Sunday, June 11, 2006

همین روزها است که شیرین عبادی به گردان استشهادیون بپیوندد


خانم شیرین عبادی بجای تلاش برای جايگزينی حقوق بشر و دموکراسی، دنبال ائتلاف ضد جنگ بدون توجه به مشکلات حقوق بشری هستند که در اين شرايط، خواسته جمهوری اسلامی است و از سوی ديگر بر وقايع تلخ و تکان دهنده ميهن چشم بسته اند و در جايگاه تئوريسين و استراتژيست به اظهار نظر عليه دولت آمريکا مشغولند و عنقريب است که به جمع استشهاديون طرفدار ولايت بپيوندند
اکبر عطری
اين روزها سخنان خانم عبادی را می خوانم و تعجب می کنم. از اين رو موضع گيريهای ايشان در محافل و مجالس غربی را قابل نقد می دانم هر چند اين به معنی ناديده گرفتن زحمات و تلاشهای آن بزرگوار نيست. قبل از اينکه خانم عبادی برنده جايزه ی نوبل شود به عنوان يک قاضی زن در رژيم گذشته و معترض به نابرابری حقوق زن و مرد و وکيل مطرح بود اما بعد از گرفتن نوبل انتظار می رفت بجای وارد شدن به کشمکش های سياسی بين محافل اروپايی و امريکايی که هيچ نتيجه و دستاوردی برای حل معضلات جامعه ی ايران ندارد به مساله ی حقوق بشر و دموکراسی در ايران اهتمام بيشتری بورزد
اما بنظر می رسد که چنين انتظاری اشتباه بوده و ايشان به تدريج از اين امکان وموقعيت تاريخی به شکل شايسته استفاده نکردند در شرايطی که مساله ی هسته ای به دغدغه ی جهانی تبديل شده و دغدغه ی جمهوری اسلامی گرفتن تضمينهای امنيتی (بخوانيد عدم اعتراض به وضعيت حقوق بشر و آزادی در ايران) است
بجای تلاش برای جايگزينی حقوق بشر و دموکراسی ، دنبال ائتلاف ضد جنگ بدون توجه به مشکلات حقوق بشری هستند که در اين شرايط خواسته جمهوری اسلامی ست و از سوی ديگر بر وقايع تلخ و تکان دهنده ميهن چشم بسته اند و در جايگاه تئوريسين و استراتژيست به اظهار نظر عليه دولت آمريکا مشغولند و عنقريب است که به جمع استشهاديون طرفدار ولايت بپيوندند
ايشان مسايل را بيشتر از منظر يک سرباز آماده جانفشانی می بينند که منتظر دستور فرمانده ما فوق است تا برنده نوبل و تلاشگر راه حقوق بشر و دموکراسی
البته من، شخصا مخالف شکل گيری جنگ بر عليه ايران هستم. ولی در خصوص نفس برخورد نظامی، نمی توان حکم کلی صادر کرد چرا که اتفاقات ربع قرن اخير نشان می دهد در مواردی دخالت نظامی ناگزير هست برای مثال آنچه که در بوسنی، سومالی و يا افغانستان رخ داد. اما اگر قرار هست ائتلافی شکل بگيرد بهتر هست برای الزام ديکتاتورها به رعايت حقوق بشر و دموکراسی باشد
نکته ی مهم ديگر اين است که همه ی مخالفين جنگ، طرفدار حقوق بشر، صلح و دموکراسی نيستند بلکه آن را ابزاری برای دفاع از استمرار شرايط ظالمانه موجود می بينند. بنابرين همراهی با آنها نمی تواند کمکی به صلح و حقوق بشر نمايد
در حالی که در چند ماه گذشته بخصوص روزهای اخير بيرحمی و خشونت نظام نسبت به مردم به اوج خود رسيده است. تلاش و پافشاری کارگران برای داشتن سنديکا منجر به سرکوب و اخراج آنها شده و رهبرشان در بازداشت بسر می برد . در اعتراضات هموطنانمان در آذزبايجان در برابر ظلم و تبعيض بخاطر سرکوب خشونت آميز سپاه و بسيج دهها تن کشته و صدها نفر زخمی و تعداد بيشماری بازداشت شدند که در شرايط بسيار وحشتناکی به سر می برند چرا خانم عبادی در مقابل اين حادثه درد ناک موضعگيری متنا سب با آن نمی کند؟
از سوی ديگر در شرايطی فعاليتهای دانشجويی و زنان بشدت سرکوب و فعالين آنها راهی زندان می شوند. در بلوچستان مردم ستمديده و معترض به تبعيض را به بهانه ی برخورد با اشرار به خاک و خون می کشند، بانوی نوبليست ايران مشغول مخالفت با سياستهای آمريکاست و برای دفاع از سياستهای مساله دار جمهوری اسلامی ائتلاف تشکيل می دهد و عملا به يکی ديگر از سخنگوهای وزرات خارجه دولت احمدی نژاد و حافظ منافع چپاولگران اين ديار شده است و چشم بر جنايات داخل کشور فرو بسته است و در برابر سرکوب و کشتار مردم بيگناه آذربايجان و ناله های مادران ماتم زده سکوت کرده و هيچ اعتراضی نمی کند و اين هم از بد اقبالی اين مردم هست که چشمان تيز بين ايشان زندان گوانتاناما را می بيند اما از ديدن جنايات عليه مردم ايران عاجز هست.سرکوب کردها ، اعراب ، بلوچها ، ترکها ،زنان ، کارگران ، روشنفکران ، دانشجويان ، روزنامه نگاران و اقليتهای مذهبی در چشم ايشان به اندازه ی زندان گوانتاناما مهم نيست
ايشان شايسته است بدانند ، چراغی که بر خانه واجب هست بر مسجد حرام است. من هم مخالف نقض حقوق بشر توسط هر کسی و در هر جا هستم اما بايد توجه کنيم که آن افراد متهم به تروريسم هستند ممکن هست که تعدادی بيگناه هم در بينشان باشد مستحق تر از مردم ايران نيستند و مطمئنا کسانيکه شرايط زندانهای ايران را تجربه کردند شهادت خواهند داد که گوانتاناما بد تر از ايران نيست و مهمتر اينکه هزاران وکيل و صدها سازمان حقوق بشری پيگير مساله آنها هستند و حال اين تبديل شده به يک دکان برای امسال آقای خامنه ای و احمدی نژاد. و بهتر هست که خانم عبادی با آنها همراه نشود . اما در عوض در ايران ما با يک حاکميتی که متهم به نقض مستمر حقوق بشر و حمايت از تروريسم هست و نخبگان ، فعالين حقوق بشری و سياسی ، روزنامه نگاران ، دانشجويان و زنان را به بند می کشد ، روبرو هستيم
آيا انصاف هست که خانم عبادی چشم بر اين مطلب ببندد و برای خشنودی و کسب وجهه بجای مطالبه حقوق ملت ايران، مثل واعظ ها حرفهايی را بر زبان جاری کند که خوشايند همراهان وی که از سوی پاره ای جريانات سياسی غربی سازماندهی می شوند، باشد؟ خانم عبادی دائما نظرات شخصی خودشان را از زبان مردم ايران جاری می سازند .ايشان کجا از ناحيه مردم ايران وکالت در يافت کرده اند؟ ايشان در چند مورد هم که وکالت زندانيان سياسی را بر عهده داشتند با اولين نهيب قاضی مرتضوی ميدان را خالی کرده اند. آيا بهتر نيست که خانم عبادی حداقل از زبان مردم ايران سخن نگويد؟ چرا که در فراخوان هايی که در داخل ايران دادند ميزان نمايندگی شان مشخص شده است
ايشان هر روز از جايگاهی حرف می زند که خود بهتر از هر کسی می داند که در چهار چوب دفاع از حقوق بشر و صلح نيست. يک روز ادعای سازگاری اسلام با حقوق بشر را می کنند. در حالی که تا قبل از دريافت جايزه نوبل ايشان از اين مسايل سخنی به ميان نمی آوردند و اساسا ايشان به عنوان فردی مذهبی و اسلام شناس در جامعه مطرح نبودند روز ديگر نظريه هانتينگتون را توطئه سرمايه داری و آمريکا معرفی می کنند و معترض دخالت امريکا برای فروپاشی شوروی ميشوند. گويا فراموش کرده که اين توجه برای تقويت حقوق بشر و دموکراسی در ايران بوده و ايشان از اين فرصت برای تقويت آن بايد استفاده کند
آيا تا الآن کسی پرسيده است که چرا خانم عبادی در محافل دانشگاهی ايران ظاهر نمی شود؟ چرا در ايران به حرفهای ايشان کسی وقعی نمی نهد؟ عمده ی وقت ايشان در تورهای با مقاصد خاص ضد آمريکايی سپری شده است
خانم عبادی بجای تاکيد بر رعايت حقوق بشر و استقرار دمکراسی در ايران از موضع استشهاديون سخن می گويد و غافل از اينکه اين "جمهوری اسلامی" است که کشور را در آستانه ی جنگ قرار داده است و اين طبيعی ست که دنيا نگران مساله هسته ای ايران باشد
ايشان می فرمايند که: "ما ايرانی هستيم و به هيچ وجه اجازه نخواهيم داد پای يک سرباز امريکايی به خاک کشورمان برسد..." يا اينکه تا آخرين قطره ی خون دفاع خواهند کرد يا اينکه بر صلح آميز بودن برنامه ی هسته ای ايران پافشاری می کند
خانم عبادی بنظر می رسد از حمله نظامی هم مانند اسلام شناسی و نظری تئوری پردازيشان شناخت واقع ندارند چرا که اولا قرار نيست که پای هيچ سربازی به ايران برسد که ايشان اجازه ندهند پای آنان به ايران برسد يا نرسد. در جنگ های جديد ابتدا يورش های گسترده هوايی صورت می گيرد و سربازان هنگامی وارد می شوند که مقاومتها در اثر حملات هوايی از بين رفته است .دوما می بينيم که غير از کشورهای دوست و برادر روسيه و چين و ونزوئلا ، همه مخالف ماجراجويی جمهوری اسلامی هستند و بر تعليق غنی سازی توسط ايران پافشاری می کنند بنابراين به لحاظ منطقی ايشان بايد از آقای خامنه ای بخواهد که کشور را گرفتار جنگ و تحريم نکند و دست از ماجراجويی و لجاجت بر دارد و به قوانين بين المللی احترام بگذارد و دغدغه ی جهانی را بر طرف کند و قوانين غير انسانی را تغيير دهد و اداره ی کشور را به منتخبان مردم بسپارد
سوما به ايشان نمايندگی مردم ايران را نداده اند که از موضع مردم ايران صحبت می کنند و شايسته است که ايشان نظراتشان را از موضع ديدگاه فردی خودشان بيان کنند . چهارم اينکه اگر ايشان بنا دارد جان خود را فدا کند بهتر هست آن را فدای حقوق بشر و دموکراسی و رفع تبعيض در ايران کند و با يک تهديد پرونده های موکلين سياسی را رها نساز
پنجم تا آنجا که معلوم شده هيچکدام از دولتمردان اصلاح طلب حتی خاتمی از برنامه ی هسته ای ايران اطلاع کامل نداشت من نمی دانم ايشان از کحا به اين اطلاعات مهم دست يافته اند و ماهيت برنامه های هسته ای حاکميت را صلح آميز می دانند؟
ايشان باز از موضع مردم ايران می گويند: "مردم ايران ممکن است نارضايتی‌هايی از دولت داشته باشند، ولی هرگز اجازه دخالت خارجيان را در امور داخلی خود نمی‌دهند."
"امريکا ادعا می کند اگر ايران به فناوری اتمی دست يابد، به دليل ساختار غير دموکراتيک، منطقه را ناامن می کند حال آن که در همسايگی ايران کشور پاکستان با ساختار حکومتی غير دموکراتيک و حاکميت نظاميان به بمب اتمی مجهز شده و واشنگتن چنين مسايلی را در باره آن مطرح نمی کند."
اينها سخنان آقای خامنه ای يا احمدی نژاد نيست اين حرف خانم شيرين عباديست.
من هر چه تامل کردم رابطه ی اين حرفها و مشکل حقوق بشر و دموکراسی در ايران را نيافتم. آيا بهتر نيست خانم عبادی در اين زمينه هايی اظهار نظر نکنند که برای مردم ايران هزينه داشته باشد؟ آيا شکاف گسترده حکومت – مردم را می توان به نارضايتی احتمالی تقليل داد؟
آيا بهتر نيست که ايشان در خصوص سرانجام نا فرجام پرونده هايی که وکالتش را کرده اند اظهار نظر کنند وبگويند که قاتلين مجيد شريف ، مختاری ، سعيدی سيرجانی ، فروهرها ... چه کسانی بودند و با دستور چه کسی دست به اين جنايت زدند ؟ و چرا وکيل اين پرونده هنوز در زندان هست چرا در پرونده ی زهرا کاظمی عدالت اجرا نشد چرا دختران زير ۱۸ سال اعدام می شوند؟ سرانحام پرونده ی قتلهای زنجيره ای زنان در کرمان و مشهد چی شد؟ چرا مخالفين سياسی اعدام و يا زندانی می شوند؟ چرا انسانها درجه بندی می شوند؟ چرا قلمها شکسته می شوند؟ چرا صاحبان قلمها زندانی می شوند؟ چرا تجمعات و راهپيمايی مسالمت آميز به خشونت کشيده می شود؟
بهتر است خانم عبادی که حال يک وطن پرست استشهادی شده اند به تاريخ مراجعه کنند و ببيند کشوری که بخش عمده ی ايران را جدا کرده روسيه هست اگر قرار بر بدبينی است .وضعيت روسيه از همه خراب تر است . برای ياد آوری هم که شده ، شايد بد نباشد خانم عبادی بداند که اين حرفها تاثيری بر بهبود ی وضعيت حقوق بشر در ايران نخواهد کرد و فقط به استمرار شرايط کنونی کمک خواهد کرد که قربه الی الله استشهاديون است!
اکبر عطری

No comments: