست که رژیم مُلاها عامدانه از کنار کانونی ترین محور بسته پیشنهادی یعنی، تعلیق غنی سازی که هر گونه مُذاکره در باره تشویقهای اقتصادی و تکنولوژیک بدان مشروط گردیده، گُذشته است
به جای آن، رهبران و پایوران حکومت، وقت خود را ردیه نویسی گُذرانده و آنگونه که بر می آید، با یک بسته پیشنهادی مُتقابل، بهترین صحنه پردازی را برای ریشخند بالفعل خود و به تمسخر گرفته شُدن بالقوه طرفهای خارجی (در صورتی که آن را جدی بگیرند) فراهم کرده اند. فیل دیگری که جمهوری اسلامی در حضور نمایندگان 1+5 به هوا فرستاده، پیشنهاد انجام "مُذاکره جدی" است. گویا آقای لاریجانی تصور می کُند تا کنون مُذاکرات و چانه زنیهای هسته ای در قهوه خانه بارگاه ولایت جریان داشته و چیزی از مباحث آن و از جُمله ورود شورای امنیت به بُحران، احتمال تحریم اقتصادی و حتی تهدیدهای آشکار و پنهان به اقدام نظامی، نباید "جدی" انگاشته می شُده است
ترفند جمهوری اسلامی نمایش آمادگی برای "مُذاکره" و دُرست کردن محمل برای باور پذیر کردن آن است. حال این که طرح چُنین موضوعاتی تا چه اندازه از اصل موضوع فاصله داشته باشد، موضوعی نیست که رژیم مُلاها را به اندیشه وا دارد. رژیم ولایت فقیه روی ریل تصادُم رو به رو حرکت می کُند و این را خود می داند، شاید حتی بهتر از برخی شُرکای پیشین خود
وضعیت باخت - باخت برای رژیم ولایت فقیه
جعفر پویه
پاسخ رژیم جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی 5+1 در حالی ارایه گردید که به دلیل صدور قطعنامه لازم الاجرای شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد توقف غنی سازی اورانیوم، تقریبا این پاسخ چندان تاثیری در روند جریانات ندارد. هرچند لاریجانی و رژیمش خود را آماده مذاکره معرفی می کنند اما توقف غنی سازی که موضوع قطعنامه است همچنان به قوت خود باقی است
رژیم تا کنون ماجرا را به صورتی پیش می برد که امکان هر نوع مانوری را برای شانه خالی کردن از زیر بار توافقات میسر می کرد اما اکنون از سوی حریف، بازی به صورتی طراحی شده است که باند بازان عرصه سیاست به هر طرف که بپیچند، با مانعی از قبل محاسبه شده مواجه می شوند. احمدی نژاد و ولایت فقیه رژیم که سرنوشت خود را به پیشبرد پروژه ساخت بمب اتمی گره زده اند، ناتوان از مدیریت این بحران، در گردابی افتاده اند که دست و پا زدنهای بیشتر آنان به فرو رفتن هرچه عمیق تر شان خواهد انجامید. پاسخ رژیم به جز توقف بدون قید و شرط غنی سازی هرچه که باشد نمی تواند هیچگونه توقفی در ادامه کار شورای امنیت ایجاد کند
هر چند بازی با کلمات و جستن خلاء قانونی و آیین نامه ای در برخورد سازمانهای بین المللی با این موضوع می تواند بحث و کشمکش برانگیزد اما نمی تواند انحرافی در مسیر از قبل طراحی شده ایجاد کند. زیرا در صورت ناموفق شدن برنامه و پیشنهادات کشورهای 5+1، شورای امنیت در انتظار اجرای تنبیهاتی است که در ادامه قطعنامه شروع خواهد شد. شروع این مرحله می تواند کار را به جایی برساند که بعد از پذیرش همه پیشنهادات و گردن گذاری به همه خواسته های جامعه جهانی، آمریکا به عنوان یکی از کشورهایی که حق وتو و قدرت بسیار زیادی در شورای امنیت دارد، همه حسابهای کهنه را به روی میز بکشد و تسویه آنها در سر رسید باز پرداخت، رژیم ملایان را مجبور به انجام خواسته ها و پایمالی بسیاری از ارکان غیرقابل جایگزین خود بنماید
با توجه به موقعیت پیش آمده و واگذاری میدان از طرف پادوهای ولایت فقیه به طرف مقابل، به نظر می رسد که عربده کشان بحران ساز در وضعیت غیر قابل برگشتی قرار دارند. حالتی که موقعیت باخت - باخت بیشتر برازنده آنست
دست و پا زدن با خاتمی
لیلا جدیدی
چرا این روزها خاتمی رییس جمهور پیشین و بس تدارکچی "اصلاح طلبان" که در دوران ریاست خود با پس گردنیهای باند خامنه ای ساخت و دم نزد، مانند احمدی نژاد، پادوی جدید خامنه ای میل وافری به سیر و سفر پیدا کرده است؟ آیا فرا رسیدن موعد اجرای قطعنامه شورای امنیت با این سفر ها ارتباط دارد؟
خاتمی از یک سو جا پای خود را برای سفر به واشنگتن باز می کند و از سوی دیگر در سمینار سازمان ملل در ژاپن شرکت می کند تا اطمینان دهد:"ایران اشتیاق و علاقه ای به ساخت بمب اتم ندارد
جمهوری اسلامی برای فرار از فشارهای در راه، همه درهایی که باز گذاشتن شان بی خطر است را گشوده تا با حیله گری، جامعه جهانی را فریب داده و افکار عمومی را مخدوش کند
برای پیشبرد این کار چه کسی بهتر از خاتمی که در فریبکاری آزمایش خود را با موفقیت پس داده است. او نقشی که در دوران "مردمسالاری دینی" و "جامعه مدنی" بازی کرد را امروز چند پله پایین تر دوباره عهده دار شده است. خاتمی و دیگر مزدورانی که می گویند: "به فن آوری هسته ای تولید آب سنگین دست یافته ایم" (علی عسگری)، "ممکن است ملت ما از دولت بخواهند سلاح هسته ای داشته باشد" (محمدرضا باهنر) و "به پیشرفتها و دست آوردهای جدید در عرضه هسته ای دست یافته ایم (غلامحسین الهام)، سوراخها را پر می کنند
وظیفه مشترک خاتمی و باهنر، ارسال پیامهای متناقضی است که با آن جامعه جهانی و افکار عمومی گمراه و به بازی گرفته شوند. این یعنی همان تاکتیکهای گذشته که امکان هشت سال صدارت خاتمی و تحویل بی دردسر آن به احمدی نژاد را فراهم کرد
مثالی هست که می گوید، یک بار گفتی باور کردم، بار دوم گفتی شک کردم، بار سوم که گفتی فهمیدم دروغ می گویی
از معجزات رییس جمهور مکتبی: غیب کردن میلیاردها دلار و تومان
جعفر پویه
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت آن چنان از بر افتادن پرده اختلاس رییس جمهور مکتبی برآشفته است که فرمان گوشمالی افشا کنندگان را به مرتضوی می دهد. الهام و همسرش که در ذکر کرامات پادو باندهای دزد و کلاه بردار، چنان وقیحانه رفتار می کنند که صدای مداحان دست دوم و اول را نیز درآورده اند، چاره کار را تنها در بستن دهان افشاگران می بینند. زیرا مفقود شدن بیش از سیصد میلیارد تومان در شهرداری پایتخت در زمان تصدی مکتبیون ولایت مدار، تنها بخشی از کوه یخی است که کم کم به سطح آب رانده می شود
پروژه منو ریل تهران و بذل و بخشش از کیسه مردم و تقسیم قراردادهای میلیاردی گاز و نفت بین وابستگان نیز در برابر آنچه این روزها در گزارش دیوان محاسبات آمده، همچون مقایسه نخودی است با کوهی عظیم
طبق گزارشات منتشر شده در تفریق بودجه سال 83، مبلغ شش میلیارد دلار مفقود شده و برای آن سندی موجود نیست. آری، در عین غیر قابل باور بودن اتفاق افتاده است، شش میلیارد دلار از محل فروش نفت دود شده و به هوا رفته است
شاید در ظاهر بشود تصور کرد که در درگیری باندهای حکومتی هر طرف برای دیگری مایه می گیرد و سعی در بدنام کردن آن داشته باشد اما آیا می شود باور کرد که چنین مبلغی از محل درآمد عمومی کشور مفقود شود و نتوان ردی از آن پیدا کرد؟ از همه جالبتر استدلال "کاردر"، مسوول وقت امور مالی شرکت نفت ایران است. او پس از توضیح اینکه پول نفت فروخته شده در اسفندماه در ماه فروردین وصول می شود می گوید:"بنابراین باید به درآمدهای سال 83، معادل 3/2 میلیارد دلار نفت فروخته شده در اسفند 82 اضافه شود و از درآمدهای همین سال، معادل 6/2 میلیارد دلار کاسته شود زیرا این 6/2 میلیارد دلار در سال 84 وصول شده و جزء درآمدهای سال 84 بوده است که با این حساب، 300 میلیون دلار دیگر از درآمدهای سال 83 کسر می شود و بدین ترتیب رقم نهایی درآمدهای نقدی حاصل از فروش نفت در سال 83 حدود 7/28 میلیارد دلار می شود
بدون هرگونه توضیح می توان حدس زد که محصل دوره ابتدایی هم به این استدلال خواهد خندید، چون پرتقال فروش پیداست
اما عشرت شایق که از مدافعین باند مکتبی است هم استدلال خود را دارد. او می گوید:"حالا وزارت نفت یک تخلفی کرده و دیوان محاسبات آن را کشف کرده است، سوال من این است که چرا صدایی از کمیسیون برنامه و بودجه، انرژی و اقتصاد بلند نمی شود؟
عنایت دارید؟ "حالا وزارت نفت یک تخلفی کرده و دیوان محاسبات آنرا کشف کرده است" آری سالهاست که دست دزدان و دلالان این گونه در کیسه ملت است و کسی نمی تواند به آنان از گل نازکتر هم بگوید و گرنه سخنگوی دولت به دادستان دستور خواهد داد تا تکلیفشان را مشخص کند
اما همان روزهایی که احمدی نژاد به معرفی وزرایش پرداخت، مدتها وزارت نفت بی وزیر بود و در همان زمان به این موضوع که زیر این کاسه بی یقین نیم کاسه ای هست، اشاره ها رفت. اما اکنون که رییس جمهور ذاکر و صاحب کرامات که نور او را در پشت میز خطابه سازمان ملل احاطه می کند، می تواند ادعای غیب کردن میلیارها دلار و تومان به صورتی که هیچ ردی از آن باقی نماند را نیز جزو معجزات خود در کارنامه اش ثبت کند

ماموران حکومتی یک وبلاگ نویس را ربودند


بنا بر گزارشات رسیده به فعالان حقوق بشر در ایران، ابوالفضل (پویا) جهاندار، وبلاگ نویس و مسئول سایت پویا نیوز توسط نیروی های امنیتی ربوده شده و به مکان نامعلومی انتقال یافته است
ابوالفضل جهاندار از اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بوده است
فعالان حقوق بشر در ایران ضمن محکوم کردن نقض حقوق انسانی در این کشور، خواهان اقدام فوری مجامع بین المللی و سازمانهای مدافع حقوق بشر برای رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی هستند

آمریکا در پی تحریم رژیم تهران خارج از چهارچوب شورای امنیت


روزنامه لس آنجلس تایمز در شماره امروز خود خبر داد ایالات متحده آماده است تا در صورتیکه شورای امنیت سازمان ملل گامی علیه رژیم تهران برنداشت، با ایجاد یک ائتلاف بین المللی به تحریم رژیم تهران اقدام کند
به نوشته این روزنامه، تحریمهای مورد نظر آمریکا از جمله شامل مسدود کردن دارايی های جمهوری اسلامی و محدود نمودن مناسبات تجاری و بازرگانی با رژیم تهران خواد بود
جان بولتون، سفیر آمریکا در سازمان ملل اعلام کرده است که ایالات متحده قصد دارد پس از پایان ضرب الاجل شورای امنیت (31 ماه آگوست) قطعنامه ای را جهت اعمال تحریم رژیم تهران به این شورا ارایه دهد
آقای بولتون ابراز امیدواری کرده بود که سایر کشورهای عضو دائم شورای امنیت نیز با این قطعنامه موافقت خواهند کرد، اما روز گذشته یک مقام بلندپایه روسی با اعمال تحریم علیه رژیم تهران مخالفت نمود
در پی اظهارات این مقام روسی، سفیر آمریکا در سازمان ملل اظهار داشت اگر روسیه و چین با قطعنامه ای که پس از 31 ماه آگوست ارایه خواهد شد، مخالفت کنند، ایالات متحده خارج از چهارچوب شورای امنیت برای تحریم رژیم تهران دست بکار خواهد شد
آقای بولتون گفته است در صورت لزوم برای اعمال تحریم نیازی به شورای امنیت نمی بینیم
سفیر آمریکا در سازمان ملل توضیح بیشتری در باره نوع تحریمها و یا کشورهايی که حاضر به همکاری با ایالات متحده علیه رژیم تهران هستند، ارایه نداد

رژیم تهران از نظر سلطه بر منابع بانكی در جايگاه اول منطقه قرار دارد

خبرگزاری حکومتی فارس: بانک جهاني اعلام كرد دولت ايران از نظر سلطه بر منابع بانكي در جايگاه اول منطقهء خاورميانه و شمال آفريقا قرار دارد
به گزارش بانك جهاني، تسلط دولت بر منابع مالي يكي از ويژگي‌هاي بارز كشورهاي واقع در منطقهء خاورميانه و شمال آفريقا است. 42 درصد از كل دارايي‌هاي بانكي موجود در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا به دولت‌هاي اين منطقه اختصاص دارد كه اين رقم دو برابر متوسط كشورهاي با درآمد متوسط و شش برابر متوسط كشورهاي با درآمد بالاست
در ميان كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا، ايران حائز رتبهء اول از اين نظر است. نزديك به كل دارايي‌هاي بانكي در ايران به دولت اين كشور اختصاص دارد. اين موضوع از سلطه سنگين دولت بر اقتصاد ايران حكايت دارد
پس از ايران، الجزاير با 95 درصد و ليبي با 89 درصد به ترتيب در مراتب بعدي قرار دارند
بانك جهاني در پايان گزارش خود به بررسي آثار سوء ناشي از سلطه دولت‌هاي منطقه بر دارايي‌هاي بانكي پرداخته است و ارايه تسهيلات با سودهاي بالا، حجم پايان ارايه تسهيلات، فساد و پارتي بازي در ارايه تسهيلات و پايين بودن بهره‌وري در سيستم بانكي را از جمله اين آثار معرفي كرده است

یک زندانی سیاسی 65 ساله در بند 350 زندان اوین

به گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، یک زندانی سیاسی 65 ساله به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر میبرد
وی عباس عسگری زاده نام دارد و به دلیل سفر به عراق برای دیدار با یکی از فرزندانش از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شده است
دادگاه انقلاب او را به 3 سال حبس تعزیری محکوم کرده است. این درحالیست که وی در سال 61 نیز به مدت 1 سال در زندان به سر برده بود
به گفته سایر زندانیان، عباس عسگری زاده از وضعیت جسمانی مساعد برخوردار نبوده و تحمل حبس را ندارد

Monday, August 21, 2006

کشف تجهیزات حساس و پیشرفته در مخفیگاههای حزب الله


روزنامه آمریکایی سانفرانسیسکو کرونیکل طی گزارشی در باره کمکهای مالی و لجستیکی جمهوری اسلامی به حزب الله لبنان از جمله نوشت برخی تجهیزات حساس و پیشرفته مانند دوربین های دید در شب که چند سال پیش دولت انگلستان برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر در اختیار رژیم تهران قرار داده بود، در مخفیگاههای حزب‌ الله لبنان کشف شده است
این روزنامه نوشت صدور این تجهیزات حساس به مجوز مخصوص از سوی دولت انگلستان نیاز دارد. از این رو وزارت امور خارجه انگلستان با تائید ارسال این تجهیزات به جمهوری اسلامی از طریق نمایندگی سازمان ملل بمنظور مبارزه با قاچاق مواد مخدر، اعلام کرد لندن تلاش می کند به اطلاعات بیشتر و دقیق تری در مورد اینکه چگونه این تجهیزات بدست رژیم تهران رسیده است، دست یابد
تجهیزات یادشده در یکی از پایگاههای حزب الله در شهرک بینت‌ جبیل در جنوب لبنان کشف شده است
یک مقام انگلیسی که نخواست نامش فاش شود در این باره اظهار داشت وزارت امور خارجه اطلاعات دقیق تری از اسرائیل خواسته است تا روشن گردد چگونه و به چه طریق این تجهیزات پیشرفته به دست تروریستهای حزب ‌الله رسیده است
پیش تر اعلام شده بود موشکهای ضد تانک بسیار پیشرفته روسی نیز که روسیه به رژیم تهران فروخته بود، در جریان جنگ اخیر لبنان توسط تروریستهای حزب الله علیه تانکهای اسرائیلی مورد استفاده قرار گرفت
رژیم تروریست پرور سوریه نیز موشکهای پیشرفته ضد تانک روسی در اختیار حزب الله قرار داده است

درس ‌هايي كه نمي ‌آموزند - اجلال قوامي


سازمان ملل متحد به عنوان پاسدار صلح و امنيت بين‌المللي، از ابتدا بر آن بوده است تا اسباب و ابزارهاي حقوقي بين‌المللي مناسبي را كه براي تحقق چنين هدف والايي لازم است فراهم آورد. نخستين كوشش‌هاي اين سازمان به بررسي و تعيين گونه‌هاي جرايم بين‌المليل و مقررات مربوط به آن اختصاص يافت و سپس اين سازمان در پي گردآوري و وضع مقررات و ساز و كارهاي لازم بين‌المللي برآمد. اگرچه رسيدن به اين هدف مشكل مي‌نمايد، موفقيت‌هاي چشمگيري به دست آمده است.
تصويب اساسنامه ديوان بين‌المللي كيفري و ايجاد دادگاه‌هاي كيفري ويژه يوگسلاوي پيشين و روآندا، موفقيت‌هاي چشمگيري براي جامعه جهاني محسوب مي‌شود. نقطه عطف تشكيل دادگاه‌هاي بين‌المللي براي محاكمه و مجازات جنايتكاران، جنگ دوم جهاني است؛ اما در برهه‌هاي گوناگوني از تاريخ، تلاش‌ها و اقدامات قابل توجهي در اين زمينه صورت گرفته و به عنوان تجربه‌هاي ارزشمندي براي جامعه بين‌المللي به يادگار مانده است.
تاريخ اجراي حقوق بين‌الملل كيفري به قرون مياني يعني به زمان ميان سقوط امپراتوري روم غربي (476 ميلادي) تا سقوط امپراتوري روم شرقي (فتح قسطنطنيه به دست سلطان محمد دوم در سال 1453 ميلادي) برمي‌گردد
در اين برهه زماني بود كه نخسين جرايم جنگي شناخته شده مورد محاكمه قرار گرفتند. نخستين دادگاه‌هاي بين‌المللي كه به اين امر پرداختند در نخستين سال‌هاي قرون مياني، فعاليت مي‌كردند. قضات خارجي اين دادگاه‌ها از سوي قربانيان و متهمان جرايم سنگين در شهرداري‌هاي ايتاليا انتخاب مي‌شدند. اين قضات از ميان تعدادي از حقوق‌دانان كه به خاطر استقلال، انصاف و درك صحيح آن‌ها از حقوق طبيعي معروف شده بودند انتخاب مي‌شدند. نخستين دادگاه بين‌المللي كيفري براي محاكمه كان رادين وون هاهتس تافن در سال 1268 در نپال تشكيل شده است
دومين حركت براي ايجاد دادگاه بين‌المللي كيفري در سال 1474 در برساخ آلمان صورت گرفت. در اين دادگاه 27 قاضي از امپراتوري روم انتخاب شدند كه «پترون ون هگن باخ» را به خاطر نقض «قوانين الهي و بشري» محاكمه و محكوم كردند. چرا كه او اجازه داده بود تا نيروايش، شهروندان بي‌گناه را كشته و به آن‌ها تجاوز كرده و اموالشان را به غارت برند. سومين حركت در اين زمينه، به پس از پايان جنگ جهاني نخست باز مي‌گردد. مواد 227، 228 و 229 معاهده 1919، ورساي «ايجاد دادگاه بين‌المللي» براي تعقيب و محاكمه قيصر ويلهلم دوم (امپراتور آلمان) و يك دادگاه بين‌المللي براي محاكمه جنايتكاران جنگي آلماني را مقرر مي‌داشت. بر پايه ماده 227 معاهده وساي، ويلهلم دوم متهم به تجاوز به حريم اخلاق بين‌المللي و معاهدات شده بود. اين ماده تشكيل يك دادگاه ويژه مركب از پنج قاضي از كشورهاي ايالات متحده آمريكا، انگلستان، فرانسه، ايتاليا و ژاپن را پيش‌بيني مي‌كرد. پس از جنگ، قيصر به هلند فرار كرد و پناهندگي گرفت و متحدين نيز كه نفع واقعي در پيگرد او نداشتند، انديشه تشكيل دادگاه بين‌المللي را رها كرده و در عوض اجازه دادند دادگاه عالي آلمان در لايپزيك، تعداد معدودي از افسران آلماني را محاكمه كند. تجربه ورساي به عنوان تلاشي براي ايجاد دادگاه بين‌المللي كيفري سرانجام با شكست روبه‌رو شد. ولي به عنوان يك سابقه در تاريخ ثبت شد. در سال 1937، جامعه ملل، كنوانسيوني عليه تروريسم را تصويب كرد كه دربردارنده طرحي براي تشكيل يك ديوان بين‌المللي كيفري بود. اين كنوانسيون هرگز لازم‌الاجرا نشد؛ چرا كه تنها به‌وسيله هند تصويب شد. هيچ يك از كنوانسيون‌هايي كه پس از آن با هدف مبارزه با گروه‌هاي ترور و خشونت تصويب شدند، شرايط برقراري يك ديوان بين‌المللي كيفري را آن‌چنان كه كنوانسيون 1937 دربرداشت نداشتند
در طول جنگ جهاني دوم، متفقين قصد خود را براي تعقيب جنايتكاران جنگي در اعلاميه‌هاي گوناگون مطرح كردند. اين قصد، اندكي پس از تسليم بدون قيد و شرط آلمان در هشتم مي 1945 در توافق‌نامه پوتسدام نيز مورد اشاره قرار گرفت اما نه در اعلاميه‌هاي پيشين و نه در توافق‌نامه مورد بحث، روش‌هاي اجرايي كار، از جمله اصول مورد تكيه متفقين روشن نشده بود.
پس از پايان جنگ دوم جهاني، متفقين دو محكمع مجزا براي محاكمه جنايتكاران جنگي در نورنبرگ و توكيو تأسيس كردند. اما نبود يك پيشينه مستحكم در دوره پس از جنگ جهاني نخست، مشروعيت اين امر را تا حد زيادي با چالش روبه‌رو كرد. متفقين اعلام كردند كه دادگاهي را با تصميم دولت‌هاي متفق ايجاد خواهند كرد تا سران دولت آلمان را محاكمه و مجازات كند؛ چرا كه جنايات ارتكابي آنان محدوده جغرافيايي ويژه‌اي ندارد
در اعلاميه 8 اوت 1945 لندن، سران دولت‌هاي متفق، موافقت خود را با ايجاد يك دادگاه بين‌المللي نظامي به منظور مقرر در اعلاميه مسكو (30 اكتبر 1943) اعلام كردند. اين موافقتنامه، دربردارنده اساسنامه دادگاه نظامي بين‌المللي نورنبرگ نيز هست. اين دادگاه مركب از چهار قاضي اصلي و چهار نفر به عنوان علي‌البدل از سوي چهار قدرت امضاء‌كننده (آمريكا، فرانسه، انگليس و شوروي) انتخاب شدند. در اساسنامه دادگاه نورنبرگ جنايات عمده منتسب به رهبران آلمان، شامل جنايت عليه صلح تحت عنوان جنگ تهاجمي، جنايات جنگي تحت عنوان نقض عمده مقررات و آداب و رسوم جنگ و جنايت عليه بشريت بود. اين دادگاه در 20 اوت 1945 شروع به كار و به مدت 11 ماه فعاليت كرد و سرانجام در اكتبر 1946 مأموريتش پايان گرفت. در اين مدت 22 نفر را محاكمه كرد. از اين تعداد 3 نفر تبرئه و 19 نفر مجرم شناخته شدند. 12 نفر از مجرمان اعدام و بقيه به زندان ابد و موقت محكوم شدند. همچنين سازمان‌هاي SS (گروه حمايت)، گشتاپو (پليس مخفي دولت)، SD (اداره امنيت هيتلر) و سازمان روساي حزب نازي مجرم اعلام شدند. اين‌گونه اقدامات در حقيقت تلاشي است مقدس براي التيام زخم‌هاي بشري و استيفاي حقوق انساني انسان‌ها

بحران هسته ای: 10 روز دیگر تا پایان ضرب الاجل شورای امنیت


ضرب الاجل شورای امنیت سازمان ملل به رژیم تهران برای متوقف ساختن فعالتیهای غنی سازی اورانیوم تا 10 روز دیگر پایان می یابد. این در حالیست که سخنگوی وزات خارجه جمهوری اسلامی روز گذشته اعلام کرد "تعلیق غنی سازی در دستور کار نیست
آصفی همچنین روز گذشته در پاسخ به سئوال خبرنگاری که از وی در باره ارتباط مانور نظامی اخیر جمهوری اسلامی با پایان ضرب الاجل شورای امنیت پرسش کرده بود، بطور تلویحی ارتباط بین این دو موضوع را تائید کرد
در پی اظهارات سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، یکی از سخنگویان کاخ سفید واشنگتن بار دیگر جاه طلبی های هسته ای ملایان را یادآور شد و گفت رژیم تهران، حلقه پیوندی است بین اقدامات تروریستی، تسلیحات کشتار جمعی و برنامه های خطرناک موشکی که نه تنها ثبات منطقه را تهدید می کند، بلکه نهایتا امنیت ایالات متحده و متحدانش را نیز به مخاطره خواهد انداخت
وی گفت همزمان شدن مانور نظامی جمهوری اسلامی با اعلام عدم قبول قطعنامه شورای امنیت برای متوقف کردن روند غنی ‌سازی اورانیوم، خطرات ناشی از جاه طلبی های هسته‌ ای رژیم تهران را به جهانیان یادآوری می ‌کند
این سخنگوی کاخ سفید افزود ما روشن کرده ایم که اگر رژیم تهران قطعنامه شورای امنیت را نپذیرد، ایالات متحده بسرعت برای اجرای تحریمهای لازم وارد عمل خواهد شد
پیش تر تام كیسی، یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه آمریكا نیز گفته بود اگر رژیم تهران تا پایان مهلت اعلام شده به درخواست شورای امنیت پاسخ ندهد، تحریمهای لازم علیه آنها به اجرا گذاشته خواهد شد
وی گفت ایالات متحده با رژیم تهران مشکلات حل نشده بسیاری دارد ‌که جاه طلبی های هسته ای، یكی از آنهاست. مسئله دیگر نقش بی ثبات كننده رژیم تهران در منطقه و حمایت آنها از گروههای تروریستی به ویژه از حزب الله است
در این میان روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی متعلق به آخوند خامنه ای در سرمقاله روز گذشته خود بار دیگر قطعنامه شورای امنیت برای توقف غنی سازی اورانیوم را رد کرد و از جمله نوشت "ناسیونالیسم هسته ای ما اگر تا دیروز برای آمریکايیها فقط ناسیونالیسم بود، امروز با سیلی محکمی که آنها از حزب الله و مردم لبنان خورده اند، با مفهوم دیگری نیز همراه است که دشمنان ما چاره ای ندارند جز آنکه برای آن نیز حساب ویژه ای باز کنند. حسابی که موجب می شود اگر آمریکايیها از جنگ 33 روزه لبنان درس نگرفته باشند، در پرونده هسته ای ایران از این پس روش عاقلانه ای در پیش نگیرند، سیلی دوم را البته محکمتر از سیلی اول دریافت نمایند

Monday, August 14, 2006

تأمّلاتی در بارة جنبش مشروطیّت - علی میرفطروس (بخش اوّل)




انقلاب مشروطیّت، انفجاری بود در مـرز انحطاط و پوسیدگی، هم در حوزة ذهن (اندیشه و جهان بینی) و هم در حوزة زبان (شعر و ادبیات)
* نگاهی به نشریات، روزنامه ها، شعـارها و اعلامیه های دوران مشروطیّت، نشـان می دهد کـه فضای عمومی جنبش مشروطیّت اساساً یک فضای غیردینی بود و برخـلاف نظـر دکـتر جواد طباطبائی، «علمای مشروطه» درک روشنی از هدف های عُرفیِ مشروطیّت نداشتند چـرا کـه فلسفة سیاسی مشروطیّت، متأثر از فلسفة سیاسی غرب بود در حالیکه «علمای مشروطه» اطلاعی از فلسفة سیاسی غرب یا اروپا نداشتند
* متفکران دورة مشروطیّت بـرای اولین بـار کوشیدند تـا «هویّت ملّی» را جـایگزین «هویّت اسلامی» نمایند
اشاره:صدمین سالگرد انقلاب مشروطیّت با استقبال عظیم عموم ایرانیان روبرو شده بطوریکه «روشنفکران دینی» و حتّی روحانیّت حاکم بر ایران نیز صدمین سالگرد این انقلاب دوران ساز را گرامی داشته اند. این عنایت و استقبال از یکطرف، ناشی از شکست ایدئولوژی های فریبا (چه دینی و چه لنینی) است و از طرف دیگر: نشانة آگاهی و بیداری ملّی ما می باشد. مقالة حاضر، «تأمّلاتِ» نگارنده است بر بعضی ضعف ها و ظرفیّت های انقلاب مشروطیّت و تطوّر بعدی آن تا انقلاب اسلامی 1357. از دوست عزیزم، آقای مازیار قویدل (سردبیر سایت «شاهنامه و ایران») که همّت کرده و «تأمّلات» زیر را از خلال گفتگوها و مقالاتم (در سال های 1993-2004) استخراج و تدوین کرده اند، سپاسگزاری می کنم.ع. م
«سفارت مآبا!... وسعت ملک فرنگستان چقدر است؟ ثانیاً: فرنگستان عبارت از چند ایل نشین یا چادرنشین است؟ خوانین و سرکردگان ایشان کیانند؟ (آیا) فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است؟ بناپارت نام کافری که خود را پادشاه فرانسه می داند کیست و چکاره است؟ ... اینکه می گویند (مردم انگلیس) در جزیره ای ساکنند و ییلاق و قشلاق ندارند راست است یا نه؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟ احسن طُرُق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکّل میّت و لحم خنزیر کدام است؟ ...
این، سخنِ فتحعلی شاه قاجار در نامه ای به سفیرش در استانبول، بی خبری سلاطین قاجار از تحولات عظیمِ «فرنگستان» (غرب) در اواسط قرن نوزدهم را نشان می دهد. به عبارت دیگر: در قرن نوزدهم میلادی که اروپا مراحل تازه ای از پیشرفت و تمدن و اکتشافات و اختراعات علمی را پشت سر می گذاشت، شناخت سلاطین قبیله ای قاجار از جهان آنچنان محدود و عقب مانده بود که فکر می کردند اروپا و آمریکا در عمق زمین قرار دارند بطوریکه فتحعلی شاه قاجار بهنگام شرفیابی قنسول انگلیس از او می پرسد: «چند ذرع باید زمین را کند تا به ینگه دنیا (آمریکا) رسید؟»!!!با چنین گذشتة ایلی و روان فرهنگی - مذهبی، ما به آستانة قرن بیستم قدم گذاشتیم. در واقع - غیر از دوران سامانیان و یکی دو دورة دیگر - ما تا آستانة انقلاب مشروطیت (1906)، در گذشته های عمیقاً ایلی و قرون وسطایی بسر می بردیم و با چشم های معیوب و پرحیرت، در افق های دور، نظاره گر تحولات عظیم غرب بودیم.هر چند که نشانه های فراوانی از مفهوم «آگاهی ملّی»، وطن دوستی و «هویّت ملّی» در تاریخ و ادبیات ایران وجود دارد، امّا باید دانست که در ایران هیچگاه مفهوم دولت - ملت (Etat-Nation ) به معنای اروپایی آن، شکل نگرفت و هم از این روست که مفاهیم «دولتی» و «ملی» در جامعة ما، معنایی متفاوت با آنچه که در اروپا رایج است دارند. بخاطر ساختار ایلی - قبیله ای حکومت ها و عدم شکل گیری طبقات اجتماعی در یک رَوَند هزارساله، در ایران (برخلاف اروپا) هر قشر و صنفی برای پیشبرد اهداف سیاسی یا اقتصادی خویش، خود را به سلطان (حکومت و دولت) وابسته می کرد بطوریکه سلطان - بعنوان «قبلة عالم» و «ظل الله» - مالک جان و مال و حیثیت مردم بود و در این میان حتی درباریان و اشراف و اعیان و خصوصاً تجار و بازرگانان نیز امنیتی نداشتند و چه بسا با اشارة انگشتی یا با صدور فرمانی، جان شان بر باد می رفت و یا اموال و دارائی شان، مصادره می شد. این وضع در سراسر دوره های تاریخ ایران تا زمان مشروطیت ادامه داشت. «گاسپار دروویل» که در عصر قاجاریه از ایران دیدن کرده، در سفرنامه اش می نویسد:«ارادة شاه بمنزلة قانون بود. مردم ایران - جملگی - رعایای شاه محسوب می شدند و شاه با آنها به هر وضعی که می خواست، رفتار می رکرد. عنوان «قُلی» (بنده و غلام) ضمیمة نام بسیاری از اشراف و درباریان بود و هنگامیکه شاه، فرمانی بعنوان قانون صادر می کرد، وزراء آن را مستقیماً به حُکّام ولایات ابلاغ می کردند در حالیکه روحِ مردم از این قانون گذاری، بی خبر بود».بنابراین: روشن می شود که چرا اولین شعارهای رهبران و متفکران مشروطیت، حکومت قانون و محدود و مشروط کردن اختیارات شاه بود.بافت اقتصادی ایران در آستانة مشروطیت یک بافت پيش سرمايه داري و اساساً ايلي- روستائي بود. 80 درصد از جمعيت 8-9 ميليون نفري ايران در آن هنگام روستائيان و ايلات و عشاير بودند و سرمايه داري صنعتي و تجاري تنها 3 درصد را تشكيل مي داد. 17 درصد ديگر را كارگران توليدات يدي و صنعتي، پيشه وران خرده پا، بازاريان، گروه هاي كارمندان شهري و طُلاّب تشكيل مي دادند.در اواخر قرن نوزدهم ميلادي كوشش هائي براي تأسيس كارخانه هاي بلورسازي، پارچه بافي، نخ ريسي، كبريت سازي، صابون سازي و قند كهريزك در تهران و تبريز و اصفهان و رشت صورت گرفت اما بخاطر نفوذ دولت هاي روس و انگليس و در نتيجة هجوم توليدات خارجي به ايران، اين صنايع نوپا تاب مقاومت در برابر كالاهاي خارجي را نيافتند و بزودي ورشكست يا تعطيل شدند. بسياري از تُجّار و بازرگانان عمده - پس از مقاومت هاي اوليّه (مثلاً در جنبش تنباكو) - سرانجام با نزديك شدن به دو قدرت سياسي آن روز، به « دلاّل» كالاهاي روسي و انگليسي تبديل شدند.ايجاد كارخانه هاي بلورسازي، نخ ريسي، صابون سازي، پارچه بافي و كبريت سازي در شهرهاي تهران، تبريز و رشت و اصفهان، باعث پيدايش رشد كمّيِ كارگران يدي و صنعتي، پيشه وران خرده پا و بازاريان گرديد. بنابراين شگفت انگيز نيست كه اين شهرها در جريان جنبش مشروطه پايگاه هاي اصلي مجاهدان و مبارزان عليه استبداد داخلي و استعمار خارجي بودند، با اين حال بخاطر ضعف ها و محدوديت هاي موجود، كارگران يدي و صنعتي، پيشه وران خرده پا و بازاريان و بطور كلي طبقة متوسط شهري، فاقد گستردگي و آگاهي هاي لازم سياسي - فرهنگي بودند و لذا - بتدريج -طعمة وعده ها و وعظ هاي دشمنان مشروطيت (كه اينك ديگر لباس مشروطه خواهي پوشيده بودند) شدند.شکست ایران در دو جنگ با روسیه در اوایل قرن نوزدهم و تحمیل معاهده های اسارت بارِ «گلستان» و «ترکمن چای» که در نتیجة آنها، 17 شهر قفقاز و نیز بعضی از شهرهای شمال شرقی، از ایران جدا و ضمیمة خاک روسیه شدند، در واقع باروتی بود که حس نهفتة ملیِ ایرانیان را منفجر کرد و برای اولین بار جامعة ایران و خصوصاً روشنفکران ایران را با «چرا؟» و «چه باید کرد؟» روبرو ساخت. برای اولین بار، ایرانیان وطن دوست متوجه شدند که برخلاف اعتقاد آیات عظام، با آیه و استخاره و دعا و روضه نمی توان به جنگ توپ و تفنگ های «کفّار» رفت. جامعة ایران و خصوصاً روشنفکران ایران، عامل اصلی این دو شکست اسارت بار را، هم در حکومت مطلقة ایلی و بی تدبیری سیاسی قاجارها می دانستند و هم در سلطة بلامنازع علمای مذهبی می دیدند که در واقع «یارِ غار» حکومت و آتش بیارِ جنگ های ایران و روسیه بودند و با هرگونه نوآوری و نوسازیِ اجتماعی - سیاسی مخالفت می کردند.در این میان، داد و ستدهای بازرگانی و مسافرت ایرانیان به روسیه و بعضی کشورهای اروپایی و خصوصاً آگاهی از تحولات فکری و سیاسی - اجتماعی انگلیس و فرانسه، بطور کلی ذهنیّت ایرانیان را تغییر داد. بدین ترتیب: محدود کردن یا مشروط کردن حکومت مطلقة سلطان و کوتاه کردن دست مُلاّها از نهادهای قضائی و آموزشی جامعه، وضع قانون و ایجاد عدلیه، به خواست عینی و اساسی مردم ایران - خصوصاً روشنفکران - بدل شد.به عبارت دیگر: پس از شکست ایران از روسیه و معاهدة ننگین گلستان و ترکمانچای و ضرورت تجهیز به سلاح های مدرن و آشنایی با دنیای غرب، نسیم آگاهی و پیشرفت و تمدن جدید در ایران احساس شد و سیستم ایلی - استبدادی قاجارها بر اثر مجموعة شرایط تاریخی - اجتماعی و بین المللی، تَـرَک برداشت.بنابراین، نهضت مشروطیت، اساساً تداوم حکومت ایلی و سنّتی در ایران و مظهر عینی و ذهنی آن (یعنی قدرت مطلقة سلطان و سلطة بلامنازع علمای مذهبی) را مورد هجوم قرار داده بود.انقلاب مشروطیت در واقع انفجاری بود در مرز انحطاط و پوسیدگی، هم در حوزة ذهن (اندیشه و جهان بینی) و هم در حوزة زبان (شعر و ادبیات). این انقلاب، جامعة ایران را پس از قرن ها سکوت و سکون ناشی از تحجّر و استبداد، ناگهان بخود آورد.با اینحال بخاطر سلطة مناسبات ایلی - «فئودالی» و تفکیک نشدن اقتصاد شهری از اقتصاد روستایی، فقدان سرمایه داری صنعتی و ادغام منافع «فئودال» ها و بورژوازی تجاری دلاّل و ضعف نیروهای نوین اجتماعی (خُرده بورژوازی، پیشه وران شهری و کارگران)، در یک مصالحة سیاسی بین اشراف درباری، بورژوازی تجاریِ دلاّل و روحانیت حاکم (مصالحه بین مشروطه خواهان و مشروعه خواهان) انقلاب مشروطیت نتوانست به پاره ای از هدف های اساسی خود توفیق یابد، بنابراین عجیب نیست که نخستین رؤسای دولت های مشروطه، «فئودال» و از شاهزادگان مستبد قاجار بودند!جنبش مشروطيت (1906) بعنوان بزرگ ترين جنبش اصلاح طلبانة تاريخ معاصر ايران براساس قانون و حاكميت مردم استوار بود. فلسفة سياسي اين جنبش با احكام شرعي (مبني بر ولايت مطلق يا مشروط فقها و حاكميت قوانين الهي) تعارض ذاتي داشت. قانون اساسي مشروطيت و متمم آن، با تأكيد بر تساوي همة افراد جامعه در برابر قانون، امنيت جاني، مالي و عقيدتي و مصونیّت از بازداشت هاي خودسرانه، آزادي انتشار روزنامه ها و تشكيل انجمن ها را تضمين مي كرد و ضمن نفي هرگونه حكومت مطلقه (چه ديني و چه دولتي)، حاكميت ملي را هدف اصلي و اساسي خويش قرار داده بود و ارادة مردم را منشاء قدرت دولت، و سلطنت را اگرچه «وديعه و موهبتي الهي» اما آنرا «از طرف ملت به شخص شاه، مفّوض شده» مي دانست.جنبش مشروطیت ایران، در حقیقت تبلور اجتماعی مقابلة «بدعت» (تجدّد) با «سُنّت» (شریعت) بود. متفکران مشروطه برای اولین بار کوشیدند تا «رعیّت» را به «ملّت» و «هویّت ملّی» را جایگزین «هویّت اسلامی» نمایند. از این دوران است که ما از یک «جامعة ایلی» به یک «جامعة ملّی» متحوّل شدیم
روشنفکران جنبش مشروطیّتروشنفكران عصر مشروطه با وجود ضعف ها و محدوديت هاي تاريخي و تعداد اندك شان، نقشي كارساز در ارتقاء آگاهي و پيشبرد شعارهاي اساسي جنبش داشتند.نگاهي به روزنامه ها و نشريات و شعارها و اعلاميه هاي دوران مشروطيت نشان مي دهد كه فضاي عمومي جنبش مشروطيت، اساساً يك فضاي غيرمذهبي و غيراسلامي بود. انزواي «مشروعه خواهان» (به رهبري فقیه معروف و برجسته اي مانند شيخ فضل الله نوري) آنچنان بود كه چاپخانه هاي تهران و ديگر شهرهاي بزرگ از چاپ اعلاميه هاي شان خودداري مي كردند. جالب است كه برخلاف انقلاب 57، هيچيك از روحانيون و رهبران بزرگ مذهبي،‌خواستار استقرار «حكومت اسلامي» نبودند. تلاش روحانيون معروفي مانند بهبهاني، طباطبائي، نائيني و آخوند خراسانی در بسيج مردم هرچند پراهميت و كارساز بود اما بايد دانست كه (برخلاف نظر دکتر جواد طباطبائی) آنان درك روشني از هدف هاي عرفي و غيراسلامي مشروطیّت نداشتند چرا که فلسفة سیاسی مشروطیّت، متأثّر از فلسفة سیاسی غرب بود در حالیکه علمای مشروطه، عموماً، اطلاعی از فلسفة سیاسی غرب یا اروپا نداشتند، لذا بعد از قدرت گيري مجلس و طرح قوانين غيراسلامي، آنان بتدريج از جنبش دلسرد و جدا شدند. سخن آیت الله طباطبائي در اين باره كه مي گفت: «سركه ريختيم، شراب شد» بسيار پرمعناست. منظورم اينست كه به فضاي غيراسلامي جنبش مشروطه و نقش روشنفكران لائيك در ارتقاء آگاهي و سطح شعارهاي جنبش تأكيد كنم.نکتة مهم اینست که روشنفکران و مبارزان عصر مشروطیت (به جز حیدر عمواغلی و یارانش) عموماً اصلاح طلب بودند نه انقلابی. اکثر این متفکران، تحول جامعة ایران را بصورت گام بگام و خصوصاً از طریق مشروط کردن قدرت شاه، استقرار قانون و گسترش آموزش و پرورش نوین مد نظر داشتند، بدینجهت مشروطیت، هم به لحاظ شعارها و خواست ها و هم به لحاظ پایگاه و گسترة اجتماعی آن، «انقلاب» (بمعنای تعریف شده و شناخته شده کلمه) نبود از این رو اطلاق «نهضت» یا «جنبش» به مشروطیت شاید درست تر باشد.همانطوریکه که گفتم، مشروطیت اساساً یک جنبش اصلاح طلبانه بود. شعارها و خواست های اساسی متفکران مشروطیت، استقرار قانون، محدود و مشروط کردن قدرت سلطان، ایجاد مجلس شورا، اخذ تمدن و تکنولوژی غربی، ناسیونالیسم و غیره بود. متفکران و رهبران عصر مشروطیت، اساساً در پی سرنگون کردن حکومت و کسب قدرت سیاسی نبودند. نوعی «رنسانس» (یعنی بازگشت به تاریخ و فرهنگ و تمدّن ایران باستان) در عقاید متفکران مشروطه (مانند میرزا آقاخان کرمانی، میرزا فتحعلی آخوندزاده) وجود داشت که یادآورِ اندیشه های متفکران دورة رنسانس اروپا بود. متفکران دورة مشروطیت نیز مانند متفکران عصر رنسانس اروپا، معتقد بودند که رازِ رهایی جامعه از درماندگی و فلاکت تاریخی، گُسستن از فرهنگ دینی و رهایی از سلطة خرافات است.شاعران و متفکران دورة «مشروطیّت» - اساساً- دارای سه وجه مشخصّه بودند؛ 1- ارزشگزاری به میراث ملّی و توجّه به تاریخ و تمدّن ایران باستان (ناسیونالیسم). 2- مبارزة بی پروا علیه دین و خرافه پرستی.3- اعتقاد به جلب و جذب تمدّن و پیشرفت های علمی اروپا. این هر سه مشخصّه را در آثار «میرزا فتحعلی آخوندزاده»، «میرزا آقاخان کرمانی»، «عشقی» و «عارف قزوینی» می توان یافت.«عارف قزوینی» شاعر ملّی ایران و ترانه سرای بزرگ انقلاب مشروطیت در مبارزه با «دین» و پاسداران و نمایندگان آن (شیخ، زاهد و واعظ) شعرهای بسیاری سرود. او که ابتداء به اصرار و تشویق پدرش، سه سالی «روضه خوان» شده بود، خیلی زود به ماهیت «دین» و «زاهدان ریائی» پی بُرد. خودش می گوید: «مرا زیر بارِ ننگینی بُردند یعنی عمّامه بر سرم گذاشتند، امّا همانطور که عمّامه مرا شرمنده و رسوا کرد، من هم «عمّامه» را پیش اهل علم، بصورت یک پول سیاهِ قلب، قلمداد کردم ... صُحبتِ کُفر من، اندر سرِ منبرها شد ...» با چنین آگاهی و دانشی بود که «عارف» علیه قید و بندهای مذهبی و «مُلاّ» های زمانه اش شورید و چنین سرود:کار با شیخ، حریفان! به مُدارا نشودنشود یکسره، تا یکسره رسوا نشودشده آن کار که باید بشود، می بایدکرد کاری که دگر بدتر از این ها نشوددرِ تزویر و ریا، باز شد این دفعه چنان -بست باید، که پس از بسته شدن، وا نشودسلب آسایش ما مردم، از این هاست، چرا -سلب آسایش و آرامش، از این ها نشود؟«عارف»، چنان از «شریعت» و «شریعتمداران» بیزار بود که حتّی (برخلاف وصیّت پدرش) دستور داد تا تا از باغ های انگوری که قرار بود درآمدِ آنها صرفِ «روضه خوانی» شود - «شراب» بگیرند و خود - هر ساله- از تهران به قصد خوردن «شراب خانگی» عازم قزوین می شد ... گفتنی است که «عارف قزوینی» هم بعنوان یک «لائیک» و هم بعنوان یک «ناسیونالیست» می گفت: «آنچنان به ایران علاقمندم که حتّی تمامتِ «بهشت» را به یک وجب خاک ایران، معاوضه نمی کنم ...»***بر خلاف نظر برخی از محققان (خصوصاً آقای باقر مؤمنی)، جنبش مشروطیت یک «انقلاب بورژوا - دمکراتیک» نبود چرا که با توجه به ساختار اقتصادی - اجتماعی و فرهنگی جامعه، چنین انقلابی در ایران - اساساً - غیرممکن بود. با چنان ساختار اقتصادي - اجتماعي و با چنان دستگاه فكري و مفهومي، انقلاب مشروطيت نمي توانست به بسياري از شعارها و آرمان هاي خويش برسد و اصلاً با چنان سطحي از رشد نيروهاي اجتماعي و اقتصادي تحقّق جامعة مدني، آزادي و دموكراسي در ايران غيرممكن بود. با اينحال بايد تأكيد كرد كه جنبش مشروطيت، فضاي ذهني و رواني جامعة ايراني را دگرگون كرد و شايد بتوان گفت كه از ايراني، انسان ديگري ساخت برخاسته از خاكستر قرون و اعصار. به عبارت ديگر: با جنبش مشروطيت، انسان ايراني از پيلة قرون وسطائي خود بدر آمد و چشم بر جهان معاصر گشود

پس از آدولف هیتلر هیچ جریانی این چنین خون آشام نبوده است


نیوت گرینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا طی مقاله ای که در روزنامه واشنگتن پست منتشر شد، نوشت اگر رژیم تهران که هنوز به بمب هسته ای دست نیافته می تواند حزب الله را اینگونه مجهز کند، تصور کنید اگر به چنین سلاحی دست پیدا کند، چه خواهد کرد
وی در مقاله خود با عنوان تنها چاره، پیروزی است، از جمله نسبت به دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای هشدار داده و نوشته است مسلح شدن رژیم تهران به تسلیحات اتمی، تهدید مرگباری برای جامعه جهانی خواهد بود
رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، بحث و بررسی در مورد خطر دستیابی رژیم تهران به سلاح هسته ای را مهمترین بحث دوران کنونی دانست و گفت این وضعیت تا حد زیادی قابل مقایسه با بحث چرچیل در دهه 1930 در باره ماهیت هیتلر و نازیسم است
وی در این مقاله ضمن رد مذاکره با حکومتهای خودکامه و اشاره مستقیم به اظهارات احمدی نژاد، نوشت دیپلماسی هرگز نمی تواند جایگزین پیروزی علیه مخالفی باشد که آشکارا خواهان نابودی شما است. دشمنان ما علنا آنچه را می خواهند، بیان می کنند. پس از آدولف هیتلر، هیچ جریانی این چنین خون آشام نبوده است

Sunday, August 06, 2006

صدای رسای هر ایرانی، علیه اقدامات جنایتکارانه رژیم

لیلا جدیدی
روز 7 مرداد، احمد باطبی که رژیم جمهوری اسلامی او را به خاطر دفاع از شرافت انسانی، متهم ردیف اول کوی دانشگاه شناخته، در منزل خود بازداشت شد. امروز (13 مرداد) او هفتمین روز اعتصاب غذای خود را در زندان مخوف حکومت ولایت فقیه می گذراند. خانم سمیه بیات، همسر آقای باطبی در مراسم گرامی داشت اکبر محمدی فاش کرد که مامورین اطلاعات او را در صورت هرگونه فعالیت برای آزادی همسرش تهدید به بازداشت کرده اند. روز گذشته نیز بازجوی احمد باطبی به پدر او احتمال صدور حکم 9 سال حبس برای این زندانی را داد. این در حالیست که آقای باطبی به پدر خود گفته است اعتصاب غذای خود را تا پای جان ادامه خواهد داد
هنوز خون اکبر محمدی بر دستان دژخیمان خشک نشده که حکومت آستین را به قصد اقدام علنی دیگری در سرکوب مخالفان خود بالا می زند. آقای محمد محمدی، پدر اکبر محمدی در نامه ای از آثار شکنجه جنایتکاران و مزدوران رژیم بر پیکر فرزندش خبر داده و می گوید:پیشانی او ورم کرده، دندانهایش از دهان بیرون زده، کاسه سرش شکسته و از ناحیه گلو تا شکم و همچنین پشت او پاره و دوخته شده. در هنگام شستن از ناحیه سر و گوشهای او خون می آمد
رژیم ملاها تحت فشار جوامع بین المللی و اعتراضات مردمی در داخل و خارج از ایران، بی پرده چهره کریه و ضد انسانی خود را به نمایش گذاشته است. جمهوری اسلامی راه فرار از سرنگونی و فروپاشی حکومتش را در سرکوب و تهدید بیشتر و آشکار مردم و زندانیان سیاسی و دامن زدن به جنگ می بیند
همچنان که تهاجم رژیم به حق زیستن انسانها شدت می یابد، وظایف انسانی مردم ایران در اعتراض به این جنایتها سنگین تر می شود. زندانیان سیاسی نمادی از مبارزه مردم ایران برای آزادی هستند و این وظیفه هر ایرانی و انسان عدالت خواهی است که در دفاع از آنان و برای نجات جانشان بکوشد. نباید این صدا خاموش شود. هزاران زندانی سیاسی در پیکار برای ایرانی آزاد و آباد و شایسته مردمانش به جوخه های مرگ رژیم سپرده شده و یا در زندانها بسر می برند. باید پرچم آنان را به دست گرفت و در دفاع از عدالت یک لحظه هم آنرا بر زمین نگذاشت
احمدی نژاد اخیرا در نشست اضطراری سران سازمان کنفرانس اسلامی در مالزی اسراییل را "یک رژیم در حال اضمحلال" خواند و گفت: اقدامات جنایتکارانه نمی تواند او را نجات دهد
باید نشان داد که این حکم بیش از همه در مورد رژیم او صدق می کندلیلا جدیدی

سوریه اعلام کرد آماده جنگ است / 11 کشته در شمال اسرائیل


به گزارش خبرگزاری فرانسه، سوریه اعلام کرده است "برای وارد شدن به جنگ آماده است و هرگونه حمله از سوی اسرائیل را بلافاصله پاسخ خواهد داد
ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه که به منطقه ای در شمال لبنان رفته است، در پاسخ به خبرنگاری که از او در باره احتمال گسترش درگیریهای لبنان سئوال کرده بود، گفت "ما از جنگ منطقه ای استقبال می کنیم
وی گفت "سوریه مدتها است که خود را برای جنگ آماده کرده است و به هر اقدامی که توسط اسرائیل علیه سوریه انجام شود، بی درنگ پاسخ خواهد داد
وزیر امور خارجه سوریه که برای شرکت در جلسه فوق العاده لیگ عرب به لبنان رفته است، در سخنانش با قطعنامه اخیر فرانسه و آمریکا نیز مخالفت کرد و مدعی شد "این قطعنامه به نفع اسرائیل است و در آن پیروزی حزب الله در جنگ لبنان در نظر گرفته نشده است
در تهران، لاریجانی نیز قطعنامه فرانسه و آمریکا در مورد لبنان را رد کرد و آن را "ناعادلانه" خواند
همزمان اعلام شد بدنبال راکت پراکنی های امروز حزب الله دست کم 11 نفر در مناطق شمالی اسرائیل جان باختند و دهها تن دیگر مجروح شدند که حال سه تن از آنان وخیم استبه گزارش خبرگزاری فرانسه، سوریه اعلام کرده است "برای وارد شدن به جنگ آماده است و هرگونه حمله از سوی اسرائیل را بلافاصله پاسخ خواهد داد
ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه که به منطقه ای در شمال لبنان رفته است، در پاسخ به خبرنگاری که از او در باره احتمال گسترش درگیریهای لبنان سئوال کرده بود، گفت "ما از جنگ منطقه ای استقبال می کنیم
وی گف سوریه مدتها است که خود را برای جنگ آماده کرده است و به هر اقدامی که توسط اسرائیل علیه سوریه انجام شود، بی درنگ پاسخ خواهد داد
وزیر امور خارجه سوریه که برای شرکت در جلسه فوق العاده لیگ عرب به لبنان رفته است، در سخنانش با قطعنامه اخیر فرانسه و آمریکا نیز مخالفت کرد و مدعی شد "این قطعنامه به نفع اسرائیل است و در آن پیروزی حزب الله در جنگ لبنان در نظر گرفته نشده است
در تهران، لاریجانی نیز قطعنامه فرانسه و آمریکا در مورد لبنان را رد کرد و آن را "ناعادلانه" خواند
همزمان اعلام شد بدنبال راکت پراکنی های امروز حزب الله دست کم 11 نفر در مناطق شمالی اسرائیل جان باختند و دهها تن دیگر مجروح شدند که حال سه تن از آنان وخیم است

لاریجانی: توقف برنامه غنی سازی اورانیوم را نمی پذیریم


خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش داد علی لاریجانی، دبیر شورایعالی امنیت رژیم امروز اعلام کرد "جمهوری اسلامی توقف برنامه غنی سازی اورانیوم را نمی پذیرد و قطعنامه شورای امنیت، هیچ تاثیری بر اراده رژیم تهران برای ادامه فعالیتهای هسته ایش ندارد
لاریجانی که در یک کنفرانس مطبوعاتی در تهران سخن می گفت، قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد را که هفته گذشته تصویب شده بود، "بی ارزش" توصیف کرد و گفت "فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی قانونی است و در نتیجه توقف غنی سازی اورانیوم را نمی پذیرد
این نخستین واکنش رسمی یک مقام عالیرتبه جمهوری اسلامی به قطعنامه شورای امنیت است
لاریجانی گفت "این قطعنامه هیچ تاثیری بر ادامه فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی نخواهد داشت و رژیم تهران مصمم است به فعالیتهای خود در این زمینه ادامه دهد
لاریجانی همچنین به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس در مصاحبه با یک روزنامه چاپ هند در مورد پاسخ جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی غرب نیز گفته است "در فضايی كه هيچ اعتمادی وجود ندارد، اینگونه پیشنهادها بی ‌معنی است
لاریجانی در این مصاحبه جامعه بین المللی را مورد تهدید قرار داد و گفت "کشورهايی که این قطعنامه را تصویب کردند، می خواهند بر ما فشار بیاورند، اما این فشارها هيچ تاثيری بر اراده ما ندارد و حتی ممكن است منجر به واكنش بسيار تندی از سوی ما بشود
روزنامه حكومتی جمهوری اسلامی متعلق به خامنه ای نیز در یکی از شماره های اخیر خود در باره قطعنامه 1696 شورای امنیت نوشت "دوشنبه گذشته پرونده هسته ای ايران شاهد يک تبانی بزرگ بین المللی بود. شورای امنيت سازمان ملل و اعضای آن قطعنامه پيشنهادی آمريكا و سه كشور انگليس، فرانسه و آلمان عليه پرونده هسته ای ايران را به تصويب رساندند."
شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ 31 ماه جولای (دوشنبه گذشته) قطعنامه ای را تصویب کرد که در آن از رژیم تهران خواسته شده تمام فعالیتهای هسته ای خود را از جمله فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم را تا پایان ماه آگوست (24 روز دیگر) متوقف سازد، در غیر این صورت شورای امنیت دست به اقدامات تنبیهی خواهد زد.

كانون نويسندگان ايران خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی شد

كانون نويسندگان ايران با صدور بيانيه‌‏اي به مناسبت آغاز پنجمين سال زنداني شدن ناصر زرافشان، بار ديگر ضمن اعتراض به حكم صادره براي وي، خواستار آزادي همه زندانيان سياسي شد
به گزارش "ايلنا"، در اين بيانيه آمده است: چهار سال از زنداني شدن ناصر زرافشان, عضو كانون نويسندگان ايران و يكي از وكلاي مدافع خانواده‌‏هاي قربانيان قتل‌‏هاي زنجيره‌‏اي گذشت. كانون نويسندگان ايران كه در جريان اين قتل‌‏ها دست‌‏كم دو تن از اعضاي برجسته‌‏اش -محمد مختاري و محمدجعفر پوينده- جان باختند, همواره اعتراض شديد خود را به اين حكم اعلام داشته و خواهان آزادي سريع زرافشان است
كانون نويسندگان ايران همچنين با اشاره به بازداشت برخي فعالان دانشجويي و فعالان دانشگاهي و سياسي، خواستار آزادي همه زندانيان سياسي شده است

صدای زندانیان سیاسی را به گوش جهانیان برسانید

http://www.iranbbb.org/
در حالی که رژیم انسان ستیز و قرون وسطائی ولایت فقیه، زندانهای ایران را به قتلگاه آزاد اندیشان و آزدایخواهان تبدیل کرده و بدون هیچ شرم و اِبائی فرزندان ایران را به وحشیانه ترین شکل، پرپر می کند، وظیفه هر ایرانی آزادیخواه و دموکرات است که صدای زندانیان سیاسی در بند رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان برساند، و برای آزادی این مظلومان از چنگال این رژیم بیرحم و دیکتاتور، از هیچ کوششی فروگذاری نکند
دست اندرکاران سایت ایران،ب،ب،ب، و تالار گفتگوی آن در پالتاک، برای انعکاس صدای زندانیان سیاسی و ایجاد پل ارتباطی بین این زندانیان و خانواده آنها در ایران، با رسانه ها و مجامع بین المللی در خارج از کشور فعالیت می کنند
به همین جهت دست تمام عزیزانی را که در این راه به ما یاری دهند می فشاریم و از همه وجدانهای بیدار و ایرانیان آزادیخواه یاری می طلبیم
به امید روزی که در سرزمین ایران، قوانین حقوق بشری به جای قوانین ضد بشری جمهوری اسلامی حاکم گردند و دیگر هیچ انسانی به خاطر ابراز عقیده و اندیشیدن مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار نگیرد و یا اعدام نشود
امیدواریم روزی شکنجه گاههای رژیم ددمنش جمهوری اسلامی، مانند کوره های آدمسوزی هیتلر، به موزه ای برای عبرت آیندگان تبدیل شوند
www.iranbbb.org info@iranbbb.org TEL. 0049 (0)175-662-7066

Friday, August 04, 2006

دادخواست اتهامی، عليه اكبر اعلمی و تابش و...، نمايندگان مجلس هفتم!

lبیانیه شماری از زندانیان سیاسی زندان رجايی شهر کرج
روز يكشنبه مورخه 8/5/85 كه اكبر محمدي واپسين ساعات و لحظات عمر29 ساله اش را ميگذراند، و در انتهاي بزرگراه زندگي پرمشقت و مبارزاتي خود قرار گرفته بود، چند نفر از فراكسيون اقليت نمايندگان مجلس اسلامي كه خط و خطوط فكري آنها برهيچكس پوشيده نيست، آنطور كه در مطبوعه اصلاح طلب شرق درج شده بود، براي بازديد از بندهاي سياسي زندان اوين قدم رنجه فرموده و به آن زندان مخوف رفته بودند
آنطوركه مطلع هستيم و طي مقالات پيشين به اطلاع رسيد، حضرات نمايندگان اصلاح طلب درمجلس اصولگرا، درست در ساعات و لحظاتي مشغول چرخيدن در صحن متعفن وهراسناك اوين بوده اند كه اكبر در حال جان دادن و احتضار قرارداشته است
مطلع باشيد كه دونفر ازهيئت بازديد كنندگان ازجمله نمايندگان بسيار پرس و صدا درمجلس ششم، اما خفقان گرفته درمجلس اصولگراي هفتم، بنام اكبراعلمي وتابش بوده اند
سئوالي كه دراينجا مطرح ميشود، و پاسخ آن را از نمايندگان بازديد كننده طلب مينمائيم، اين است كه: حضرات بايد بفرمايند كه براي ديدار با آقاي علي اكبر موسوي خوئيني دوست خود بزندان اوين رفته بودند، يا اينكه تشريف برده بودند، تا ببينند كه درزندان اوين و در بندهاي سياسي آن چه ميگذرد؟؟؟؟؟
اگر جواب مثبت است كه نيست! اين آقايان بايد توضيح بدهند كه به كدام بند سياسي رفته بودند كه حتي يك تن از زندانيان سياسي محبوس در اين بندها، آنها را نديده، و با آنها ملاقات نكرده اند؟؟؟ بند 350 كارگري كه بيشترين تعداد زندانيان سياسي را در خود جاي داده، و نام و آوازه اش چون زندان باستيل بر سر زبانهاست، چه وقت مورد بازديد اين نمايندگان بي وجدان قرا رگرفت كه حتي يك نفر از زندانيان محبوس درآن بند آقايان رانديده است؟؟؟
اگر اين نمايندگان باصطلاح اصلاح طلب، كه حالا دستشان حتي براي مردم حوزه هاي انتخابيه خودشان هم روشده و مردم دريافته اند كه آنها هم سر درآخور رژيم دارند و مشغول پركردن جيب هاي گشاد خودشان هستند، سري به بند 350 كارگري وبند 3 سياسي زده بودند، حتما "درمييافتند كه اوضاع واحوال از چه قراراست. اما دريغ و افسوس كه اين حضرات دروغ گفته و ميگويند. آنها بمنظور بازديد و بررسي از بندهاي سياسي و حال و روز زندانيان سياسي محبوس درآنها نرفته بودند! آنها رفته بودند تا وضعيت يار ديرين خود علي اكبر موسوي خوئيني را ببينند و دريابند كه در چه حاليست، و چه بكنند تا هرچه سريعتراو را بيرون بياورند
البته ما بهمان نسبتي كه از رهائي دوستانمان حمايت ميكنيم، از آزادي موسوي خوئيني هم پشتيباني مي نمائيم، باين دليل كه ما تمامي زندانيان سياسي را نقطه مقابل استبداد و خواهان حاكميت ملي ميپنداريم. اما مشاهده ميكنيم كه ديگران بگونه ديگرانديشيده وهنوز هم خود را در مرزبنديهاي نخ نما شده ((خودي وغير خودي)) محبوس نگه داشته اند. چه كه اگر غيراز اين ميبود، آقايان بظاهر نمايندگان ملت كه درآن روزشوم بزندان اوين رفته بودند، نميبايست تا چشمان خود را بر چنين فاجعه بزرگ وجنايت هولناكي مي بستند
بهمين دليل است كه ازهم اكنون بايستي متوجه باشند كه مجموعه آن گروه بازديد كننده اززندان اوين، در زمره متهمين اين جنايت، در كنار ديگر متهمين قرار دارند، و بايستي بدانند كه بالاخره يك رو بايد پاسخگوي اين رويگرداني كه مصداق مشاركت در جنايت و قتل اكبرمحمدي محسوب ميشود، باشند
ما زندانيان سياسي محبوس درزندان رجائي شهر كرج بعنوان همرزمان شهيد جاويد اكبرمحمدي، از همين حالا دادخواست اتهامي عليه بازديدكنندگان و سايرمتهمان را اعلام، واز هموطنان گرامي تقاضا داريم تا با طرح اين دادخواست در سطح جهاني و سايتهاي اينترنتي به جمع آوري امضا و تكميل اين دادخواست بكمك ما بشتابند
زندانيان سياسي: بهروزجاويد تهراني- اميرحشمت ساران- جعفراقدامي- عليرضا كرمي خيرآبادي- مهردادلهراسبيايران – تهران 12/5/85 (بيقرار)

پدر محمدی ها: نگذاريد خون اكبر بی نتيجه بماند و راه او را ادامه دهيد

بنا به گزارشهای رسیده، مینی بوس هايی که حامل شماری از مردم برای شرکت در مراسم یادبود اکبرمحمدی در آمل بود، توسط نیروهای امنیتی در جاده هراز متوقف و سرنشینان آن بازداشت شدند. از جمله این بازدداشت شدگان شیوا نظرآهاری ، سعید کلانکی، آقای امامی، امید عباس قلی نژاد و جمعی دیگر از اعضای دفتر تحکیم وحدت و دیگران بودند
فعلا ازسرنوشت بازدداشت شدگان خبری دردست نیست
این گزارش حاکیست مراسم در آمل و درمنزل محمدی ها برگزار شد و زندانیان سیاسی بند 350 با تماس تلفنی مراتب غم و اندوه خود را به این خانواده ابراز کردند
ادوارنیوز نیز در گزارشی نوشت حضور گسترده نيروهاي امنيتي و لباس شخصي در اين مراسم بسيار چشمگير بود
در اين مراسم پدر اكبر محمدي در حالي كه به شدت متاثر بود و اشك مي ريخت با در آغوش گرفتن منوچهر محمدي كه لباس هاي اكبر محمدي را نيز بر تن داشت به حاضران گفت از امروز براي من منوچهر هم اكبر است هم منوچهر و من از امروز اكبر را در سيماي منوچهر مي بينم . وي در همين حال گفت : نگذاريد خون اكبر بي نتيجه بماند و راه او را ادامه دهيد
مادر اكبر محمدي نيز در حالي كه گل و شيريني بر روي مزار اكبر محمدي گذارده بود در اين مراسم گفت امروز روز عروسي فرزندم است و همه شما در جشن عروسي اكبر شركت كرده ايد
در شهر آمل همه اهالي نشاني منزل اكبر محمدي را مي شناختند و با شركت كنندگان در اين مراسم ابراز همدردي مي كردند

بازداشت اعضاي جبهه متحد دانشجويي در مسير شركت در مراسم اكبر محمدي

ادوار نيوز : صبح امروز و در حالي كه اعضاي جبهه متحد دانشجويي كه در ميان آنان شيوا نظر آهاري و كيانوش سنجري نيز بودند ، بوسيله يك دستگاه ميني بوس قصد عزيمت به آمل براي شركت در مراسم اكبر محمدي را داشتند ، بازداشت شدند
اين دانشجويان نيز در همان پاسگاهي بازداشت شدند كه پيش از آن جمعي از اعضاي دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران بازداشت شده بودند